پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : باور كنيد الآن كه دارم اين يادداشت را مي نويسم، دستم دارد از شدت هيجان
مي لرزد! عكس شش جوان 18 تا 22 ساله اي كه به طلبه جوان حمله كرده اند در
روزنامه چاپ شده است. «احسان» يكي از اين چند جوان است كه در اولين حركت و
بدون مقدمه، پريده و شاهرگ گردن طلبه جوان را با چاقو زده است. اين جوان
چنان كه در عكس ديده مي شود دماغش را تازه عمل كرده و پشت ابروهايش را هم
مثل دو دوست ديگرش كه در عكس ديده مي شوند، برداشته است.
دستم مي
لرزد و قفسه سينه ام تير مي كشد. در عكسي ديگر گردن پاره شده قهرمان ورزش
كشورمان را مي بينم كه بدن تنومندش بي جان روي تخت بيمارستان افتاده است.
اين بار هم ضربه چاقو به گردن و شاهرگ قرباني اصابت كرده است.
برخورد
چاقو با شاهرگ گردن! آيا اين اتفاق، تصادفي است؟ چرا جوانهاي ما اين قدر
جسارت و جرأت پيدا كرده اند كه هنگام درگيري، در اولين حركت، چاقو مي كشند و
درست ضربه را به شاهرگ قرباني مي زنند؟ چگونه سبعيت و درنده خويي در يك
جوان 18 ساله به جايي مي رسد كه بدون اينكه مست و لايعقل باشد و در حالت
هشياري، دست به چنين عمل غيرانساني اي مي زند؟
چه كسي در اين ميان
مقصر است؟ چه كسي بيشتر مقصر است؟! جوان درنده خويِ خشنِ قاتل؟ دوستان بي
رحم همراهش؟ خانواده اين جوان؟ مقتول نگون بخت؟ متوليان آموزش و پرورش؟
مسؤولان فرهنگي؟ نيروي انتظامي؟ قوه قضاييه؟ منِ روزنامه نگار؟ شماي
خواننده؟ به راستي چه كسي مقصر است و چقدر؟
چرا جواني كه بنا به
اعلام پليس، حداكثر، «اراذل و اوباش» است، دست به چنين كار خشني مي زند؟ او
گنده لات محل نيست. خانه تيمي ندارد. سلاح گرم ندارد. زور بازو ندارد. او
آنقدر تي تيش ماماني است كه مثل دخترخانمها دماغش را عمل كرده و پشت ابرويش
را برداشته است ! چگونه چاقوي تيزش را در گردن يك جوان هم سن و سال خودش
كه سابقه پدركشتگي و دعواي طايفه اي با يكديگر هم نداشته اند، فرو مي كند؟
اين
سؤال بزرگ و مهمي است كه همه ما بايد به آن پاسخ دهيم. منِ روزنامه نگار،
شماي خواننده، قوه قضاييه، نيروي انتظامي، مسؤولان رنگ و وارنگ فرهنگي و
سرانجام آن جوانك خشن افسارگسيخته.
به نظر مي رسد «چاقو» و استفاده خشن از آن، از ديدگاه جامعه شناختي به مرز هشدار و اولتيماتوم رسيده است.
* سيدمصطفي حسيني راد
کشوری که مدیریت آن با صاحب الزمان است اینگونه شر از زمین و آسمان آن می بارد
همه ما پاک بدنیا می آییم ، یعنی نه فقط انسان ها که هرآنچه از سوی خداوند است پاک است
آنچه پلیدی است از نفس انسان است ، انسانی که خود را در جایگاه خدا می بیند و بندگی را رها می کند و مقدس می شود و بری از گناه ، بناگاه به گردابی می افتد چنین هولناک .
ما تصور می کنیم جامعه دینی داریم اما دروغ محض است
آیا شما نامی از خدا، ایمان به او ، سلف کنترل (تقوی) و احسان به دیگران (احترام، محبت و انفاق) را سرسوزنی در جایی می بینید ؟
منتظر از این بدترش هم باید باشیم..