صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

پنجشنبه - ۲۰ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۴۸۶۶۳
تاریخ انتشار: ۳۰ : ۱۳ - ۰۷ دی ۱۳۹۰
دبیر جشنواره فیلم فجر:
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

محمد خزاعی یک انتخاب ویژه بود برای دبیری سی‌امین جشنواره فیلم فجر. یکی از این جهت که او در چند سال گذشته به‌عنوان مخاطب، سپس خبرنگار حوزه سینما، دبیر کاتالوگ، تهیه‌کننده و یکی دو عنوان دیگر همچون مشاور، در دوره‌های مختلف جشنواره در بیش از 10 سال گذشته، حضور داشته، دیگر این‌که این‌بار تصمیم بر این شده که فردی خارج از مجموعه مدیریت معاونت سینمایی در این مسند قرار گیرد.

هفته نامه مثلث نوشت :ضمن آن‌که خزاعی به خصلت تعامل شهره است و حضور او می‌تواند خود به خود از بسیاری تنش‌های دوره‌های اخیر این رویداد بکاهد. این موضوعی است که انتخاب‌کنندگان او هم قطعا در نظر داشته‌اند. با این شرایط، در چند هفته مانده به جشنواره سی‌ام، با او درباره ابعاد و مسائل مختلف آن به گفت‌وگو نشستیم.
//// در پیشبرد برنامه‌های مربوط به برگزاری جشنواره‌ی فیلم فجر در چه مرحله‌ای هستید و در کدام حوزه‌ها امیدوارکننده جلو رفته‌اید و در چه بخش‌هایی شرایط نگران‌کننده است؟ درضمن چه برنامه‌ای برای بهتر شدن شرایط جشنواره در سی‌امین دوره‌ی برگزاری دارید؟
پس از انقلاب اسلامی بسیاری از افراد به دنبال این بودند که سینماها را تعطیل کنند، تا زمانی که حضرت امام (ره) گفتند که من با سینما مخالف نیستم، با فحشا مخالفم. این جمله راهگشا شد تا صنعت سینما بتواند به حیات خود ادامه دهد. همزمان با این اتفاق، سیاست‌گذاری کردند تا جشنواره‌ای برگزار شود و در سال‌های 1361 و 1362 اولین جشنواره‌ها با نام «میلاد» برگزار شد. این جشنواره همزمان با دهه‌ی فجر برگزار شد و بعد به معنای فجر گسترش یافت و با جشن انقلاب عجین شد. از یک طرف، این سیاست‌گذاری برای باشکوه‌تر برگزار شدن جشن‌های انقلاب بود و از طرف دیگر، همزمانی با دهه‌ی فجر سبب شود تا نگاه منفی نسبت به سینما مثبت شود.
اکنون 30 سال از روزهای پایه‌گذاری جشنواره‌ی فیلم فجر می‌گذرد. اگر حرکتی به جایی می‌رسد و ماندگار می‌شود، حاصل زحمت تمام کسانی است که در طول سال‌ها زحمت کشیده‌اند و درباره‌ی جشنواره‌ی فجر نیز هر کسی در دوره‌ی خود تلاش کرده است تا بهترین جشنواره را برگزار کند.
جشنواره‌ی فیلم فجر، جشنواره‌ای خاص است و از نظر استراتژی و برنامه‌ریزی شبیه جشنواره‌های دنیا نیست. از نظر این‌که جایزه‌های تخصصی می‌دهد، به جشنواره‌ی اسکار نزدیک است. از نظر این‌که گروه‌های داوری جوایز را اهدا می‌کنند، به جشنواره‌های کن و برلین نزدیک است. جشنواره‌ی فیلم فجر یکی از مهم‌ترین جشن‌های دهه‌ی فجر است و بسیاری از مردم، مسوولان و کسانی که در طول سال با سینما ارتباط ندارند، در دهه‌ی فجر لحظه به لحظه جشنواره‌ی فیلم فجر را پیگیری می‌کنند و فیلم‌ها را می‌بینند.
چند خواسته‌ی متفاوت درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر وجود دارد؛ یکی خواسته‌ی مسوولان و متولیان فرهنگی کشور، دیگری خواسته‌ی سینماگران. اکنون بین خواسته‌ی سینماگران و مسوولان یک فاصله ایجاد شده است، این فاصله یا به معنای نداشتن شناخت از یکدیگر یا به این معناست که سیاستگذاری مورد انتظار مسوولان در حوزه‌ی سینما اتفاق نمی‌افتد و تولیدات مسیری دیگر را طی می‌کنند. در جشنواره‌ی فیلم فجر که جشنی ملی است، کارنامه‌ی سینمای ایران بررسی می‌شود. قبلا این جشنواره بر روند تولیدات برای سال‌های بعد تاثیر داشت. بسیاری از مدیران دولتی و کسانی که نگاه فرهنگی خاصی دارند، معتقدند که چون جشنواره‌ی فجر در دهه‌ی فجر برگزار می‌شود، باید تمام مضامین فیلم‌ها به انقلاب مربوط باشد یا فیلم‌هایی تولید شود که صد درصد در یک چارچوب گنجانده شود. از سوی دیگر، خانواده‌ی سینمای ایران معتقد است که جشنواره‌ی فیلم فجر، مهم‌ترین جشنواره‌ی آن‌هاست و کارنامه‌ی یک‌سال سینمای ایران است. از این منظر، باید فاصله بین مدیران فرهنگی و خانواده‌ی سینما کمتر شود تا هر دو احساس کنند، با برنامه‌ریزی در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند.
///// به این موضوع در ادامه‌ی این گفت‌وگو خواهیم پرداخت، اما در ابتدا درباره‌ی پیشرفت کارها تا امروز و مشکلاتی که در حال حاضر با آن‌ها روبه‌رو هستید، توضیح دهید.
امسال جشنواره‌ی فیلم فجر قرار نیست نسبت به سال‌های گذشته خیلی متفاوت باشد، جشنواره‌های دنیا نیز به همین صورت برگزار می‌شوند. آنچه اکنون در حال برگزاری است شامل نتایج آرا و نظرات 30 سال گذشته است و جشنواره به پختگی رسیده است. شخصیت جشنواره فجر شکل گرفته و دیگر جوان نیست تا هر روز بتوان در آن تغییراتی ایجاد کرد.
در این دوره از جشنواره، کارهایی را براساس نظر کارشناسان انجام دادیم؛ امسال بخش «ویدئویی» از جشنواره حذف شد، چون بخش «ویدئو» زمانی به جشنواره‌ی فجر اضافه شد که تولید بسیار کمی در زمینه‌ی تولید فیلم های 35 میلیمتری وجود داشت. بخش «ویدئویی» اضافه شد تا به رونق جشنواره کمک کند و به نوعی به این فکر می‌شد تا آمار فیلم‌ها بالا رود و کمبود تولید فیلم‌های سینمایی جبران شود. در هیچ کشوری بخش «ویدئویی» در جشنواره‌های استاندارد سینمایی وجود ندارد و باید برای این بخش برنامه‌ریزی جداگانه‌ای انجام شود، همان‌طور که جشنواره‌ی ویدئو در سال‌های بعد برگزار می‌شود.
مهم‌ترین تغییری که امسال برای اولین‌بار اتفاق افتاده، در استراتژی این جشنواره است. رویکرد «اخلاق، آگاهی، امید» در جشنواره‌ی امسال مطرح شده است و من دوست داشتم، در اسفندماه این مساله مطرح می‌شد تا این رویکرد روند تولید سینمای ایران می‌شد و سینماگران می‌دانستند که جشنواره‌ی فجر با این رویکرد فیلم‌ها را می‌پذیرد. البته امسال این کار را نمی‌توانیم انجام دهیم چون تولیدات سینمایی آماده شده است، ولی یک جایزه‌ی ویژه به نام «اخلاق، آگاهی، امید» از طرف دبیر جشنواره به بهترین فیلم که با این رویکرد ساخته شده است، داده می‌شود.
تغییر دیگر این است که امسال رویکرد استانداردسازی را در جشنواره داریم، البته نه به این معنا که جشنواره در سال‌های گذشته استاندارد نبوده است؛ هر سال تعداد نمایش فیلم‌ها خیلی زیاد بود و امسال تعداد نمایش فیلم‌ها کاهش می‌یابد، همچنین ضرورتی ندارد تعداد فیلم‌های بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی بیش از 22 یا 25 فیلم باشد، به نظر من، حتا کمتر از 22 فیلم هم می‌توانیم در بخش مسابقه‌ی جشنواره داشته باشیم، چون بخش مسابقه، بخشی استاندارد است.
دیگر تغییر این جشنواره در بخش بین‌الملل است؛ سال‌هاست که در حوزه‌ی بین‌الملل جشنواره‌ی فجر تلاش‌های خوبی شده و موفقیت‌های داخلی و خارجی ما مدیون زحمت‌های کشیده‌ شده در جشنواره فجر مربوط بوده است. بسیاری از دبیرهای فستیوال‌های مختلف در زمان برگزاری جشنواره‌ی فجر در ایران حضور پیدا می‌کردند و فیلم‌هایی را که انتخاب می‌کردند در سراسر دنیا ارائه می‌شد. بنابراین بخش بین‌الملل جشنواره‌ی فیلم فجر سال‌ها یک پل ارتباطی برای معرفی سینمای ایران به دنیا بوده است. اگر سابقه‌ی بخش بین الملل را از زمان تشکیل تا کنون مرور کنید، می‌بینید که شخصیت‌های بسیار خوبی به سینمای ایران وارد شدند، تعامل برقرار کردند و رفتند. این تعامل‌ها تا پنج شش سال اخیر رونق داشت، ولی در پنج شش سال گذشته، فضای سینمای دنیا، فضایی سیاسی شد و ایران هم دچار یکسری تحریم‌های خاصی، بخصوص در سال‌های اخیر شد. همان‌طور که تحریم اقتصادی برای ایران وجود دارد، اکنون شاهد تحریم فرهنگی هستیم. در این راستا، حتا برخی جشنواره‌های معتبر دنیا اعلام کرده‌اند، فیلم‌سازانی که در فستیوال خاصی مانند «سینما حقیقت» در ایران حضور یابند، در آن جشنواره‌ها پذیرفته نخواهند شد، این امر سبب می‌شود بسیاری از فیلم‌سازان معتبر دنیا در فستیوال‌های ایران شرکت نکنند تا بتوانند در جشنواره‌های معتبر دنیا که احساس می‌کنند برای آن‌ها برند سازی شده است، حضور یابند.
//// بخش بین‌الملل جشنواره‌ی فیلم فجر منتقدان زیادی دارد که معتقدند این بخش به شکل گسترده و به معنای واقعی «بین‌المللی» برگزار نمی‌شود. وقتی این جشنواره دولتی است و برخی کشورها نیز با ایران مشکل سیاسی دارند، جشنواره‌ی فجر نیز تحت تاثیر فضای سیاسی قرار می‌گیرد. آیا بخش بین‌الملل جشنواره‌ی فجر جزو دغدغه‌های شماست؟ آیا تلاش می‌کنید تا سینماگران مستقل کشورها به ایران بیایند؟
وقتی ما تحریم فرهنگی هستیم، ضرورت ندارد به دنبال افرادی باشیم که تمایلی به حضور در ایران ندارند یا اگر به ایران می‌آیند برای سینمای ایران برکتی ندارند. امسال برنامه‌ریزی کردیم تا در بخش بین‌الملل به دنبال افرادی باشیم که از نظر فکر، اندیشه و مبانی اعتقادی با ما همخوانی داشته باشند. با تحریم فرهنگی اتفاق‌افتاده، استراتژی ما نیز تغییر کرده است.
جشنواره‌ی امسال در حوزه‌ی بین‌الملل در سه بخش برگزار می‌شود؛ «جام جهان‌نما»، «جلوه‌گاه شرق» (سینمای آسیا) و بخش جدید «سینمای سعادت» (سینمای کشورهای اسلامی). امسال فقط فیلم‌هایی پذیرفته می‌شوند که در حوزه‌های ظلم‌ستیزی، عدالت‌خواهی، حقوق بشر، تروریسم و بیداری اسلامی فعالیت می‌کنند. بنابراین هر فیلمی نمی‌تواند در جشنواره حضور پیدا کند، البته این به بخش آسیا مربوط نیست. شاید امسال احساس کنیم، فیلم‌سازانی که دعوت می‌شوند، شناخته‌شده نیستند، اما آن‌ها از نظر اعتقادی و فکری با ما همخوانی دارند و در سال‌های بعد می‌تواند با سرمایه‌گذاری ما و همچنین تعاملات خوبی که با او خواهیم داشت، فیلم‌ساز مطرحی شود. اگر فرصت کافی برای شناسایی این فیلم‌سازان داشته باشیم، آن‌ها را دعوت می‌کنیم.
اکنون بسیاری از افراد نمی‌دانند که جشنواره‌ی فیلم فجر چه دیدگاهی درباره‌ی پذیرش فیلم‌ها دارد. همچنین افرادی معتقد بودند که جشنواره‌ی فجر مانند جشنواره‌های کن یا برلین نباید موضوع خاصی داشته باشد، ولی این شرایط برای زمانی است که این فضای فرهنگی حاکم نباشد، فضا باز باشد و ما بتوانیم از همه‌ی فیلم‌سازان دنیا برای حضور در جشنواره دعوت کنیم؛ اما در این سال‌ها که در تحریم فرهنگی هستیم، چنین استراتژی‌ای به ما کمک می‌کند تا به دنبال کسانی باشیم که با ما همفکر هستند.
افرادی زیادی که درباره‌ی بخش بین‌الملل نظر می‌دهند، با این حوزه آشنا نیستند. آن‌ها جشنواره‌ی فجر را با جشنواره‌های دنیا و حضور هنرمندان سرشناس مقایسه می‌کنند و براساس اطلاعات غلطی که دارند، قضاوت می‌کنند. وقتی فیلم‌سازی می‌خواهد فیلمش را به جشنواره‌های معتبر بفرستد، چند شرط برای آن وجود دارد؛ اگر قرار است آن فیلم برای اولین‌بار به نمایش درآید، جشنواره باید اعتبار داشته و ممیزی نداشته باشد. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که یکسری مسائل اخلاقی و اسلامی برای ما مهم است و بر این اساس، فیلم‌هایی را کنار می‌گذاریم چون 90 درصد فیلم‌هایی که در دنیا تولید می‌شود قطعا با دیدگاه ما، ممیزی و سانسور خواهد داشت. تنها سینمایی که این‌گونه کار می‌کند، سینمای ایران است. حتا در سینمای جهان اسلامی که این نام را یدک می‌کشند، مبانی اعتقادی و فکری وجود ندارد. هیچ‌کدام از جشنواره‌های کشورهای جهان اسلام مانند جشنواره‌ی فجر از نظر شیوه‌ی برگزاری، مدیریت، حضور هنرمند و جنس فیلم‌ها، اسلامی نیست. به دلیل این‌که بسیاری از افراد در بقیه‌ی جشنواره‌ها شرکت نکرده‌اند، فکر می‌کنند وقتی مضمونی در جشنواره‌ی فیلم فجر مطرح می‌شود، باید در مقابل آن موضع بگیرند.
بحث دیگر تبلیغات منفی زیادی است که علیه ایران در دنیا انجام می‌شود. امواج رسانه‌یی در یکسری از کشورها، ایران را کشوری ناامن، تروریست و فعال در زمینه‌ی هسته‌یی معرفی می‌کنند، حتا وقتی یکی از بازیگران معروف هالیوود به ایران وارد می‌شود، بعد از بازگشت به کشورش، بازخواست می‌شود.
ما مبنای اعتقادی و استراتژی خود را داریم و نباید به‌دنبال این باشیم که جشنواره‌ی فیلم فجر را مانند دیگر جشنواره‌های دنیا برگزار کنیم. من فکر نمی‌کند، حضور چند فرد مطرح خارجی در جشنواره‌ی فیلم فجر تاثیری در روند برگزاری جشنواره داشته باشد. این جشنواره بیشتر از آن‌که با بخش بین‌الملل‌اش در دنیا حائز اهمیت باشد، برای مردم ایران اهمیت دارد. اگر ما براساس این مبنای فکری جشنواره‌ی فجر را برگزار کنیم، دست کم ذائقه‌ی داخلی را قانع کرده‌ایم و در حوزه‌ی خارجی نیز در درازمدت باید به نتایجی برسیم.
///// بنابراین می‌پذیرید که جشنواره‌ی فیلم فجر در از جنبه‌ی بین‌المللی گسترده نیست؟
اصلا قرار نیست که این جشنواره گسترده باشد. اکنون 300 فیلم از کشورهای مختلف به جشنواره آمده است که در میان آن‌ها کشورهای انگلیس و آمریکا نیز هستند. بنابراین فیلم‌سازان مختلف در دنیا جشنواره‌ی ما را پذیرفته‌اند و برای آن فیلم می‌فرستند.
برخی منتقدان و نویسندگان این ذهنیت را دارند که چرا جشنواره‌ی فیلم فجر مانند جشنواره‌های کن و برلین نیست، در حالی که اصلا قرار نیست جشنواره‌ی فجر مانند آن جشنواره‌ها باشد؛ ما نمی‌توانیم و استراتژی ما هم نیست که به آنجا برسیم. این مقایسه و نگاه اشتباه است. جشنواره‌ی فجر از همه‌ی جنبه‌ها، جشنواره‌ای منحصربه‌فرد است و به دنبال شو و تبلیغات نیست و اصلا فضای کشور اجازه نمی‌دهد که به این مسایل وارد شویم.
سینمای ایران در دنیا شناخته‌شده است. در یک دورانی، اگر فیلمی از ایران در جشنواره‌های خارجی حضور پیدا نمی‌کرد، دبیر آن جشنواره مؤاخذه می‌شد؛ این نشانه‌ی رشد و بلوغ سینمای ایران است. با وجود همه‌ی تحریم‌ها و مشکلات و امواج تبلیغاتی، سینمای ایران در دنیا خوب درخشیده است. البته افراد زیادی هم هستند که دوست دارند به ایران وارد شوند، ولی ما به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم؛ بسیاری از بازیگران و کارگردان‌های مطرح سینمای دنیا علاقه دارند به جشنواره‌ی فجر بیایند، حتا اگر از آن‌ها دعوت کنیم، در جشنواره حضور می‌یابند اما مباحثی در سینمای ایران وجود دارد که مانند سیاست، بسیار پیچیده است. مثلا ورود یک هنرمند به ایران که در دنیا مطرح است، سبب می‌شود تا همه‌ی فیلم‌هایی که او در آن‌ها بازی کرده یا آن‌ها را ساخته است، ارزیابی شود. بنابراین هنرمندان کمی باقی می‌مانند که ما می‌توانیم آن‌ها را به ایران دعوت کنیم. فضایی که در جامعه، رسانه‌ها و نگاه برخی مدیران فرهنگی وجود دارد، فضایی است که در آن به دنبال پیدا کردن یکسری مسایل برای گنده کردن هستند، مثلا وقتی هنرمندی به ایران دعوت می‌شود، برخی در اینترنت می‌گردند تا یک موضوع کوچک را درباره‌ی آن هنرمند پیدا کنند و بگویند این هنرمند چرا به ایران وارد شده است.
تکلیف ما در حوزه‌ی بین‌الملل مشخص نیست؛ از یک طرف، توقع مردم و برخی هنرمندان برقراری تعامل است و از سوی دیگر، جنس سینمای دنیا با جنس سینمای ما متفاوت است. اگر منظور از تعامل، گفت‌وگوی فرهنگی بین کشورهاست و قرار است در این راستا تاثیرگذار باشیم، نباید مبناهای دیگری را که در سینمای دنیا وجود دارد، ببینیم. اگر قرار نیست به این سمت حرکت کنیم و می‌خواهیم براساس مبنای اعتقادی و استراتژی خود کار کنیم، بسیاری از هنرمندان را باید کنار بگذاریم و با آن‌ها برای دعوت کردن برای حضور در جشنواره‌ی فیلم فجر که دهه انقلاب مربوط می‌شود، نمی‌توانیم تعامل داشته باشیم، وگرنه شاید هنرمندان به ایران وارد شوند و در فیلم‌ها بازی کنند و مشکلی وجود نداشته باشد. پیچیدگی جشنواره‌ی فیلم فجر نسبت به تمام جشنواره‌ها خیلی خاص است، به همین دلیل ما نمی‌توانیم بسیاری از کارها را انجام دهیم.
استراتژی امسال در جشنواره‌ی فیلم فجر دعوت از فیلم‌سازان براساس مبانی اعتقادی و همچنین دعوت از مهمانانی است که اگر در جشنواره حضور یابند، چهره‌های مطرح بین‌المللی هستند.
///// از کسانی که برای حضور در جشنواره از آن‌ها دعوت کردید، نام ببرید.
نام آن‌ها را نمی‌توان اعلام کرد؛ بحث بین‌الملل پیچیده است، در موارد متعددی نام افراد دعوت‌شده اعلام شده است و خیلی‌ها با آن‌ها تماس گرفته یا به آن‌ها ایمیل زده‌اند و در این جریان، آن‌ها را از آمدن به ایران منصرف کرده‌اند، این همان فضای تبلیغاتی است که می‌گویم دشمن ایجاد کرده است. منظور من از دشمن، فقط کشورهای خارجی نیست، حتا از داخل کشور برای هنرمندان خارجی ایمیل زده می‌شود که به ایران نیایند. دلیلش هم این است که نمی‌خواهند چنین فضای فرهنگی‌ای برای ایران ایجاد شود که بتواند تعاملات گسترده داشته باشد. این یک مبارزه است که در طول 30 سال گذشته وجود داشته و ادامه خواهد داشت.
///// سال گذشته، تعداد زیادی از کارگردان‌های صاحب‌نام و تعداد قابل توجهی فیلم در جشنواره‌ی فجر حضور داشتند. پیش‌بینی شما درباره‌ی حضور فیلم‌سازان و فیلم‌ها در جشنواره‌ی امسال چیست؟ آیا احتمال می‌دهید که در جشنواره‌ی سی‌ام با کم شدن تعداد فیلم‌ها روبه‌رو شویم؟
اگر 30 دوره‌ی جشنواره را بررسی کنید، می‌بینید یک دوره خیلی پربار بوده و دوره‌ای دیگر این‌گونه نبوده است. تفکری در میان مردم و رسانه‌ها شکل گرفته و آن‌ها مثلا فقط 10 فیلم‌ساز را می‌شناسند، ما بعد از 30 سال تربیت نیروی انسانی داشته‌ایم و افراد جوانی به سینمای ایرن وارد شده‌اند؛ ولی ما چون عادت کرده‌ایم، وقتی آن 10 فیلم‌ساز نیستند، جشنواره را کم‌رونق می‌نامیم. مطلب دیگر در زمینه‌ی تولید است. وقتی فیلم‌سازی امسال فیلم تولید می‌کند، برای آن‌که او دوباره به سوژه، قصه و فضای دیگری برای ساخت فیلم برسد، به زمان نیاز است. بنابراین وقتی سال گذشته سینمای پررونقی از نظر اسامی داشتیم، می‌گوییم چرا امسال آن‌گونه نیست؟! هرچند من معتقدم که امسال هم همان‌گونه است. در واقع، آن کارگردان‌ها نمی‌رسند که امسال فیلم بسازند و اکنون فیلم‌نامه‌های آن‌ها درحال شکل گیری است و سال آینده جشنواره دوباره به اصطلاح پررونق خواهد بود. این فراز و نشیب‌ها همیشه در سینمای ایران بوده است، اما در سال‌هایی که از نگاه منتقدان و نویسندگان جشنواره خلوت بوده، فیلم‌های بهتر شاخص‌تری داشته‌ایم و استعدادهای جدید رو آمده است. امسال هم در جشنواره چهار نسل فیلم‌سازان حضور دارند و چهره‌های متنوعی را در جشنواره‌ی سی‌ام خواهیم داشت که آثار بسیار خوبی را از آن‌ها دیده‌ایم، مثلا آقایان رسول صدرعاملی، خسرو معصومی، همایون اسعدیان، سامان مقدم، ابوالقاسم طالبی، پرویز شیخ‌طادی، داریوس مهرجویی، مانی حقیقی، حسن فتحی و ... در این جشنواره فیلم دارند، البته اکنون من نمی‌دانم کدام فیلم‌ها به بخش مسابقه راه پیدا می‌کنند. به این دلیل که من در زمینه‌ی تولید فیلم‌ها نقش نداشته‌ام، درباره‌ی مضامین و محتوای فیلم‌ها چیزی نمی‌دانم و بعد از این‌که هیات انتخاب فیلم‌ها را ببیند می‌توانم قضاوت صادقانه درباره‌ی آن‌ها داشته باشم که امسال جشنواره‌ی فیلم فجر چگونه خواهد بود. البته براساس بررسی اجمالی‌ای که انجام داده‌ام، جشنواره‌ی امسال خوب خواهد بود.
//// در جشنواره‌ی فجر سال گذشته، چالش‌ها و اعتراض‌هایی بین بخش‌های مختلف و مدیریت جشنواره به‌وجود آمد و به ایجاد شدن فاصله منجر شد که شما هم به آن اشاره کردید. این مطلب عنوان می‌شود که انتخاب آقای خزاعی برای کم کردن فاصله‌ها و میزان اعتراض‌ها بوده است. آیا وجود داشتن این برنامه‌ریزی را قبول دارید؟
نمی‌دانم، ولی واقعیتش این است که دو سه ماه پیش صحبتی ضمنی با من شده بود اما چون تولید فیلم داشتم، نمی‌خواستم این به این حوزه وارد شوم. ترجیح می‌دادم با فیلم خودم در جشنواره حضور پیدا کنم تا این‌که دوماه مانده به زمان برگزاری جشنواره، آن هم در سی‌امین دوره، برگزار کنم. در دوره‌ی سی‌ام جشنواره، توقع‌ها بالا می‌رود و وقتی کسی فیلم دارد، باید آن را کنار بگذارد و این مسوولیت را بپذیرد. من با بررسی همه جوانب و گرفتن مشاوره به این نتیجه رسیدم که در این حوزه حضور داشته باشم. نمی‌دانم چیزهایی که می‌گویند چقدر درست است، اما در تمام جشنواره‌هایی که برگزار کرده‌ام، همه‌ی گرایش‌ها و سلایق حضور داشتند، مانند جشنواره‌ی «کوثر» که در سال 1383 برگزار کردیم، در جشنواره‌ی دفاع مقدس، جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران و جشنواره‌ی کیش هم همه‌ی گرایش‌ها حضور داشتند. این نگاه من است و من به ممیزی و حذف آدم‌ها معتقد نیستم، بلکه اعتقاد دارم اگر بتوان فضایی را آماده کرد برای همدلی و همگرایی بر اندیشه‌ها می‌توان تاثیرگذار بود و اگر یک جریان فکری مسیری اشتباه را طی می‌کند، می‌توان در گفت‌وگو و تعامل آن را تا حدودی حل کرد. همه‌ی فیلم‌سازان با چارچوب‌ها موافق نیستند و لزوما همه نباید حضور داشته باشند، یکسری از فیلم‌سازان راه خود را مشخص کرده و جدا شده‌اند و بسیاری از آن‌ها در ایران نیستند، در ایران تعداد انگشت‌شماری از فیلم‌سازان هستند که نمی‌توان درباره‌ی آن‌ها برنامه‌ریزی کرد، وگرنه همه‌ی فیلم‌سازان تلاش می‌کنند و حضور دارند، کسی که در این کشور زندگی می‌کند و فیلم می‌سازد، به این معناست که اعتقاد دارد. حال اگر او به بخشی نقد دارد، ما نباید او را به سرعت از سیستم خارج کنیم، اتفاقا باید با او گفت‌وگو کنیم و ببینیم چرا نقد دارد. ما با حذف، ممیزی، خط کشی آدم‌ها و ساختن دیوارها بلند سبب می‌شویم برخی پشت دیوارها بمانند و وقتی آن‌ها نمی‌توانند به حریم ما وارد شوند، اعتراض می‌کنند. این اعتراض‌ها در سینما به‌گونه‌ای نمود دارد و در جامعه به شکلی دیگر. در سینما یکسری افراد و کادرهایی هستند که بسیار تاثیرگذار هستند، به این معنا که رسانه‌ی در دست آن‌ها جادویی است و قدرتمندترین رسانه‌ای است که در دنیا از نظر تاثیرگذاری وجود دارد. نتیجه‌ی این مخالفت‌ها، ممیزی‌ها و دیوار و حصار کشیدن‌ها در فیلم سینماگران دیده می‌شود و جلو آن را هم نمی‌توان گرفت. بنابراین سینما مقوله‌ای بسیار پیچیده و مهم است که برخی کشورها متوجه این مقوله‌ی مهم شده‌اند و به‌شدت در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و برخی کشورها هنوز متوجه نشده‌اند که سینما چیست. در ایران، مسوولان درجه یک کشور که دغدغه‌ی مسایل فرهنگی را دارند و شخص مقام معظم رهبری دائم درباره‌ی سینما صحبت می‌کنند. این نشان می‌دهد که در سطوح بالا چقدر دغدغه در این‌باره وجود دارد اما تاثیرگذاری آن در سطوح پایین وجود ندارد. در دنیا، کشورهایی که هویت و تمدن ندارند، با کمک سینما درحال ساخت تمدن و هویت برای خودشان هستند و حتا هویت کشورهای دیگر را تخریب و مفاخر را از طریق سینما به نام خودشان می‌کنند. ما به ضرورت‌ها درباره‌ی سینما پی برده‌ایم، اما به آن عمل نکرده‌ایم و هنوز نفهمیده‌ایم که سینما چقدر مهم است، سینما می‌توانست پیام انقلاب، شکل‌گیری و برنامه‌های جمهوری اسلامی ایران را به تمام دنیا منتقل کند. البته من نمی‌گویم سینماگران در این زمینه کار نکرده‌اند، بلکه این گروه به شدت در این زمینه کار کرد و پایبند نظام بود و اکنون نیز با این شرایط درحال مبارزه است.
برخی به من نقد دارند که یعنی چه همه‌ی آدم‌ها حضور داشته باشند، یکسری از آدم ها باید حذف شوند. من این‌گونه فکر نمی‌کنم و اکنون تا جایی که در توانم باشد در این راستا تلاش می‌کنم. از نظر من تضارب آرا و نقد همیشه باعث سازندگی می‌شود و نباید از وجود آدم‌های مخالف ترسید. ندیدن منتقدان باعث ایجاد شدن جریانی بسیار مهم‌تر می‌شود. محدود کردن جریان تولید و جریان سینما به یک قشر خاص، پیامدهای بسیار بدی را در آینده خواهد داشت. سینمای ما می‌تواند حال جامعه را خوب کند، می‌تواند با جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، امید و نشاط را به مردم برگرداند. حتا اگر از لحاظ استراتژی هم به سینما نگاه می‌کردیم، می‌توانستیم برنامه‌ریزی کنیم تا مردم از طریق سینما در فضای دیگری قرار گیرند. حتا ما با سینماگران گفت‌وگو برقرار نکردیم که می‌خواهیم شما در جامعه فضای امید، نشاط و شادابی ایجاد کنیم، فقط گفته‌ایم که چگونه می‌توانیم افراد را حذف کنیم. منظور من نقد کردن مدیریت سینمایی نیست، این موضوع به سال‌های اخیر مربوط نیست به کلیت موضوع اشاره دارم. در یک دوره‌ای بچه‌های حزب‌اللهی را کنار گذاشتند، در دورانی دیگر گروهی دیگر را کنار گذاشتند، این افراط و تفریط‌ها سبب می‌شود در جامعه، فضای فرهنگی و سینما احساس کنیم که این شیوه جواب نمی‌دهد.
سینما می‌تواند کشوری را به شادابی و نشاط برساند، به تکاپو وا دارد، نسلی را بسازد و در اشاعه‌ی یک فکر و اندیشه تاثیرگذار باشد. ما از این موضوع غاف شده ایم و هنوز هم این غفلت ادامه دارد.
///// در نشستی گفتید که امسال برای اولین بار مدیری غیردولتی برای جشنواره‌ی فجر انتخاب شده است و اظهار امیدواری کردید که این روند ادامه یابد، چرا به این نتیجه رسیدید؟
جشنواره‌ی فیلم فجر، جشنواره ای دولتی است که زیر نظر معاونت سینمایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود. بنابراین استراتژی کلی این جشنواره، استراتژی معاونت سینمایی است. امسال از شخصی برای سمت دبیری جشنواره دعوت شده که برای اولین‌بار مدیر دولتی وزارت ارشاد نبوده است. در سال‌های گذشته، مدیری از مجموعه‌ی دولتی انتخاب می‌شد و امسال فردی از بیرون به عنوان تهیه‌کننده یا کسی که در برگزاری فستیوال‌های مختلف سابقه دارد یا مدیر فرهنگ بوده است، دعوت شد.
این تصمیم می‌تواند برکت و ضرر داشته باشد؛ معایب این تصمیم آن است که وقتی مدیر بنیاد سینمایی فارابی، دبیر جشنواره‌ی فیلم فجر بود، او سیاست‌گذار جریان تولید در سینمای ایران بود، یعنی وقتی می‌خواستند کارنامه‌ی یک‌ساله‌ی سینمای ایران را بررسی کنند، مدیر فارابی در طول سال سیاست‌گذاری کرده و جشنواره‌ی فجر نتیجه‌ی عملکرد او بود. اکنون دبیر جشنواره‌ی فیلم فجر سیاست‌گذار در زمینه‌ی تولید نیست و مضامینی که در فیلم‌ها مطرح می‌شود به دبیر این جشنواره ارتباطی ندارد. بنابراین دبیر این دوره از جشنواره نقش تاثیرگذاری بر روند تولید در سینمای ایران نمی‌تواند داشته باشد. نکته‌ی دوم این‌که وقتی مدیر فارابی دبیر جشنواره بود، او می‌توانست پیش از آغاز جشنواره، از برخی فیلم‌ها به شیوه‌های مختلف حمایت کند تا به جشنواره برسند. اکنون دبیر جشنواره‌ی فیلم فجر فردی است که از بیرون آمده و یکسری اختیارها را ندارد و اگر بخواهد موضوعاتی را هماهنگ کند، مدتی طول می‌کشد، این امر شاید به روند جشنواره‌ی فجر ضربه بزند. عیب بعدی این انتخاب با چنین سیستمی آن است که وقتی دبیر جشنواره، مدیرعامل فارابی هم بود، در طول سال می‌توانست بسیاری از چالش‌ها را حل کند، یعنی می‌دانستند که در طول سال باید به مدیرعامل فارابی مراجعه کنند و وام و امکانات از او بگیرند. در این صورت، اگر شرایط مناسبی برای یک فیلم در جشنواره ایجاد نمی‌شد، تلاش می‌شد تا در اکران شرایط مناسبی برای آن فراهم شود یا اگر فیلمی در جشنواره دیده می‌شد، چون دبیر جشنواره مدیرعامل فارابی هم بود، برنامه‌ریزی می‌شد تا در تبلیغات هم خوب دیده شود. این پیوندها در جهت حمایت از فیلم‌ها و تعامل با سینماگران بسیار خوب است. در این دوره از جشنواره، این شرایط چون جزو اختیارات دبیر جشنواره نیست، وجود ندارد.
محاسن انتخاب دبیر جشنواره از میان افراد غیر دولتی نیز این است که اگر ساختار جشنواره‌ی فیلم فجر کاملا جدا باشد و گروهی فعالیت کند که وظیفه‌ی آن برگزاری این جشنواره است و در طول سال فعالیت‌ها را رصد می‌کند، اختیارات و بودجه دارد، قطعا با برنامه‌ریزی جشنواره‌ی فیلم فجر می‌تواند از فضای کنونی خارج شود. همچنین وقتی گروهی در طول سال برای حوزه‌ی بین‌الملل برنامه‌ریزی کند، می‌تواند در فستیوال‌های مختلف حضور پیدا کند و فیلم‌هایی را انتخاب کند که با اهداف جشنواره‌ی فجر سازگاری داشته باشد. همچنین در زمینه‌ی تولیدات داخلی می‌توان از بسیاری از فعالیت‌ها حمایت کرد تا زمینه‌ی تولید فیلم‌ها و حضور آن‌ها در جشنواره فراهم شود.
وقتی جشنواره‌ای دولتی برگزار می‌شود، چارچوب‌هایی وجود خواهد داشت که سبب می‌شود، مجریان فقط بر برگزاری جشنواره متمرکز نشوند، مثلا مدیریت فارابی در طول سال مجبور است تولید، پشتیبانی و حمایت داشته باشد و یک بخش از کار او برگزاری جشنواره‌ی فجر می‌شود. در حالی که همه‌ی فستیوال‌های مهم دنیا در طول سال برای برگزاری جشنواره برنامه‌ریزی می‌کنند.
من خوشحال هستم و موضوع انتخاب دبیر غیردولتی را برای جشنواره‌ی فجر فتح‌البابی می‌بینم که اگر جشنواره‌ی امسال موفق باشد، سال آینده می‌توانیم افراد دیگری را به‌عنوان دبیر جشنواره منسوب کنیم و فضای دیگری بر جشنواره‌ی فیلم حاکم شود.
//// گفتید اگر اختیارات بیشتری داشتید، می‌توانستید در فضای جشنواره‌ی فیلم فجر تغییراتی را ایجاد کنید. با توجه به این‌که بخشی از مشکل به فرصت کوتاه حدود دوماه شما برای برنامه‌ریزی مربوط است، اما فارغ از این موضوع، منظورتان را درباره‌ی اختیارات بیشتر توضیح دهید.
وقتی کسی یک‌سال برای برنامه‌ریزی وقت داشته باشد، کارها به شکل منظم پیش می‌رود و فرد می‌تواند نگاه خود را در جشنواره پیاده کند؛ اما در مدت 5 / 2 ماه فقط باید تلاش کرد تا جشنواره بهتر برگزار شود و کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد. همچنین نباید خیلی انتظار داشت که در مدت دوماه بتوان معجزه کرد.
اختیارات به این معناست که وقتی در طول سال برای برگزاری یک جشنواره برنامه‌ریزی می‌شود، اختیارات کافی نیز مانند تمام جشنواره‌ها برای مدیران وجود دارد و آن‌ها می‌توانند در انتخاب فیلم‌ها، رصد کردن آن‌ها و رساندن فیلم‌ها به جشنواره نقش داشته باشند. همچنین برنامه‌ریزی باید از قبل اعلام شود تا فیلم‌سازان بدانند که مثلا دی‌ماه آخرین زمان برگزاری جشنواره است و در این زمان نمی‌توانند فیلم تولید کنند. در سال‌های گذشته مردم، منتقدان و سینماگران به جدول نمایش جشنواره معترض بوده‌اند و همه معتقدند که این جدول بی‌نظم است و هر روز فیلم‌ها تغییر می‌کند. دلیل این مساله نرسیدن فیلم‌ها به دبیرخانه‌ی جشنواره است، چون کارها در دقیقه‌ی 90 انجام می‌شود. این سیاست‌گذاری اشتباه وجود دارد، باید زمان‌بندی مشخصی به سینماگران اعلام شود و خارج از آن فیلمی پذیرفته نشود. در این صورت جریان تولید با جریان جشنواره باید هماهنگ شود و در طول سال به‌گونه‌ای از فیلم‌ها حمایت شود که همه بدانند فیلم‌های جشنواره در دی‌ماه آماده خواهند بود. اگر فرصت کافی برای بررسی فیلم‌ها پیش از حضور در جشنواره وجود داشته باشد، می‌توان مشکلات احتمالی را برطرف کرد و حتا به دنبال حل آن‌ها با سازمان‌ها و نهادهای مختلف رفت تا به دلیل وجود آن مشکلات، فیلمی از جشنواره حذف نشود. این مسایل هر سال وجود داشته است.
//// آقای خزاعی این مساله را کتمان نکرده است که در زمانی به‌عنون علاقه‌مند به سینما، در دوره‌ای به‌عنوان خبرنگار سینمایی و در سال‌های بعد با سمت مسوول تهیه‌ی کاتالوگ‌های جشنواره و همچنین تهیه‌کننده در این حوزه بوده است. همین فعالیت‌ها سبب شده است که اکنون در این حوزه دیدگاه داشته باشید. از نظر شما، چه مشکلات اساسی‌ای در جشنواره‌ی فیلم فجر وجود دارد که شما در دوره‌ی مسوولیت خود می‌توانید آن‌ها را حل کنید؟ قطعا بخشی از مشکلات به شرایط و سیستم موجود مربوط است، اما شما به‌عنوان دبیر جشنواره‌ی سی‌ام چه کاری می‌توانید انجام دهید؟
فعالیت من در این حوزه به دوران دانش‌آموزی برمی‌گردد که تئاتر کار می‌کردم و در دوران دانشجویی نیز در حوزه‌ی کارگردانی، نویسندگی و بازیگری تئاتر کار می‌کردم. در سال‌های بعد فیلم ساختم، کار خبرنگاری کردم و بعد به فضای جشنواره‌ها وارد شدم. در زمینه‌ی مشکلات اساسی برگزاری جشنواره‌ی فیلم فجر، کاری که ما امسال می‌توانیم انجام دهیم استانداردسازی است. البته نه به این معنا که دوران قبلی استاندارد نبوده است، یعنی باید یک استانداردی تعریف شود، مثلا تعداد فیلم‌های بخش مسابقه از یک تعدادی بیشتر نشود، جدول نمایش منظم‌تر باشد، در بحث پیش فروش یکسری مسائل رعایت شود تا مردم برای دیدن فیلم‌ها حق انتخاب داشته باشند. همچنین ما امسال یک برنامه‌ی حمایتی را اعلام کردیم که معاونت امور سینمایی آن را پذیرفته است و جشنواره فیلم فجر حق رایت پنج فیلمی را که در بخش مسابقه‌ی ایران، کاندیدای بهترین فیلم شوند تا مبلغ 300میلیون تومان خریداری خواهد کرد تا مشکلات مالی فیلم‌سازان برطرف شود.
مساله‌ی دیگر این است که معمولا کسانی که فیلم اولی هستند، با وجود این‌که سیمرغ گرفته‌اند سال‌ها نمی‌توانند فیلمی بسازند و معمولا هر فیلم اولی حدودا سه سال بعد فیلم بعدی‌اش را می‌سازد، چون کسی از او حمایت نمی‌کند. این اشکال در سیستم جشنواره‌ی ما وجود دارد. برگزیدگان جشنواره‌ی فیلم فجر با کسانی که برگزیده نمی‌شوند چه تفاوتی دارند؟ تفاوت آن‌ها فقط در گرفتن یک سیمرغ است؟! کسانی که در دنیا جایزه‌ی اسکار یا کن را می‌گیرند، پارامترهای مثبتی شامل حال‌شان می‌شود. هنوز برنامه‌ریزی نشده است که مزایای بودن در جشنواره‌ی فجر و جایزه گرفتن چیست، هرچند در برگزاری این جشنواره شور و اشتیاق وجود دارد و مردمی است و جشن یک‌ساله‌ی سینمای ایران با همه‌ی گرایش‌ها و تفکرات است. مکانیزم‌هایی باید در این زمینه طراحی شود. البته ما درباره‌ی کارگردان این کار را کرده‌ایم و 50 درصد بودجه‌ی فیلم بعدی کارگردان بهترین فیلم سینمای ایران تامین می‌شود. این قول را معاونت سینمایی داده که مصوب و امضا هم شده است و امیدوارم بعد از رفتن من از جشنواره، این قول‌ها انجام شود.
باید براساس نظرات کارشناسان مختلف، آسیب‌های برگزاری جشنواره‌ی فیلم فجر بررسی شود. البته من در حال انجام این کار هستم و با تک تک دبیران جشنواره‌ی فجر در سال‌های پیش در حال گفت‌وگو هستم. جشنواره‌ی فیلم فجر یکسری آسیب و یکسری نقاط قوت را دارد و باید مشکلات را کم‌رنگ‌تر و نقاط قوت را پررنگ‌تر کرد. متاسفانه اکنون جشنواره‌ی فیلم فجر بستری شده است که کم کم تهیه‌کنندگان احساس می‌کنند اگر فیلم آن‌ها در سینمای مطبوعات به نمایش درنیاید برای آن‌ها بهتر است. در یک دوره‌ای، سینمای مطبوعات به تبلیغ فیلم‌ها و رونق سینمای ایران کمک می‌کرد، اما اکنون با نقدهای منفی‌ای که درباره‌ی فیلم‌ها انجام می شود، فیلم‌سازان ترجیح می‌دهند که فیلم‌شان در سینمای مطبوعات به نمایش در نیاید. این موضوع یکی از دغدغه‌های مهم تهیه‌کنندگان سینمای ایران است که در جلسه‌هایی که با آن‌ها داشتم، مطرح کردند. این در حالی است که سینمای مطبوعات در زمانی شکل گرفت که به رشد و اقتصاد سینمای ایران کمک می‌کرد. دغدغه‌های دیگری هم وجود دارد، مانند این‌که هیات داوری و هیات انتخاب شامل چه کسانی هستند و افرادی باشند که دغدغه‌ی سینما را داشته باشند و خارج از خانواده‌ی سینما نباشند، البته من به موضوع اعتقاد ندارم، چون بسیاری از اندیشمندان و جامعه‌شناسانی را داریم که نگاه خوبی نسبت به سینما دارند که می‌توانند در کنار فیلم‌سازان به انتخاب خوبی برسند و به نظر من، حضور آن‌ها ضروری است.
///// درباره‌ی همین مساله اعضای هیات‌های انتخاب و داوری خارج از خانواده‌ی سینما نباشند، سال گذشته مسائلی در جشنواره‌ی فیلم فجر پیش آمد. همچنین موضوعات دیگری پیش آمد که برخی از آن نتیجه گرفتند که دبیر جشنواره‌ی فجر به اندازه‌ی کافی استقلال رای ندارد. آیا حضور شما می‌تواند نویدبخش این امر باشد که دبیر این دوره از جشنواره مدیریت بهتری داشته باشد و کمتر درگیر مشکلات سال گذشته شود؟
من این موضوع نداشتن استقلال رای را قبول ندارم، دبیری که انتخاب می‌شود اگر در حوزه‌ی فرهنگ کار مدیریتی کرده باشد، نظرهای خود را دارد، مگر این‌که در این حوزه مدیریت نکرده باشد. کارنامه‌ی تمام کسانی که تا کنون مدیر جشنواره‌ی فجر بوده‌اند، خوب بوده است؛ اما فقط یک چیز بوده که مدیر دولتی بودن آن‌هاست، یعنی مدیرعامل فارابی بودند و باید در یک چارچوبی کار می‌کردند، چون خودشان سمت داشتند و نمی‌توانستند خودشان را نقد کنند. تنها تفاوت فردی مانند من این است که از بیرون آمده‌ام و می‌توانم روی یکسری مسایل بایستم و روی آن‌ها با منطق پافشاری کنم.
رشد و ارتقایی در دو سال گذشته در برگزاری جشنواره‌ی فیلم فجر احساس می‌شود که نتیجه ی زحمات آقای مسعودشاهی است. همچنین من بارها از آقایان عسگرپور، سیدمحمد بهشتی، انوار، مرحوم سیف‌الله داد و تمام کسانی در سال‌های گذشته دبیر جشنواره‌ی فیلم فجر بودند و حتا آقای ضرغامی که در دورانی، جشنواره را مدیریت می‌کردند، تشکر کرده‌ام. هر مدیری که استقلال رای نداشته باشد، نمی‌تواند کار انجام دهد. خوشبختانه من اختلافی بین دیدگاه‌های خودم و دیدگاه‌های معاونت سینمایی نمی‌بینم و هنوز مورد خاصی پیش نیامده است که به اختلاف منجر شود. اکنون تعامل و همگرایی خوبی وجود دارد و خود من چنین چشم‌اندازی نداشتم و احساس می‌کردم مسوولیت جشنواره‌ای را می‌پذیرم که بسیار در آن دچار مشکلات عدیده خواهم شد؛ ولی وقتی به کار وارد شدم، بخصوص در حوزه‌ی معاونت سینمایی، با وجود تصویری که از بیرون داشتم، فضا را خیلی باز دیدم و فقط حس کردم که گفت‌وگو ها انجام نشده است، یعنی نظر معاون سینمایی، آقای شمقدری، به نظر بسیاری از سینماگران نزدیک است، فقط فاصله‌هایی وجود دارد که دلیل آن‌ها عوامل دیگری هستند.
//// با توجه به روحیه‌ی هنرمندان و ذهنیتی که نسبت به این قشر وجود دارد، می‌توان گفت که جشنواره‌ی فیلم فجر هر سال با هر کیفیتی که برگزار شده است، منتقدانی داشته و با اعتراض‌هایی روبه‌رو شده است. تدبیری برای کاهش اعتراض‌ها و همچنین برگزاری جشنواره در یک سطح مطلوب هنری اندیشیده‌اید؟
چرا باید نگران انتقادها باشیم؟! انتقاد باید باشد و قشنگ است. اصلا نمی‌توان همه را راضی کرد. من تضارب آرا را خیلی زیبا می‌بینم، نمی‌توان سطح تفکر مردم را با یکدیگر در یک طراز قرار داد. دنیای برخی آدم‌ها فقط فیلم‌شان است، دنیای عده‌ای دیگر کشورشان است و برخی به جهان فکر می‌کنند؛ اندیشه‌ی کسی که فقط به رزق و روزی یک روزش فکر می‌کند، با کسی که برای مردم شهر و کشورش فکر می‌کند و فردی که به جهان می‌اندیشد، تفاوت می‌کند و نوع نگاه آن‌ها هم با یکدیگر متفاوت است. در تضارب آرا، اندیشه‌ها و خلقت‌های زیبایی وجود دارد. نباید از نقد ترسید، نقد سازنده است، نقد مغرضانه انسان را ناراحت می‌کند. اگر جریان نقد در دنیا وجود نداشته باشد، شکوفایی به وجود نمی‌آید. تعریف و تمجیدهای بی‌اساس ما را دچار مشکل می‌کند، آدم‌هایی با تعریف و تمجید می‌خواهند به اهداف خود برسند، جامعه را دچار مشکل می‌کنند. اگر واقعیت‌ها و آسیب‌های جامعه را بپذیریم می‌توانیم درباره‌ی آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم. اگر هر روز دروغ بگوییم که همه‌چیز خوب است، چه وقتی می‌خواهیم مسائل را آسیب‌شناسی کنیم؟! تا زمانی می‌توانیم سر خود را کلاه بگذاریم، بعد مسائل سر باز می‌کند. اگر آدم‌ها کوچک فکر کنند، من ناراحت می‌شوم. یعنی اگر منفعت داشته باشند، تعریف می‌کنند و اگر فیلم‌شان رد شود، فرد مقابل را زیر سوال می‌برند. مثلا یک فیلم ضعیف است یا مضامین آن مشکل دارد، انتقاد از جشنواره را شروع می‌کند، در حالی که ابتدا باید ببیند فیلم خوبی ساخته و حق داشته است که در جشنواره حضور یابد، هرچند اگر حقی ناحق شده باشد، باید جوابگو بود.
من از فعالان رسانه‌ها می‌خواهم که جنبه‌های مثبت و منفی جشنواره را ببینند، می‌خواهم که فقط فیلم‌ها و فیلم‌سازان را تخریب نکنند، بلکه نقاط مثبت فیلم‌ها را هم ببینند. اگر بتوانیم در فضای سینمایی و رسانه‌یی ظرفیت‌ها را بالا ببریم، جامعه دچار مشکل نمی‌شود؛ اما در حال حاضر این‌طور نیست. امسال هم عده‌ای از جشنواره تعریف می‌کنند، عده‌ای هم آن را تخریب می‌کنند و من برای همه‌ی این فضاها آماده هستم و مطمنئن هستم که این اتفاق‌ها می‌افتد. هر سال در جشنواره‌ی فیلم فجر این مباحث بوده است؛ تیترهای پیش از آغاز جشنواره به فیلم‌هایی مربوط است که از بخش مسابقه حذف می‌شوند، همین زمان عده‌ای درباره‌ی حذف، ممیزی و سانسور تیتر می‌زنند. در سه چهار روز ابتدای جشنواره که هنوز فضا آرام است، تیتر زده می‌شود «هیچ خبری در جشنواره‌ی امسال نیست»، «فضای آرام»، «هر سال دریغ از پارسال» و... من حاضر 20 تیتر بدهم که امسال همه‌ی آن‌ها تکرار خواهد شد. در روزها بعد که یک فیلم به جشنواره می‌آید، تیتر می‌زنند «بالاخره یک فیلم بازار جشنواره را گرم کرد». ما به این فضا عادت کرده‌ایم. من می‌گوییم بیاییم این‌گونه نگاه نکنیم و ببینیم چگونه می‌توان کمک کرد. ما همیشه به فکر این هستیم که یکدیگر را بزنیم، این تفکر بدی است که در جامعه حاکم شده است. این تفکر اصلا اسلامی نیست. اگر ما یک خبرنگار ساده، منتقد، روزنامه‌نگار یا یک فرد عادی هستیم باید ببینیم چگونه می‌توانیم با اندیشه‌های مثبت خود، یکسری مسائل را در جامعه ترویج دهیم. وظیفه‌ی ما فقط نقد، تخریب و منفعت‌طلبی نیست،‌ بلکه وظیفه‌ی ما سازندگی است. خود من وقتی روزنامه‌نگار بودم، تیتر منفی می‌زدم و حالا اعتراف می‌کنم که آن زمان متوجه این موضوع نبودم؛ فقط دنبال این بودم که موضوع کوچکی را پیدا کنم، بعد آن را بزرگ و به بحران تبدیل می‌کردم، بعدها که عاقل‌تر شدم، احساس کردم این کار وظیفه‌ی من نبود، من اشتباه کردم و باید چیزهای دیگری را می‌دیدم. اکنون سایت‌ها و خبرگزاری‌ها در دست قشر جوان کشور است، هرچقدر افراد پخته‌تر شوند، به جایی می‌رسند که دغدغه‌های دوران جوانی را ندارند، وقتی فرد به معرفت دست می‌یابد، می‌فهمد که جنس دغدغه‌ها متفاوت است. افراد هر چقدر پخته‌تر می‌شوند، در نقدها منصف‌تر می‌شوند.
///// سال گذشته سینمای مستند از جشنواره‌ی فیلم فجر حذف شد و شما امسال آن را به جشنواره وارد کردید؛ اما چون برای آثار قید بالای 70 دقیقه گذاشته شده است، برخی فیلم‌سازان معترض هستند. همچنین تولید آثار بالای 70 دقیقه تهیه‌کننده دولتی می‌خواهد. با این شرایط، خلأها و نیازهایی که در این حوزه وجود دارد، چگونه پر می‌شود؟
اولا مستندسازی در ایران دولتی است و ما مستندسازی خصوصی نداریم، بودجه‌ی اکثر مستندها را دولت پرداخت می‌کند. مستندهای کوتاهی را داریم که با هزینه‌ی شخصی ساخته می‌شوند، اما همه‌ی مستندهای بلند (بالای 50 دقیقه) دولتی هستند. دوما برخی مستندسازان می‌گفتند منظور ما از مستند دولتی، فیلم‌هایی است که دولت می‌خواهد درباره‌ی لیبی، مصر یا دیگر مناطق بسازد، این یعنی اگر کسی درباره‌ی نظام و کشور خودش فیلم می‌سازد، فیلم‌ساز دولتی می‌شود؟! فیلم‌ساز قرار است درباره‌ی چه موضوعی فیلم بسازد؟! به هر حال او هم در این جامعه زندگی می‌کند. بنابراین تفکر فیلم‌های دولتی و غیردولتی، اشتباه است.
//// توضیح دهید که چرا قید بالا 70 دقیقه را برای مستندها گذاشتید؟
اصلا قرار نبود فیلم مستند یا فیلم کوتاه را به جشنواره وارد کنیم، این‌ها جشنواره‌های متعددی دارند. از نظر صنفی، جشن خانه‌ی سینما و از نظر تخصصی هم جشن فیلم کوتاه و جشن سینما حقیقت برگزار می‌شود. ما می‌خواهیم جریان جدیدی را در سینمای ایران تعریف کنیم که به امسال نرسید و آن هم «فیلم‌های بلند سینمایی مستند» است که اصلا جریان تولید آن در سینمای ایران شکل جدی نگرفته است. در تمام جشنواره‌های «الف» دنیا این بخش وجود دارد و قالب پذیرش فیلم‌های مستند بالای 50 تا 70 دقیقه است، البته در برخی جشنواره‌ها 55 دقیقه و در تعدادی دیگر 60 دقیقه تعریف شده، سیاست‌گذاری جشنواره مهم است، ولی این زمان در جشنواره‌های درجه‌ی یک، 70 دقیقه است. در سینمای مستند ایران، هنوز فیلم‌های سینمایی مستند رونق نگرفته و رواج پیدا نکرده است. با این کاری که آغاز کرده‌ایم، قرار است از سال بعد، به فیلم‌های سینمایی مستند پروانه‌ی ساخت، بودجه و امکانات داده شود. در این صورت، یک جریان جدید در سینمای مستند شکل می‌گیرد.
//// پس شما در حال پایه‌گذاری بخش جدیدی در جشنواره‌ی فیلم فجر هستید.
بله و این یعنی، بخش فیلم‌های سینمایی مستند در کشور راه‌اندازی خواهد شد. این جریان جدیدی در روند ساخت مستند است و مستندسازان می‌توانند روال جدیدی داشته باشند تا در این زمینه فعالیت کنند. بهتر است این بخش را پایه‌گذاری کنیم یا به‌شکل قبل عمل کنیم تا 20 فیلم مستند دیگر به جشنواره آورده شوند؟! مشکل بیشتر مستندسازان به فیلم خودشان مربوط است که چون مدت آن مثلا 50 دقیقه است و نمی‌توانند در جشنواره‌ی امسال شرکت کنند اعتراض دارند. آینده‌نگری وجود ندارد و برخی فکر نمی‌کنند که اشکالی ندارد امسال در جشنواره نباشند، ولی اگر جریان سینمای مستند رونق بگیرد و از سال بعد اهمیت بیشتری به سینمای مستند داده شود، اتفاق خوبی در سینمای ایران رخ داده است.
//// برای جشنواره‌ی سی‌ام شعار «اخلاق، آگاهی، امید» انتخاب شده است. آیا اعلام این شعار در مدت حدود سه ماه مانده به برگزاری جشنواره‌ی فجر، یک اقدام سمبلیک است؟ از سوی دیگر، حتا اگر این شعار از یک سال پیش نیز مشخص بود، آیا می‌شد سینماگران را به این سمت سوق داد که با محوریت این شعار، فیلم سفارشی بسازند؟
هنرمند را نمی‌توان محدود کرد و زیبایی هنرمند به این است که نگاه خاصی داشته باشد و این نگاه خاص او را نسبت به دیگر اقشار متفاوت می‌کند. در حقیقت، قرار دادن چارچوب برای هنرمندان کار اشتباهی است، باید فضایی ایجاد شود که هنرمندان بتوانند حرف بزنند و گفت‌وگو کنند؛ اما وقتی در فضای سینمایی، مسایلی وجود دارد که سبب می‌شود خانواده‌ی سینما اذیت شود، همین اذیت شدن‌ها و اختلاف‌ها باعث می‌شود تلنگری بزنیم که در شکل سمبلیک و نمادین آن برای سال‌های بعد یک اتفاق می‌افتد و برای امسال که به زمان برگزاری جشنواره نزدیک هستیم، اتفاق دیگری رخ می‌دهد. اکنون می‌بینیم که اخلاقیات در جامعه در حال کم‌رنگ شدن است و سینما هم آیینه‌ی تمام‌نمای جامعه است. سینماگران بازتاب‌ها و فرکانس‌های جامعه را منعکس می‌کنند. جریان اخلاقی که بین سینماگران رواج پیدا کرده و در جامعه هم وجود دارد، یکی از مشکلات سینمای ایران است. بنابراین می‌گوییم که اخلاق را رعایت کنید و اخلاق یعنی احترام گذاشتن. مورد دیگر این است که گاهی اخلاق در تولیدات فراموش می‌شود و فیلم‌هایی روی پرده‌ی سینما به نمایش در می‌آید که آدم خجالت می‌کشد با خانواده‌اش آن‌ها را ببیند، اصلا در فرهنگ شرقی ایرانی‌های قرار نیست یک‌سری مسائل مطرح شود، در حالی که برخی سینماگران با فیلم‌هایشان قبح برخی مسائل را از بین می‌برند. ما جامعه‌ی اروپایی نیستیم و فرهنگ آن‌ها را هم نداریم. باید بپذیریم که تمام ویژگی‌های زیبای ما همین چارچوب‌های اخلاقی و شرقی است، چرا می‌خواهیم این چارچوب‌ها را از بین ببریم؟!
بنابراین سینمای ایران به اخلاقیات نیاز دارد. مساله‌ی بعدی آگاهی است؛ سینما و سینماگران چه وظیفه‌ای دارند، آن‌ها باید اطلاعات را به جامعه منتقل کنند. در پایان نیز خانواده‌ای را داریم که باید به آن امید و نشاط بدهیم. برخی می‌گویند نباید نقد اجتماعی داشته باشیم؟ کسی با نقدر مخالف نیست، می توان نقد اجتماعی داشت و در پایان، راهکار ارایه کرد، چرا پایان فیلم را سیاه می‌کنید؟ ما در حال کار کردن روی جریان «اخلاق، آگاهی، امید» هستیم.
///// پس شعار جشنواره در حد یک نشان و تلنگر است؟!
رویکرد می‌شود و امسال تلنگری برای شخص من است و بعد فیلم‌سازان در این‌باره بحث خواهند کرد. جدا از این مباحث نیز این شعار می‌تواند رویکرد تولید فیلم‌ها هم باشد.
////// آیا می‌دانستید که «اخلاق، امید، آگاهی» شعار یک خبرگزاری در جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها و محور یک جشنواره رادیویی هم بوده است؟
از این موضوع خبر نداشتم. ما بعد از هفت یا هشت جلسه به این سه کلمه رسیدیم. مباحث ما درباره‌ی ضرورت‌های سینما بود و این‌که کلمه‌ی امید در آخر قرار گرفته، برای پایان فیلم‌هاست و در این شعار، سکانس‌بندی وجود دارد. همچنین این شعار در رأس، الگو گرفته از پیام مقام معظم رهبری است که به صداوسیما نیز به نوعی آن را اعلام کرده‌اند. این ضرورت‌های امروز در جامعه‌ی ایران وجود دارد و قطعا باید درباره‌ی آن‌ها برنامه ریزی کرد.