صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

چهارشنبه - ۱۹ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۴۲۵۳۰
تاریخ انتشار: ۲۲ : ۱۷ - ۰۴ آبان ۱۳۹۰
همیشه یا از برنامه زمان بندی عقب تریم یا جلوتر!
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

محمد رضایی: شکسپیر در یکی از نوشته های خود گفته است مدیران سه دسته هستند؛ آنهایی که مدیر به دنیا می آیند، آنهایی که مدیریت را بدست می آورند، آنهایی که ناخواسته مدیر می شوند! اما در کشور ما همه چیز متفاوت است. به محض اینکه مدیری بر کرسی ریاست یک اداره یا سازمان تکیه می زند اتوبوسی از اقوام، انصار و همشهری هایش را برای خدمت به مردم(!) وارد دستگاه تحت امرش می کند. همه مبلمان، تجهیزات اداری و دکور های حوزه مدیریتی اش را آپگریت می کند و تلاش می کند با شکافتن آسمان، طرحی نو دراندازد...!

مدیریت جهان

مدیریت زمان به طور ساده به معنای حداکثر بهره گیری از هر روز کاری است، چیزی که بکلی در کشور ما فراموش شده است. در همین رابطه بالاترین مقام نظام اداری کشور در یکی از سخنرانی هایش می گوید: روشهای مدیریت ایرانی بسیار برجسته بوده و امروز هم نیازمند بکارگیری مجدد این شیوه های مدیریتی هستیم زیرا راه حل های وارداتی مشکل را حل نمی کند.
به گفته احمدی نژاد در جمع منتخبان و فرهیختگان، کشور با پشت میزنشینی اداره نمی شود و کار باید تبدیل به یک عبادت یا ارزش شود.

عزم ملی برای فرهنگ مدیریت
دکتر زهرا اختیاری، عضو هیات علمی دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار ما، با بیان این که در کشور به هم اندیشی برای کار گروهی نیاز شدید داریم یادآور می شود: ایجاد روابط انسانی شایسته و تشویق پرسنل سازمان ها و ادارات به کار تیمی، در نظر گرفتن اصول اخلاقی در مدیریت و دستیابی به ارتباطات سازمانی اثرگذار در مسیر فرهنگسازی مدیریت، می تواند کشورمان را در بهره گیری از نیروی کار، توانمند سازد و برای این کار نیاز به برنامه ریزی و ایجاد عزم ملی است.به گفته اختیاری، برای اینکه بتوانیم به اثربخشی در کارهای مدیریتی برسیم لازم است دولت و مجلس با کار شناسان و خبرگان حوزه کار و پژوهشگران و اندیشمندان حوزه مدیریت، یک برنامه زمانبندی منطبق بر واقعیت ها و توان علمی کشور تهیه و برای اجرایی کردن آن بدون درنگ وارد عمل شوند تا از کاروان مدیریت جهانی عقب نمانیم.
این عضو هیات علمی دانشگاه همچنین درباره راههای برون رفت از وضع بحرانی مدیریت در کشور می گوید: کار باکیفیت، برانگیختن احساسات مثبت در کارکنان، نوآوری و انعطاف، پذیرش ایده های جدید، دوری از تعصب، ریسک پذیری و تولید اتکای به نفس از جمله مسایل مهمی هستند که در فرآیند روزآمدسازی مدیریت سازمانی ایران باید مورد توجه قرار گیرند و گرنه گره کور مدیریت ایرانی همچنان بسته و سردرگم باقی خواهد ماند.

نداشتن سیستم در مدیریت، خطرناک است
مهندس مهرعلیزاده، معاون سابق رییس جمهور و عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز که چندین حوزه متنوع مدیریت ایرانی را تجربه کرده در این باره به خبرنگار ما می گوید: دانش مدیریت یک پدیده جوان است و 130سال سابقه کلاسیک دارد. در فاصله کمی نظریه های مدیریت سیستمی مطرح شد در حالی که ما کوچکترین جامعه های مدیریتی را داشتیم اما آنچه مهم است این است که بدانیم نداشتن سیستم مدیریت خطرناک است و لازم است همه ما به برنامه ریزی ها پایبند باشیم و جلو تر یا عقب تر از آن حرکت نکنیم.
وی می افزاید: ما قابلیت بهره برداری از نظریه های مطلوب را داریم و می توانیم نظریه های غربی را بومی کنیم و باید دانش روز را پیدا کنیم و بکار بگیریم و با اسلام و فرهنگ غنی مان آن را کامل کنیم. البته باید اعتراف کنم که در ایران به مدیریت اعتقادی وجود ندارد و در برخی موارد فرد با کمترین تخصص و با وجود اینکه اطلاعات کافی درحوزه کاری اش ندارد مدیر می شود و این ضربه زننده است.
مهرعلیزاده درباره آموزشهایی که در رشته مدیریت داده می شود می گوید: دانشگاه های ما به هیچ عنوان نیاز های کشور را در جامعه مدیریتی برطرف نمی کند و تنها باعث سردرگمی مدیران خروجی از دانشگاه ها می شود. رییس فدراسیون ورزشهای بین المللی زورخانه ای اضافه می کند: چون فرهنگ کار تیمی و مدیریتی نداریم، مدیرانی که از دانشگاه های ایران فارغ التحصیل شده اند در مواجهه با جامعه، دچار بحران می شوند. البته منکر وجود مدیران قوی در این میان نیستیم اما برای رفع مشکل باید تلاش شود.

بخش خصوصی در سایه دولت

دکتر سید ضیاء جعفری عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی نیز در این باره به خبرنگار ما می گوید: ما در کشورمان چیزی به نام مدیریت نداریم و هرچه هست مدیران دیکته ای هستند که گرچه دارای مدارک بالای تحصیلی در مدیریت اند اما توانایی ندارند و برخی از آن ها نیز با استفاده از بودجه دولتی دوره های ویژه ای را در خارج از مرز ها برای بهبود عملکرد سازمان ها گذرانده اند که کارآیی بومی ندارد.به گفته وی، در جامعه ما مدیران بسیاری هستند که تابلوهایی با عناوین دهان پرکن بر سردر اتاق هایشان نصب شده، اما شیوه مدیریتی این مدیران بازدهی ندارد و عملا کاری انجام نمی دهند و تنها با استفاده از روابط و پارتی بازی، پستهای سازمانی را اشغال کرده اند.
این عضو هیات علمی بیان می کند: برخی از مدیران بخش دولتی نیز پس از خدمت بی تحرک 30 ساله شان و بازنشستگی و رانده شدن از اداره قبلی، اقدام به تاسیس شرکت خصوصی کرده و می خواهند از تجربیات خود برای حل مشکلات بخش خصوصی استفاده می کنند اما به محض ورود به بخش خصوصی با مشکل هدفگذاری و ناتوانی در راهبری بازار مواجه می شوند. به گفته وی، این ضعف در بخش دولتی عاملی شده تا در بخش خصوصی هم، شاهد رشد مدیریت نباشیم. دلیل اصلی آن هم اقتصاد دولتی و ضعف مدیریت در دولت است.

جابجایی های سلیقه ای

دکتر سید ضیاء جعفری معتقد است این نوع مدیران گلخانه ای در این زمان متوجه می شوند که توان مدیریتی شان در حد صفر است و دچار چالش های شدید می شوند، به همین دلیل مؤسسه و شرکت خود را با رابطه سالاری به سوی پیمانکاری و انجام پروژه های موجود در سازمان قبلی شان سوق می دهند و باز هم دور باطل مدیریت منفعلانه و بی خاصیت تکرار می شود. دلیلش این است که آن ها همانند کودکی هستند که دائم زیر نظر پدر و مادر خود زندگی کرده و مستقل نشده اند.
دکتر جعفری در پایان می گوید: در برخی موارد هم مشاهده شده که مدیران سازمان ها در پست ها و رده های مختلف به جابجایی- و در اصل عوض کردن پست ها- پرداخته اند که در تخصصشان نبوده اما به دلیل پارتی و مصلحت اندیشی این کوچ مدیریتی انجام شده و دستورات از قبل داده شده است.