کد خبر: ۶۸۷۰۸
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۲۳:۰۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در شرایطی که انتظار می رود دستگاه دیپلماسی ایران موثرترین نهاد در روزهای جنگ سنگین دیپلماتیک ایران با برخی کشورها باشد، اشتباهات این نهاد روز به روز پرهزینه تر می شود و بدتر از آن، توجیهات دولتی ها برای پوشاندن ضعف مدیریت وزیر خارجه هماهنگ با محمود احمدی نژاد است که آخرین آنها عذر بدتر از گناه ثمره هاشمی برای کمرنگ سازی توهین به رئیس جمهور ایران و تعلل در واکنش به این توهین و در آخر نادیده گرفتن این توهین به نماینده ارشد کشورمان است.

به گزارش سرویس بین الملل «بازتاب»؛ وزارت امور خارجه دولت دهم که در دوره حضور منوچهر متکی هم عملکردش با نقدهای جدی مواجه بود، به واسطه اشتباهات پیاپی محاسباتی این نهاد و هم به دلیل انفعال و عدم اتخاذ رویه صحیح و عدم برخورد قاطع مشابه دیگر کشورها در قبال اتفاقاتی که در آن سوی مرزهای ایران و مرتبط با کشورمان رخ می دهد، آماج نقد قرار گرفت و علی الظاهر در این شرایط حساس کوچک ترین موضع جدی در قبال این سهل انگاری صالحی و همکارانش از سوی نهادهای ناظر به خصوص مجلس اتخاذ نشده است.

از بزرگ ترین اشتباهات محاسباتی، سرمایه گذاری بیش از حد روی محمد مرسی، رئیس جمهور تازه مصر و طرح نام وی توسط جریانات رسمی کشور به عنوان چهره ای ضداسرائیلی و هم دغدغه با جمهوری اسلامی ایران است؛ اما آنچه در هفته های اخیر از مواضع شدید مرسی علیه شیعیان که بنا بر برخی نقلها ایشان را خطرناک تر از یهودیان خوانده بود، برداشت شد و یا عدم پذیرش کاردار ایران در مصر به علت حمایت از سوریه و حتی برخوردهای امنیتی با برخی اتباع ایرانی و همچنین خانواده های شهدای انقلاب مصر  که در ماه های اخیر به ایران سفر داشته اند. مرسی در حالی در مصدر قدرت نشسته که به نظر می رسد بر خلاف تبلیغات رسمی، به عربستان، سردسته اعراب خلیج فارس نزدیک تر است.

از دیگر اشتباهات محاسباتی اخیر دستگاه دیپلماسی کشور، نحوه تعامل با رژیم عربستان سعودی برای جلوگیری از اعدام اتباع ایرانی است و به نظر می رسید ضروری بود در شرایطی که عربستان رسماً در موضع تخاصم با ایران است و عملاً روابط ایران و این عرب نشین در تعلیق است، ایران جنجال عظیم رسانه ای مشابه آنچه پس از دستگیری حتی یک جاسوس آمریکایی یا اروپایی در ایران رخ می دهد به راه می انداخت و وزیر امور خارجه ایران از موضع ضعف به آنجا نمی رفت و دقیقاً بعد از خروجش، چند تن از این اشخاص اعدام نمی شدند!

 

سومین اشتباه محاسباتی و سپس ضعف واکنش دیپلماتیک به رفتار برزیل در قبال ایران باز می گردد. پس از کنار رفتن داسیلوا از قدرت و ریاست جمهوری رئیس دفتر داسیلوا، دیلما روسف رئیس جمهور جدید این کشور موثر به خصوص در معادلات اقتصادی جهان در روابط با ایران تجدیدنظر کرد و علی الظاهر به مواضع آمریکایی ها در قبال ایران نزدیک تر شد.

 


رئیس جمهور ایران را در این تصویر پیدا کنید

میدان دادن به حرکت های کاملاً برنامه ریزی شده علیه سفر رئیس جمهور به اجلاس RIO+20 در قالب تظاهرات از سوی یهودیان برزیل و برخی تبلیغات منفی نیز بر رفتار برزیلی ها در قبال برخورد با رئیس دولت ایران تاثیر گذاشت و در استقبال احمدی نژاد نه رئیس جمهور، نه معاون رئیس جمهور و نه حتی وزیر امور خارجه برخلاف عرف معمول حاضر نشد و هیچ دیداری نیز با احمدی نژاد صورت نپذیرفت و عملاً هیچ استقبال و بدرقه رسمی نیز که مطابق با پروتکل های دیپلماتیک وظیفه برزیل بوده، صورت نپذیرفته است.

 

پس از هتک حرمت سیاسی دکتر احمدی نژاد در برزیل که به هر حال رئیس دولت ایران تلقی می شد، همچنان این اشتباهات ادامه داشت و پس از اشتباهات محاسباتی درباره موضوعیت سفر، برای آن که در سطح داخلی زیر سوال رفتن شان ریاست جمهوری پررنگ نشود، به کل در قبال این موضوع چشم پوشی شد و عوض آنکه رئیس جمهور ایران پس از برخورد ناشایست در همان بدو ورود به ریودوژانیرو در رفتاری اعتراض آمیز به ایران بازگردد و حداقل سفیر برزیل در ایران نیز احضار و سفیر ایران از برزیل نیز برای مشورت فراخوانده شود، با بی حرمتی برزیلی کنار آمدند و پس از بازگشت به ایران نیز عنوان کردند علت عدم دیدار با رئیس جمهور برزیل، تعدد روسای جمهور حاضر در این اجلاس بوده و رئیس جمهور برزیل وقت دیدار با همه مقامات عالی رتبه را نداشته است؛ موضعی که دو روز پیش توسط ثمره هاشمی نیز تکرار شد.

 


دیدار با رئیس جمهور فرانسه



دیدار با نخست وزیر ترکیه



دیدار با رئیس جمهور چین


دیدار با رئیس جمهور نیجریه

 

 

این در حالی است که یک جستجوی ساده در سایت های برزیلی نشان می داد برخلاف اظهارات ثمره هاشمی، رئیس جمهور برزیل در حاشیه این اجلاس با مقامات ارشد کشورهای متعددی دیدار داشته که برای نمونه، تصاویر این دیدارها با روسای جمهور  و نخست وزیران فرانسه، ترکیه، چین و نیجریه بازیابی و منتشر شد و به نظر نمی رسد ایران نقش کمرنگ تری در معادلات بین المللی نسبت به نیجریه داشته باشد! از سوی دیگر استقبال از مقامات ارشد در یک اجلاس در فرودگاه به رسم معمول و قاعده تمامی اجلاس های بین المللی معمولاً توسط نخست وزیر (معاون رئیس جمهور) یا وزیر امورخاجه کشور میزبان صورت می می پذیرد و اینکه حتی وزیر امورخارجه برزیل در این حد نیز تشریفات را رعایت نکرده، آیا به علت شلوغی بوده یا نادیده گرفتن ایران در این اجلاس؟!

 

شاید این توجیهات در قبال ضعف مفرط دستگاه دیپلماسی برای عدم تحت فشار قرار گرفتن صالحی از سوی نهادهای نظارتی علی الخصوص مجلس است، چرا که به هر حال خارج از تصور نبود با چنین وضعیتی صالحی استیضاح شود اما خبری از این داستان ها نیست و انگار از شهروند تا رئیس جمهور ایران شان و حرمتشان در خارج از مرزهای رسمی ارزش گذاری نشده است! در این میان عکس العمل کمرنگ مجلس که به چند مصاحبه از سوی نمایندگان محدود شد، جای تامل دارد و انتظار می رود حداقل در قالب پرسش و در جلسه غیرعلنی، صالحی پاسخگوی ضعف این نهاد باشد و در چنین شرایطی، سکان هدایت مهم ترین رایزن ایران در سطح جهان به دست اشخاصی نباشد که در اداره اش وا مانده اند.

 

محمدرضا رحیمی چندی پیش عنوان کرده بود هرجا مقامات ایرانی می روند، پیش از آن مقامات آمریکایی بوده اند و عملاً رایزنی هایی را برای خنثی سازی برنامه های ایران با مقامات آن کشورها داشته اند. حال باید پرسید چرا هر جا آمریکایی ها می روند، پیش از آن هیاتی از دیپلمات های خبره ایرانی به آنجا نرفته اند یا حداقل چرا همان زمان که هیات دیپلمات های آمریکایی در حال رایزنی با مقامات کشوری عربی یا آسیای شرفی هستند، دیپلمات های ایران با پکیج های اقتصادی مناسب در کره و ژاپن و امارات همزمان دوئل مذاکراتی با طرف آمریکایی نداشته و با پیشنهادهای مشخص در عوض حفظ بازار چین، بازارهای کره، ژاپن و امارات را نگه نداشته اند؟

 

سئول به عنوان خواهرخوانده 41 ساله تهران امروز علی رغم معافیت از تحریم ها، عنوان می کند بخشی از تحریم ها را اجرایی می کند و این برای شهری که بلوار عظیم تهران در آن وجود دارد و سال ها کره ای ها با اسرائیلی ها بر سر تغییر نام این بلوار جنگ داشته اند و تغییرش نداده اند، چه معنایی جز پس رفتن این روابط حسنه دارد؟ یا چرا عربستانی که 9 الی 10 سال پیش حتی روابطش با ایران به تصویب توافقات امنیتی که بالاترین سطح توافق میان دو کشور محسوب می شود، رسیده بود، امروز اسپانسر جنگ علیه ایران شده و آمریکا با اتکای مالی به صدها میلیارد دلار درآمد نفتی بادآورده آل سعود، برای ایران رجز جنگی می خواند؟ دقیقاً میزهای این کشورها در وزارت امورخاجه و سفارتخانه های ایران در این ممالک چه تحلیل هایی ارائه می دهند و اگر تحلیل درست ارائه می دهند و چه تصمیم سازی اشتباه یا تصمیم گیری اشتباه از سوی مقامات وزارت خارجه صورت می پذیرد که وضع به این شکل شده است؟

 

آمریکا و متحدان اروپایی اش در این شرایط حساس، آیا می توانند آرزویی بزرگ تر از خطاهای محاسباتی مکرر و رفتارهای پیاپی منفعالانه توام با عدم خلاقیت دستگاه دیپلماتیک ایران داشته باشند؟! به نظر می رسد پیش از آنکه این دفاع های بد و ضعیف از جانب خودی هزینه بر روی دست کشور بگذارد، در حوزه وزارت امور خارجه یک بازنگری جدی و سریع حائز اهمیت است، چرا که در این مقطع دستگاه دیپلماسی حکم نهادی چون وزارت کار و امور اجتماعی را ندارد که بتوان در قبال عملکردش با مسامحه و مماشات برخورد کرد و باید از موضع جدی وارد شد، حتی اگر به قیمت تغییر وزیر امور خارجه و معرفی و اخذ رای به یک چهره و تیم قوی تر در این نهاد باشیم؛ این موضوع را شوخی نگیریم که شوخی بردار نیست.

"انتخاب" نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند

لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین