در این بی کرانه احوال مردمان ، آدمی آنگاه به طعن و دروغ مایل می شود که متوجه نباشد یا نخواهد متوجه شود به وجود همیشه حاضر او . نبود رنگ دو عالم که نقش الفت بود!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در اسفند ماه 89، بر رعایت اخلاق سیاسی و تفکیک نقد از اهانت توصیههای صریحی مطرح فرمودند . معظم له انتقاد، مخالفت و "بيان صريح و شجاعانه عقايد" را بدون اشكال برشمردند اما افزودند: همة اين مسائل بايد بدور از "هتك حرمت و اهانت و فحاشي"، بيان شود تا اعصاب جامعه و آرامش مردم را بر هم نزند و همه در اين زمينه مسئولند.
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخناني صريح به همه بويژه جوانان افزودند: پيام من به همه كساني كه حرف مي زنند و يا در مطبوعات، وبلاگ ها و محيط هاي ديگر مي نويسند اين است كه مخالفت كردن، رد كردن و محكوم كردن يك فكر سياسي و ديني يك چيز است و ابتلاي به رفتار غير اخلاقي و دشنام و هتك حرمت چيز ديگر. من اين مسائل غير اخلاقي را قاطعانه و بطور كامل رد مي كنم و نبايد انجام شود. حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به يك اشتباه فاحش و تصور كاملاً غلط افزودند: برخي جوانان با اخلاص، مؤمن و خوب، متأسفانه تصور ميكنند اينگونه اقدامات وظيفه است اما اين رفتارها، دقيقاً خلاف و عكس وظيفه است.
با عنایت به فرمایشات رهبری معظم ، در این مقال اندک ، نقدی مختصر به ادبیات حاکم بر برخی گفتمان های سیاسی در کشور بیان می گردد ؛
جامعه در تمام جلوه ها و ارتباطات خود مدام درحال تغییر است و در این تغییر جامعه ، چیزهایی در انسان ثابت میماند . « امر به معروف » و « نهی از منکر » دو کشش فطری انسانی و دو کشش واجب اجتماعی هستند که محدود به زمان و مکان خاص هم نمی شوند ، لذا در تغییرات عصر و نسل بعنوان مسؤلیتی اجتماعی بر دوش انسانها قرار می گیرند و در انحصار قشر و طبقه و مقام خاصی هم نیستند .
" امر به معروف و نهی از منکر" نیازمند صراحت و عدالت و بیداری است و هرآنکسی که بداند تحقق روشنی بی نفی ظلمت و تحقق عدالت بدون به پا خواستن علیه ظلم و بیداری بدون مبارزه با خواب امکانپذیر نیست ، موظف است این مسؤلیت اجتماعی را در زمان خویشتن و به قدر دانش خود به انجام برساند.
امروز باید فرق گذاشت میان «شیعه حسین » و « عزادار حسین » ، تفاوت قائل شد میان « حقیقت پرست » و « سیاست باز » ، میان « خشنود » و « ناراضی » و « منتظر » .
بیان معقول حقایق در هر موضوعی بدون شناخت و دانش لازم در آن امکانپذیر نمی باشد. خداوند متعال نعمت علم و دانش را به انسان عنایت فرمود و آدمی را به زیور آن بیاراست تا شریف ترین و پرارج ترین دوران زندگی او زمانی باشد که کسب دانش می کند، پس سخنور نیازمند بهره بردن از این زیور الهی است .
این مخصوص هر عالم و دانشمند و سخنوری است . باید بدانیم چه می گوییم و گفتارمان به آنچه باید بیان شود صدمه می زند یا خیر . از معلم و استاد گرفته تا خطیب و مداح. حکمت و دانش در اندیشه ، گفتار و رفتار فرد باید جاری و ساری باشد. آنچه این روزها بیش از پیش لزوم امر به معروف و نهی از منکر را نمایان می کند ، گفتارهای ناصواب و دور از ادب ، انصاف و دانشی است که در جامعه رواج پیدا کرده است.
این نوع برخورد و سخنان لغو ، بی آرِش و بی ارزش که لقلقه ی زبان خِرَد گم کردگان بی صفت شده است ، در دین مبین اسلام و از سوی ائمه بزرگوار ( ع ) به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است چنانکه امام علی(ع) در این رابطه می فرمایند: سلاح و ابزار انسان پست و لئیم، کلام قبیح است. و امام باقر (ع) نیز می فرماید: ناسزاگویی، اسلحه فرومایگان بدكار است. (سفینةالبحار، ج2، ص346(چاپ قدیم) ) ،
بنابر این آدمی باید در کلامش دقت داشته ، در خودش تأمل کند سخنی را که می خواهد با دیگران بازگو بکند؛ همانگونه بیان کند که خودش توقع دارد دیگران با او برخورد بکنند، همان توقعی را که نسبت به دیگران دارد که با او بطور انسانی و با شئون ایمانی برخورد کنند، خودش هم باید اینگونه باشد و کردار و گفتارش را بر این اساس بنا نهد.
آنان که تیغ طغیان بر زبان دارند و اسیر وهم و گمان شده اند و خود سرانه شیوه شب پیش گرفته و دل خورشیدیان را جریحه دار می کنند و با جهل خود شرر بر ریشه ی هر خشک و تر می زنند ، بنیانگذاران فتنه های تاریخ می شوند و سحر سازان سحر اندیشه را که سعادت جامه اند و شهادت عاقبت و در خط امامت و ولایت گام می نهند در سایه قرار می دهند و از قول آنان که عالمند و حکیم و اندیشمند سخن می گویند ، همانان که سرمایه شان جز دود شمع نیست و جز پریشانی در آینده برای همفکرانشان پیش نخواهد آمد ، امروز باید به خود بیایند و عالمانه ، اندیشمندانه و حکیمانه سخن بگویند و از تندی و خشم بپرهیزند.
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
دانش ، انصاف و عدالت در کلام مهمترین نیازهای کسی است که در معرض توجه مردم قرار می گیرد و خداوند نیز به آنانکه از علم و دانش بهره مندند رفعت مقام اعطا می فرماید:
" یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات"
آیا آنکس که دانش را بهره خود دارد سعی نمی کند در سخن گفتن در میان جمع از حداقل های آداب کلام استفاده نماید و یا بقولی پوست بر پوست همچو پیاز است و پشت به قبله نماز می کند؟
ریاکاری و نفاق که آفت های جوامع دینی اند در کشور ما رواج یافته . کار از پیشگیری گذشته است ، لذا باید با شناخت و بیان آن در جهت اجرای رسالت امر به معروف نهی از منکر برآمد و مشفقانه و ناصحانه با ریاکاران و مزوران روبرو شد، که اگر چنین شود رذیلت ها و فضیلت ها ، گناهان بزرگ و کوچک در جای خود قرار می گیرند و اگر نه ، چو نیک بنگری همه تزویر می کنند!
در مکتب اسلام ، ارزش هایی وجود دارند که بیان و قلم را محدود می کنند و انسان را در محدوده ای آزاد می دانند که حقوق و مصالح جامعه را در معرض خطر قرار ندهد. بنابراین نه تنها مراعات حریم اشخاص ضرورت دارد ، بلکه حفظ حرمت مقدسات مردم نیز لازم است. آنکس که به آن یگانه ی بی همتا ایمان دارد و پذیرفته که جز بود آن یکتای بی همتا وجودی نیست و از آن وجود جز نیکی وجود نیاید ، از بدی گریزان است و فضیلت هایش بساط رذیلت ها را از میان برده است ، لذا انسان با ایمان نسبتی با نخل بی بر و ابر بی نم و بحر بی گوهر ندارد.
دل مسلمان از این خون می شود که آفت های دیانت در جامعه رشد کنند ، جامعه عبوس و تندخو شود ، زهد فروشی رواج یابد و عده ای طلبکار خلق و خدا شوند ، با ریا که شرک بالله است و اعظم گناهان شمرده می شود برخوردی درخور نشود. اینها درد جامعه است و باید بیان شود تا جامعه بیدار شود و در جهت اصلاح خود برآید.
کلام هر فرد آینه رفتار اوست ، پس در کلام باید خرد ، خشم و آرزو در جای خود مورد استفاده قرار گیرد. خردمند از کردار بد گریزان است و ناسزا بر زبان نمی راند :
همیشه خرد را تودستور دار
بدو جانت از ناسزا دور دار
پیامبر اسلام صلوات الله علیه می فرمایند : " المسلم اخو المسلم لا یظلمه و لا یشتمه " مسلمان برادر مسلمان است ، پس نباید که بر او ستم کند و به او ناسزا گوید. افرادی که در جامعه دارای تریبون هستند باید مراقب باشند و سرمایه عظیم معنوی مردم را دستخوش خطر نکنند ، نباید به مردم نسبتهای ناروا داد ، نباید از دین استفاده ی ابزاری و جناحی کرد. در کلام می بایست خوبی ها و بدی ها را به میزانش مطرح کرد ، آنها را باهم سنجید . هدف مشخص است ، گاهی راههای رسیدن به آن طولانی می شود که با اعمال و رفتار ما باید سرعت حرکت خوبی ها بیشتر شود .
هم ترازو را ترازو راست کرد
هم ترازو را ترازو کاست کرد
هرکه با ناراستان هم سنگ شد
در کمی افتاد و عقلش دنگ شد
رو اشداء علی الکفار باش
خاک بر دلداری اغیار باش
خوبی و بدی در جامعه وجود دارد ، نمی توان با زور و خطابه و بخشنامه یکی را کم و دیگری را زیاد کرد . باید با عمل راه تحقق « آرمان شهر » را فراهم کرد. آرمانگرایی با « فحش » و « ناسزا » بدست نمی آید.
ما شیعه علی ( ع ) هستیم نه تملق گوی او ، شیعه علی ( ع ) بت شکن است ، موحد است ، صبور است ، کوبنده ی جهل است ، مرد ایمان است ، مرد عمل است ، شجاع است ، سخنور است ، لااقل دیگران را با الفاظ زشت مورد خطاب قرار نمی دهد، با دشمنش مباحثه می کند ، تندی نمی کند ، سخت نمی گیرد ستیزه جو نیست و تا دشمن به جهت قلت دانش دست به سلاح نبرده نمی جنگد.
تیر سخنت به آب شلیک نکن
بیهوده و بی حساب شلیک مکن
حرف و عمل تو چون سلاح است و خشاب
هوش دار که بی خشــــاب شلیک مکن
سخن گفتن آدابی دارد و هرچه صاحب سخن نامورتر دقت و تأمل او برکلام و گفتارش هم می بایست بیشتر شود ، دین مودت و رحمت نباید با خشم و توهین همراه باشد. خشم نفس مومن را تیره می کند ، با دشمن نفس نمی توان احسان کرد و دوست شد ، اگر همنشین نا جنس شود به زیادت خصم روی آورد و بت نفس او را تا حضیض ذلت پایین آورد و بندگی غیر خدا پذیرد و در دام های شیطان گرفتار آید و عندالله عذاب جاودان نصیب خویش نماید و این برایش حاصل نیاید مگر از درد خود بینی ، که عیب دیگران گفتن و طعنه بر حال مردم زدن و از عیوب خویش غافل ماندن است . دانا شدن بر عیوب غیر و نابینایی بر عیوب خویش! فرعون تکبر را موسایی نیاز است تا راه را به وضوح بنمایاند و آدمی را در صفات حق محو نماید تا از پرستش متخیلات رها شده نسبت به دیگران نیز ظلم و فسقی انجام ندهد که گفته اند : اعمالکم عمالکم.
تا تو تاریک و ملول و تیره ای
دان که با دیو لعین همشیره ای
در این بی کرانه احوال مردمان ، آدمی آنگاه به طعن و دروغ مایل می شود که متوجه نباشد یا نخواهد متوجه شود به وجود همیشه حاضر او . نبود رنگ دو عالم که نقش الفت بود!
در انجیل آمده است ؛ ای فرزند آدم اگر توانگری دهمت از من مشتغل شوی به مال و اگر درویش کنمت تنگدل نشینی ، پس حلاوت ذکر من کجا یابی و به عبادت من کی شتابی ؟ پس آنانکه نیکبختند و سعادت عاقبت دست از این لطف بیکران کوتاه نکنند مگر به سبب دوری از شهر آشنایی و غربت در میان یاران حق و اهل فضل و برتن کردن جامه ی تظاهر به دین داری و رفتار زاهدانه دنیا که آلوده است به انواع فساد و ناپاکی و ریاکاری . آنچه این روزها در میان حاکمان زورگوی عرب دیده می شود ، وهابیون به ظاهر مسلمان و به باطن سالوس و ریاکار.
رو مکن زشتی که نیکی های ما
زشت آمد پیش آن زیبای ما
خدمت خود را سزا پنداشتی
تو لوای جرم از آن افراشتی
با دم شیری تو بازی می کنی
بر ملائک ترک تازی می کنی
وقتی گوینده بپذیرد « فلاتزکوا انفسکم » و بر اساس فرموده امام صادق ( ع ) ؛ جدال و ستیزه جویی را دردی وخیم و پست بداند و ستیزه جویی را خوی ابلیس و ستیزه جو را محروم از خودشناسی و مردم شناسی و شناخت حقایق دین ،از کبر و خشم دور می شود و ادب و موازین اخلاقی را در سخن گفتن مراعات می کند و از الفاظ زشت و بی ارزش که بر تفکر مردم نسبت به مسؤلین بزرگوار تاثیر منفی بگذارد بهره نمی گیرد.
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَی عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِيمَانُ مِنْ قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ .
امام صادق عليه السلام : هرگاه كسی برادر مؤمن خود را متهم كند ايمان از قلب او می رود همانطور كه نمك در آب حل می شود ... الكافي ج2 ص362
چه خوب است این روزها کمی بیشتر به این نکته بیندیشیم که : «کلام هر فرد آینه رفتار اوست.»
* امیرحسام شهسواری