پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
روزنامه اینترنتی فراز نوشت: طبق آخرین آمار مرکز تحقیقات صدا و سیما ، رسانه ملی 80 درصد مخاطب دارد یعنی حدود 64 میلیون نفر از 80 میلیون نفر جمعیت ایران مخاطب تلویزیون ملی هستند!
كارنامه رسانه ملی به ويژه در حوزه برنامه سازي، كارنامه قابل بحثي است كه طي ارزيابي عملكرد آن به فراز و فرودهاي بسيار برخواهيم خورد، كارنامه اي كه با ورق زدن و بررسي اش دست كم طي چند سال اخير، سطرهاي فراوان از كم كاري ، نازل بودن محتوا، ناشي گري و فقدان خلاقیت را پيش چشم مان زنده مي كند. حالا هم با فراگير شدن فضاي مجازي از يك سو و بحران مالي رسانه ملي ازسوي ديگر، به نظر می رسد تلويزيون مجبور است، براي پيشتاز بودن در كوران رقابت با شبکه های اجتماعی و ماهواره اي ، قيد ته مانده اعتبارش را نيز بزند و از آمار سازی گرفته تا تبلیغ و میدان دادن به اسپانسر ها، فروگذار نکند تا دست كم، همان ميزان مخاطب باقي مانده اش را در مشت حفظ كند،حال به هر قيمتي! گويا در اين وادي، كسي هم رغبت نشان نمي دهد كه به نظارت بر اين سازمان پهناور که اگر نه همه بلکه بیشتر کارکنانش، از حقوق و مزایای بهتری نسبت به سطح معیشت مردم برخوردارند، بپردازد! در اين ميان به تازگي آماري از مخاطب ۸۰ درصدي تلويزيون از طریق مرکز تحقیقات صدا و سیما منتشر شده كه با محتوای تولیدی این رسانه دست کم طی ده سال اخیر، همخواني ندارد! ارقامي كه به گواه كارشناسان، آماري خودساخته و تلاشی روابط عمومی گونه برای موفق جلوه دادن فعالیت های صدا و سیما در جذب مخاطب است. حال اگر این آمار ۸۰ درصدی اعلام شده برای میزان مخاطب صدا و سیما را، به ۸۰ میلیون جمعیت کشور تعمیم دهیم، به ۶۴ میلیون نفر از جمعیت ایران خواهیم رسید که مخاطب صداو سیما هستند؛ یا للعجب…!
اهمال در آمار؛ ابطال اعتبار!
گویا در تعریفی که مرکز تحقیقات صدا و سیما از میزان مخاطب دارد؛ اگر حتی برای یک بار گوشه چشمی به تلویزیون خورده باشد یا در یک تاکسی، آوای رادیویی گوش هایی را نوازش کرده باشد، همه در هرچه با شکوهتر کردن این آمار شریکاند. شاید به همین ترتیب است که جدا از مخاطب ۸۰ درصدی برای شبکه های سراسری، برای شبکه های استانی نیز مخاطب بیش از ۶۰ درصدی تعریف شده است! با این وجود و در حالی که طی سالهای اخیر به وضوح، درباره کاهش مخاطب رسانه ملی بحث شده و نمودهای عینی آن در رخدادهای گوناگون، غیر قابل کتمان بودهاند اما، صدا و سیما هربار با اعلام میزان مخاطبان خود که به طور میانگین معمولا بیش از ۷۵ درصد است، جنجال به پا می کند؛ از آمار رواج ۴۰ درصدی ماهوارهها که یکبار عزتالله ضرغامی مدیر وقت سیما به آن واکنش نشان داده بود تا همین نظرسنجی آخری که تلویزیون تاکید کرده آمار استفاده از سریالهای شبکههای ماهوارهای چیزی حدود ۵۰ درصد است. روندی که در ابعاد گسترده تر، واکنش تحلیل گران را نیز در پی داشت؛ اواخر سال گذشته، «عباس عبدی»، تحلیل گر سیاسی در یادداشتی با استناد به جدیدترین آمار منتشر شده از سوی مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی «ایسپا»، پس از حوادث تلخ آبان درباره بنزین و پس از آن سقوط هواپیمای اوکراینی، یکی از شکافهای جامعه را ریزش مخاطب صداوسیما و رسیدن میزان مراجعه مردم به رسانه ملی کشور برای دریافت اخبار به مرز کمتر از ۴۰درصد دانسته بود؛ چیزی که در تضاد با آمار منتشر شده از سوی تلویزیون در بازه زمانی تقریبا برابر است.
شیوه نظرسنجی چگونه است؟
حال تقریبا طیف گسترده تری از مردم می دانند که تلویزیون خود در واحد افکارسنجی، آمارها را یا به صورت میدانی در خیابان ها می گیرد و یا به صورت تلفنی. بعد با رویکرد خاص خود این داده ها را تحلیل میکند و به کل جامعه تعمیم میدهد. اما شاید یکی از دلایلی که این آمارها را دور از واقعیت جلوه می دهد، عدم انتشار مستندات و جزئیات روش جمع آوری و تنظیم آمارهای مرکز افکارسنجی صداوسیما برای افکارعمومی است. همین روش برخورد با آمار باعث میشود، این شائبه برای برخی پدید آید که پرسش های مطرح، به گونهای جهت دار از طیفی از مخاطبان پرسیده میشود که نتیجه آماری مورد انتظار مسئولین صداوسیما حاصل آید و این شائبه بدون انتشار جزئیات روش، جامعه هدف، شمار شرکت کنندگان، پرسش مطرح شده و دیگر جزئیات هر نظرسنجی صداوسیما رفع نمیشود. به عبارت دیگر شاید این آمارها از اساس اشتباه نباشد، اما خوانش و نوع روایت آن قطعا گمراه کننده است.
«محمدعلی هرمزی زاده»، پژوهشگر و مدیرگروه ارتباطات دانشگاه صداوسیما در گفتگو با خبرگزاری «دانشجو» درباره شیوه این نظرسنجی تلفنی اشاره می کند که این سوالات از سطحی به عمیق درجه بندی شده اند؛ به این ترتیب سوالات سطحی، حتی کسانی که در ماه حداقل دو دقیقه هم تلویزیون دیده باشند را در بر میگیرد. البته هیچ کدام از این پرسشها غلط نیست و هرکدام کاربرد خود را دارند. چالش این جاست که در نهایت ، آمار کدام یک از این پرسشها به صورت عمومی اعلام میشوند! هرمزی زاده به وضوح اشاره می کند که معمولا مدیران سازمان دوست دارند بالاترین آمار را از عملکرد خود ارائه دهند. دست کاری در آمارها در کار نیست و این آمارها درست است، اما احتمال میرود که آماری که در نهایت اعلام میشود آمار همان سوالات سطحی که عدد بزرگ تری دارند باشد! شاید به دلیل همین شیوه نظرسنجی است که گاهی اختلاف فاحش میان آمار مؤسسات نظرسنجی مستقل مثل «ایسپا» با مرکز تحقیقات صداوسیما درباره میزان مخاطبان و اعتماد آنان به رسانه ملی رخ میدهد؛ مانند موردی که مرکز تحقیقات صداوسیما آمار میزان اعتماد مخاطبان به اخبار کرونایی را ۹۰ درصد اعلام کرد و «ایسپا» آن را ۳۷ درصد!
از مثال انتخابات تا تلاش برای مستند بودن!
آن چه مرکز افکارسنجی صدا و سیما، در مقابل تمام انتقادات ، به عنوان نمونه ای روشن از آن یاد می کند، انتخابات ریاست جمهوری و مثال پیشبینی دقیق میزان رای حسن روحانی برابر سید ابراهیم رئیسی است که ۴۸ ساعت قبل از انتخابات اعلام شد و میزان رای رئیسجمهور را چیزی نزدیک به ۵۲ درصد اعلام کرده بود. لازم به ذکر است که این آمار، طور مشابه در نظرسنجیهای دو ارگان امنیتی و «ایسپا» هم تکرار شده بود. قدم بعدی این مرکز نیز برای خروج از انتقادات مبنی بر مهندسی آمار، به ابتدای سال ۹۸ و در پایان دور نخست برنامه «عصر جدید» بر می گردد، زمانی که این مرکز هزینه زیادی پرداخت تا از جمعیتی حدود ۳۰۰ هزارنفری برای تحلیل محتوای کیفی و چالشهای برنامه «عصر جدید» به دادههای «قابل استناد» برسد. در همین راستا «خبر آنلاین» در گزارشی اشاره می کند که مرکز افکارسنجی، بعد از این نظرسنجی و دیتاهای استخراج شدهاش تغییراتی در نحوه اجرای «عصر جدید» ایجاد کردند و این آخرین نمونه از نظرسنجی سطح وسیع مرکز افکارسنجی رسانه ملی برای برنامههای خود بود.
در نهایت باید گفت که هنوز هم صدا و سیما سکانداران مهم ترین بنگاه تولیدات سرگرمی، خبری و آموزشی کشور به صورت رسمی است اما علیرغم تلاش برای انحصار تمام حوزه های صوت و تصویر فراگیر، دیگر آن سیطره رویایی و مرجعیت بیرقیب را ندارد و در دل همه آمارهایی که میدهد، به نظر می رسد خود هم چندان به آن باور ندارد…