صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۲۲ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۴۹۴۷۰
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۳۳ : ۱۰ - ۱۷ دی ۱۳۹۰
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جام جم نوشت:

?Can you speak English (می‌توانی انگلیسی صحبت کنی؟) این سوال را اغلب گردشگرانی که هرازگاهی گذرشان به ایران می‌افتد از عابران می‌پرسند، اما معمولا با پاسخ‌هایی همچون No یا a little یا حتی با نگاه گیج رهگذرانی مواجه می‌شوند که سال‌هاست با معنای این پرسش در نبرد هستند، چرا که گردشگران ناخواسته دست روی نقطه ضعفی گذاشته‌اند که ایرانیان مدت‌هاست با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.


وقتی خواستیم با پرویز بیرجندی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، کسی که با وجود 48 سال تدریس زبان انگلیسی دیگر پیر این عرصه محسوب می‌شود، درباره آسیب‌شناسی زبان در ایران گفت‌وگو کنیم، صحبت دراین‌باره را کاملا بی‌فایده دانست، چرا که بیش از 2 دهه گفته‌هایش را بیان کرده بود بدون آن‌که کمترین تاثیری را مشاهده کند، اما باز هم این نقص را شکافت تا نکته‌ای ناگفته باقی نگذارد.

او بزرگ‌ترین نقص را در شیوه‌های زبان‌آموزی آموزش و پرورش می‌داند، چراکه به نظر او مساله بغرنج‌تر از زبان انگلیسی، آموزش زبان فارسی در مدارس است، چون دانش‌آموزان آن‌طور که شایسته و بایسته است، زبان فارسی را نمی‌آموزند، در صورتی که اگر در زبان مادری خود مهارت لازم را کسب کنند، بهتر زبان انگلیسی را فرامی‌گیرند، چون این دو زبان از خانواده‌ای مشترک به نام زبان‌های هند و اروپایی هستند.

به گفته وی، نبود این تعریف مشخص در سیستم آموزشی ما موجب تالیف کتاب‌هایی شده که 30 سال است تغییر نکرده و فقط با بازنگری‌های عجولانه و سطحی دوباره در مدارس تدریس می‌شوند. واقعیت اینجاست که این کتاب‌ها برای امروز نیستند و گرافیک کهنه‌اش دانش‌آموزان را دلزده می‌کند.


اما معضل مهمتری هم وجود دارد و آن شیوه تدریس زبان است. معلمان زبان به دانش خودشان تسلط دارند، اما هرگز برایشان شرایطی فراهم نمی‌شود تا تدریس را خلاقانه و مبتنی بر شیوه‌های پژوهشی پیش ببرند، متاسفانه شیوه‌های آموزشی ما مدرن و مبتنی بر یافته‌های تربیتی، روان‌شناسی و زبان‌شناسی نیست و مدارس از امکانات و وسایل آموزشی نوین برخوردار نیستند.


آموزش غیر استاندارد در برخی آموزشگاه های خصوصی


دکتر بیرجندی می‌گوید: در بعضی کشورهای آسیایی مثل سنگاپور و فیلیپین، دانش‌آموزان در طول دبیرستان بیش از 1400 کلاس زبان دارند؛ در حالی که در کشور ما، جمع آن به 500 یا 600 ساعت بیشتر نمی‌رسد.


وقتی از او راهکار می‌پرسیم، می‌افزاید: من راهکارم را 30 سال پیش مطرح کردم و گفتم در این‌که یادگیری زبان اهمیت دارد، تردید ندارم، اما اگر قرار باشد این شیوه آموزشی برای زبان حاکم باشد، پیشنهاد می‌کنم زبان و چند درس دیگر را اختیاری کنیم تا دانش‌آموزانی که علاقه‌مندند زبان بخوانند و دانش‌آموزان دیگر به مطالعه دروسی که بیشتر به آن توجه دارند، بپردازند و از طرف دیگر ما روی آموزش معلمان متمرکز شویم و آنها را با شیوه‌های آموزشی نوین و خلاقانه آشنا کنیم. با این کار می‌توانیم بخش قابل توجهی از معضلات را حل کنیم، چون در شرایط امروزی دولت، هزینه‌های زیادی را متقبل می‌شود، بدون این‌که نتیجه خوبی بگیرد و خیلی بندرت پیش می‌آید دانش‌آموزی بعد از فارغ‌التحصیلی، زبان را حداقل در حد رفع نیاز خود بلد باشد.


مدارس نیازهای ارتباطی دانش‌آموزان را با دنیای خارج حل نمی‌کنند و این اندازه یادگیری برای تست‌زنی در کنکور هم کافی نیست. به نظر می‌رسد دانش‌آموزانی که قصد دارند در کنکور تست‌های زبان را پاسخ دهند یا مهم‌تر از آن به ادامه تحصیل در این رشته بپردازند، باید حتما از آموزشگاه‌های زبان استفاده کنند.


دانش‌آموزانی که با به صدا درآمدن زنگ پایانی، با عجله از دوستانشان خداحافظی می‌کنند و در راه از آنان سبقت می‌گیرند تا هرچه زودتر به خانه بروند و کتاب‌های انگلیسی را بردارند و به سوی آموزشگاه بشتابند، آنجا با محیط متفاوت‌تری از مدرسه روبه‌رو می‌شوند. با معلمان صمیمی‌تر و درعوض اضطراب‌شان کمتر است؛ اما این‌که چقدر این آموزشگاه‌ها برای دانش‌آموزان موثر واقع می‌‌شود، پرسشی است که بازهم جوابش نزد دکتر بیرجندی است: آموزشگاه‌هایی که نظارت خردمندانه روی آنها هست، واقعا خوب کار می‌کنند، اما تعداد دیگری هم هستند که تخصص لازم را ندارند، اما مشکل دیگر اینجاست که هیچ کنترلی روی محتوای کتاب‌های آموزشگاه‌ها نمی‌شود، چون این کتاب‌ها متاثر از فرهنگ‌های دیگر است و در درازمدت تاثیرات مخربی روی فرهنگ ما می‌گذارد و هویت ملی ما را کمرنگ‌تر می‌کند.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ماهان
|
۲۱:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۷
دررود بر شما. شما در بیان پارسی‌ هم توانا هستید. جمله‌های شما طولانی‌ هستند اما خواننده به راحتی‌ میتواند ارتباط موضوع را دنبال کند. جمله آخر شما سه‌ خط و نیم است ولی‌ شیواست.
مجید
|
۱۵:۳۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۷
من یکی خیلی دوست دارم زبان انگلیسی یاد بگیرم منتهی چند مشکل وجود داره یکی اینکه میزان استفاده از زبان انگلیسی بسیار کم هست . در ثانی متد آموزشی واقعا گیج کننده است. ولی بهترین روش استفاده مستقیم این زبان هست . یعنی اینکه ارتباطات مردم ایران با خارجی ها رو بیشتر کنیم . ماوقتی در تجارت طرف مقابلمون یه همزبون باشه مطمئنا نیازی به یادگیری نمی بینیم ولی همین که بدونیم شاید یه خراجی مشتریمون هست و نمیتونه زبان یاد بگیره بالاجبار سعی میکنیم این زبان رو یاد بگیرم .
ناشناس
|
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۷
من کارشناسي ارشد آموزش زبان انگليسي دارم. ساليان سال است که زبان انگليسي را در مؤسسات و دانشکده‌ها تدريس کرده‌ام. اولاً به نظر من اوضاع ايراني‌ها در يادگيري زيان انگليسي و صحبت به آن، آنقدرها هم که به نظر مي‌رسد بد نيست ليکن در مقايسه با ساير کشورهاي دنيا تأسف‌برانگيز است. به عنوان مثال مردم افغانستان با آن همه مشکلات بزرگ و مختلف و درحاليکه هميشه سايه جنگ و ناامني و اضطراب بر سرشان بوده در مصاحبه با خبرنگارهاي خارجي به خوبي از عهده پاسخ‌گويي بر مي‌آيند. حتي برخي آفريقايي‌هاي فقير هم زماني که مورد مصاحبه توسط خبرنگاران خارجي قرار مي‌گيرند به خوبي پاسخ آنها را به انگليسي مي‌دهند.
در ايران يک مسئله اساسي اين است که بچه‌ها از کلاس اول ابتدايي درس زبان را در برنامه درسي خود ندارند. اين يعني اينکه مسئولين اهميت چنداني براي اين موضوع قائل نيستد. البته پدرومادرها که اين روزها آگاه‌تر شده‌اند سعي مي‌کنند اين خلأ را از طريق فرستادن بچه به کلاس زبان پر کنند که اين بسيار خوب است ولي بهتر آن خواهد بود که اين امکان در مدرسه فراهم باشد تا بجه‌ها مجبور نباشند وقت اضافي براي اين کار بگذارند و همواره بر اين تصور باشند که اين مثل بقيه کلاس‌هاي تقويتي است و اهميت چنداني ندارد. دوم اينکه متأسفانه مدرسان برجسته زبان تعدادشان کفايت خيل عظيم يادگيرندگان را نمي‌کند. سوم آنکه اشکالات فرهنگي بسياري وجود دارد. تا همين چند وقت پيش زبان انگليسي از مصاديق بارز غربزدگي شمارده مي‌شد و يادگيري آن مورد تشويق قرار نمي‌گرفت. مردم مي‌ترسيدند که بچه‌هاي آنها با يادگيري زبان، فرهنگ غربي را بياموزند که با عرض شرمندگي بايد بگويم اين نظر بسيار کوته‌بينانه است چرا که بر اساس نظريات کارشناسي در زمينه زبان‌آموزي بطور کلي، اين اتفاق نظر بين زبان‌شناسان برجسته دنيا وجود دارد که بايد براي يادگيري ريشه‌اي زيان، فرهنگ زبان مقصد نيز آموزش داده شود تا زبان‌آموز با حس کردن خود در محيطي که زبان مورد يادگيري در آن صحبت مي‌شود بتواند حس يک متکلم حقيقي آن زبان را پيدا کرده و از لحاظ زبان‌شناختي آن را بهتر بياموزد. اين با تخريب فرهنگ خودي و تشويق فرهنگ بيگانه زمين تا آسمان فرق دارد. شيوه‌هاي تدريس بايد به گونه‌اي باشد که فرد بدون اينکه فرهنگ خود را فراموش کند، با آگاهي از فرهنگ مقصد زبان جديد را بياموزد. دليل نمي‌شود که ما چون راه حفظ فرهنگ خود و تدريس فرهنگ جديد را بلد نيستيم بزنيم کلاً صورت مسئله را پاک کنيم و زبان را به شيوه‌اي خشک و بدور از تدريس ظرايف فرهنگي مقصد به زبان‌آموزان منتقل کنيم که در اين صورت زبان به درسي خشک و بيروح تبديل مي‌شود که بچه‌ها هيچ علاقه‌اي به يادگيري آن نخواهند داشت. يک اشکال ديگر نگاه فرهنگي ما به اين قضيه است. يکي از اشکال يادگيري استفاده از وسايل صمعي و بصري است يعني زبان‌آموز بايد فيلم‌ها، نوارهاي صوتي، و موسيقي زبان مقصد را نيز ديده و بشنود تا بهتر با افرادي که به آن زبان حرف مي‌زنند حس همذات‌پنداري پيدا کند در صورتيکه بسياري از والدين بچه‌ها را از ترس اين موضوع که تأثير اخلاقي منفي دريافت کنند از اين وسايل لازم کمک‌آموزشي محروم مي‌کنند. من منکر تأثيرات احتمالي منفي اين قضيه نيستم ولي بچه هم براي همين پدرومادر دارد ديگر. آنها بايد تشخيص دهند از چه فيلم‌هاي کمک‌آموزشي استفاده کنند که بار اخلاقي منفي نداشته و به بهبود کيفيت زبان‌‌آموزي فرزنداشان کمک کند.
ناگفته نماند که در سال‌هاي اخير به دليل گسترش استفاده از کارمپيوتر و ارتباط کاربران از طريق اينترنت و گسترش شبکه‌هاي اجتماعي که امکان ارتباط انسان‌ها در نقاط مختلف دنيا را فراهم کرده و کاربران مجبورند که به زبان انگليسي با يکدگر ارتباط برقرار کنند، و همچنين برخورداري از شبکه‌هاي ماهواره‌اي، زبان انگليسي کاربران ايراني نسبت به قبل پيشرفت چشمگيري داشته است.
ناشناس
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۷
نگلیسی و دانستن خوب زبان انگلیسی یک نیاز اساسی برای پیشرفت شخص و جامعه در کوتاه مدت و درازمدت است. لطفا مسئولان این مسئله را بسیار جدی بگیرند.