صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

جمعه - ۰۷ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۲۳۲۲۰۲
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۲۰ - ۰۲ آبان ۱۳۹۴
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سپاه ابن سعد پس از شهادت امام حسین (ع) خیمه ها را آتش زدند و به غارت وسایل زنان پرداختند و گوشواره از گوش و خلخال از پای زنان بیرون كردند.

غارت لباس های امام (ع)

سپاهیان یزید علاوه بر غارت كاروان امام، از غارت لباس ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏های حضرت نیز چشم پوشی نكردند. قیس بن اشعث بن قیس كندی، قطیفه امام را برداشت. از این رو، به وی قیسِ قطیفه می‌گفتند. نعلین او را اسود نامی از بنی ‌اود برداشت. شمشیرش را مردی از بنی ‌نهشل بن دارم برد. بیشتر لباس ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ها و لوازم را رحیل بن زهیر جعفی و جریر بن مسعود حضرمی و اسید بن مالك حضرمی بردند، ابوجنوب جعفی هم شتری برده بود كه بعدها با آن آب كشی می‌كرد. مردی عراقی در حالی كه می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏گریست، لباس فاطمه، دختر امام حسین (ع) را از او می‌گرفت! فاطمه به او گفت: چرا گریه می‌كنی؟ گفت: لباس دختر پیامبر را از او بگیرم، اما گریه نكنم؟ فاطمه گفت: خوب آن ‌ها را رها كن. گفت: می‌ترسم شخص دیگری آن را بگیرد!

یافعی گوید: پس از كُشتنِ سَرورانِ برگزیده، تبهكاران شرور به خیام حرم امام حمله كردند و حریم را شكستند. دینوری می‌نویسد: آن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏گاه مردم زعفران ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏های گرفته شده از كاروان و آن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ چه را كه در خیمه ‌ها بود، چپاول كردند. همچنین نوشته‌اند: مردم به سوی زنان و لوازم امام حسین (ع) رفتند. اگر زنی را می‌دیدند، لباسش را از پشت می‌كشیدند هر چند مقاومت هم می‌كرد، آن را می‌بریدند. دستور دهنده و اجراكننده این رفتارهای توهین‌آمیز، شمر بن ذی‌الجوشن بود. نوشته‌اند: شمر به خیمه‌گاه رفت و فرمان داد هر چه را كه زنان با خود دارند، غارت كنند. سپاهیان هر چه در خیمه‌ ها بود، برداشتند. حتی برخی برای گرفتن گوشواره ام‌ كلثوم، گوش او را پاره كردند و پس از تقسیم غنایم، خیمه‌ ها را آتش زدند. ابن نما می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نویسد: پس از دستور شمر، سپاه كوفه سرگرم غارت اهل و عیال حسین (ع) شدند تا آن جا كه روپوش زنان، انگشترها، گوشواره ‌ها و خلخال ‌ها را غارت ‌كردند. مردی آمد و روپوش دختر امام را برداشت، پس از آن زنان سر برهنه ماندند و باران مصایب و گرفتاری ‌ها و غم و اندوه بر آنان باریدن گرفت.

آتش زدن خیمه‌ ها

 ابن طاووس می‌نویسد: سپس زنان را در حالی كه سر و پا برهنه بودند و می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏گریستند، از خیمه ‌گاه بیرون آوردند و آن را آتش زدند. ابن نما گوید: دختران رسول خدا (ص) و نوردیدگان زهرا (س) با سر برهنه و با شیون و زاری برای پیر و جوان نوحه‌ سرایی می‌كردند و چون خیمه ‌گاه را آتش زدند، وحشت ‌زده بیرون آمدند. ناگفته نماند كه همه خیمه ‌گاه به آتش كشیده شد. چنان كه امام رضا (ع) فرموده است: خیمه ‌های ما را به آتش كشیدند. ولی گویا خیمه‌ای كه امام سجاد (ع) و زنان در آن حضور داشتند، آخرین خیمه ‌ای بود كه به آتش كشیده شد.

اسب تاختن بر بدن امام حسین (ع)

 عمر بن سعد پس از آن ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏كه كار غارت خیمه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ها به اتمام رسید، میان یارانش ایستاد و فریاد زد: كیست كه دستور ما را درباره حسین (ع) انجام دهد و بدن او را لگدكوب سم اسبان كند؟ ده نفر به نام‌ های اسحاق بن حیوقی، اخنس بن مرشد، حكیم بن طفیل، عمرو بن صبیح صیداوی، رجاء بن منقذ عبدی، سالم بن خیثمه جعفی، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب جعفی، هانی بن ثبیت حضرمی و اسید بن مالك بر اسبان خود سوار شدند و بر بدن مقدس امام تاختندو هنگامی كه به كوفه بازگشتند، اسید بن مالك خطاب به ابن زیاد گفت: نحن رضضنا الصدر بعد الظهر بكلّ یعبوب شدید الاسر؛ ماییم كه سینه و پشت آنها را با اسبان سخت پیكر تیزپا لگدكوب كردیم!

پس ابن زیاد بدانان جایزه اندكی داد! ولی هنگامی كه مختار قیام كرد، آنان را گرفت و پاهایشان را با زنجیرهای آهنی بست و دستور داد بر بدن ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏هایشان اسب تاختند تا این‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏كه هلاك شدند. ابوعمرو زاهد گوید: ما نسب این ده نفر را بررسی كردیم، همه حرام ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏زاده بودند.

ارسال سر مقدس سیدالشهدا (ع) به كوفه

عمر بن سعد، برای خوش خدمتی بیشتر به دستگاه ظالمانه اموی، دستور داد سر بریده امام حسین (ع) را در عصر عاشورا با شتاب و سرعت به كوفه ببرند و عبیدالله را از پایان یافتن غائله كربلا با خبر گردانند. مأموریت رساندن سر مقدس امام حسین (ع) بر عهده خولی بن یزید اصبحی گذاشته شد. ولی وی شب هنگام به كوفه رسید و در آن وقت، دارالاماره بسته بود. به همین جهت شب را در خانه خویش گذرانید و سر امام حسین(ع) را از ترس همسرش در تنوری پنهان كرد و در بامداد روز یازدهم به دارالاماره رفت و سر آن حضرت را تحویل عبیدالله بن زیاد داد.

منابع:

1-شیخ مفید، الارشاد، ج 2: 1122.

2-دینوری، اخبار الطوال: 2587.

3-طبری، تاریخ طبری، ج 3: 334.

 4-ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، ج 3: 259.

5-ابن شهرآشوب، مناقب، ج 4: 112.

6-خوارزمی، مقتل الحسین، ج 2: 44.

7-مسعودی، مروج الذهب، ج 3: 7215.

*روزنامه قدس