تقی حاج طرخورانی
ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه شامگاه شنبه هجدهم تیرماه ۵۸ محمدتقی حاجطرخانی، بنیانگذار مسجد قبا، در مقابل منزلش هدف گلوله دو ناشناس قرار گرفت و به شهادت رسید. مهندس صباغیان، باجناق او و وزیر کشور وقت، این خبر را در ساعت یک بامداد یکشنبه هفدهم تیرماه به خبرگزاری پارس اعلام کرد. وی گفت که این ترور کار گروه فرقان بوده چراکه آنها پس از ترور اعلامیههایی از گروه خود در محل سوءقصد بر جای گذاشته بودند. گروه فرقان در دو ترور پیشین خود یعنی ترور شهیدان قرنی و شهید مطهری که به ترتیب سوم و شامگاه یازدهم اردیبهشت ۵۸ صورت گرفته بود نیز اعلامیههای خود را در محل حادثه پخش کرده بودند.
به گزارش «انتخاب»، تقی حاجطرخانی که از مبارزین سرسخت رژیم پهلوی بود در مقابل منزلش واقع در خیابان دکتر شریعتی، خیابان شهرزاد، کوچه معقول هدف گلوله قرار گرفت و در راه بیمارستان جان سپرد.
دکتر پیشخوانی، کشیک اورژانس بیمارستان ایرانمهر، در مورد وضعیت حاجطرخانی هنگام انتقال به بیمارستان به خبرنگار کیهان اینطور توضیح داد: «حدود ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه دیشب [شامگاه ۱۶ تیرماه ۵۸] حاجطرخانی را به بیمارستان آوردند ولی در راه جان سپرده بود. سه گلوله؛ یکی به ناحیه سینه طرف راست و یکی ناحیه شکم طرف چپ و سومی به پهلوی چپ قسمت پایین اصابت کرده بود.» (کیهان ۱۷ تیرماه ۵۸)
خبرنگار خبرگزاری پارس نیز در این رابطه با یکی از اعضای گروه ضربت کمیته مرکزی به نام شیردستان تماس گرفت. شیردستان در شرح این ماجرا گفت: «حدود ساعت ۲ و ۳۰ دقیقه دیشب از طرف بیسیم اعلام شد که دو موتورسوار به مرحوم حاجطرخانی تیراندازی کرده و فرار کردهاند. بلافاصله گشتیهای کمیته مرکزی به کمک برادران پاسدار خود در منطقه چهار شتافتند ولی موفق به دستگیری ضاربین نشدند.»
خبرگزای پارس این حادثه را از سرهنگ نوری، افسر جانشین ریاست شهربانی، نیز پی گرفت. نوری اظهار داشت: «مامورین کلانتری قلهک بلافاصله پس از آگاهی از سوءقصد به محل شتافتند که دلایل و مدارک و پوکهها و اوراق پخششده را جمعآوری کنند ولی گشتیهای کمیته کاخ جوانان که نزدیک محل بوده و زودتر رسیده بودند مدارک را جمعآوری و به کمیته بردند. جریان از طریق کمیته کلانتری تحت رسیدگی است.»
یکی از پاسداران کمیته کاخ که حاضر نشد نامش را بگوید در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری پارس در این رابطه گفت: «سه گلوله کالیبر ۴۵ به مرحوم حاج طرخانی شلیک شده است.» او همچنین از قول یکی از شاهدان عینی گفت: «ضاربین دو نفر بوده و یکی از آنها پیراهن کرمرنگی بر تن داشته است.» بنا بر اظهارات همین شاهد عینی «ضاربین به درب منزل حاجطرخانی رفته و پس از زدن زنگ هنگامی که ایشان به در منزل آمده سه گلوله به طرفش شلیک کردهاند.»
اظهارات همسر حاجطرخانی و همسایگان
همسر حاجطرخانی در تشریح این سوءقصد به خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی [۱۷ تیرماه ۵۸] گفت: «دیشب مشغول تماشای تلویزیون بودم که زنگ در به صدا درآمد و حاج طرخانی در را باز کرد که ناگهان صدای شلیک سه گلوله شنیده شد. پس از اصابت گلوله حاجطرخانی به داخل خانه افتاده و سپس در بسته میشود به طوری که همسایگان که وحشتزده به کوچه ریخته بودند نتوانستند در وهله اول تشخیص بدهند که ترور در کدامیک از خانههای کوچه اتفاق افتاده بود.»
خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی در تکمیل صحبتهای همسر حاجطرخانی نوشت: «باجناق مقتول که در همسایگی وی زندگی میکند با بالا رفتن از در خانه حاج طرخانی متوجه جسد وی میشود که به همراه دو نفر دیگر از همسایگان او را به بیمارستان ایرانمهر منتقل میکنند ولی قبل از رسیدن به بیمارستان جان میسپرد.»
روزنامه کیهان در تاریخ ۱۷ تیر به نقل از یکی از همسایگان حاجطرخانی که در منزل روبهروی ایشان سکونت داشت، نوشت: «دیشب [شامگاه ۱۶ تیرماه] هنگامی که تلویزیون سخنان امام خمینی را پخش میکرد ما صدای چند تیر شنیدیم و من فورا به کوچه دویدم و دیدم دو نفر موتورسوار از کوچه به سمت راست پیچیدند به سرعت آنها را تعقیب کردم ولی نتوانستم به آنها برسم و بعد که به جلوی حیاط برگشتم دیدم حاج طرخانی توی حیاط افتاده و خون زیادی روی زمین ریخته فورا به پاسداران کمیته اطلاع دادم و به اتفاق باجناق وی حاجی را به بیمارستان ایرانمهر رساندیم ولی متاسفانه قبل از رسیدن به بیمارستان وی جان سپرده بود.» این فرد همچنین شخصیت حاج طرخانی را برای خبرنگار کیهان اینطور توصیف کرد: «وی یکی از نیکوترین افراد این منطقه بود و در زمان انقلاب تنها کسی بود که بر روی پشتبام الله اکبر میگفت و صدای اعتراض خود را به رژیم از این طریق به گوش همگان میرساند.»
علی حاج طرخانی
آیا این ترور اشتباهی بود؟
روزنامه آیندگان هجدهم تیرماه در گزارش ترور حاجطرخانی توسط گروه فرقان نوشت: «مقتول برادر علیاصغر حاجطرخانی است که نامش در فهرست نامهایی بود که چند روز پیش اموالشان ملی اعلام شد.» این روزنامه بر همین اساس و نیز به نقل از پارهای از روزنامهها که البته از آنها نام نبرد، در اینکه تقی طرخانی هدف اصلی گروه فرقان بوده تشکیک کرد و نوشت: «احتمالا تقی طرخانی به جای علیاصغر حاجطرخانی ترور شده است.»
در واقع منظور آیندگان از علیاصغر حاجطرخانی، همان علی حاجطرخانی است چراکه محمدتقی حاجطرخانی دو برادر به نامهای علی و کاظم داشت. «بنیاد حاجیترخانی»(1) درباره تاریخچه زندگی علی حاجیطرخانی چنین نوشته است: «علی حاجیترخانی در زمان دولت مصدق که شهرداران به وسیله مردم انتخاب میشدند به عنوان اولین شهردار منتخب کرج برگزیده شدند. آشنایی با شهر کرج موجب شد تا بعدها نسبت به خرید اراضی قلعه شنبه و شهرک سازی و کشاورزی در آن اقدام نماید. با تفکیک و قطعهبندی این اراضی، خیابانکشی، لولهکشی آب و تامین برق، باغچههایی برای ییلاق خانوادههای تهرانی فراهم و «شهرک گلشهر» ایجادشد. رسیدگی به امور این اراضی یکی از زمینههای فعالیت حاج علی آقا بود. (آن شهرک ییلاقی بیرون کرج، امروزه بخشی از منطقه ۵ شهر کرج را تشکیل میدهد.) بعدها بخشی از این اراضی و قطعات تفکیکی به منظور ایجاد یک دانشگاه دینی مبتنی بر فقه جعفری و نشر و تبلیغ معارف دینی، احداث مسجد و کمک به تامین مسکن اساتید و دانشجویان و افراد مستمند و نیازمند وقف عام گردید. ... در ماههای اول انقلاب علی حاجیترخانی به عضویت اتاق بازرگانی منصوب شد. و یکی از نمایندگان امام خمینی بود که اسفند ۱۳۵۷مسئولیت حفاظت از اموال هژبر یزدانی را به عهده گرفت. با تاسیس بنیاد مستضعفان اموال هژبر به این نهاد واگذار شد.»
ابوالحسن و علینقی خاموشی، فرزندان خواهر علی حاجطرخانی، ماجرای مصادره اموال علی حاجطرخانی را چنین نقل کردهاند: «رهبر انقلاب در ابتداییترین روزهای حضور خود در ایران دو حکم را به نام [علی] حاجطرخانی امضا میکند. در حکم اول به او مسئولیت رسیدگی به اموال هژبر یزدانی را میدهد و در حکم دوم او را در هیات اتاق بازرگانی قرار میدهد. اما برای علی حاجطرخانی اتفاقی عجیب در راه بود. دولت موقت مصادره اموال سرمایهداران وابسته به حکومت قبلی را کلید زده بود. علی حاجطرخانی به دلیل حکمی که از حضرت امام (ره) دریافت کرده بود به مخالفت با مصادره اموال یزدانی اقدام میکند... دولت به دلیل مقاومت علی در برابر مصادره اموال یزدانی رای به مصادره اموال علی حاج طرخانی میدهد. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که علی اصلا اموال زیادی نداشت. او تنها در یک کارخانه سه درصد سهام را در اختیار داشت.» (انشعاب در خانواده دوم/ طرخانیها و مصادره اموال، سایت اقتصاد ایرانی، سوم شهریور ۹۲)
فرقان یکی از حامیان خود را ترور کرد
اما عجیبترین روایت از این ماجرا، روایت جعفر شجونی است که در گفتوگویی [سال ۹۰، هفتهنامه پنجره] از تقی حاجطرخانی به عنوان حامی گروه فرقان، البته پیش از انقلاب و در جریان مبارزات علیه رژیم شاه، یاد کرده و گفته است: «اعضای گروه فرقان بعضی از حامیان خود را نیز ترور کردند. یکی از آنها شهید تقی حاجطرخانی بود. او خیلی به گودرزی خدمت کرد، همینطور به بسیاری از روحانیانی که گرفتار میشدند. در مسجد قبا، اتاقی بود که در آنجا گودرزی را پنهان میکرد. گاهی خودش و گاهی یک نفر از افراد خانواده برای گودرزی غذا میبردند. او همچنین باغچهای در شمال داشت و اغلب بچههایی را که تحت تعقیب رژیم بودند، آنجا پنهان میکرد. همسر شهید حاجطرخانی بعد از شهادت شوهرش به ملاقات گودرزی رفت و به او گفت: «یادت هست حاج آقا چه خدماتی به تو کرد؟ یادت هست خودم برایت غذا میپختم و میآوردم؟ چرا بچههای مرا یتیم کردی؟» بعد از انقلاب، گودرزی مثل همیشه به منزل حاجطرخانی رفت و گفت: «۵۰۰ هزار تومان پول نیاز داریم.» حاجطرخانی پرسید: «این پول را برای چه کاری لازم دارید؟» گودرزی جواب داد: «میخواهیم انقلاب کنیم!» حاجطرخانی گفت: «انقلاب که کردیم!» گودرزی گفت: «نه! این انقلاب نشد. ما میخواهیم علیه این آخوندیسم موجسوار انقلاب کنیم!» حاج طرخانی هم گفته بود: «ما از این پولها نداریم به کسی بدهیم.» اکبر گودرزی از همینجا کینه حاجطرخانی را به دل گرفت و در ماه رمضان، با سه نفر دم در منزل شهید حاج طرخانی آمد و او را جلوی چشم دختر ۱۰ سالهاش به گلوله بست. گودرزی آدم خیلی بیحیایی بود.»
به هر روی پیکر تقی حاجطرخانی صبح یکشنبه ۱۷ تیرماه، یعنی همان روزی که در بامدادش ترور شده بود، از پزشکی قانونی تا مسجد ارگ تهران تشییع و سپس برای دفن به قم منتقل شد.
به گزارش آیندگان در مراسم تشییع حاج تقی طرخانی علاوه بر بستگان و اعضای خانوادهاش، صباغیان (وزیر کشور)، توسلی (شهردار تهران)، آیتالله مفتح [از اهداف دیگر فرقان که در ۲۷ آذر همین سال توسط این گروه به شهادت رسید]، افراد شهربانی و بازاریان شرکت داشتند.
تقی حاجطرخانی از چهرههای معروف مبارز بازار تهران بود و به گفته دکتر مفتح (با روزنامه انقلاب اسلامی) «در بازار تهران به تجارت روغن نباتی، آهن و پخش سیمان مشغول بوده است.» حاجطرخانی همچنین مسجد قبا را بنیان گذارد، مسجدی که به یکی از سنگرهای اصلی مبارزات علیه رژیم شاه تبدیل شد. ساختمان مسجد اعظم قم نیز توسط پدر ایشان آقا رضا طرخانی بنا شده بود. حاج تقی طرخانی یکی از خیرین در حوزه تاسیس درمانگاهها و صندوقهای قرضالحسنه مختلف و هنگام ترور ۵۰ سال داشت.
۱. این بنیاد در معرفی خود چنین نوشته است: «بنیاد حاجیترخانی یک میراث معنوی به جایمانده از مرحوم حاج رضا شاپوری و فرزندان ایشان است که رسالت تداوم نیاته و اقدامات آن بزرگواران را برعهده دارد. فرزندان آن خیر گرانمایه به ترتیب حاج کاظم، حاج علی و شهید حاج محمد تقی حاجیترخانی بودند که در سالهای عمر پربرکت خود و در ادامه فعالیتهای خیرخواهانه پدر بزرگوارشان میراثی ماندگار از مجموعه موقوفات، مساجد و اماکن مذهبی و اقدامات و فعالیتهای خیریه را به یادگار گذاشتند. بنیاد حاجیترخانی عنوانی است که در زیر چتر خود مجموعه این میراث ارزشمند را نمایندگی مینماید و ماموریت خود را پایندگی راه آن بزرگان برمیشمرد.»
لازم به ذکر است که این بنیاد «طرخانی» را در همه جا «حاجیترخانی» ذکر کرده، این در حالی است که در همه روزنامههای آن زمان نام خانوادگی ایشان «طرخانی» و یا «حاجطرخانی» نوشته شده، ما نیز به تاسی از روزنامههای همان دوران همانطور نوشتیم مگر در جاهایی که نقل قول از بنیاد آوردهایم. با این حال با توجه به اینکه بنیاد را به احتمال زیاد اخلاف طرخانیها اداره میکنند به نظر میرسد دیکته درست این نام خانوادگی همانی است که بنیاد مینویسد؛ یعنی: حاجیترخانی.