صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

دوشنبه - ۱۷ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۲۳۱۲۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۴۰ : ۰۱ - ۲۰ فروردين ۱۳۹۰
حمايت حبيب کاشاني از علي دايي به عنوان مربي کاملا شکست خورده و ناکامي پرسپوليس، نگراني هواداراني را به وجود آورده که ديگر اميدي حتي براي رسيدن به ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا را هم ندارند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حمايت حبيب کاشاني از علي دايي به عنوان مربي کاملا شکست خورده و ناکامي پرسپوليس، نگراني هواداراني را به وجود آورده که ديگر اميدي حتي براي رسيدن به ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا را هم ندارند.

حالا ديگر به صورت تمام و کمال مي توان مطمئن بود که جايگاه دايي در پايان فصل آن قدر محکم هست که در صورت تکرار شکست هاي مکرر و طبيعي گذشته، باز هم جانشيني براي او نيايد. کاشاني همچنان دايي را حمايت مي کند . همين کافي است تا يک سؤال بزرگ در اذهان شکل بگيرد... اين که آيا حمايت کاشاني از دايي باز هم او را در فصل بعد روي نيمکت اين پرسپوليس بحران زده و ناکام خواهد نشاند يا نه؟!


کاشاني، هرآنچه لازم بود را براي دايي فراهم کرد. ابتداي فصل، تاريخي ترين فصل پرسپوليس بود. براي اولين بار پرسپوليس پس از 8 سال مربي اش را در طول تمرينات بدنسازي مي شناخت و البته از ابتدا، يارگيري را با نظر مستقيم سرمربي آغاز کرد، نه با نظر مديريت. حتي حبيب کاشاني نتوانست بازيکنان محبوبش مانند خليلي را حفظ و مهدوي کيا را به تيمش اضافه کند. کاشاني دست دايي را تا جايي باز گذاشت که او کادر فني اش را هم به راحتي انتخاب کند.

اضافه شدن مياچ در ميانه هاي فصل و بيرون راندن تدريجي کريم باقري از مجموعه تيم، نشانه هايي از باز بودن دست دايي بود. در حقيقت کاشاني اختياراتي که تا ديروز به هيچ مربي نداده بود را ناگهان براي دايي در نظر گرفت تا او تيمي بسازد که هم رفت و برگشت دربي را مي بازد، هم ده شکست در ليگ را براي خود ببيند و هم در پايان دور رفت ليگ قهرمانان آسيا، اميدي به صعود نداشته باشد.


منطقي ترين رفتار را خود کاشاني دارد. کاشاني که مي داند دستپخت دايي فقط به مذاق خودش خوش مي آيد، يک بار با استعفاي او مخالفت و بارها از او دفاع کرد. کاشاني به خوبي مي دانست تحويل گرفتن تيمي که دايي با حضور بازيکنان مورد علاقه اش ساخته و الصاق کردن آن به يک مربي جديد، هيچ تفاوتي در شکل بازي و نتيجه گيري اين تيم به وجود نمي آورد. به پرسپوليس خوب نگاه کنيد.

مهاجمي مانند هادي نوروزي تمامي توانايي هايش به دويدن درون 18 قدم حريفان و تمارض براي گرفتن پنالتي خلاصه مي شود و يا مازيار زارع هرگز نتوانسته به عنوان يک هافبک دفاعي، بجز گرفتن ژست و فيگورهاي خاص براي داوران و دوربين هاي تلويزيوني، کاري انجام دهد. گويي که دايي پرسپوليس را فقط با بازيکناني بسته که مانند کاپيتان جديدش، مجيزگوي و تعريف کننده اش باشند!


اخراج دايي، چيزي جز تمام شدن تمامي مشکلات به نام کاشاني را نداشت. کاشاني صبر مي کند تا همه چيز به نام مردي که اين پرسپوليس را ساخته تمام شود. با اين حال، او در قبال فصل آينده نگراني هاي خاص خود را دارد. از سويي مي داند که هنوز گروهي از ليدرهاي پرسپوليس که پيشتر جايي در باشگاه پرسپوليس نداشتند، هواخواه دايي هستند. کاشاني صبر مي کند تا کارنامه فاجعه بار پرسپوليس با دايي بسته شود و اين موقعيت تازه در اختيار او قرار بگيرد که قرارداد رو به پايان دايي را بدون تمديد بگذارد. خطر ديگري که فسخ قرارداد با دايي براي تيم هاي ملي و ليگ برتري دارد، شکايت هايي است که وکيل دايي به مراجع قضايي مي برد. کاشاني که هنوز نتوانسته مشکل مالياتي قطبي (که از زمان مصطفوي باقي مانده) را حل کند، مطمئنا به دنبال يک دردسر تازه نيست.

***
خبرهاي ضد و نقيض کم نيستند. يکي حرف از توافق با استيلي مي زند و ديگري خبر قطعي شدن مربيگري درخشان را مي دهد. اما نکته قابل تامل پيغام هايي است که دوستان و نزديکان دايي براي کاشاني و باشگاه مي فرستند. با وجود مقدمه چيني هايي که باشگاه پرسپوليس براي خروج دايي از اين تيم با نظرسنجي هاي بودار و تيترهاي خاص در روزنامه پرسپوليس انجام مي دهد، اما باز هم دايي دست از دامن نيمکت پرسپوليس برنمي دارد. او همچنان خود را مردي موفق مي خواند و تصور مي کند بقا در اين تيم حق مسلم اوست.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
سرخ پوش واقع بین
|
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۷
خواهشمند است کسانی که نمیدونن فوتبال رو با چه ض ای می نویسند صحبت کارشناسی در مورد اسطوره فوتبال جهان و ایران نفرمایند...تیم دایی همه چیزش مشکل بود حالا مشکل شده خوده دایی...؟؟؟؟
متاسفم از فهم بعضیها...
يدالله علي وندي
|
۱۱:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۱
با سلام من فقط ميتوانم بگويم تا منم دايي تمام نشود پرسپوليس رو به قهقرا خواهدرفت چرا كه دايي رندانه بلزيكن اخلاق قرن كريم را فراري داد وساير بازيكنان وفكر ميكنم يه جورايي حق با شيث رضايي است ويا آرفي كه اگر دايي مربي ومدير بود از اين بازيكن آقاي گل مي ساخت نه اينكه .........