arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۲۸۵۸۷۵
تاریخ انتشار: ۰۵ : ۰۱ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۵

درددل‌های زوج ورزشکار؛ غربتی که المپیک داشت

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
از سوی دیگر همسر وی ،زهرا نبی زاده، که قهرمان سابق دوومیدانی ایران است نیز به اجبار از دنیای ورزش حرفه ای دور شده و به مربیگری مشغول است. در آستانه المپیک از آنها خواستیم تا اسرار کناره گیری شان از ورزش حرفه ای را برایمان فاش کنند تا بیشتر با حال و هوای یک زوج ورزشکار و مشکلات زندگی شان آشنا شویم...

*با توجه به اینکه مسابقات بچه های دوومیدانی در المپیک شروع شده، مصاحبه را با همین موضوع شروع کنیم. امید اول ما احسان حدادی است اما به نظر می رسد خیلی نباید روی تکرار موفقیتش حساب کرد. به مدال احسان امیدی هست؟

چرا نباشد؟ فردی که در مسابقات رسمی رکورد 69 متر را تجربه کرده، دور از دسترس نیست که 66 یا 67 پرتاب کند. وقتی احسان توانسته چند بار پرتابهای خوب در مسابقات مختلف داشته باشد، پس می توان امید داشت که دوباره این اتفاق بیفتد. در المپیک قبل هم خیلی به وی امید نداشتند که مدال بگیرد اما حضور وی در رقابتهای مختلف و اردوهای آماده سازی باعث شده بود در بهترین حالت راهی المپیک لندن شود و آن مدال تاریخی را کسب کند. البته اگر واقع بین باشیم، احسان سه سال بعد از المپیک مربی نداشته و از آن شرایط آرمانی به دور است. همیشه این مثال را درباره دوومیدانی می زنم. فکر کنید یک استادیوم صدهزارنفره قراره ساخته شود. این ورزشگاه در ایران بیست سال طول می کشد ساخته شود اما در انگلیس سه یا چهار سال، آنهم با بهترین امکانات. فردی که قرار است در المپیک شرکت کند باید چهار سال با بهترین امکانات از جمله مربی، امکانات سخت افزاری و... تمرین کند. برای احسان نزدیک به هشت ماه است این اتفاق افتاده و اگر مدال بگیرد کار خارق العاده ای انجام شده و اگر مدال نگیرد مقصر احسان نبوده است. دوومیدانی با رشته های دیگر فرق دارد چراکه نمی توان با دوپینگ صرف به رکورد رسید. دوومیدانی احتیاج به تکنیک های خاص دارد که هرکسی نمی تواند به آن ورود کند. از سوی دیگر تکنولوژی در ورزش بسیار مهم است، موضوعی که در ایران اصلا به آن توجه نمی شود. در المپیک پکن که حضور داشتم، لباسهای شنای تیم ملی آمریکا بسیار سروصدا کرده بود. لباسهایی که ناسای آمریکا برای تیم ملی شنای کشورشان طراحی کرده بود که عملکرد بهتری در مسابقات داشته باشند. ناسا هیچ ارتباطی به ورزش ندارد اما تکنولوژی اش را در خدمت ورزش کشورش درآورده. در ایران ما هنوز یک مانع پرش ارتفاع را نمی توانیم خودمان در ایران تولید کنیم، پس نباید خیلی خودمان را با دیگر کشورهای جهان قیاس کنیم. مثال دیگری در این زمینه بزنم. آیا می توانید با خودروی تولید ملی در مسابقات فرمول-1 یک شرکت کرد؟ تفاوت ما و کشورهای صاحب سبک و مطرح در اکثر رشته های مختلف ورزشی در این حد است!

*و سالیان سال است که از نبود مربی درجه یک همه ورزشکاران این رشته می نالند...

حق هم دارند. در کنار سخت افزار، یک مربی درجه یک با دانش فراوان باید حضور داشته باشد تا به سوی موفقیت گام برداریم. شما وقتی بخواهید یک جراح درجه یک مغز شوید، باید زیرنظر یک جراح فوق العاده تحصیل کرده و از وی یاد بگیرید. نمی توان یک متخصص قلب را به عنوان استاد شما در نظر گرفت.

*حسن تفتیان به نظرتان چه می کند؟ بسیاری معتقد هستند تا فینال المپیک می تواند بیاید...

(باتعجب) یعنی در فینال حضور داشته باشد؟! واقع بینانه باید به داستان نگاه کرد. اول از همه نباید از وی توقع داشته باشیم، هیچ توقعی! هرکاری که انجام دهد اراده خود و کمک مربی اش بوده است وگرنه تا سال گذشته چه کسی حسن تفتیان را می شناخت؟! برنامه ریزی هم که برای وی نکردیم و توقع خاصی نباید از وی داشته باشیم. این ده ورزشکار هر رکوردی که در المپیک به جای بگذارند و هر رتبه ای که کسب کنند، تنها باید به آنها خسته نباشید بگویم. خیلی از این ورزشکاران که ورودی آوردند را فکر نمی کردیم بتوانند در المپیک حضور داشته باشند. مثلا محمد ارزنده را می گفتند پیر شده و دیگر نباید مسابقه دهد اما ورودی المپیک را کسب کرد. حال اگر در المپیک نتواند رکوردش را تکرار کند نباید به وی خرده بگیریم. اول از همه باید از خود بپرسیم برای قهرمانان کشورمان چه کرده ایم که از آنها متوقع باشیم؟ متاسفانه امروز در تلویزیون دیدم که آقای خیابانی در تلویزیون به دنبال خراب کردن ورزشکاران است. حضور در المپیک بسیار مهم است و کشورهایی مدال می گیرند که کار کرده و حقشان است. من ورزشکار خیلی دوست داشتم مدال جهانی و المپیک کسب کنم اما وقتی ورزشکاران دیگر کشورها را می دیدم به خود می گفتم واقعا حق من هست مدال بگیرم یا این ورزشکاری که سالهای با بهترین امکانات در حال تمرین است؟! به نظر خدا چون می بیند که ما امکانات و تجهیزات آنها را نداریم کمی به ما کمک می کند و چند وقت یکبار موفقیتی کسب می کنیم!

*امروز مربی هستید یا برای مسابقه تمرین می کنید؟

در اصل این روزها ورزشکار-مربی هستم. مدتی ورزش حرفه ای را کنار گذاشتم. هم خسته شده بودم و هم شرایط را به گونه ای رقم زدند که ورزش حرفه ای را کنار بگذارم.

*یعنی چه کردند؟

حمایت نمی شد. چهارسال باشگاه نداشتم و تنها از حقوق اندک فدراسیون و پس انداز هم روزگار می گذراندم و هم ورزش می کردم. حقوق فدراسیون قطع شد، من هم متاهل هستم و بچه داشتم و شرایط سخت شده بود. به همین دلیل سراغ مربیگری رفته و موفق هم بودم. یکی از شاگردانم مدال آسیایی گرفت و وضعیت خوبی داشتم اما متوجه شدم بدتر از ورزشکار بودن، مربی بودن است! در دوومیدانی ایران به هیچ وجه به یک مربی بها نداده و برایش ارزش قائل نیستند. به عنوان یک ورزشکار می جنگی و حقت را می گیری اما به عنوان مربی دستت به هیچ جایی بند نیست!

*امروز با 34 سال سن حس نمی کنی برای حضور مجدد در ورزش قهرمانی دیر است؟

اعتقاد دارم هرکجا که انسان نتواند ادامه دهد، خودش کنار می رود و احتیاجی نیست کسی به وی بگوید ورزش را رها کن! فوتبال بازی نمی کنم که مربی من را انتخاب کند. در اولین مسابقه ای که مقام نیارم خودم ورزش حرفه ای را کنار می گذارم. سال گذشته مسابقات قهرمانی آسیا را دنبال کردم. رکورد نفر سوم 7000 و نفر دوم 7200 بود. رکورد من در 9 رشته از 10 رشته ده گانه 7230 امتیاز است. با خود گفتم با این شرایط چرا خودم در مسابقات حضور پیدا نکرده و مدال نیاورم؟! از سوی دیگر برای مربی اهمیتی قائل نبودند.

*از لحاظ مالی هم که خوب نبود...

اگر صرفا به دنبال پول بودم، به یک باشگاه بدنسازی مراجعه می کردم و درآمد میلیونی خوبی هم داشتم. امروز من در رشته خودم بهترین ایران هستم. از سوی دیگر باید اعتراف کنم که من به دوومیدانی معتاد هستم و همین اعتیاد باعث شده با همه مشکلات در این ورزش بمانم! مربیگری بدیش این است که خیلی راحت می گویند تو به درد نمی خوری چراکه هیچ معیاری برای سنجش شما وجود ندارد! به عنوان مربی هرچقدر هم موفق باشید، یک روز یک فردی پید می شود و می گوید من از تو خوشم نمی آید و برکنار می شوید!

*شما برای ورزش تا آستانه مرگ هم رفتید..

(باخنده) آستانه و مرگ و کما که اغراق است! با افرادی که حقم را بخورند مشکل دارم. داستان دعوای من و رییس و فدراسیون به سالها قبل بازمیگردد. آقای کفاشیان دبیر کمیته ملی المپیک بود و به من قول داد تا مرا به اوکراین اعزام کند. رییس وقت فدراسیون گفت که خیر، باید رکوردشکنی کنم تا اعزام شوم! تمرین کرده و رکورد زدم. آقای جلالی گفتند پس از مسابقات قهرمان داخل آسیا. در آنجا مدال گرفتم اما بازهم گفت بگذار بعد از مسابقات قهرمانی غرب آسیا. در آن مسابقه هم مدال گرفتم اما خبری از فدراسیون نشد. هر روز من را سر می دواندند. یعنی چهارماه به من وعده روزهای آینده را می دادند. مربی من در اوکراین خانه خود را به فردی اجاره داده بود و وقتی قرار شد من به اوکراین بروم، وی مستاجرش را از خانه بیرون کرد و منتظر من بود. این تاخیرهای فدراسیون برای من عذاب آور بود چراکه آن فرد در اوکراین فکر می کرد وی را سرکار گذاشته ام! بالاخره یک روز به من گفتند هزار دلار بگیر و بقیه اش را برایت می فرستیم! گفتم نزدیک به یک سال من را مسخره خودت کرده ای؟! گفت این چه وضع صحبت کردن است و از فدراسیون بیرون برو! من هم قاطی کردم و درگیری شدیم. شیشه ای شکسته شد و رگ دستم پاره شد و به بیمارستان منتقل شدم. بماند که دست آخر هم همان هزار دلار به من داده شد و بقیه هزینه را از جیبم گذاشتم. البته به خاطر آن داستان برای بقیه بچه ها خوب شد که به خرج فدراسیون به اردو رفته و برایشان مربی خارجی آوردند!

*هشت سال پیش این روزها در پکن بودید.

واقعا روزهای سختی بود چراکه آخرین ورودی را من کسب کردم و از پاداش پانزده میلیون تومانی محروم شدم. مربی هم نداشتم و خودم تمرین می کردم. احسان هم که مصدوم شده بود و در اواسط مسابقات نصف بیشتر کاروان ورزشی مان به ایران بازگشتند. هیچ مسوول یا ورزشکاری اصلا سر مسابقه من حاضر نمی شد. المپیک پکن غربت خاصی برای من داشت! نتیجه بدی نگرفتم. بین چهل و خورده ای نفر من بیست و دوم شدم. برخی از نتایج من در المپیک خیلی خوب بود.

*از پکن تا ریو چه اتفاق مهمی در دوومیدانی ما افتاده است؟

از لحاظ شخصیت، دوومیدانی خیلی کوچک شد! سال 79 چندین باشگاه قدرتمند در کشور داشتیم اما امروز دیگر باشگاهی نداریم! از سوی دیگر آدمهای قوی تر از فدراسیون دور شده و مسوولان ضعیفی جای آنها را گرفته اند. آقای کیهانی اسپانسر بیست میلیونی برای لیگ آورده که فقط هزینه داوران با آن تامین شده است. خوب این اسپانسر بیست میلیون تومانی را که من هم می توانم بیاورم! المپیک پکن هشتصد هزارتومان حقوق من بود و تا سال گذشته همان هشتصد هزارتومان ثابت ماند. حقوق من را مثل تورم مهار کرده بودند که زیاد نشود! آن زمان هشتصد هزارتومان 5 سکه طلا بود و امروز نیم سکه! امروزه تنها اتفاقی که افتاده برخی از ورزشکاران دوومیدانی به واسطه اینستاگرام به صورت کاذب مشهور شده اند!

*و نظر شما درباره رییس جدید فدراسیون چیست؟

من که طرفدار وی نیستم! سعی کردم به وی کمک کنم اما خودش باعث شد که از وی دور شده و متوجه شدم آدم درستی نیست! ورزشکار من نایب قهرمان اسیا در بانوان شد که برای اولین بار اتفاق افتاده بود اما به جای پاداش با حرفها و قیاسهایی مواجه شدم که برایم بسیار تعجب آمیز بود!

*ادامه حضور وی با این کادر مدیریتی را چگونه می بینید؟

(باتعجب) کادر مدیریتی؟! کادری وجود ندارد. فدراسیونی که دبیر ندارد و همه کار فقط آقای کیهانی هست، فدراسیون نیست! دوومیدانی با حضور وی هیچ آینده ای ندارد.

***

(در این لحظه هادی سپهرزاد به تمرینش برمی‌گردد و گفتگو را با همسر وی دنبال می کنیم.)

*چند سال است ازدواج کرده اید؟

نزدیک به هفت سال.

*زمانی که هادی در المپیک حضور داشت، نبودید...

نامزد بودیم. بعد از بازگشت وی عقد کردیم.

*شما همراه وی در المپیک نبودید؟

خیر، تا خود دوستان هستند کسی ما را المپیک نمی برد. آنقدر دور و بر مسوولان شلوغ است که بخواهند آنها را ببرند.

*چه شد در المپیک لندن غایب بود؟

دو سال بعد از المپیک پکن به بهانه اینکه هادی پیر شده، وی را از تیم ملی خط زدند! با اصرار به وی گفتند مربی شو! وی هم به ناچار قبول کرد و با حقوق ماهی 900 هزار تومان مشغول به کار شد. پس از مدتی هادی اعتراض کرد که این حقوق بسیار کم است و همین اعتراض کافی بود تا وی را کنار بگذارند.

*شما چه زمانی ورزش را کنار گذاشتید؟

پس از زایمان به ناچار از ورزش حرفه ای دور شدم. البته دو سال بعد در مسابقات لیگ شرکت کرده و اول هم شدم اما بسیار سخت بود که هم یک کودک را بزرگ کنم و هم حرفه ای ورزش کنم. الان هم به عنوان مربی مشغول به فعالیت هستم. نونهالان و نوجوانان تیم ملی در ماده پرش دست من هست.

*آشنایی شما و هادی در همین زمینهای تمرین بود؟

بله، من شیرازی هستم و در اردوهای تیم ملی با هادی آشنا شدم.

*پشیمان نشدید؟

(باخنده) چه سوال سختی! پشیمان که اصلا نشدم اما فکر نمی کردم زندگی با یک ورزشکار اینقدر سخت باشد. درست است که خودم هم ورزش می کردم اما هادی حرفه ای تر از من بود و واقعا شرایط تمرینش با من تفاوت داشت. روزی دو بار در روز تمرین داشت و در آن اوایل زندگی بسیار دشوار بود. هرچند امروز هم شرایط خیلی خوب نیست. صبح خودش تمرین دارد و برای آنکه درآمد مناسبی داشته باشد، عصرها شاگرد خصوصی دارد. من هم روزهای زوج شاگرد خصوصی بدنسازی داشته و روزهای فرد با بچه ها تمرین می کنم.

*پس تنها درآمد شما از راه دوومیدانی است...

بله، کار دیگری هم بلد نیستیم انجام دهیم! خیلی ها به من می گویند چرا ورزش را رها نمی کنیم؟ اگر ورزش را ول کنیم، چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم؟ از دوران نوجوانی در ورزش بودیم و دیگر نمی توانیم آن را رها کنیم.

*برای هستی سخت نیست این شرایط؟

نه اتفاقا! هستی علاقه بسیار زیادی به اینجا و تمرینات دارد و هر روز با علاقه و اشتیاق فراوان همراه من به مجموعه آفتاب می آید.

*دوست دارید که ورزش کند؟

در واقع خیر! شرایط ورزش در ایران برای خانمها خوب نیست. به هرحال تجربه سالیان گذشته من وجود دارد و به نظرم سمت ورزش نرود، بهتر است! اگر هم قرار است ورزش کند اجازه نمی دهم در دوومیدانی کار کند. ترجیح می دهم در رشته های رزمی حضور داشته باشد.

*با این شرایط در روز چند ساعت همدیگر را می بینید؟

دو سه ساعت ظهر و از ساعت هفت یا هشت شب تا ده یازده که می خوابیم. این شرایط هم وقتی احسان حدادی در ایران باشد، بدتر است چراکه همه اش هادی و احسان کنار هم هستند و ما در خانه هادی را نمی بینیم!

*شما یکی از اعضای فدراسیون هستید...

من که عضو فدراسیون نیستم! نه حقوقی دارم و نه فدراسیون با من کاری دارد و نه من با فدراسیون! تنها زمانی که اردوهای تیم ملی باشد با من تماس می گیرند که به عنوان مربی یک یا دو هفته در اردو حضور داشته باشم و بعد از آن دیگر با من کاری ندارند تا اردوی بعدی!

*پس به نظر می رسد که شرایط هر روز بدتر از قبل است...

بله، به نظر بد می رود و بدتر می آید! شرایط این روزهای فدراسیون خیلی خوب نیست! البته از حق نگذریم که تا دی ماه ، ماهی 400 هزارتومان به من حقوق می دادند اما پس از آن قطع شد. پیگیری کردم که چرا به من حقوق نمی دهید؟ گفتند شما با فدراسیون قراردادی ندارید. گفتم پس چطور قبلا حقوق می گرفتم و امروز نمی گیرم؟ گفتند آن مال قبل بوده و از امروز شرایط عوض شده!

*مگر مربی هست که با فدراسیون قرارداد داشته باشد؟

بله، مربیان نورچشمی و دوست و آشنایان بله قربان گویی هستند که با فدراسیون قرارداد داره و حقوقهای خوبی هم دریافت می کنند. اگر هم رک حرف می زنم، ترسی ندارم! نهایتش این است که می گویند دیگر نیا! بهتر، ما هم می رویم در باشگاههای بدنسازی مشغول به فعالیت می شویم.

*گفته می شود که وزارت ورزش توجه ویژه به ورزش بانوان دارد. شما این حرف را قبول دارید؟

زمانی که ما ورزش می کردیم حسنهایی بود و امروز حسنهای دیگری. امروز به خاطر شبکه های مجازی و رسانه های مختلف، ورزشکاران بیشتر به دوره ما مطرح شده اند. در آن زمان این توجه ها وجود نداشت. آن زمان ورزش بانوان در ایران تازگی داشت و به ما توجه بیشتری می شد. آن زمان مدال که می گرفتیم خانم فائزه هاشمی ده سکه طلا پاداش داد. نزدیک به دوازده سال پیش ماهی 300 هزارتومان از فدراسیون حقوق گرفته و برای هر رکوردشکنی 600 هزارتومان پاداش می گرفتم. از لحاظ مالی آن زمان بسیار عالی بود. در زمان آقای کریمی وقتی متوجه شدند که من در دوومیدانی می توانم موفق شوم به سرعت یک مربی خوب خارجی برایم استخدام کردند اما به تدریج اوضاع بدتر و بدتر شد. اینکه بگویند در این چند سال گذشته توجه ویژه به ورزش بانوان شده از نظر من حرفی غلط است! من به عنوان یک ورزشکار و مربی چنین توجه ویژه ای را نه خودم دیده ام و نه ورزشکاران دیگر آن را مشاهده کرده اند. اگر الان هم در دوومیدانی یک خانم ورزشکار مثل مریم طوسی و یا سپیده توکلی محصول فدراسیون اقای کریمی هستند. وگرنه از ده دوازده سال گذشته فدراسیون های مختلف هیچ دست آورد درخشانی در زمینه پرورش استعداد نداشتند و اگر هم فردی آمده و مطرح شده، به خاطر استعداد خاص خودش بوده نه برنامه ریزی فدراسیون.

*با این شرایط اگر به گذشته برگردید، باز هم رشته دو میدانی را انتخاب می کنید؟

سوال سختی است! شاید اگر به قبل برمیگشتم به رشته های رزمی مثل تکواندو یا بسکتبال علاقمتد می شدم اما (مکث کوتاهی می کند) باز هم دوومیدانی را اتنخاب می کردم چراکه این ورزش مورد علاقه من و تنوع این رشته وعلاقه مردم جهان نسبت به آن خوب است.

*علی رغم آینده نامشخصی که در این رشته وجود دارد چرا هنوز انرا دنبال می کنید ؟

چون قسمتی از زندگی  من است و اگر نباشد، نمیتوانم به زندگی ادامه بدهم!

*به شاگردان خود که وارد این رشته شده اند، چه توصیه ای می کنید؟

سعی می کنم با آن ها صحبت کرده و قانع شان کنم که آینده آنها نامشخص است اما وقتی تصمیم خودشان را گرفته باشند، از من کاری بر نمی آید!

 

نظرات بینندگان