صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

جمعه - ۲۱ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۴۴۲۴۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ : ۱۲ - ۲۲ آبان ۱۳۹۰
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سردار شهيد محمدمهدي محب شاهدين، اولين فرمانده گردان از استان سمنان و از پايه‌گذاران سپاه پاسداران در اين استان است.

به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، محب شاهدين كه همزمان با ميلاد امام موسي بن جعفر(ع)به دنيا آمده بود بعد از حضور در كردستان با شعله‌ور شدن جنگ راهي جبهه‌هاي جنوب شده و به فرماندهي گردان امام موسي بن جعفر (ع) منصوب شد.

بسياري از همرزمانش از او به عنوان فرماندهي صبور،شجاع، باروحيه و خندان ياد مي‌كنند.

وي كه سابقه فعاليت‌هاي هنري و از جمله تئاتر را نيز در كارنامه‌ خود دارد پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، با نمايشنامه‌هايي كه عمدتا در مساجد و حسينه‌ها اجرا مي‌كرد حساسيت ساواك را برانگيخت و به همين دليل دستگير و روانه‌ زندان شد.

محب شاهدين اگرچه در بين اهل جبهه و جنگ سرداري نام آشنا است اما از آنجا كه كمتر به جنبه‌هاي مختلف زندگي مبارزاتي اين سردارشهيد هنرمند و اهل قلم پرداخته شده،كمتر شناخته شده است.

"محمدهادي محب شاهدين" برادر اين شهيد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: مهدي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با پخش اعلاميه و تكثير نوارهاي حضرت امام و... مخالفت خود را با رژيم شاه اعلام مي‌كرد.

وي به دستگيري مهدي توسط ساواك اشاره كرد و افزود: مهدي در دبيرستان، انشايي را بر عليه رژيم پهلوي مي‌نويسد و باعث دستگيري‌اش مي‌شود اما انگار كه خواست خدا باشد در مرحله خط شناسي توانستند وي را متهم كنند.

محمدهادي محب‌شاهدين با اشاره به فعاليت‌هاي ضدرژيم مهدي خاطرنشان كرد: مهدي هميشه در ايام ماه مبارك رمضان به خصوص شب‌هاي قدر نظرات خود را در قالب نمايشنامه و مقاله به اطلاع مردم مي‌رساند.

وي اظهار كرد: نمايشنامه‌هاي "سربداران"و"ماهي سياه كوچولو"از جمله آثار مهدي است كه به خاطر دارم. او براي بار دوم به خاطر اجراي نمايش سربداران توسط ساواك دستگير شد و براي مدت سه ماه در زندان‌هاي رژيم شاهنشاهي تحت شكنجه شديد قرار گرفت.

محمدهادي يادآور شد: چون مهدي بسيار اهل ورزش خصوصا كوهنوردي بود. بيشتر جلسات او و دوستانش عليه رژيم شاه در كوه‌هاي نظير بقعه پيغمبران، شهميرزاد و دربند مهديشهر تشكيل مي‌شد.

وي گفت: "مهدي" بسيار صبور بود. چانه و پشت مهدي در اثر شكنجه‌هاي ساواك زخمي شده بود اما هيچگاه از اين شكنجه‌ها شكايت نكرد و به ما چيزي نگفت. او با شروع جنگ تحميلي به سمنان آمد و اولين گردان سپاه استان را به نام گردان موسي بن جعفر (ع) تشكيل داد.

علي محب شاهدين ديگر برادر شهيد محمد مهدي شاهدين به خبرنگار ايسنا گفت: مهدي فرزند اول خانواده بود و در سال 1336 همزمان با ميلاد امام موسي بن جعفر(ع) به دنيا آمد، دوران ابتدايي را در «مدرسه صادقيه» و راهنمايي و دبيرستان را در «مدرسه دهخدا» به اتمام رساند.

وي افزود: مهدي بعد از فوت پدر، سرپرستي و تربيت ما را به عهده داشت و به خاطر مشكلات زندگي و همچنين مبارزاتش نتوانست ادامه تحصيل بدهد و بعد از اخذ ديپلم طبيعي ترك تحصيل كرد. بسيار اهل مطالعه بود به طوري كه زماني كه براي مرخصي به خانه مي‌آمد تا پاسي از شب بيدار بود و گاه روي همان كتابي كه مطالعه مي‌كرد، خوابش مي‌برد. كتاب «ارمغان غدير» نمونه‌اي از فعاليت هنري اوست كه هنوز دستنوشته‌هايش موجود است.

علي‌ محب‌شاهدين به ازدواج مهدي هم اشاره كرد و گفت: آن روز مهدي و همسرش اصلآ در مورد آينده و تشكيل زندگي مشترك‌شان حرفي نزدند. همه حرفها حول شناخت مذهبي، علمي و... بود كه اين نشان دهنده اعتقاد عميق او بود.

وي با اذعان به اينكه تصور مي‌كنم «عقد» ازدواج مهدي يك مرحله از زندگي او بود كه با آن، دين خود را تكميل كرد و رفت،اظهار كرد: مراسم عقد مهدي بعدازظهر برگزار شد و من ساعت شش صبح فرداي آن روز و را به فرودگاه رساندم و پس از گذشت 20 روز از گذشت مراسم عقدش شهيد شد.

علي محب‌شاهدين به صميميت بين مادر و مهدي اشاره كرد و گفت: مهدي فرزند اول خانواده بود و براي همين بين آنها صميميتي خاص برقرار بود به طوري كه روز شهادتش به مادر الهام شده بود و مادر شب قبل از شهادت مهدي به من گفت مهدي اين بار شهيد مي‌شود در صورتي كه در عمليات‌هاي گذشته هيچ وقت چنين حرفي را به من نگفته بود.

وي همچنين گفت: همان طور كه قبلآ گفتم فاصله زمان عقد تا شهادتش 20روز بود به طوري كه كه وقتي خبر شهادتش را آوردند مادرم شيريني عقد مهدي را به همرزمانش تعارف كرد و گفت: بفرمائيد شيريني عروسي آقا مهدي. همه دوستانش از اين حرف متاْثر شده و به گريه افتادند.

«ايران مرادي» مادر شهيد مهدي محب‌شاهدين با اشاره به فعاليت‌هاي قبل از انقلاب مهدي به خبرنگار ايسنا گفت: مهدي كتاب‌هاي خيلي زيادي داشت كه در زمان رژيم شاه اين كتاب‌ها و نوارها غيرمجاز بودند. چون ساواك به دنبال دستگيري مهدي بود ما كتاب‌ها و نوارهايش را در روستاي پدري‌ام و در درون تنور پنهان كرديم تا اگر ساواك غيرمنتظره به خانه ريخت،چيزي پيدا نكند و همينطور هم شد.

مادر شهيد يادآور شد: يك روز كه مهدي به همراه چند نفر از دوستانش در منزل بود مأموران ساواك به منزل ما ريختند،من هم سريع مهدي و دوستانش را داخل كمد پنهان كردم و زنجير محكمي بر روي آن زدم به طوري كه كه مأموران ساواك نتوانستند با سنگ بزرگ آسياب در را باز كنند.

مرادي افزود: ساواكي‌ها سراغ مهدي و دوستانش را گرفتند و من گفتم مهدي كيست؟ گفتند مگر مهدي پسر تو نيست؟ ولي من همچنان انكار كردم تا اينكه آنها از جستجو خسته شده و رفتند و بعد از آن، مهدي مرا در آغوش گرفت و گفت: مادر اين حرف‌ها چطور به ذهنت آمد؟ تو با اين حرف‌ها ما را نجات دادي.

وي در پايان گفت: بين من و مهدي صميميت خاصي برقرار بود كه حتي بعد از شهادتش ما هنوز اين رابطه را داريم و مهدي شب‌هايي را كه من كسالت دارم حتمآ به خوابم مي‌آيد و مرا دلداري مي‌دهد و مي‌گويد: مادر، نگران نباش من هميشه كنار تو هستم.

محمدمهدي محب شاهدين در «عمليات محرم» به شهادت رسيد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
۲۳:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۴
خداهزاربارصدام رولعنت کنه
علی
|
۲۰:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۳
لعنت به روح پلیدت صدام. لعنت، لعنت، لعنت....