کد خبر: ۵۵۳۰۱
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۹:۵۳
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
به بهانه جمعه آخر سال ؛

تصاویر : گذری بر مزار بزرگان در ظهیر الدوله / عجب بزمی که آهنگش خموشیست!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس اجتماعی انتخاب: به گورستان ظهیرالدوله در خیابان دربند که پای می گذاری فضا تو را از خود بیخود می کند ، بزرگان ادب و هنر ایران زمین از ملک الشعرای بهار تا خالقان قطعات ماندگار موسیقی ، صبا و خالقی ، اساتید بنام آواز ،شعرای بنامی که کلامشان بزم های ما را می آراید و امروز در زیر سنگی خفته اند و نه آوای چنگی از انان می آید و نه ترنم آهنگی.بسیار زیبایی ها ، رعنایی ها و طناز ها و نازها ، قدرت ها و هنرها و هیاهوها که در پرده خاک مستورند و تو با آنان به اندازه عمرت خاطره داری! امید که هیچگاه این مکان غریب نیفتد و همواره به یادشان باشیم . یادشان گرامی باد.

با اشعار "مهدی سهیلی" عزیز به "بزم خاموششان" می رویم و به این بهانه در آخرین جمعه سال ، فاتحه ای نثار گذشتگان می کنیم که فراقشان جان را چنگ می زند ؛ ای خفتگان خاک ! زما بر شما درود ، ای دست پر عنایت حق دستگیرتان ، ای رفتگان پاک ! عطر سلام من به صغیر و کبیرتان .

گذر کردم به گورستان ياران  / به خاک نغز گويان ، گلعذاران 
همه آتش بيان و نغمه پرداز  / دريغا در گلوشان مرده آواز 
عجب بزمی که آهنگش خموشيست  / نه جای باده و نه باده نوشيست 


نهی گر گوش دل را بر سر سنگ  / برآری ناگهان آه از دل تنگ 
غلط گفتم ، در اين غمخانه غوغاست  / نشان عاشقی در بی نشان هاست 
پری رويان عاشق داده بر باد  / همه شيرين لبان کشته فرهاد 


خط بطلان به هر مجنون کشيده  / بسی دلداده را در خون کشيده 
همه در زير سروی ، پای بيدی  / ولی نه آرزويی ، نه اميدی !!



هم اینانی که در خلوت خزیدند / عجب بزمی هنرمندانه چیدند
چو می خواندم خطوط سنگ ها را / در آنجا یافتم خاک صبا را
صبا در نغمه ها فرمانروا بود / دو زلف زهره در چنگ صبا بود
به ساز خود هزاران رنگ می داد / که هر سیمش هزاران زنگ می داد



مرا بر گور غمگینی گذر بود / که روی سنگ آن نام قمر بود
قمر آن عندلیب نغمه پرداز / زنی هنگامه گر هنگام آواز
قمر روزی که در کشور قمر بود / کجا او را از این منزل خبر بود
نه آوایی نه بانگی نه سروری / دو مشت استخوان در خاک گوری


به زیر سنگ دیگر داریوش است / که مست افتاده و در گل خموش است
ز خاطر رفته عشق و یادگارش / همان روزی که بودی زهره یارش


در انگشتان محجوبی نوا نیست / ز انگشتش به جز خاکی به جا نیست
طربسازی که خود سازش شکسته / بر آن گرد فراموشی نشسته
ولی گویی که از او می شنودم / من از روز ازل دیوانه بودم



میان صفه ها گور بهارست / فرامشخانه ای درلاله زار است
نوای مرغوایش با دل تنگ / بر آمد از دل خاک و دل سنگ
که ما رفتیم و بس جانانه رفتیم / خمار آلوده از میخانه رفتیم
تو ای مرغ سحر ها ناله سر کن / به بانگی داغ ما را تازه تر کن
اگر اکنون ملک افتاده در بند / بخوان بر یاد او شعر دماوند
منم پاییزی و نامم بهار است / دلم بر رحمت پروردگار است



رشد یاسمی استاد دیرین / به تلخی شسته دست از جان شیرین
فتاده بی زبان در گور تنگش / درخشد قطعه شعری روی سنگش
نسیم آسا از این صحرا گذشتیم / سبکرفتار و بی پروا گذشتیم
به چشم ما کنون هر زشت ، زیباست / چو از هر زشت و هر زیبا گذشتیم
گریزان از بر سودابه دهر / سیاوش وار از آذرها گذشتیم
کنون در کوی ناپیدا خرامیم / چو از این صورت پیدا گذشتیم
رشید از ما مجو نام و نشانی / که از سرمنزل عنقا گذشتیم


در آنجا چون رهی را خفته دیدم / دلم را از غمش آشفته دیدم
به یاد آمد مرا روز جدایی / که رفت از شمع چشمش روشنایی
دگر در نای او شور غزل نیست / کنون در شاعری ضرب المثل نیست
به خود گفتم چرا از این غزلساز / میان خفتگان برناید آواز
برآمد ناله یی از پرده خاک / شنیدم از رهی این شعر غمناک
 الا ای رهگذر کز راه یاری / قدم بر تربت ما می گذاری
در اینجا شاعری غمناک خفته است / رهی در سینه این خاک خفته است
به شبها شمع بزم افروز بودیم / که از روشندلی چون روز بودیم



کنون شمع مزاری نیست ما را / چراغ شام تاری نیست مارا
سراغی کن ز جان دردناکی / برافکن پرتوی بر تیره خاکی
بنه مرهم ز اشکی داغ ما را / بزن آبی بر این آتش خدا را
ز سوز سینه با ما همرهی کن / چو بینی عاشقی یاد رهی کن


به نزدیک رهی خاک فروغ است / تو گویی آن همه شهرت دروغ است
پس از عصیان ، اسیر افتاده بر خاک / مغاکی تنگ با دیوار نمناک
تولد دیگر و مرگش دگر بود / ولی از این تولد بی خبر بود
که میلادی دگر باشد پس از مرگ / روان ها را سفر باشد پس از مرگ




تماشا کن که ایرج لال لال است / خموش از آن خروش و قیل و قال است
شکسته دست یزدان خامه اش را / ز دلها برده عارفنامه اش را
کجا رفت آن سخنهای بد آموز ؟ / کجا شد چامه های خانمان سوز
دریغ از ایرج و طبع خداداد / که در راه پریشان گویی افتاد
بدا بر ما که تن در گل بماند / به دیوان گفته باطل بماند
خوشا هجرت از اینجا با دل پاک / که همچون گل نهندت در دل خاک
خوشا آن کس که چون زین ره گذر کرد / به اقلیم نیکوکاران سفر کرد
خوشا ! با عشق حق در خاک رفتن / بدا! پاک آمدن ، نا پاک رفتن
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۱۹
مهرنوش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۵
0
85
مرسی انتخاب که یادی از بزرگان شعر و ادب و هنر ایران زمین کردی.
روحشان قرین رحمت و آرامش و یادشان همواره در دل ایرانیان سبز و جاوید باد.
فراز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۵
0
53
عالي بود .عالي بود
شهروند خوی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۵
0
25
کسی آدرس دقیق اتوبوس یا مترو شهری داره بگه که ما تهران آمدیم سری بزنیم به اینجا. ما زیاد وارد نیستیم به این منطقه.ثوابش هدیه به اموات شما باد.ممنون
پاسخ ها
هموطن
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۴:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۱
ایستگاه مترو تجریش-خیابان دربند
saeed
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۸:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۱
سلام تشریف ببرید تجریش ابتد ای خیابان دربند رو بگیر برو بالا (پیاده) هم ورزش میکنی هم هوای سالم استنشاق میکنی ۵ دقیقه راه تا اونجاست به دوراهی اول بپیچ دست راست .
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۲
سلام من به آن عزیز خوئینی که در جوار شمس محبوب الحق ما می زید هر آینه تهران آمدی از میدان تجریش به خیابان دربند میروی ولی ازقبل تحقیق کن بعضی از روزها ظهیر الدوله بسته است .اواسط هفته بهتر است تشریف ببرید.
اینهم ادرس و تلفن تلفن : 22686065. گورستان ظهیرالدوله. آدرس: تجریش - خیابان دربند . قربانت علیرضا
علی احمدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۵
0
27
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند
یاد فروغ عزیز و همه ماندگاران تاریخ در این ظهیرالدوله مقدس جاودان باد
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۶
0
16
با درودی به بلندای دلتنگی...فریاد از این رباط کهگل***جان می کنم و نمی کنم دل..این شعر را علامه همایی در بستر بیماری سروده اند و آخرین شعر جناب استاد بوده من این یک بیت همیشه ترنم زبانمه...انتخاب بسیار سپاسگزارم که در خیابان های امروزی روزگارمان یادی نیز از کوچه های قدیمی دلتنگی مان می کنی که چه بودند برایمان و اکنون ما چه کردیم برایشان...خداوند سایه بزرگانی چون هوشنگ ابتهاج/دکتر شفیعی کدکنی/و سایر خدمتگزاران به ادب ایران زمین را برایمان محفوظ بدارد/با سپاس بی پایان
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۰۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۶
0
18
عالی بود.
تو مرا بردی به شهر یادها
مندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریادها
حسی«
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۵۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۶
0
12
عالی بود. دست شما درد نکنه
mamalkahn
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷
0
12
دوستانی که میخوان برن ظهیر الدوله با مترو میتونین بیاین میذون تجریش اول خیبان دربند تاکسی داره سر ظهیر الدوله پیاده شین .بیاد خاطرات کودکی و جوانیم در آن محله
رضا شیرازی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۵۲ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷
0
15
یاد آر زشمع مرده یاد آر) رحمت ومغفرت الهی نثار روح بزرگان ایران زمین
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۳۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸
0
9
بازم از اين دست مطالب بذارين . خوشمان آمد
مهدی79
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۹
0
9
به سراغ من آگر می آیی ای مهربان
یک چراغ بیاور ویک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم
(فروغ فرخزاد)

روحشان قرین رحمت

انتخاب جان
دستت درد نکنه .بسیار عالی بود
علیرضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۱
0
1
از انتخاب خیلی خیلی متشکریم که یادی از بزرگان شعر و ادب فارسی کردند.
خداوندا انتخاب را برای ما نگه دار. آمین.
reza
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۵
0
1
بسیار زیبا و جالب بود . مرسی دوست گرامی .
مصطفی
|
UNITED STATES
|
۲۳:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۴
0
1
دمت گرم انتخاب
زری
|
CANADA
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۸
0
1
بعد از مدتهای زیادی یادی از گذشته کردیم ممننون
ایوب
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۲
0
2
واقعا عالی بود
"انتخاب" نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند

لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پر بحث ترین