صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

دوشنبه - ۱۷ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۳۱۸۳۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۴۴ : ۰۰ - ۲۷ تير ۱۳۹۰
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حميدعرب- از همان لحظه که وارد سالن کنفرانس مطبوعاتي ورزشگاه راه آهن واقع در شهرک اکباتان مي شدي مي توانستي هرج و مرج را در همه سطوح احساس کني. از دربان گرفته که اصلا نمي دانست قراراست خبرنگاران مقابل دايي قراربگيرند تا وضعيت داخل سالن که هيچ شباهتي به يک کنفرانس مطبوعاتي نداشت.
تعداد افراد غير مسؤول به قدري زياد بود که به سختي مي توانستي چهره همکاران را شناسايي کني. صداي روشن وخاموش شدن ميکروفن،تلق و تلوق کردن وسايل اضافي و جير جير صندلي ها به شدت توي ذوق مي زد.انگار وارد يک کارگاه توليدي شدي!
هيچ چيز سر جاي خودش نبود.در همين شرايط ناگهان چهره انصاري فرد ،سرپرست موقت تيم راه آهن توجه همه را به سوي خود جلب کرد.بي آنکه از انصاري فرد سؤال بشود او جلو آمد و پيام خريداران باشگاه راه آهن را براي حاضران قرائت کرد. در همين حين که انصاري فرد مشغول خواندن پيام مالکان باشگاه بود چند گزارشگر، تازه وارد سالن شدند.همين مسأله باعث شد تا انصاري فرد به سرعت پيام را بخواند و به قول خودش خبرنگاران را با آقاي دايي تنها بگذارد.
سرپرست موقت باشگاه راه آهن حين بيرون رفتن جمله اي به ياد ماندني را به زبان آورد: " دايي گل سرسبد مربيان ايران است. " انصاري فرد که رفت، دايي آمد اما اين تازه آغاز ماجرا بود. به محض آنکه دايي روي صندلي نشست يک شخص ناشناس ميکروفن را در دست گرفت و از دايي پرسيد: " آقا من مي خواهم براي راه آهن بازي کنم.از من تست مي گيريد !" دايي شوکه شد و از اين شخص پرسيد: " ببخشيد اين جا سالن کنفرانس مطبوعاتي است.شما که خبرنگار نيستيد چرا اين جا آمديد. برويد بيرون بعد از کنفرانس من در خدمت شما هستم."
آن شخص ناشناس اما در حين صحبت هاي دايي زير لب حرف مي زد و مي گفت: " آقا به خدا من بازيکن خوبي هستم. حاضرم اگر در تست قبول شدم براي تان مجاني بازي کنم! من به نمايندگي از طرف تمام بازيکناني که پشت خط ماندند دارم با شما حرف مي زنم.به خدا قسم حق ما در فوتبال خورده شده"
اين شخص به اندازه اي سماجت به خرج داد که يکي از مسؤولان حراست وارد عمل شد و او را از سالن بيرون کرد.جلسه ديگر از حالت طبيعي خارج شده بود اما مسؤولان برگزاري براي برگرداندن جو به حالت عادي از خبرنگاران خواستند سؤال هاي خود را بپرسند.
يکي از خبرنگاران ميکروفن را برداشت و از دايي سؤالي پرسيد او هم جواب مفصلي داد اما انگار اين اولين و آخرين سؤال حاضران بود. اصلا معلوم نشد آن همه آدم براي چي به سالن آمده بودند. ميکروفن دست به دست مي چرخيد و هيچ کس سؤالي نمي پرسيد! دايي هم عصباني شد و گفت: " خداراشکر، انگار هيچ کس از من سؤالي ندارد .جلسه را تمام کنيم انگار خيلي سنگين تر هستيم."
بعد هم دايي ايستاد و از حاضران خدا حافظي کرد.عده اي مي خنديدند،عده اي مشغول خوردن بودند و بعضي ها هم دايي را نقد مي کردند. دايي که از سالن بيرون رفت آرام آرام حاضران محل را ترک کردند. به اين ترتيب مراسم معارفه علي دايي به عنوان سرمربي تيم راه آهن به پايان رسيد.تيمي که نه هيات مديره دارد و نه مديرعامل .
يادمان نمي رود روزي را که شهريار از پرسپوليس بيرون آمد با حالتي طعنه آميز به کاشاني و گروهش چه گفت: " من در تيمي که هيات مديره ندارد و با سرپرست موقت اداره مي شود کار نمي کنم !" حالا دايي به تيمي رفته که نه هيات مديره دارد و نه مدير عامل.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
رضا
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۷
فکر کنم تیم رو منتقل کنن شهرستان همه چی درست بشه!!