صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

چهارشنبه - ۰۵ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۳۷۲۲۹
تعداد نظرات: ۲۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ : ۱۳ - ۱۴ شهريور ۱۳۹۰
محسن رضایی یکی از مسافران پرواز 613 ماهان به مقصد مشهد بود که دچارسانحه شد او خاطرات خود را از این حادثه نوشته است که مطمئنا خواندنی است
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
محسن رضایی یکی از مسافران پرواز 613 ماهان به مقصد مشهد بود که دچارسانحه شد او خاطرات خود را از این حادثه نوشته است که مطمئنا خواندنی است :

برای عزیمت از تهران به مشهد مقدس، خودمان را به پرواز 613 ماهان رساندیم. موقع بلند شدن احساس کردم چرخ های هواپیما با زمین اصطکاک زیادی پیدا کرد و صدای برخورد چرخ ها روی باند کمی توجه ام را جلب کرد . در طول مسیر پرواز خوبی داشتیم خلبان توضیحاتی در حین پرواز داد در ارتفاع 33 هزار پایی پرواز کردیم نرسیده به مشهد لحظاتی خوابم برد قبل از فرود بیدار شده بودم.

هنگامی که هواپیما روی باند قرار گرفت احساس کردم ترمزهای هواپیما سفت تر از پروازهای دیگر گرفته شده بود گویی خلبان می خواست بجای رفتن به انتهای باند از وسط های باند بپیچد . احساس کردم خلبان می خواهد از همان فاصله ای که احتمالا رمپ خروج از باند است خارج شود، ناگهان صدای بسیار شدیدی از نوع برخورد هواپیما با یک مانع سخت را شنیدم و کمتر از یک دقیقه هواپیما متوقف شد. صلواتی فرستادم. پس از لحظاتی که سکوت بر مسافرین و کادر پرواز و خدمه حاکم بود سروصداهایی در هواپیما بلند شد. بالاخره افرادی از خدمه هواپیما از مسافران خواستند از جای خود بلند نشوند پس از چند دقیقه خلبان به مسافران توضیح داد که مسئله خاصی نبوده است.

منتظر باز شدن درهای هواپیما بودیم که ناگهان اعلام شد درها قابل باز شدن نیستند و باید از درهای اضطراری بیرون برویم یک مرتبه سرو صدا و هیجانات فضای هواپیما را پر کرد . صدای گریه زنها و بچه ها بلند شد مسافران متوجه شده بودند که حادثه ای اتفاق افتاده است ولی نمی دانستند حادثه چیست ؟ آنها متوجه شدند که موضوع به آن سادگی که خلبان گفته بوده نیست.. بعد از این از سرسره های اضطراری به پایین هدایت شدیم و متوجه شدیم که قضیه چه بوده است چرخ جلوی هواپیما کنده و پرت شده بود هواپیما از باند خارج و آتش گرفته بود باند و زمین اطراف آن خیس بود. از آبهای کف باند و اطراف آن مشخص بود که آتش نشانی به موقع عمل کرده است .

گویا خانم یکی از پاسداران گارد پرواز که در همان نزدیکی خانه ای دارد از پشت پنجره دیده بود که هواپیما آتش گرفته و تلفنی شوهرش را مطلع می کند. من از در اضطراری سمت چپ هواپیما بیرون پریدم مقدار کمی هم دستم زخم شد و روی خارو خاشاک خارج از باند پیاده شدم . از منطقه بیرون باند روی باند آمدم. به بقیه مسافرین گفتم از هواپیما فاصله بگیرید محافظین هم از من می خواستند که سریع از هواپیما فاصله بگیرم اما شیون و گریه خانم ها و بچه ها هر نوع حرکتی برای خروج از صحنه را از من گرفته بود. به دوستانم گفتم ما در بین مردم می مانیم تا اگر کسی نیازی داشت به او کمک کنیم. آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان با همسر و دو فرزندش که از مسافران این هواپیما بودند نیز از هواپیما خارج شدند پسر کوچک ایشان کیفش در هواپیما مانده بود و گریه میکرد. حجت الاسلام والمسلمین آقای رشاد و چند نفر روحانی دیگر هم از درهای اضطراری بیرون پریدند. خودروهای سواری از پاویون شخصیت ها به سمت ما آمدند و پاسداران گارد هوایی اصرار می کردند که سوار شده و از محوطه خارج شوم. آنها می گفتند هر لحظه ممکن است هواپیما منفجر شود اما نمی توانستم قبول کنم با دوستان دیگر آنجا ماندیم تا مردم سوار اتوبوس شوند و بروند. با آخرین اتوبوسی که مردم را به ترمینال می برد رفتم. دلم می خواست میان مردم باشم تا اگر نیازی بود کمک کنم.

حدس می زدم مردم عصبانی، بخواهند ناراحتی شان از مسئولین را با من در میان گذاشته و گره های دل خود را باز کنند. وارد ترمینال که شدم بسیاری از مسافرین مرا که دیدند اطرافم جمع شدند و هر کسی چیزی می گفت. خانمی می گفت: آقای رضایی چرا اینجا دکتر نیست؟ آقایی می گفت: آقا امام رضا کمکمان کرد . کم کم چهره های گرفته مردم باز میشد ، لبخندها جای نگرانی ها را می گرفت ، گریه های کودکان خاموش می شد. حدود 11 نفر جراحت کمی برداشته بودند که اکثر آنها در همان فرودگاه مداوا شدند. با بهتر شدن روحیه مردم، خوشحالی به درون من برگشت. هواپیما حامل بیش از 200 مسافر بود و از یک فاجعه ای جلوگیری شده بود. مطمئن شدم که امام رضا به کمک زوارش آمده بود. وقتی از میان آنها رفتم چهره های باز شده مسافران حکایت از بازگشت آرامش به درون آنها داشت. احتمال عجله خلبان در خروج از باند یا اشکال فنی در باند فرودگاه مشهد وجود دارد. انشااله به مسئولان خواهم گفت که رسیدگی جدی به عمل آورند.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲۰
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۷
ناشناس
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
چه جالب نه رادار،نه برج مراقبت،نه خلبان،نه كمك خلبان،نه محسن رضايي،نه دستگاههاي كنترل كننده هيچكدام آتش سوزي راتشخيص ندادند فقط يه خانم ازتوآشپزخونه..
ناشناس
|
۰۹:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
با احترام به آقای رضایی قائدتا ایشان با جان فشانی که در دوران جنگ داشته در آن شرایط اضطراب و نگرانی خانوادهها غیر از این از ایشان انتظاری نداشتیم.
اما برادر عزیزم چرا خطاهای دولت را ماست مالی می کنید. شما خود می گویید آن خانم از منازل اطراف متوجه ایراد هواپیما شده و اطلاع داده همچنین کف پاشی که قطعا قبل از فرود انجام شده نشان از اشکال قبل از فرود در هواپیماست.
ناشناس
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
مجید جان : با این همه توصیفی که دادید !!اظهار نظر درست است نه اضهارنظر!!!!!
پاسخ ها
بيسواد
| |
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
كوتاه بيا ، سخت نگير
ناشناس
|
۱۷:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
جناب رضایی البته تابحال هم خدا و ابولفضل و امام رضا بداد این کشور و مردم رسیده اند که باقی مانده است اگر این موضوع نبود تابحال این کشور بعلت .... نابود شده بود.
سید
|
۱۵:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
ایشان هواپیما را با اتوبوس اشتباه گرفتند. عزیز من خلبان ترمز محکم گرفت و زود می خواست پپیچه یعنی چی؟ هواپیما یک دقیقه بعد از صدای شدید متوقف شد. یک دقیقه؟ ترا به خدا فقط در زمینه ای که دکترا گرفتید نظر بدهید. خانم محافظ از پنجره اشپزخانه هوپیما را دید که آتیش گرفته!!! لطفا اجازه دهید که کارشناسان هم بتوانند اضهار نظر کنند.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
سید عزیز شما خودت هم دقت نمی کنی آن خانم از منازل سازمانی نزدیک فرودگاه دیده و قائدتا به همسرش اطلاع داده هواپیما که پنجره آشپزخانه ندارد. اما نکته که اشتباه بود اینکه وجود کف قبل از نشستن هواپیما و اطلاع رسانی آن خانم حاکی از نقص فنی و آتش سوزی در قبل از فرود بوده.
ناشناس
| |
۰۹:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
سيد جان، اضهار نه، اظهار!
ناشناس
| |
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
ایول به نکته خوبی اشاره کردی
ناشناس
| |
۱۲:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۷
ناشناس جان برادر، وقتی هواپیما اعلام شرایط اضطراری برای فرود می کند اولین اقدام ریختن کف آتش نشانی بر روی باند می باشد. حالا برادر محسن خواسته بگه من جیمز باند بودم ما که شرح ماجرا را از هیچ کس دیگه نشینیدیم. تنها شاهد شجاعت ایشان ظاهرا خودشان بودند.
بيسواد
|
۱۲:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
بالاخره بايد تعدادي از مردم از بين بروند تا مشخص شود كه آيا تحريم تاثيري در زندگي مردم دارد يا خير؟
ناشناس
|
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
باز شما شانست کشید با ماهان بودی و گر نه!!!!!!!!!
ناشناس
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
hamin ke ingahd be fekre mardomid va esrare guardetun ro nadide gereftin vaghean jaye tahsin dare;-) vaghean shoma mardomi hastid. ;-) vaghean!!!!
پاسخ ها
مبهوت
| |
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
ارزش عمل به نيت آن است. انشاءالله كه نيتشان خالص بوده!
ش.ن
|
۱۰:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
آقاي برادر رضايي واقعا ميتونستي مردم را در اون حال رها كني و جون خودتو برداري و فرار كني؟؟؟ اون زن وبچه اي كه همسفر تو بودن همونهايي هستد كه 8سال براي دفاع از انها شما و امسال پدر بنده در سرما و گرما زير آتش دشمن مقاومت كرديد تا آسايش و آرامش را براي اين مردم به ارمغان بياريد با اين تفاوت پدر من و خيلي از همرزماش در خط مقدم جنگيدن و بالاخره براي اين مردم شهيد شدن ولي جنايعالي در سنگرهاي ضد گلوله جنگ را هدايت كرديد و البته جانتان را نيز!!!!چرا فكر ميكنيد از اينكه با مردم سوار اتوبوس شديد با آنها لطف كرديد؟؟؟يك بار ديگر دستور مولا علي به مالك اشتر را بخوانيد شايد رستگار شويد!!!
پاسخ ها
مبهوت
| |
۰۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۶
باز گلي به جمال آقاي رضايي كه با مردم ماند و با اتوبوس به سالن ترانزيت رفت نه ميثل بقيه حضرات مسئوليني كه ذكرشان آمده و با اتوموبيل مخصوص به همراه خانواده‌هاي محترمشان به پاويون رفتند! قدري انصاف هم خوب است! حداقل يكي به ميخ يكي به نعل!
کمیل
|
۰۹:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
سلام به مدیران سایت انتخاب
بادرج نکردن مطالب این حقیر مشخص شد اولا این سایت علاقه خاصی به برادر رضایی دارد دوما" شجاعت وجرات شنیدن انتقاد را نداردو شاید هم ژست سایت های غیروابسته را می گیرید
به هر شکل آرزوی موفقیت برای شما دارم.
ناشناس
|
۰۰:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۵
دوستان حواستون هست؟ تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری از الآن کلید خورده
IRAN
|
۱۹:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
بازم بگيد تحريمها بي تاثير بوده!
م ش
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۴
خوبه