arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۱۱۵۱۶۹
تاریخ انتشار: ۴۵ : ۲۳ - ۱۶ خرداد ۱۳۹۲

برخورد سیاسی حماس-ایران در سوریه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
دیپلماسی ایرانی نوشت:

سایه بحران در سوریه بر بسیاری از ائتلاف های منطقه ای سنگینی می کند. این روزها سخن گفتن از محور مقاومت بدون در نظرگرفتن شرایط سیاسی در سوریه غیرممکن است. اگر تا دیروز حماس، حزب الله لبنان در کنار ایران و سوریه چهارظلعی ایستادگی در برابر زیاده خواهی های امریکا و اسرائیل در منطقه را تشکیل می دادند، امروز نام حماس دیگر در این محیط جایی ندارد.

حماس حساب خود را از ایران و حزب الله لبنان در سوریه جدا کرده است. انقلاب های عربی و روی کار آمدن جریان اخوان المسلمین در مصر برخی از رهبران حماس را آنچنان هیجان زده کرد که دست دوستان قدیمی چون ایران را رها کردند.

شاید خالد مشعل رهبر جریان سیاسی حماس را می توان به عنوان بهترین نمونه از این دست رهبران جریان مقاومت مثال زد. با تعمیق بحران در سوریه و مشخص شدن ماهیت اخوانی برخی مخالفان بشار اسد، خالد مشعل ترجیح داد دست بشار اسد را که سالها به هسته رهبری حماس در دمشق پناه داده بود رها کرده و به قطر برود. هرچند این روزها حضور وی در قطر هم دردسر ساز شده و برخی هم حزبی های او از لزوم فاصله گرفتن حماس از قطر در معادلات منطقه ای سخن می گویند. هرچند امیر قطر نخستین رهبر عربی بود که پس از حصر سیاسی و اقتصادی غزه راهی این منطقه شده و سرمایه گذاری چندمیلیارد دلاری در غزه را به نام خود سند زد اما هنوز هستند افرادی در شاخه های نظامی گردان عزالدین قسام که اعتقاد دارند پیروزی مقاومت در غزه با پول های اعراب ممکن نیست.

درست در روزهایی که معاون وزیر امور خارجه حماس در گفتگو با دیلی تلگراف از عدم حمایت های مالی ایران از این جریان ماتند گذشته گلایه می کند، شیخ قرضاوی در نماز جمعه هفته گذشته در حضور خالد مشعل بی سابقه ترین توهین ها را راهی حزب الله لبنان و البته ایران می کند. این سکوت مشعل دردسرهای فراوانی را برای وی در داخل بدنه سیاسی حماس بوجود آورده و به نظر می رسد که تهران و حماس با هم زاویه سیاسی پیدا کرده اند که عبور از آن با توجه به اختلاف های دو طرف در سوریه چندان آسان نیست.

 با حسین رویوران، تحلیلگر و کارشناس مسائل خاورمیانه در خصوص سابقه دوستی ایران و حماس و اختلاف های جدید بوجود آمده میان دو طرف به گفتگو نشستیم:

سالهاست که نام های حماس، حزب الله لبنان و ایران در کنار هم در تحلیل های منطقه ای به چشم می خورد. پیشینه این رابطه در چه مسائل و بازه تاریخی ریشه دارد؟
حماس  ابتدا تحت عنوان جنبش اخوان المسلمین فلسطین فعالیت خود را آغاز کرده و حرکت های وی در لوای این عنوان  تا سال 1987 ادامه داشت. در این سال انتفاضه اول در فلسطین آغاز شده و پس از آن نام حماس برای جنبش اخوان المسلمین در فلسطین انتخاب شد.  در حقیقت حماس مختصر حرکت مقاومت اسلامی در فلسطین است. این جنبش بر مبنای تفکر اخوانی شکل گرفت اما به دلیل آنکه در سال 1987 تاسیس شد از نظر فکری کاملا تحت تاثیر فضایی قرار گرفت که حزب الله ایجاد کرده بود. در آن سالها حزب الله پیروزی هایی را رقم زده و موفق شده بود تا شرایط جدیدی را به وجود آورد که نهایتا توانست جنبش مقاومتی بر اساس تفکر اسلامی و حزب اللهی در محیط کاملا سنی ایجاد کند. بنابراین ارتباط حماس با حزب الله ارتباط مرید و مراد است به دلیل آنکه الگوی خود را از آنها گرفته است.

حماس از طریق ارتباط فکری که با حزب الله داشت ارتباط مستقیمی با ایران پیدا کرد. حمایت های ایران از جریان مقاومت در فلسطین به گونه ای بود که قطعا می توان ادعا کرد که عمده موفقت های حماس در مقاومت علیه رژیم صهیونیستی به  حمایت های مادی و معنوی که ایران از این جنبش کرده بازمی گردد. بنابراین علیرغم آنکه اخوانی ها تفکر غیرجهادی داشته و رویکرد مقاومت به شکل و شمایل فعالیت های حماس در مرام نامه آنها نیست اما حماس از نظر بستر فکری اخوانی است و البته بخش جهادی و مقاومتی خود را از ایران وام گرفته است.

به نظر می رسد که آغاز بحران در سوریه بر این ائتلاف تاثیرات نه چندان مثبتی گذاشته است. موضع گیری های حماس در قبال ناآرامی ها در سوریه بر چه مبنایی استوار بود؟
از زمانی که بحران سوریه آغاز شد حماس موضع بی طرفی اتخاذ کرده بود، به دلیل آنکه احساس می کرد از یک سو با سوریه به عنوان یکی از محورهای مقاومت همبستگی دارد و از سوی دیگر نیروی معارضه ای که در سوریه شکل گرفت عمدتا اخوانی بودند و از آنجایی که حماس جریانی اخوانی است همبستگی تشکیلاتی با آنها داشت. بنابراین میان همبستگی مقاومتی و تشکیلاتی،  حماس بی طرفی را انتخاب کرد. اما پس از مدتی شاهد بودیم که گرایش همبستگی تشکیلاتی حماس بر همبستگی مقاومتی آن چربید و در نهایت مواضع خالد مشعل به آن سمت گرایش پیدا کرد و نتیجه این شد که حماس از سوریه خارج شده و کاملا تحت لوای همبستگی تشکیلاتی در ارتباط با مسائل سوریه علیه دولت مرکزی موضع گرفت.

اخیرا معاون وزیر امورخارجه حماس  از تیرگی روابط با ایران سخن گفته و حتی برخی مقام های ارشد در این جنبش مقاومت از قطع کمک های مالی تهران به خود سخن می گویند. آیا تنش در رابطه میان ایران و حماس به موضع گیری های متفاوت دو متحد قدیمی در قبال حوادث سوریه بازمی گردد؟
اخبار در خصوص ذات تنش بوجود آمده در رابطه دو طرف صحت دارد. جای هیچ گونه کتمانی نیست که  اختلاف نظر جدی میان ایران و حماس در خصوص مساله سوریه وجود دارد. در ارتباط با سوریه ایران از نظام به عنوان نظام حمایت نمی کند بلکه از این نظام به عنوان اینکه یکی از ارکان مقاومت  حمایت می کند. به عبارت دیگر اگر ایران قصد دارد تا سوریه را حفظ کند سوریه را برای فلسطین حفظ می کند و خود سوریه به ماهو سوریه برای ایران ارزش چندانی ندارد بلکه به عنوان جایگاه خاصی که برای فلسطین دارد برای ایران از اهمیت بالایی برخوردار است. ایران با توجه به نوع سرمایه گذاری که در خصوص فلسطین انجام داده از حماس دلخور است به دلیل آنکه این جنبش با کنار گذاشتن محور مقاومت به سمت همبستگی تشکیلاتی خود رفته  و این رویکرد برای ایران قابل قبول نیست. این مساله بر رابطه ایران و جنبش حماس تاثیر گذاشته و در نهایت از حجم رابطه آنها کاسته شده است.

با توجه به این شرایط آیا حماس به دنبال جایگزینی برای ایران و کمک های ایران است؟
بله. حماس به دنبال جایگزینی برای ایران است و تصور رهبران این گروه بر آن است  که با بیداری اسلامی کشورهای مصر، تونس و دیگر کشورهایی که اخوان در آنها به قدرت رسیده اند می توانند جایگزین یا جایگزین های مناسبی برای ایران پیدا کنند. اما رویکرد اخوانی ها در کشورهای مثال شده تا به امروز چندان به سمت حماس گرایش مثبت پیدا نکرده است.  به عنوان مثال  مصر تحت حاکمیت اخوان المسلمین تا به امروز نه تنها  تغییری در نظر خود در خصوص پیمان کمپ دیوید نداده است بلکه هیچ حرکت مثبتی در راستای بهبود وضعیت مردم در  فلسطین نیز انجام نداده و حتی به محاصره غزه همچنان ادامه دارد. تمامی این روند نشان دهنده آن است که شرط بندی حماس روی اخوان شرط بندی به جایی نیست و در نهایت اخوان المسلمین برخلاف انتظار حماس نتوانست جای ایران را پر کرده وجایگزینی برای حمایت های مادی و معنوی ایران تا به امروز برای حماس یافت نشده است.

 بنابراین درون حماس صحبت هایی در خصوص ترمیم رابطه با ایران مطرح می شود . یکی از افرادی که به همبستگی تشکیلاتی حماس معترض بوده الزهار است که پیش بینی های وی تا اندازه ای درست درآمد.  علیرغم آنکه در طول این مدت وی منزوی شده و به شدت با او برخورد شده بود اما در حال حاضر بسیاری در بدنه داخلی حماس متوجه شده اند که نگاه الزهار به مسائل صحیح تر بوده است.

بحران سوریه و دخالت های بازیگران خارجی در آن منطقه را به سمت نوعی واگرایی مذهبی و بروز اختلاف های قومی میان شیعه و سنی پیش برده است. به گونه ای که این روزها اعراب حاضر در حومه خلیج فارس به صراحت از تقابل با هلال شیعی مورد ادعای خود در منطقه سخن می گویند. در این فضا تا چه اندازه بروز اختلاف میان ایران و حماس در این چارچوب قابل تحلیل است؟

به نظر من اختلاف میان ایران و حماس در این قالب نمی گنجد.  دوری حماس از ایران سیاسی است و اگر اختلاف مذهبی میان این دو می توانست موجب واگرایی شود در گذشته اتفاق می افتاد چرا که از پیش ایران شیعه و حماس سنی بوده است.  حقیقت این است که در فضای ملتهب منطقه ای به دلیل سیاسی نوع ائتلاف ها و اتحادها تغییر کرده است. بدین معنا که ائتلاف ایران تغییری نکرده بلکه حماس دچار دگرگونی شده است. البته باید اشاره کرد که رابطه میان ایران و حماس قطع نشده بلکه همچنان دفتر حماس در ایران  برقرار است و رابطه وجود دارد اما نسبت به گذشته زاویه پیدا کرده است. بنابراین باید گفت دلیل این زاویه سیاسی است و نه مذهبی.

نظرات بینندگان