arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۶۵۴۹۵۹
تاریخ انتشار: ۵۸ : ۱۷ - ۱۱ دی ۱۴۰۰
گزارش مفصل «نیویورکر» همراه با نقل قول های مهم از مقامات دیپلماتیک و نظامی امریکا؛

رابرت مالی می‌گوید بزودی احیای برجام دیگر به مانند تلاش برای جان دادن به یک مرده خواهد بود / مذاکرات غیر مستقیم ایران و امریکا ممکن است باعث شود هر دو طرف قبل از اتمام کار، بازی را متوقف کنند / مک کنزی فرمانده نظامی امریکا در منطقه می‌گوید جنگ با ایران، جنگ خونینی خواهد بود که حداقل یک سال طول می‌کشد / تهران به مرحله «برتری» نظامی رسیده است

مالی نماینده امریکا در امور تهران، گفتگو‌های نیابتی با ایران را با داستان وودی آلن تحت عنوان "مقاله‌های گوساژ-وردبدیان" مقایسه می کند. در این داستان، دو مرد از طریق پست، شطرنج بازی می‌کنند. یک حرف در این اثنا گم می‌شود، حرکات تغییر می‌کند و هر دو بازیکن ادعا دارند که برنده هستند. آن‌ها با عصبانیت قبل از اینکه بازی تمام شود، بازی را متوقف می‌کنند....مالی کت و شلوارهایش را در هتل وین گذاشته بود و انتظار داشت که مذاکرات زودتر از سر گرفته شود. اما پنج ماه گذشت و برنامه هسته ای ایران بیشتر پیش رفت. مالی سرانجام گفت کت و شلوارهایش را به امریکا بفرستند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

رابین رایت در نیویورکر نوشت: جو بایدن اندکی پس از روی کار آمدنش، راب مالی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور ایران منصوب کرد. مالی پنجاه و هشت ساله در فرانسه بزرگ شد و در دبیرستان در پاریس با آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه‌ی آمریکا همکلاسی بود. او در دانشکده‌های حقوق ییل و هاروارد تحصیل کرد، بورسیه رودز را به دست آورد و منشی بایرون وایت، قاضی دیوان عالی کشور شد.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: مالی تجربه طولانی در امور خاورمیانه دارد. پدرش روزنامه نگار فرانسوی بود که به خاطر حمایت از جنبش‌های ضد استعماری شهرت داشت. او که در دوران کلینتون در شورای امنیت ملی مشغول بود، در مذاکرات صلح کمپ دیوید شرکت کرد. پس از فروپاشی این مذاکرات در سال ۲۰۰۰، او از تحلیل مرسوم مبنی بر اینکه اجلاس به دلیل ناسازگاری یاسر عرفات شکست خورده است، حمایت نکرد. وی گزارش‌های محرمانه‌ی مفصلی درباره نحوه تقصیر اسرائیلی‌ها در ارتباط با سخت کردن پیشنهادات برای عرفات منتشر کرد.

منتقدان، مالی را به شدت ضد اسرائیلی خوانده اند. همکاران سابق وی علناً حملات به مالی را ناعادلانه، نامناسب و اشتباه خواندند. پس از دوران ریاست جمهوری کلینتون، مالی در «گروه بین المللی بحران» که درگیری‌های جهانی را دنبال می‌کند، در مورد ایران کار کرد. وی در چارچوب این مسئولیتش با مقامات ایرانی دیدار و به تهران سفر کرد.

در دوران اوباما، او عضو تیمی بود که توافق هسته‌ای ایران را در سال ۲۰۱۵ تهیه کرد. این توافق که به طور رسمی به عنوان «برنامه جامع اقدام مشترک» شناخته می‌شود، مهم‌ترین پیمان عدم اشاعه در بیش از ربع قرن گذشته به حساب می‌آید. انگلیس، چین، فرانسه، آلمان و روسیه طرف‌هایی در این توافق بودند که از حقوق مساوی با یکدیگر برخوردار بودند. در طول دو سال گفتگو‌های پر پیچ و خم، ایرانی‌ها اغلب با آمریکایی‌ها در راهرو‌های هتل ملاقات می‌کردند تا مسائل را حل کنند. مالی که در زندگی شخصی اش فردی آرام در مسئولیت‌های حرفه‌ای جدی است، همتایان ایرانی اش او را به اسم کوچکش می‌شناختند. آن‌ها با یکدیگر روابط نزدیکی داشتند و شماره تلفن و آدرس ایمیل رد و بدل می‌کردند.

توافق هسته‌ای ایران تنها دو سال دوام آورد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۱۸ تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ستیزه جویان جمهوری خواه، این توافق را رها و بیش از هزار تحریم را علیه ایران اعمال کرد. آن‌ها رهبر معظم ایران، وزیر امور خارجه، قضات، فرماندهان، دانشمندان، بانک ها، تأسیسات نفتی، یک خط کشتیرانی، یک شرکت هواپیمایی، موسسات خیریه و متحدان خود مانند رئیس جمهور ونزوئلا را به دلیل تجارت با تهران هدف قرار دادند. ترامپ همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرتمندترین شاخه نظامی ایران را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کرد. اقدامی که ایالات متحده هرگز علیه نیروی نظامی یک کشور دیگری، حتی ورماخت نازی، انجام نداده بود.

در طول سال‌های ریاست جمهوری ترامپ، مالی به عنوان رئیس گروه بین المللی بحران فعالیت می کرد. او با برخی از ایرانیان در تماس بود. اما زمانی که به عنوان فرستاده بایدن مسئولیت گرفت، دیپلمات‌های ایرانی که دهه‌ها آن‌ها را می‌شناخت از ملاقات با وی خودداری کردند. در جریان مذاکرات در وین در بهار گذشته، آمریکایی‌ها در هتل ایمپریال اقامت داشتند. ایرانی‌ها در هتل اینتر کانتیننتال که هشت ساختمان با محل اقامت آمریکایی‌ها فاصله داشت، حضور داشتند. انریکه مورا، یک دیپلمات اسپانیایی برای اتحادیه اروپا پیشنهادات آن‌ها را به طرف مقابل منتقل می‌کرد. هیئت‌های پنج کشور دیگر نیز در هتل سومی با یکدیگر در حال رایزنی بودند.

مالی گفتگو‌های نیابتی با ایران را با داستان وودی آلن تحت عنوان "مقاله‌های گوساژ-وردبدیان" مقایسه می کند. در این داستان، دو مرد از طریق پست، شطرنج بازی می‌کنند. یک حرف در این اثنا گم می‌شود، حرکات تغییر می‌کند و هر دو بازیکن ادعا دارند که برنده هستند. آن‌ها با عصبانیت قبل از اینکه بازی تمام شود، بازی را متوقف می‌کنند.

میخائیل اولیانوف، فرستاده روسیه، مذاکرات وین را یکی از عجیب‌ترین فرآیند‌های دیپلماسی مدرن توصیف کرد. او در توییتی نوشت: هدف، به‌روزرسانی یک توافقنامه یا ایجاد یک توافق جدید نیست. هدف این است که یک معامله تقریباً ویران شده را تکه تکه بازگردانیم. آیا نمونه‌ی مشابهی در تاریخ روابط بین الملل وجود دارد؟ من نمی‌توانم چنین چیزی را به یاد بیاورم. شما میتوانید؟

مالی به من گفت که لزوم به کارگیری دیپلماسی در ماه نوامبر فوریت بی سابقه‌ای پیدا کرد. او گفت: ما شاهد گسترش برنامه هسته‌ای ایران بودیم و مشاهده کردیم که تهران در فعالیت‌های منطقه‌ای خود جنگ‌جوتر و ستیزه‌جوتر شده است. محاسبات مقامات تهران اشتباه است و آن‌ها در حال بازی با آتش هستند.

خطرات فراتر از ایران است. نظم هسته‌ای جهان که از قبل خطرناک بود، اکنون در معرض فروپاشی قرار دارد. پیمان‌های هسته‌ای که در قرن گذشته منعقد شده‌اند، به دلیل مدرن‌سازی زرادخانه‌ها توسط ایالات متحده، روسیه و چین، منقضی شده یا در حال نابودی هستند. پنتاگون تخمین می‌زند که چین می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ حداقل هزار بمب داشته باشد. مذاکرات با تهران برای جلوگیری از دستیابی دهمین کشور به تسلیحات هسته‌ای در حال انجام است. کره شمالی در سال ۲۰۰۶ به بمب اتم دست یافت و آخرین کشور در این دسته است.

در خاورمیانه، اسرائیل از اواخر دهه ۱۹۶۰ به سلاح هسته‌ای مجهز شده است. مقامات سعودی همچنین تهدید کرده اند که در صورت دستیابی ایران به بمب، دستیابی به این فناوری را دنبال خواهند کرد. کلسی داونپورت، از انجمن کنترل تسلیحات به من گفت: بحران هسته‌ای ایران را نمی‌توان در خلأ مورد بررسی قرار داد. نظم هسته‌ای گسترده‌تر جهانی در معرض هرج و مرج است. شکست مذاکرات با ایران به عنوان اولین تلاش بزرگ دیپلماتیک بایدن، پیامد‌هایی در سراسر جهان خواهد داشت.

واشنگتن و تهران هر دو در حال نقض توافق هستند. یک سال پس از اینکه ترامپ برجام را رها و کمپین فشار حداکثری خود را آغاز کرد، تهران شروع به نقض تعهداتش کرد. ایران اقدام به نصبت سانتریفیوژ‌های IR-۶ کرد که بسیار پیشرفته‌تر از مدل‌های IR-۱‌های هستند که ایران در چارچوب برجام مجاز بود در اختیار داشته باشد. تهران حتی مدل‌های کارآمدتری از سانتریفیوژ‌ها را از جمله مدل‌های IR-۹ را توسعه داد. سانتریفیوژ‌ها لوله‌های بلندی هستند که شکل گازی اورانیوم را غنی می‌کنند. آن‌ها با سرعت مافوق صوت و چندین هزار برابر سریعتر از نیروی گرانش می‌چرخند. ایران سطح غنی‌سازی را از کمتر از چهار درصد که حد مجاز در توافق بود و سطحی است که از آن برای انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز یا تحقیقات پزشکی استفاده می‌شود، به ۶۰ درصد افزایش داد. رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتم، در ماه می‌گفت: تنها کشور‌های سازنده بمب به این سطح از غنی سازی می‌پردازند. درجه تسلیحات ۹۰ درصد است که برای مقامات اسرائیلی، مقطعی تعیین کننده است.

زوهار پالتی، مدیر سابق اطلاعات موساد که اکنون در وزارت دفاع اسرائیل کار می‌کند، گفت: ما نمی‌خواهیم به نقطه‌ای برسیم که مجبور شویم از خود بپرسیم، چگونه به ایران اجازه داده شد تا غنی سازی ۹۰ درصدی داشته باشد.

وی به من گفت. زمان موسوم به گریز هسته‌ای برای ایران به منظور تولید سوخت کافی برای ساخت یک بمب، از بیش از یک سال به کمتر از سه هفته کاهش یافته است.

یک مقام ارشد دولت گفت: این زمان واقعا کوتاه و غیرقابل قبول است. هر روز آن‌ها سانتریفیوژ‌ها را به حرکت در می‌آورند و به ازای هر روزی که اورانیوم ذخیره می‌کنند، زمان شکست همچنان کاهش می‌یابد. مراحل اضافی از جمله تسلیح سازی اورانیوم غنی شده، تطبیق آن با کلاهک و سپس ادغام آن با یک سیستم تحویل مانند موشک برای ساخت بمب مورد نیاز است.

در اواخر سال ۲۰۲۰، محسن فخری زاده، پدر برنامه هسته‌ای ایران، در حالی که به همراه همسر و محافظانش به تعطیلات آخر هفته می‌رفت، ترور شد. قاتل از بیش از هزار مایل دورتر، با استفاده از هوش مصنوعی و اتصال ماهواره ای، مسلسل نصب شده روی یک وانت پارک شده را به کار انداخت و به فخری زاده گلوله شلیک کرد.

تهران با مسدود کردن دسترسی به فیلم‌های نظارتی در سایت‌های هسته‌ای بازرسی‌های بین المللی را محدود کرد و به این ترور پاسخ داد. کارشناسان بیم دارند که ایران در حال بررسی یک راه مخفی برای رسیدن به بمب باشند. گروسی گفت که ردیابی تأسیسات ایران شبیه پرواز در آسمان ابری شده است.

مالی به من گفت که شش دور اول دیپلماسی در بهار امسال پیشرفت واقعی داشت. او در ماه ژوئن یک بسته هسته‌ای ارائه کرد که شامل پایان دادن به اکثر تحریم‌های ترامپ بود. مالی گفت: احساس جمعی همه شامل اروپایی‌ها، روس‌ها و چینی‌ها و حتی هیئت ایرانی در آن زمان این بود که می‌توانیم خطوط کلی یک توافق را مشخص کنیم. اگر تمامی طرف‌ها آماده سازش‌های لازم بودند، می‌توانستیم به این نقطه برسیم.

مذاکرات در ماه ژوئن، پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران متوقف شد. حسن روحانی، رئیس جمهور قبلی و اصلاح طلب ایران، طی سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۷ بر بستر تعامل با ایالات متحده پیروز شده بود. اما تحریم‌های ترامپ مزایای اقتصادی وعده داده شده توسط توافق هسته‌ای را خراب کرد، بنابراین در سال ۲۰۲۱ اکثریت ایرانی‌ها زحمت رای دادن را به خود ندادند. ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه‌ی ایران به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. ایالات متحده قبلا رئیسی را تحریم کرده بود. رئیسی در مراسم تحلیف خود در مردادماه متعهد شد که همه پارامتر‌های قدرت ملی تقویت خواهد شد.

مالی کت و شلوارهایش را در هتل وین گذاشته بود و انتظار داشت که مذاکرات زودتر از سر گرفته شود. اما پنج ماه گذشت و برنامه هسته ای ایران بیشتر پیش رفت. مالی سرانجام گفت کت و شلوارهایش را به امریکا بفرستند. مالی به من گفت تا زمانی که دیپلماسی در اواخر نوامبر بار دیگر از سر گرفته شد، ایران محدودیت‌های تحمیل شده توسط برجام را نادیده گرفت. او گفت: در حالی که مقامات ایران به پیشرفت‌های هسته‌ای خود ادامه می‌دهند، به تدریج توافق را از مزایای عدم اشاعه که ما برای آن چانه‌زنی کردیم، تهی می‌کنند.

عقب نشینی بایدن از مواضع دیپلماتیک خود

مالی گفت: ما با توافق بدتری موافقت نمی‌کنیم، زیرا ایران برنامه هسته‌ای خود را توسعه داده است. به زودی تلاش برای احیای این توافق معادل تلاش برای دوباره جان دادن به یک مرده خواهد بود. در این صورت، ایالات متحده و متحدانش ممکن است مجبور شوند که با ترفند‌های ایران در برنامه هسته‌ای اش روبرو شوند.

یک مقام ارشد وزارت امور خارجه گفت: بدون بازگشت به توافق، احتمال تلاش ایران برای تبدیل شدن به یک کشور آستانه‌ی هسته‌ای بیشتر می‌شود.

در ماه سپتامبر، نفتالی بنت، نخست‌وزیر جدید اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام کرد که برنامه هسته‌ای ایران به لحظه‌ای حساس رسیده و تحمل ما نیز رو به اتمام است. او گفت: کلمات جلوی چرخش سانتریفیوژ‌ها را نمی‌گیرند. اسرائیل قرار است به زودی آموزش برای حملات نظامی احتمالی به ایران را آغاز کند. بنی گانتز، وزیر دفاع اسرائیل در ماه دسامبر در جریان سفر به واشنگتن از دولت بایدن خواست مانور‌های نظامی مشترکی با اسرائیل برگزار کند.

زوهار پالتی، مدیر سابق اطلاعات موساد که اکنون در وزارت دفاع اسرائیل کار می کند، به من گفت: "مشکل برنامه هسته‌ای ایران این است که در حال حاضر هیچ مکانیسم دیپلماتیکی وجود ندارد که تهران را متوقف کند. هیچ عامل بازدارنده‌ای وجود ندارد. ایران دیگر نمی‌ترسد. ما باید علامت توقف را به آن‌ها بدهیم. " مقامات آمریکایی معتقدند که اقدامات اسرائیل اغلب تهران را تحریک کرده و دیپلماسی را با مشکل مواجه می‌کند.

در صورت دستیابی به توافق، ایران همچنان می‌تواند پیشرفت‌های فناوری را معکوس کند. با این حال، دانش آن غیر قابل برگشت است. کلسی داونپورت گفت: برنامه هسته‌ای ایران در سال گذشته به نقاط عطف جدیدی دست یافت. این موضوع که ایران به قابلیت‌های جدید تسلط پیدا می‌کند، می‌تواند درک ما را در مورد اینکه چگونه این کشور ممکن است به دنبال سلاح‌های هسته‌ای باشد را تغییر دهد.

در شرایطی که دولت بایدن برای بازگشت به توافق میانجی‌گری می‌کند، جمهوری‌خواهان قول داده‌اند که آن را خنثی کنند. در ماه اکتبر، سناتور تد کروز از تگزاس در توییتی نوشت: تا زمانیکه توافق با ایران به عنوان یک معاهده توسط سنا تصویب نشود -که بایدن می‌داند این اتفاق نخواهد افتاد- این اطمینان صد در صدی وجود دارد که هر رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه آمریکا در آینده آن را پاره خواهد کرد.

همانطور که مذاکرات هسته‌ای در اوایل سال جاری آغاز شد، من به همراه ژنرال کنت مک کنزی جونیور که عملیات نظامی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه و جنوب آسیا را رهبری می‌کند، به پایگاه هوایی الاسد، در غرب عراق پرواز کردم. این بخشی از یک تور طولانی در عراق، سوریه، افغانستان، قطر و لبنان بود.

تجربه نظامی مک کنزی با ایران خطرناک و خونین بوده است. زمانی که او افسر جوانی بود، ۲۴۱ تفنگدار دریایی در بمب گذاری انتحاری سال ۱۹۸۳ در مقر نیرو‌های حافظ صلح سازمان ملل در بیروت کشته شدند. این بزرگترین تلفات جانی نیروی دریایی آمریکا در یک روز از زمان نبرد ایوو جیما در جنگ جهانی دوم بود. دولت ریگان، ایران و نمایندگان نوپای آن را در حزب الله مقصر این حمله دانست. تقریباً چهار دهه بعد، مک‌کنزی به من گفت که توانایی‌های هسته‌ای تهران در آن زمان از خطری که الان می‌توانند ایجاد کنند، فاصله زیادی داشت.

در دوران ترامپ، خصومت‌ها بین آمریکا و ایران تشدید شد. این دشمنی‌ها در سال ۲۰۲۰ به اوج خود رسیدند، زمانی که ترامپ دستور ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران را صادر کرد. هنگامی که سلیمانی برای دیدار با متحدان محلی تهران وارد بغداد شد، مک‌کنزی یک پهپاد ام کیو-۹ ریپر را برای شلیک چهار موشک هلفایر به سردار سلیمانی و همراهانش به کار گرفت.

پنج روز بعد، ایران یازده موشک بالستیک که هر کدام حداقل یک کلاهک هزار پوندی داشت را به سمت پایگاه هوایی الاسد شلیک کرد. اطلاعات آمریکا، استقرار موشک‌های ایران را ردیابی کرده بود و این آگاهی به آمریکایی‌ها چند ساعت فرصت داد تا هواپیما‌های جنگی و نیمی از پرسنل خود را از این پایگاه تخلیه کنند. سرهنگ دوم استاسی کلمن، فرمانده یک جوخه اعزامی هوایی باید تصمیم می‌گرفت که کدام یک از خدمه صد و شصت نفره اش این محل را ترک کنند و کدامیک در آنجا بمانند. او بعداً به بازرسان نظامی گفت: من باید تصمیم می‌گرفتم چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد. من فکر می‌کردم هرکسی که در آنجا بماند، از بین خواهد رفت. بسیاری از نیرو‌های نظامی که الاسد را ترک کردند، با نگرانی آن‌هایی را که می‌ماندند در آغوش گرفتند. مهم اینکه، از سال ۱۹۵۳، در طول جنگ کره، هیچ یک از پرسنل نظامی آمریکایی بر اثر حمله هوایی دشمن کشته نشده بودند.

اولین پرتاب در ساعت ۱ بامداد رخ داد. گروهبان جانت لیلیو به بازرسان گفت: هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند آنچه در سنگر‌ها اتفاق افتاد و جو آن را توصیف کند. من آماده مرگ نبودم، اما سعی می‌کردم خود را با هر اعلام موشکی برای آن آماده کنم. بمباران ساعت‌ها به طول انجامید. این بزرگترین حمله موشکی بالستیک بود که تاکنون توسط کشور دیگری علیه نیرو‌های آمریکایی انجام شد. هیچ آمریکایی‌ای فوت نکرد، اما صد و ده نفر دچار آسیب‌های مغزی شدند.

ترامپ درد و رنج الاسد را رد کرد. او به خبرنگاران گفت: شنیدم برخی سردرد داشتند. این در حالی است که دو سال بعد، بسیاری از کسانی که در الاسد بودند، هنوز از از دست دادن حافظه، بینایی و شنوایی خود رنج می‌برند. یک نفر در ماه اکتبر بر اثر خودکشی جان باخت. به هشتاد نفر جایزه قلب بنفش داده شده است.

مک‌کنزی به من گفت که درس الاسد این است که موشک‌های ایران به تهدیدی فوری‌تر از برنامه هسته‌ای آن تبدیل شده‌اند. برای چندین دهه، موشک‌های ایران به شدت دقت پایینی داشتند. اما مک کنزی گفت: در الاسد، آن‌ها تقریباً به جایی که می‌خواستند ضربه زدند. اکنون آن‌ها می‌توانند به طور مؤثر در تمام نقاط خاورمیانه و به صورت عمیق ضربه بزنند.

پیشرفت‌های ایران هم متحدان و هم دشمنان را تحت تأثیر قرار داده است. پس از انقلاب ۱۹۷۹، حکومت ایران، ارتش شاه را پاکسازی و با وجود موج‌های تحریم اقتصادی، تقریباً از نو آن را بازسازی کرد. ایران در دهه ۱۹۸۰ با عراق یک جنگ ویرانگر هشت ساله داشت که تسلیحات آن را بیش از پیش تخلیه کرد.

در عوض، حکومت ایران بر توسعه موشک‌هایی با برد بیشتر، دقت بالاتر و قدرت تخریب بیشتر تمرکز کرده است. ایران اکنون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان موشک در جهان است. آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا گزارش داد که ایران بزرگترین و متنوع‌ترین زرادخانه را در خاورمیانه در اختیار دارد.

مالی به من گفت: ایران ثابت کرده است که از برنامه موشک‌های بالستیک خود به عنوان ابزاری برای اجبار یا ارعاب همسایگانش استفاده می‌کند.

ایران می‌تواند موشک‌های بیشتری از آنچه دشمنانش از جمله ایالات متحده و اسرائیل می‌توانند سرنگون یا منهدم کنند، شلیک کند. تهران به چیزی دست یافته است که مک کنزی آن را مرحله «برتری» می‌نامد. این به معنای سطحی از توانایی است که در آن یک کشور دارای تسلیحاتی است که کنترل یا شکست آن را بسیار دشوار می‌کند. مک کنزی گفت: ظرفیت استراتژیک ایران اکنون بسیار زیاد است. آن‌ها در عرصه‌ی عمل از توانایی غلبه کردن برخوردار هستند.

امیرعلی حاجی زاده، سرتیپ و تک تیرانداز سابق است که فرماندهی نیروی هوافضای ایران را بر عهده دارد. وی در سال ۲۰۱۹ تصریح کرد: همه باید بدانند که تمامی پایگاه‌های آمریکایی و شناور‌های آن‌ها در فاصله دو هزار کیلومتری در تیررس موشک‌های ما هستند. ما دائما برای یک جنگ تمام عیار آماده آماده ایم. حاجی زاده جانشین ژنرال حسن طهرانی مقدم شد که برنامه موشکی و پهپادی ایران را پایه گذاری کرد و در سال ۲۰۱۱ به همراه شانزده نفر دیگر شهید شد.

اسرائیلی‌ها حاجی زاده را سلیمانی جدید می‌نامند و مک کنزی او را بی پروا خطاب می‌کند. در سال ۲۰۱۹، نیرو‌های حاجی زاده یک پهپاد شناسایی آمریکایی را بر فراز خلیج فارس سرنگون کردند. او همچنین حملات موشکی به الاسد را سازماندهی کرد.

ایران اکنون دارای بزرگترین مجتمع‌های زیرزمینی شناخته شده در خاورمیانه است که دارای برنامه‌های هسته‌ای و موشکی هستند. بیشتر تونل‌ها در غرب، رو به اسرائیل یا در سواحل جنوبی، روبروی عربستان سعودی و دیگر شیخ نشین‌های خلیج فارس قرار دارند. پاییز امسال، تصاویر ماهواره‌ای ساخت‌وساز زیرزمینی جدیدی را در نزدیکی باختران، وسیع‌ترین مجتمع زیرزمینی ایران ردیابی کردند. این تونل‌ها که در دل سنگ‌ها قرار دارند، بیش از هزار و ششصد فوت زیر زمین هستند. بنا بر گزارش ها، طول برخی از شهرهای زیرزمینی چند کیلومتر است. ایران آن‌ها را «شهر‌های موشکی» می‌نامد.

در سال ۲۰۲۰، سپاه پاسداران با انتشار ویدئویی از بازدید حاجی زاده از یک زرادخانه موشکی زیرزمینی، سالگرد تسخیر سفارت آمریکا را جشن گرفت. او و دو فرمانده دیگر سپاه پاسداران در تونلی که در طرفین آن ردیف‌هایی از موشک‌ها روی هم قرار گرفته بودند، راه می‌رفتند. صدای ضبط شده سردار سلیمانی در پس‌زمینه پخش می‌شد که می‌گفت: شما این جنگ را شروع می‌کنید، اما پایان آن را ما مشخص می‌کنیم. موشک‌های عماد برای پرتاب‌های متوالی سریع از طریق یک راه آهن زیرزمینی حمل می‌کند. عماد‌ها هزار مایل برد دارند و می‌توانند کلاهک معمولی یا هسته‌ای را حمل کنند.

یوزی روبین، اولین رئیس سازمان دفاع موشکی اسرائیل به من گفت که برنامه موشکی ایران بسیار پیشرفته‌تر از پاکستان است.

کارشناسان، ایران را با کره شمالی مقایسه می‌کنند، کره‌ای که به پیشبرد برنامه تهران در دهه ۱۹۸۰ کمک کرد. جفری لوئیس از مؤسسه مطالعات بین‌المللی میدلبری در مونتری به من گفت که برخی از موشک‌های ایران برتر از موشک‌های پیونگ یانگ هستند.

کارشناسان بر این باورند که کره شمالی ممکن است اکنون واردکننده‌ی فناوری موشکی ایران باشد.

بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، جمهوری اسلامی هزاران موشک بالستیک دارد. آن‌ها می‌توانند تا ۱۳۰۰ مایل در هر جهتی پرتاب شوند و در شرق به اعماق هند و چین در شمال به روسیه، در غرب به یونان و سایر بخش‌های اروپا و در جنوب به اتیوپی در شاخ آفریقا برسند. حدود صد موشک نیز می‌تواند به اسرائیل برسد.

ایران همچنین صد‌ها موشک کروز دارد که می‌توانند از زمین یا کشتی شلیک شوند، در ارتفاع پایین پرواز کنند و از چند جهت حمله کنند. شناسایی آن‌ها برای رادار یا ماهواره سخت است. موشک‌های کروز توازن قوا را در سراسر خلیج فارس تغییر داده است. در سال ۲۰۱۹، ایران با موشک‌های کروز و پهپاد، تأسیسات نفتی عربستان سعودی را هدف قرار داد و به طور موقت باعث تعطیلی نیمی از تولید نفت بزرگترین تأمین‌کننده جهان شد.

دولت بایدن امیدوار است از پیشرفت در توافق هسته‌ای استفاده کند تا در نهایت دیپلماسی را گسترش داده و همسایگان ایران را در گفتگو‌ها برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای مشارکت دهد. مالی به من گفت: حتی اگر بتوانیم برجام را احیا کنیم، مشکلات همچنان منطقه را مسموم کرده و خطر بی‌ثباتی آن را به همراه خواهد داشت. اگر مقامات تهران به اقداماتشان در منطقه ادامه دهند، پاسخ شدیدی دریافت خواهند کرد.

البته شاید برای مقابله با تهران دیر باشد. مهم اینکه، ایران تمایلی به توافق بر سر موشک‌هایش مانند برنامه هسته‌ای خود نشان نداده است. جفری لوئیس گفت: وقتی برای ساختن تأسیسات، آموزش افراد و تحویل موشک به واحد‌های نظامی هزینه می‌شود، حوزه عظیمی خواهید داشت که می‌خواهید آن‌ها را حفظ کنید. من فکر نمی‌کنم امیدی به محدود کردن برنامه موشکی ایران وجود داشته باشد. در همین ارتباط، رئیس جمهور جدیدایران پس از انتخاب خود به خبرنگاران گفت: مسائل منطقه‌ای و موشکی قابل مذاکره نیست.

من از الاسد با مک کنزی به سمت به سوریه پرواز کردم. اولین توقف ما در روستای گرین بود که قبلاً کارگران یک میدان نفتی در رودخانه فرات در آن ساکن بوده اند. آخرین بار در سال ۲۰۱۹ برای آخرین عملیات نظامی علیه داعش در آنجا بودم. گروه کوچکی از نیرو‌های آمریکایی از اواخر سال ۲۰۱۵ در شمال شرق سوریه مستقر شده اند تا به یک گروه شبه نظامی به رهبری کرد‌ها که در حال مبارزه با داعش هستند، کمک کنند و مشاوره دهند. رسما ماموریت آن‌ها مهار بقایای داعش است. به طور غیر رسمی، آن‌ها همچنین قرار است از دسترسی ایران به گذرگاه‌های مرزی استراتژیک از سمت عراق جلوگیری کنند.

ابوکمال، یک پاسگاه بیابانی در شصت مایلی جنوب شرقی روستای گرین قرار دارد. جهادگران داعش در سال ۲۰۱۴ آن را تصرف کردند و به این ترتیب تبدیل به گذرگاه اصلی آن‌ها بین سوریه و عراق شد. در سال ۲۰۱۷، شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران و ارتش سوریه آن را به تصرف خود درآوردند. نیرو‌های نیابتی ایران از آن زمان بخش زیادی از قلمروی تحت حاکمیت داعش از جمله مناطق آزاد شده توسط ارتش عراق و نیرو‌های دموکراتیک سوریه تحت حمایت ایالات متحده را به تصرف خود در آورده اند. یکی از مقامات ارشد نظامی آمریکا به من گفت: بهترین اتفاقی که تا به حال برای ایران افتاده، این است که ائتلاف آمریکا داعش را از بین برد.

ایران اکنون از ابوکمال به عنوان یک مرکز استراتژیک برای تحویل قاچاقی موشک و فناوری به نیرو‌های نظامی خود استفاده می‌کند. این مواد شامل کیت‌هایی است که برای ارتقای موشک‌ها استفاده می‌شود. با افزودن جی پی اس به راکت‌های dumb که کنترل شان سخت است و به ندرت به هدف اصابت می‌کنند، می‌توان آن‌ها را به موشک‌های هدایت شونده با برد بیشتر و دقت بالاتر تبدیل کرد. مالی به من گفت: ایالات متحده و منطقه نگران میزان تحویل تسلیحات پیشرفته ایران به نیرو‌های نیابتی اش هستند.

زمانیکه سردار سلیمانی در قید حیات بود، ایران محور مقاومت خود را به واسطه‌ی شش گروه شبه نظامی اصلی از جمله حزب‌الله در لبنان گسترش داد. حوثی‌ها در یمن و حماس و جهاد اسلامی در سرزمین‌های فلسطینی از جمله‌ی این گروه‌ها هستند. ائتلاف مقاومت در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۹۰ عملیات‌های آماتور، اما مرگباری مانند بمب‌گذاری انتحاری و گروگان‌گیری را انجام داد. امروز نیرو‌های آن هماهنگ و به خوبی مسلح هستند و از قدرت بالایی در سطح منطقه برخوردارند. بیشتر کشور‌ها به واقعیت‌های موجود می‌نگرند و سعی می‌کنند با آنچه وجود دارد، کنار بیایند. مایکل آیزنشتات از موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک به من گفت که ایران شبکه‌ای از نمایندگان منطقه‌ای را از ابتدا به عنوان سیستم اتحاد خود ایجاد کرد و این منسجم‌ترین سیستم اتحاد در منطقه است.

ارتش ایالات متحده هنوز بسیار قدرتمندتر از چیزی است که ایران تصور می‌کند. با این حال، ایران ثابت کرده است که یک رقیب زیرک و رو به رشد است. این کشور نسلی از مهندسان و دانشمندان خارجی را برای مونتاژ تسلیحات آموزش داده است. تهران ناو‌های بدون تابعیت مملو از قطعات موشکی را برای شورشیان حوثی که به اهداف نظامی و غیرنظامی در عربستان سعودی موشک شلیک می‌کنند، اعزام کرده است. به این ترتیب، فناوری قدیمی‌تر راکت‌های dumb در اختیار حماس و جهاد اسلامی قرار گرفته است. اکثر کیت‌هایی که برای بالا بردن دقت راکت‌ها به کار می‌رود و از ابوکمال عبور می‌کنند به لبنان می‌روند، جایی که حزب‌الله راکت‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد خود را برای اصابت دقیق‌تر و نفوذ عمیق‌تر به داخل اسرائیل ارتقا می‌دهد. تخمین زده می‌شود که حزب‌الله دست‌کم چهارده هزار موشک و بیش از صد هزار راکت داشته باشد که اکثر آن‌ها متعلق به ایران است. مک کنزی به من گفت: ایرانیان امروز توانایی حمله دقیق به اسرائیل را دارند.

یک افسر ارشد اطلاعات نیروی دریایی به من گفت که تفاوت دستیابی ایران به اسرائیل طی سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۱ قابل توجه است. استفاده از فناوری موشکی از نظر استراتژیک مقرون به صرفه است. موشک‌ها نسبت به سیستم‌های دفاعی‌ای که کشور‌های دیگر برای محافظت از خودشان در برابر آن‌ها نیاز دارند، هزینه‌ی کمی دارند. به گفته وزارت امور خارجه‌ی آمریکا، ایران سالانه بین دو تا سه میلیارد دلار برای حمایت از ائتلاف مقاومت صرف می‌کند. با این حال، بودجه دفاعی این کشور بسیار کمتر از چیزی است که عربستان سعودی به عنوان متحد مهم ایالات متحده در سال هزینه می‌کند.

ایران در حال حاضر از راه دور از چندین جهت دسترسی بسیار زیادی به اهدافش دارد. یک مقام ارشد اطلاعاتی در فرماندهی مرکزی توضیح داد: حلقه‌ای را که مثلاً ۷۰۰ کیلومتر است در هر کجای عراق و یا یمن تصور کنید، ایران می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد و این میزان برد و قابلیتی را که تهران برای خودش فراهم کرده است، نشان می‌دهد. شما می‌توانید این قابلیت را در سوریه نیز برای تهران تصور کنید. وقتی تهران می‌تواند اهداف را در عراق هدف قرار دهد، احتمالاً از این توانایی در سوریه نیز برخوردار است. او افزود: آنچه مهم است این که حلقه‌ها اکنون در هم قفل شده‌اند.

ایران تلاش می‌کند که بتواند آمریکا را به واسطه‌ی آزارش متقاعد به خروج از کل خاورمیانه بکند، همانطور که این کار را در مورد خروج آمریکا از افغانستان انجام داد. مالی گفت که اقدامات تهرهان در سراسر منطقه باید در آینده نه چندان دور مورد توجه قرار گیرد. واقعیت این است که روسای جمهور آمریکا تا کنون نتوانسته اند نفوذ سیاسی و اهرم نظامی ایران را مهار کنند.

بی اعتمادی بین تهران و واشنگتن از زمانی که دانشجویان ایرانی چهار دهه پیش سفارت ایالات متحده را تسخیر و پنجاه و دو آمریکایی را به مدت چهارده ماه بازداشت کردند، عمیق‌تر شد. جان لیمبرت، گروگان سابق به من گفت: هر طرف، دیگری را بسیار فریبکار، بدخواه و دروغگو می‌بیند. هر پیشنهادی که از طرف مقابل ارائه می‌شود، به ویژه اگر جنبه‌ی امتیازی داشته باشد، به ابزار دیگری برای فریب تبدیل می‌شود. تهران به جای عقب نشینی تحت فشار ترامپ، برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود را تسریع بخشید.

این مقام ارشد وزارت امور خارجه گفت که دوران استفاده از گزینه‌هایی مانند تحریم تمام شده است. تحریم‌ها نتیجه‌ای را که همه ما می‌خواستیم به همراه نداشته است. علاوه بر دیپلماسی، پرزیدنت بایدن ابزار‌های پیشگیرانه کمی دارد و اقدام نظامی یک گزینه جذاب یا موثر درازمدت نیست.

پنج هفته پس از روی کار آمدن بایدن، ایالات متحده تلاش کرد تا برای ایران مشکل ایجاد کند. در این ارتباط، دو فروند اف ۱۵ آمریکایی هفت بمب پانصد پوندی را بر ابوکمال فرود آوردند. این حمله هوایی در تلافی حمله موشکی یک گروه نیابتی ایرانی به یک پایگاه نظامی مورد استفاده نیرو‌های آمریکایی در عراق انجام شد. بمب‌های آمریکایی تاثیر کمی داشتند.

یک مقام ارشد اطلاعاتی فرماندهی مرکزی به من گفت: تا وقتی نتوانید به محل اصلی حمله کنید، شرایط تغییر نخواهد کرد. در واقع من فکر می‌کنم، ایرانی‌ها خیلی سریع دست به کار شدند و خسارات را جبران کردند.

اسرائیل ده‌ها حمله هوایی در نزدیکی ابوکمال و صد‌ها حمله دیگر به اهداف ایرانی در سوریه انجام داده است. با این حال، تحویل تسلیحات همچنان در سراسر مرز جریان دارد. بایدن همچنین روش ارعاب را امتحان کرده است. در ماه اکتبر، یک بمب افکن آمریکایی B-۱B از داکوتای جنوبی در امتداد منطقه‌ای در مجاورت ایران به پرواز درآمد. جت‌های جنگنده مصر، اسرائیل، عربستان سعودی و بحرین آن را در سراسر خاورمیانه اسکورت کردند. از نوامبر ۲۰۲۰، ایالات متحده در هفت ماموریت بمب افکن‌های B-۵۲ را به اطراف ایران اعزام کرده است که به دلیل اندازه و شکل آن‌ها به لعنتی‌های چاق، بزرگ و زشت معروف شده اند.

با این حال، حتی مقامات ارشد در مورد کارآمدی چنین تاکتیک‌هایی تردید دارند. یک افسر اطلاعات نیروی دریایی گفت: به نظر من ایجاد اختلال در برنامه‌های ایران آسان است، اما در تأثیرگذاری فشار مداوم برای تغییر رفتار تهران تردید وجود دارد. این امر مستلزم تصمیم گیری برای توسعه برخی توانایی‌ها در زمینه‌هایی است که من فکر می‌کنم ما از منظر اولویت ملی چندان به آن علاقه‌مند نیستیم.

مقامات آمریکایی اذعان دارند که این پرواز‌ها بیشتر برای اطمینان بخشیدن به متحدان در منطقه به جای ترساندن ایران انجام می‌شود. به نظر نمی‌رسد که ایران ترسیده باشد. ایران در ماه اکتبر، یک حمله پهپادی به التنف، یک پایگاه نظامی در سوریه که دویست آمریکایی در آن مستقر هستند، انجام داد. ارزش استراتژیک گسترده‌تر التنف موقعیت آن در بزرگراه حیاتی بین بغداد و دمشق و مسیر لبنان و دریای مدیترانه است. به طور غیررسمی، هدف ایالات متحده از کنترل این پایگاه باز هم ممانعت از انتقال تسلیحات و مقابله با نفوذ ایران است. یک سایت خبری حزب الله، حمله ایران به التنف را مرحله جدیدی از رویارویی برای خروج آمریکا از خاورمیانه توصیف کرد.

مک کنزی در یک مصاحبه تلویزیونی، متحدان ایران را به اقدامات جنایتکارانه علیه رئیس یک دولت متهم کرد. او گفت: آنچه ما می‌بینیم این است که گروه‌های مرتبط با ایران که از نظر قانونی نتوانسته اند به قدرت برسند، اکنون برای رسیدن به اهداف خود به خشونت متوسل شده اند. این حمله به دو گروه شبه نظامی شیعه شامل کتائب حزب الله و عصائب اهل الحق منتسب شد. هر دو در انتقال سلاح در ابوکمال شرکت داشته اند.

در ماه سپتامبر، دو بار با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جدید ایران، هنگام شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک ملاقات کردم. او سال‌ها نیروی نزدیک به سردار سلیمانی در وزارت خارجه به شمار می‌رفت. وی خاطرنشان کرد که ایالات متحده از توافق هسته‌ای خارج شد و تحریم‌های گسترده‌ای را علیه ایران اعمال کرده است. او گفت: اگر بتوان بی‌اعتمادی را کاهش داد، ممکن است نقاط مشترکی وجود داشته باشد، اما دیوار بی اعتمادی بسیار بلند است. وقتی دسترسی ما به پول خودمان برای تهیه‌ی واکسن‌های نجات دهنده ممنوع است، آیا حتی ردپایی از اعتماد بین دو کشور وجود دارد؟

امیرعبداللهیان گفت: برای اثبات حسن نیت آمریکا، بایدن ابتدا باید تحریم‌ها را لغو کند و به آزادسازی میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران در کشور‌های دیگر مانند کره جنوبی کمک کند. او گفت: اگر به توافقی برسیم، می‌توان از آن برای پیشرفت بیشتر استفاده کرد. لیکن ما قبلاً گفته‌ایم که اگر مذاکرات شکست بخورد، آینده کشور را به برجام گره نمی‌زنیم.

مالی پیشنهاد کرد که دو کشور موافقت کنند که به طور همزمان به توافق برگردند و سپس در مورد مراحل بعدی تصمیم بگیرند.

دولت بایدن نمی‌خواهد بدون حصول اطمینان از اینکه ایران پیشرفت‌های هسته‌ای خود را معکوس می‌کند، به استفاده از سانتریفیوژ‌های قدیمی‌تر بازمی‌گردد، ذخایر اورانیوم خود را کاهش می‌دهد و اجازه بازرسی کامل را می‌دهد به ایران پاداش بدهد. با این حال، امکان دارد ایالات متحده با همکاری پنج قدرت جهانی به نحوی بتواند توافق هسته‌ای را بازگرداند.

ایران با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در داخل و خارج از کشور مواجه است. مک کنزی هشدار داد که اگر دیپلماسی متوقف شود و ایران به سرعت بخشیدن به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد، ایالات متحده ممکن است در سه ماهه اول سال ۲۰۲۲ با یک بحران هسته‌ای مواجه شود.

مک کنزی تحلیل کرده است که درگیری با ایران چگونه ممکن است رخ دهد. او به من گفت: اگر ایران به طور ناگهانی حمله کند، یک جنگ خونین در پیش خواهد بود. ما به شدت آسیب خواهیم دید. اما یک سال طول می کشد.

همانطور که تجربه‌ی ایالات متحده در افغانستان و عراق به ما می‌آموزد،  این روند شاید بیشتر طول بکشد. یک کمپین نظامی تمام عیار توسط اسرائیل یا ایالات متحده به احتمال قوی باعث یک جنگ منطقه‌ای در چندین جبهه خواهد شد. ایران بهتر از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود مسلح است و نیروهای نیابتی نظامی و سیاسی آن تندروتر هستند. توافق هسته‌ای می‌تواند آغاز و بخش ساده‌تر چالش ایران برای هشتمین رئیس‌جمهوری آمریکا باشد.

نظرات بینندگان