صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

يکشنبه - ۱۶ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۳۰۵۸۶
تاریخ انتشار: ۲۰ : ۰۶ - ۱۴ تير ۱۳۹۰
سخن گفتن از امام حسين(ع)، سخن گفتن از پيامبر(ص) است و صحبت از پيامبر(ص) سخن از اسلام ،زيرا که پيامبر اعظم(ص) فرموده است:« حسين مني و انا من حسين». اگر پيامبر(ص) موسس و آورنده اسلام است، امام حسين(ع) احياکننده آن و اگر در مبعث و غدير اسلام روييد و به کمال رسيد، در روز عاشورا حياتي دوباره يافت و تفسير ناب امام حسين(ع) از اسلام، خط بطلان بر همه وسوسه ها و راه هاي انحرافي و بدعت ها کشيد و مسير اسلام ناب را در پيش چشم همگان قرار داد.چنين پيوندي نيز در زمان ولادت سرور آزادگان حضرت اباعبدا...الحسين(ع) مشاهده مي شود آن گاه که در ماه رسول مهر و محبت يعني شعبان، سومين خورشيد امامت در آسمان اين ماه طلوع مي کند و ...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
خراسان نوشت:

سخن گفتن از امام حسين(ع)، سخن گفتن از پيامبر(ص) است و صحبت از پيامبر(ص) سخن از اسلام ،زيرا که پيامبر اعظم(ص) فرموده است:« حسين مني و انا من حسين». اگر پيامبر(ص) موسس و آورنده اسلام است، امام حسين(ع) احياکننده آن و اگر در مبعث و غدير اسلام روييد و به کمال رسيد، در روز عاشورا حياتي دوباره يافت و تفسير ناب امام حسين(ع) از اسلام، خط بطلان بر همه وسوسه ها و راه هاي انحرافي و بدعت ها کشيد و مسير اسلام ناب را در پيش چشم همگان قرار داد.چنين پيوندي نيز در زمان ولادت سرور آزادگان حضرت اباعبدا...الحسين(ع) مشاهده مي شود آن گاه که در ماه رسول مهر و محبت يعني شعبان، سومين خورشيد امامت در آسمان اين ماه طلوع مي کند و ...

به مناسبت سالروز ميلاد باسعادت امام حسين(ع) در گفت وگويي با دکتر محمدحسين رجبي دواني از صاحب نظران تاريخ اسلام فصل هاي مختلف زندگي امام حسين(ع) را ورق زده ايم. وي در اين مصاحبه با اشاره به اين که حدود ۶ سال از عمر امام حسين (ع) در عصر رسول ا...(ص) سپري شد، به طوري که مي توان گفت ايشان و امام حسن (ع) تربيت شده دامان پيامبر اسلام (ص) هستند، تصريح کرد: ايشان سال سوم يا چهارم هجرت پيامبر (ص) در سوم شعبان به دنيا آمدند .

امام حسين (ع) و بال مجروح فطرس ملک

رجبي دواني با اشاره به رواياتي که نقل مي کند پس از اين که امام حسين (ع) به دنيا آمدند، فطرس ملک که بال مجروحي داشت، بال خود را به امام حسين (ع) متبرک کرد و شفا يافت، گفت: هر چند اين نقل ها خيلي مورد اعتماد نيست و در کتاب هاي معروف و مورد اعتماد شيعي ذکر نشده است، اما از شأن و مقام والاي حضرت اين امور بعيد نيست و به لحاظ اعتقادات شيعي ما مي تواند چنين اتفاقاتي بيفتد. شخصيت والاي ائمه(ع) ما به گونه اي است که تمام فرشتگان و انبياي الهي هم در ظل وجود اين بزرگواران قرار دارند. به عنوان مثال آدم ابوالبشر(ع) جد همه ما انسان ها خدا را به ذوات مقدس ۵ تن رسول ا...(ص)، اميرالمومنين(ع)، حضرت فاطمه (س) و حسنين(ع) سوگند مي دهند يا حضرت نوح(ع) وقتي در کشتي و در آن درياي متلاطم، خودشان و بقيه ساکنان کشتي در سختي قرار مي گيرند براي آرامش، از اين ذوات مقدس ياد مي کنند، حضرت ابراهيم(ع) نيز هنگام افکنده شدن در آتش به همين ذوات مقدس متوسل مي شوند. بنابراين وقتي انبياي بزرگ الهي در سايه وجود اهل بيت (ع) مي توانند به عنايات الهي دست يابند، طبيعي است که درباره فرشتگان هم چنين مواردي رخ دهد و چنين امري از ساحت اهل بيت (ع) به دور نيست.

امام حسين(ع) در دوران خانه نشيني امام علي(ع)

اين محقق به دوران ۲۵ ساله خانه نشيني حضرت علي(ع) و به نقش و حضور امام حسين(ع) در اين سال ها اشاره کرد و افزود: اگرچه از اين سال ها در تاريخ گزارش هاي محدودي به ما رسيده است، از جمله اين که امام حسن(ع) و امام حسين(ع) جزو شهودي هستند که براي احياي حق مادر خود در قضيه فدک حاضر مي شدند ولي خليفه شهادت آن ها را به اين دليل که به بلوغ نرسيدند، رد کرد.

امام حسين(ع) و خلفا

رجبي دواني در باره نحوه برخورد و رفتار امام حسين(ع) با خلفا (ابوبکر، عمر و عثمان) گفت: در مورد ۲ خليفه اول، گزارشي در باره رفتار امام حسين(ع) با آن ها به ما نرسيده است.

و داع تاريخي امام حسين(ع) با ابوذر

وي افزود: اما در اين دوران ماجرايي که در تاريخ نقل شده بدرقه ابوذر، صحابي بزرگ رسول ا...(ص) توسط امام علي(ع) ، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) است که اين ماجرا هم شان و جايگاه برجسته ابوذر را نشان مي دهد که امام علي(ع) و فرزندان معصومش، زودتر از موعدي که دستگاه خلافت، راه ها را مي بندد که کسي براي بدرقه ابوذر نرود، اين بزرگواران به بدرقه ابوذر مي روند که آن جا اميرالمومنين(ع) خطاب به امام حسن(ع) و امام حسين(ع) مي فرمايند: برويد با عمويتان ابوذر وداع کنيد. اين دو هم اين گونه عمل مي کنند. نقل شده است که امام حسين(ع) ابوذر را در آغوش مي گيرند و خطاب به او مي فرمايند: «خداوند اين قدرت را دارد که اين وضعيت را تغيير دهد و متحول کند، اين مردم دنيايشان را از تو باز داشته اند و تو دينت را از آن ها دريغ کردي، تو از آن ها بي نيازي در حالي که آن ها به دين تو محتاج اند، از خدا شکيبايي و پيروزي درخواست کن و از جزع به درگاه خدا پناه ببر که صبر و پايداري لازمه دينداري است و بي تابي اجل انسان را به تاخير مي اندازد» ابوذر نيز چنين عمل کرد و اسوه صبر و مقاومت شد.

امام حسين(ع) و فتوحات عصر عثمان

وي در پاسخ به اين سوال که آيا امام حسين(ع) در فتوحات زمان خلفا به خصوص فتوحات عصر عمر و عثمان شرکت داشته اند يا خير، افزود: برخي از منابع اهل تسنن ذکر کرده اند که اين دو امام در فتوحات دوره خليفه سوم حضور داشته اند و حتي نقل مي کنند ايشان تا گرگان و شمال آفريقا رفته اند ولي اين موضوع بعيد به نظر مي رسد به خصوص اين که فتوحات در عصر خليفه سوم از انگيزه هاي معنوي تهي شده بود ، هر چند ظاهر آن جهاد بود.بسيار بعيد است که امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در فتوحات شرکت کرده باشند. برخي منابع اهل سنت هم گفته اند، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) از عثمان در برابر انقلابيون دفاع مي کردند که اين حرف هم درست نيست ؛ چون اميرالمومنين(ع) اين دو را مامور کرده بودند که آب و آذوقه به عثمان که در محاصره قرار داشت، برسانند و کمک به او در همين حد بود. وي با بيان اين که امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در ۲۵ سال خانه نشيني حضرت علي (ع) هم جهت اميرالمومنين(ع) حرکت کرده و مطيع آن حضرت بودند، اظهار داشت: اين دو از امام زمان خود به بهترين وجه اطاعت مي کردند.

در دوران خلافت پدر

امام علي (ع) بعد از حدود ۶ ماه که از خلافتشان مي گذشت، مجبور شدند براي سرکوب پيمان شکنان از مدينه خارج شوند و به سوي بصره بروند. امام حسين (ع) نيز در اين عرصه بزرگ حضور داشتند و بعد از سرکوبي پيمان شکنان وقتي اميرالمومنين (ع) مقر خلافت را به کوفه تغيير دادند و ديگر به مدينه بازنگشتند، امام حسن (ع) و امام حسين (ع)و گروهي از نزديکان آن ها از جمله حضرت زينب (س) و ام کلثوم و خانواده هايشان هم به کوفه نقل مکان کردند .اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال که امام حسين (ع) با وجود شايستگي هاي فراواني که داشتند چرا در حکومت امام علي (ع) صاحب مناصب سياسي و حکومتي نشدند، اظهار داشت: با وجود تمام قابليت هاي بي مانند امام حسن (ع) و امام حسين (ع)، امير المومنين (ع) به آن ها پست سياسي و مسئوليتي ندادند چون جوي را خليفه پيشين (عثمان) براي اولين بار پديد آورده بود که در دوران خليفه اول و دوم سابقه نداشت، او به خويشان و بستگانش مناصب مهمي در حکومت داد که باعث خشم و اعتراض مردم و انتقاد شديد آن ها شد که از عوامل مهم قيام مردم عليه عثمان و قتل او، همين مسئله بود.

امام حسين (ع) در دوران حکومت پدرشان، داراي پست سياسي نبودند

برداشت شخصي من اين است که به دليل همين ذهنيت منفي که به وجود آمده بود، اميرالمومنين (ع) هم صلاح ندانستند که فرزندانشان ولو اين که به لحاظ شايستگي و لياقت و تقوا، اصلا قابل قياس با پيشينيان نبودند، در مسند پست و مقام قرار گيرند. سند و مدرکي در اين باره وجود ندارد ولي من چنين استنباطي از اين موضوع دارم. رجبي دواني، به حضور امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در همه ميادين سخت نبرد در کنار اميرالمومنين(ع) اشاره و تصريح کرد: اين دو بزرگوار در کنار پدرشان در همه عرصه ها و ميدان هاي سخت حضور داشتند و ياري گر پدر بودند.

امام حسين (ع) در صفين، نهروان و جمل

وي ادامه داد: در جنگ صفين هم باز اين دو بزرگوار يعني امام حسن (ع) و امام حسين (ع) حضور داشتند و همراه مسلم بن عقيل و عبدا... بن جعفر، فرماندهي جناح راست سپاه اميرالمومنين (ع) را برعهده داشتند و جنگ هاي محدودي هم داشتند اما اميرالمومنين (ع) از حضور اين دو بزرگوار در عرصه هاي سخت و جبهه هاي سنگين ممانعت مي کردند چون خوف آن را داشتند که مبادا خطري متوجه آن ها شده و نسل پيامبر تهديد شود. در تاريخ آمده است که امام علي (ع) محمد حنفيه پسرشان را به سخت ترين ميادين مي فرستادندو در حالي که مثلا ايشان از ميسره دشمن بازگشته بودند حضرت او را به ميمنه دشمن مي فرستاد وقتي از آن جا برمي گشت امام علي (ع) او را به قلب دشمن مي فرستادند، به نحوي که اين امر به نوعي گلايه محمد را برانگيخت و به پدر گفت: مرا سه مقطع به سخت ترين عرصه ها فرستاديد و من مجروح و خسته برگشتم اما من برادر حسن و حسين (ع) هستم در حالي که شما آن ها را از آمدن به اين ميادين منع مي کنيد و مانع مي شويد که در اين عرصه ها حضور يابند. اميرالمومنين(ع) پاسخ جالبي به پسرشان دادند و فرمودند: تو فرزند من هستي، در حالي که آن ها فرزندان پيامبر(ص) هستند، آيا مي پسنديدي که خطري متوجه آن ها شود و نسل پيامبر(ص) نابود شود؟ با اين پاسخ حضرت، محمد حنفيه از گلايه خود پشيمان شد و گفت: جان من فداي آن دو و کار درست همين است که شما انجام مي دهيد. وي ادامه داد: علاوه بر صفين و جمل، اين دو بزرگوار در نهروان نيز در کنار پدر حضور يافتند. پس مي توان گفت که اين دو بزرگوار هم پاي پدر، در همه عرصه هاي سخت حضور داشتند اگر چه اميرالمومنين(ع) سمت و مسئوليت رسمي سياسي به آن ها نسپرده بودند.

امام حسين (ع) مطيع امام عصر خويش بودند

وي به دوران زندگي امام حسين (ع) پس از شهادت اميرالمومنين و در عصر خلافت امام حسن مجتبي(ع) اشاره کرد و يادآور شد: امام حسين (ع) در عصر امام حسن (ع) همچنان همان سياست مطيع و پيرو امام زمان بودن خودشان را مثل دوران امامت امام علي (ع) دنبال کردند.با شهادت امام علي (ع) دوران امامت امام حسن (ع) آغاز شد و ايشان بر امام حسين (ع) هم امام بودند و همان طور که بقيه شيعيان از امام مجتبي (ع) اطاعت مي کردند، ايشان هم مطيع آن حضرت بودند. در لشکرکشي امام حسن (ع) به سوي معاويه که به مدائن ختم شد و در آن جا سپاه امام (ع) از هم پاشيد، امام حسين (ع) هم پاي برادر و امام خود در آن حادثه حضور داشتند. وقتي مسئله مهم صلح امام حسن (ع) پيش آمد، ايشان مطيع و فرمانبردار برادرشان بودند، البته در برخي از منابع اهل سنت آمده است که امام حسين (ع) به پذيرش صلح توسط امام حسن (ع) اعتراض داشتند و حاضر به پذيرش آن و بيعت با معاويه نبودند و امام حسن(ع) به نوعي ايشان را توجيه کردند و امام حسين(ع) هم با اين تعبير که شما بزرگ من و فرزند ارشد پدر و خليفه هستي صلح را پذيرفتند، اگر چه مشخص است که اين برداشت درست و منطقي نيست.

ادامه سياست هاي برادر در برخورد با معاويه

به ويژه اين که بعدها و پس از شهادت امام حسن (ع) که امامت امام حسين (ع) آغاز مي شود برخي از شيعيان خطاب به ايشان نامه مي نويسند و ضمن تسليت شهادت برادر و اعلام بيعت با ايشان، مي گويند ما حاضريم در پرتو فرماندهي شما عليه معاويه قيام کنيم که آن حضرت مي فرمايند: من هم چنان بر پيمان صلح برادرم استوار هستم. بخش مهم و اعظم امامت امام حسين (ع) در دوران خلافت معاويه گذشت حدود ۱۰سال از امامت ايشان در اين زمان گذشت و ايشان به پيمان صلحي که امام حسن (ع) منعقد کرده بودند، وفادار ماندند. يعني همان سياست برادر را ادامه دادند چون شرايط همان شرايط بود و چيزي عوض نشده بود. وقتي معاويه مرد و شرايط عوض شد تکليف امام حسين(ع) هم تغيير يافت. به عبارتي اگر امام حسن(ع) شهيد نشده بود و معاويه مي مرد چون با مرگ معاويه شرايط عوض مي شد امام حسن (ع) همان کاري را مي کردند که برادرشان امام حسين(ع) در کربلا انجام دادند.

نامه هاي بين امام حسين(ع) و معاويه

وي به نامه هاي بين امام حسين(ع) و معاويه اشاره کرد و گفت: در آن ۱۰سال امامت امام حسين(ع) در عصر معاويه چند مورد ديدار و ملاقات بين معاويه و امام (ع) گزارش شده است، به عنوان نمونه در تاريخ آمده است که معاويه نامه اي خطاب به امام حسين(ع) مي نويسد و در آن نامه، ضمن طرح مسائلي مي گويد: ماحجربن عدي را که از شيعيان پدرت بود. کشتيم، او را غسل و کفن کرديم، بر او نماز خوانديم و به خاک سپرديم. به نوعي معاويه مي خواهد با شرح اين ماجرا امام را تهديد کند. امام (ع) در جواب معاويه مي نويسند: «اما بدان اگر ما بر تو و پيروان تو دست يابيم و شما را بکشيم. شما را نه غسل مي کنيم نه کفن مي کنيم نه نماز مي خوانيم و نه دفن مي کنيم.» امام مي خواهند بگويند از نظر ما شما اصلا مسلمان نيستيد، چون براي ميت مسلمان واجب کفايي است که او را غسل و کفن و تدفين کرد نه غيرمسلمان.

پاسخ قاطع امام(ع) به نامه معاويه

وقتي معاويه از مردم براي فرزند نابکارش يزيد بيعت مي گيرد، مروان حکم پسرعموي عثمان که حاکم مدينه بود به معاويه فشار مي آورد و چند نامه مي نويسد که بايد از امام حسين(ع) بيعت بگيري چون امام حسين(ع) زيربار حکومت يزيد نخواهد رفت، معاويه اول زير بار حرف مروان نمي رود و قصدش اين است که با امام (ع) بر خوردي نداشته باشد حتي به مروان مي نويسد که در مورد حسين بن علي(ع) سخت بر حذر باش از اين که متعرض او شوي، تا او متعرض تو نشده کاري به کار او نداشته باش، زيرا تا او به پيمانش با ما پاي بند است و در حکومت هم به منازعه با ما برنخاسته است، نمي خواهيم با او درگير شويم. اما مروان دوباره نامه مي نويسد که رفت و آمد مردم نزد حسين بن علي(ع) زياد شده و من پيش بيني مي کنم که شما روزهاي سختي را از جانب حسين بن علي(ع) در پيش رو داشته باشيد او بالاخره معاويه را وادار مي کند که نامه اي خطاب به امام حسين (ع) بنويسد، در اين حال معاويه را مي نويسد که خبرهايي به من رسيده که اگر راست باشد چنين گماني به شما نداشتم و اگر دروغ باشد شما شايسته تر هستي که از اين موارد دور باشي.تهديدهم مي کند و مي گويد: کاري نکن که مرا وادار به قطع رحم کني، مي خواهد خودش را خويش و قوم امام (ع) هم نشان دهد. معاويه ادامه مي دهد : اگر قرار باشد شما حق مرا انکار کني، من هم شما را انکار مي کنم، اگر درموردمن کيدي بکنيد، من هم در مورد شما کيد مي کنم، معاويه در آخر نامه هم مي گويد: اي حسين(ع) بترس از اين که بين مسلمانان اختلافي ايجاد کني و آن ها را به فتنه بيندازي. شنيده ام عده اي از مردم عراق شما را به قيام دعوت کردند، در صورتي که شما مردم عراق را مي شناسيد و تجربه کرده ايد که با پدر و برادرت چه کردند.

امام حسين(ع) هم پاسخ بسيار محکم و کوبنده و به نسبت مفصل به او مي دهند و معاويه را به شدت به محاکمه مي کشانند، اولا حضرت خبرهايي را که معاويه مي دهد ، رد مي کنند و مي فرمايند: اين متملقان و دروغ گويان خبرهاي دروغ به تو دادند و من قصد جنگ با تو را ندارم هرچند که در ترک جنگ با تو از خدا بيمناک هستم. آن وقت حضرت خيانت ها و دغل کاري هاي معاويه را براي او شرح مي دهند از جمله شهادت حجربن عدي، انتساب زيادبن ابيه به معاويه و ... را براي او مي شمارند و با حالت تحقيرآميزي خطاب به او مي گويند: خداوند هيچ گاه تو را فراموش نخواهد کرد، که به محض اين که نسبت به مردم گماني بد مي کني، دستگيرشان مي کني و به اولياي خدا تهمت مي زني و آن ها را مي کشي و آن ها را از خانه هايشان تبعيد مي کني و براي پسرت از مردم بيعت مي گيري در حالي که پسرت شراب مي نوشد و با سگ ها بازي مي کند و من جز اين براي تو نمي بينم که خودت را به زيان افکندي و دين خودت را نابود کردي، مردم زير دست خود را فريب دادي و به گفتار نادانان گوش دادي و انسان هاي پارسا و باتقوا را ترسانده اي.

انفعال معاويه از پاسخ امام حسين (ع)

معاويه با اين پاسخ حضرت منفعل مي شود، به خصوص اين که به نظر مي رسد معاويه براي سنجش امام (ع) و دانستن ديدگاه ايشان اين نامه ها را مي نويسد، شواهد و قرايني داريم که او با چنين هدفي اين نامه ها را نوشت و وقتي موضع امام (ع) را ديد به شدت فرزندش را از رويارويي با امام(ع) و گرفتن بيعت نهي کرد. به ويژه اين که معاويه مي دانست پيمان صلح را نقض کرده و بعد از مرگش، امام حسين(ع) واکنش نشان خواهند داد. چون يکي از مفاد صلح نامه اين بود که خلافت به معاويه مي رسد و پس از او، خلافت به امام حسن(ع) يا امام حسين(ع) واگذار مي شود و معاويه حق تعيين جانشين ندارد، معاويه مي دانست طبق مفاد صلح نامه بعد از مرگ او، بايد خلافت به امام حسين(ع) برسد ولي او بر خلاف مفاد قرارداد صلح پسر نابکارش را به ولي عهدي عالم اسلام تحميل کرد و مي دانست امام حسين(ع) در برابر اين مسئله سکوت نخواهد کرد.

ديدار معاويه با امام حسين(ع)

رجبي دواني به سفر معاويه به حجاز براي گرفتن بيعت از مردم اشاره کرد و اظهار داشت: معاويه سفري به حجاز مي کند تا براي يزيد بيعت بگيرد، اگرچه به ظاهر قصدش حج است . آن جا معاويه با امام حسين(ع) و برخي از اصحاب رسول ا...(ص) ديدار مي کند که در آن ملاقات هم امام(ع) با صلابت برخورد مي کنند و معاويه جرات نمي کند متعرض امام شود. همچنين در تاريخ آمده است که معاويه دختر حضرت زينب (س) را براي يزيد خواستگاري کرد تا با اين کار به نوعي خودش را به خاندان اهل بيت (ع) نزديک و از آن سوء استفاده کند اما امام حسين(ع) اين خواستگاري را نپذيرفتند و آن دختر را به عقد فردي از بني هاشم که هم کفو او بود درآوردند.