صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۲۹ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۵۸۶۳۷
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار: ۵۹ : ۰۲ - ۲۴ فروردين ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

معتمدی: لکه سیاهی که در قلب شهر مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران به حق بدجور خود نمایی می کند.

یکی از کوچه های توس را می گویم؛ جایی که برای ساکنان زحمتکش و اخلاقی منطقه توس با وسعت قابل توجه و جمعیت درخور توجه مایه تأسف است و صد البته این پرسش در ذهن تک تک آنان بی پاسخ مانده که آیا مسؤولان مشهد و استان این کوچه را نمی بینند؟!

به گفته یکی از اعضای شورای شهر مشهد، این مکان به عنوان یکی از کانونهای بزه اجتماعی و یکی از 6 محله مشهد در حوزه خرید و فروش و مصرف موادمخدر استکه البته گویا در این خصوص در جایگاه اول قرار دارد.

وقتی به دعوت یکی از اعضای شورای شهر قرار شد از یکی از مناطق محروم مشهد بازدید انجام شود خبرنگاران و عکاسان هرگز تصور نمی کردند پا به جایی بگذارند که در آن به راحتی موادمخدر در معرض دید عموم باشد و علنی مصرف شود.

اوایل صبح به اتفاق تیم خبری در ابتدای یکی از خیابانهای بولوار توس قرارمی گیریم، در ابتدا وجود بیش از 10 موتورسوار خودنمایی می کند. به گفته خواجی، این افراد در واقع راهنمای مصرف کنندگان موادمخدر به این کوچه هستند که با دریافت 3 تا 3500 تومان رابطی می شوند بین فروشنده و مصرف کننده، البته با اینتضمین که رفت و برگشت فرد معتاد را متقبل می شوند!

بگذریم که با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید این افراد اگر حداقل 10 معتاد را به خانه های مصرف اعتیاد هدایت کنند، روزانه 35 هزار تومان ماهانه 420 هزار تومان بدون هیچ زحمتی کاسب می شوند، هر چند درآمد کثیف و غیرانسانی است.پس از طی مسیری از این خیابان به کوچه موردنظر می رسیم. از همان ابتدا با صحنه ای مواجه می شویم که قلب هر انسانی را به درد می آورد.
در کنار دیوار سیاه و مخروبه چهار معتاد مرد در حال خوردن صبحانه هستند و کمی آن طرف تر مادر و دختری زیر چادری که به عنوان سرپناه برای خود برپا کرده اند با اندکی فاصله چهار زن و مرد نیز در یکی دیگر از این چادرها هستند.

رختشوری برای پرداخت هزینه اعتیاد
می خواهم با دختری که شاید بیش از 16 سال سن ندارد، صحبت کنم، اما او با برگرداندن روی خود امتناع می کند. مادر پیرش اهل گلمکان و دارای چهار فرزند است، می گوید: با مرگ شوهرم به همراه این دختر به مشهد آمدم.
این زن که تریاک مصرف می کند، ادامه می دهد: با کارهایی مانند رختشوری توخانه های مردم روزانه دو هزار تومان برای مصرف تریاک می پردازم.
می گویم: دخترت معتاد است که پاسخ می دهد، نه. هر چند پاسخش را باور نمی کنم، ولی می پرسم چرا با دیگر فرزندانت زندگی نمی کنی که پاسخ می دهد عروس هایم من و دخترم را راه نمی دهند و ما ناچاریم در گوشه این کوچه شب و روز خود را بگذرانیم.

در حالی که این پرسش ذهنم را مانند خوره درگیر کرده است و البته پاسخی هم برای آن نمی یابم، اینکه چگونه مادری حاضر می شود به خاطر مصرف موادمخدر دختر جوانش را در حاشیه کوچه و در کنار سایر معتادان مرد نگهداری کند؟!

سرم را به درون یکی دیگر از این چادرها با وسعت 3 تا 4 متری می برم، در حالی که به سختی می توان فضای آلوده آن را تحمل کرد، مردی که پشتش را به من کرده، درباره اینکه آیا حاضری ترک کنی، با بی حالی تمام پاسخ می دهد 18 سال معتادم و بارها ترک کردم، اما دوباره به سراغ آن رفتم و اکنون به جای تریاک، شیشه مصرف می کنم.

زنی که کنارش نشسته و طبق گفته خودش هیچ نسبتی با هم ندارند، هم وارد بحث می شود و می گوید: سه سال است که این جا هستم، در حالی که خانه و زندگی اصلی من خیابان نخریسی است، اما نمی توانم از این مکان دور شوم!

او که به تلی از لباسهای در هم ریخته، به عنوان پشتی تکیه داده، شوهرش را عامل اصلی معتاد شدن خود می داند و می گوید: از سال 71 از شوهرم جدا شدم. بیشتر معتادانی که این جا هستند، دوست دارند ترک کنند، اما مسأله اصلی جا و مکان بعد از ترک اعتیاد می باشد؛ یعنی پس از اینکه پاک شدیم، خانواده و جامعه حاضر به پذیرش ما نیست و ما ناچاریم دوباره به این مکان بازگردیم.

وی ادامه می دهد: اگر مسؤولان می خواهند مشکل ما اساسی حل شود باید مراکزی دایمی ایجاد کنند تا به مرور بتوانیم خود را شناخته و کار و کاسبی راه بیندازیم.

یک مرد غریبه معتاد دیگر هم در این چادر حرفهای این زن را تأیید می کند و می گوید: مشکل ما بی جایی است.
بیش از این نمی توان فضای سنگین این محیط را تحمل کرد و آنها را تنها می گذاریم، در حالی که این پرسش به ذهن خطور می کند آیا نباید در کلانشهری مانند مشهد مکانهایی دایمی برای اسکان این قبیل افراد پرخطر پس از ترک اعتیاد برای مهیا شدن برای زندگی عادی ایجاد شود.
مرگهای خیابانی
آن قدر سرگرم این افکارم که متوجه نشدم یکی از معتادان که در گوشه ای دیگر به ظاهر خوابیده، در واقع مرده است. این را از حضور نیروی انتظامی که منتظر ورود پزشکی قانونی است، می فهمم.
جلوتر می روم جوانی که نباید بیش از 30 سال سن داشته باشد و در حالی که لباس مندرس و خاک آلوده به تن دارد، به دلیل مصرف شیشه مرده بود.

تأسفبار است، در حالی که او می توانست یکی از جوانان خلاق، تولیدکننده و موفق و یا حداقل در جایگاه یک فرد عادی دارای زندگی سالمی باشدبراستی در این قضیه چه کسی مقصر است؛ خودش، خانواده، مسؤولان شهری، استانی، دولت، رسانه ها و یا حتی مردم؟

300 نفر در یک کوچه باریک؟!

فرصت را غنیمت می شمارم و از یکی از پرسنل نیروی انتظامی حاضر در صحنه درباره وضعیت این کوچه می پرسم. پاسخ می دهد: مرتب از این کوچه بازدید انجام می شود و در هر دوره طرح 30 تا 40 نفر را می بریم، اما به محض رفتن نیروها دوباره این کوچه مملو از جمعیت معتادان و فروشندگان موادمخدر بویژه شیشه می شود.

وی ادامه می دهد: در اغلب اوقات در این کوچه باریک بین 200 تا 300 معتاد و فروشنده را می توان یک جا دید.

وی می گوید: هر چند توسط شهرداری تعدادی از خانههای این کوچه پلمب شده است، اما باز هم معتادان از دیوار وارد این خانه ها می شوند.
کودکانی که مورد غفلت قرار گرفته اند

در حالی که با او صحبت می کنم، وجود چند کودک با دوچرخه و توپ که مرتب از این کوچه در حال تردد هستند، توجهم را جلب می کند و او می گوید: پدر و مادر بیشتر این کودکان معتادند حتی تعدادی در بیابانی در نزدیکی این کوچه در کپرها زندگی می کنند و مقابل چشمان کودکان خود هر جور کار خلافی را مرتکب می شوند.

بالاتر از سیاهی
با همکاری نیروی انتظامی قصد داریم وارد یکی از خانه های این کوچه شویم. مرد جوانی در را باز می کند و می گوید: مادر و خواهرم تنها در خانه هستند. وارد می شویم در ابتدا بوی نامساعدی ناشی از تلی زباله که بیش از نیمی از وسعت حیاط خانه را دربرگرفته، آزارمان می دهد، به طوری که به سختی می توان نفس کشید. خواهرش که خود می گوید، قرص روان گردان مصرف می کند، ازدواج کرده و در عقد است و بعد از ظهرها در یک مانتو فروشی کار می کند.
او که چهره اش بیش از 27 سال نشان می دهد، می گوید 9 سال است این جا هستیم.

یکی از خبرنگاران می پرسد، آیا حاضرید اگر خانه شما را به قیمت خوب خریداری کنند، به مکان دیگری منتقل شوید تا از مزاحمتهایی که می گویند معتادان برای شما ایجاد می کنند، رها شوید، پاسخ می دهد، نه این یادگاری پدرم است.او در حالی این حرف را می زند که به اصطلاح داداشی اش در خصوص حضور این زن و دختر در این خانه می گوید: او دختر عموی ماست و برای کمک به مادرم به این جا آمده است؟!

شنیدن این پاسخ های ضد و نقیض نشان دهنده اوج فساد و تبعات سوء مصرف موادمخدر بویژه شیشه است.

از این کوچه که رفته رفته بر تعداد معتادان آن اضافه می شود، به سمت بیابانی در نزدیکی آن می رویم.

به سراغ تعدادی می رویم که در این بیابان بر روی خاک و تپه ها زندگی می کنند؛ زندگی کپری و بدتر از غارنشینی. تعدادی زن و مرد نامحرم در یک فضای چند متری در کنار هم می لولند و روزگار می گذرانند.

کلافگی 150 خانوار


در این بازدید با یکی از کسبه همصحبت می شویم. او که سالها ساکن این منطقه و به قول خودش دارای عروس و داماد است، می گوید: 150 خانوار در نزدیکی این کوچه ساکن هستند که همه از دست رفت و آمد مکرر معتادان و فروشندگان موادمخدر آسایش و امنیت ندارند.

او می گوید: اوضاع تا زمانی خوب است که پلیس گشت دارد.

وی وجود این کوچه را تهدیدی برای کودکان، نوجوانان، جوانان و دانش آموزان این منطقه می داند و می گوید: اعتراضهای اهالی برای جمع آوری و برخورد اساسی با این پدیده راه به جایی نبرده است.

وی اضافه می کند: خرید و فروش و استعمال موادمخدر آنقدر در این کوچه عادی و بی پروا انجام می شود که حتی در برخی از سوپرمارکتها هم به راحتی این مواد به فروش می رسد.

بگذریم؛ حالا بد نیست در پایان این بازدید سه ساعته صحبتهای خواجی، عضو شورای اسلامی شهر مشهد را درباره راه حل اساسی رفع این مشکل در این منطقه از شهر با هم بخوانیم.

در ابتدا وی وجود این کوچه 300 متری را که یکی از مراکز اصلی خرید و فروش و مصرف موادمخدر است، زیبنده شهر مشهد نمی داند و می گوید: این پرسش مطرح است آیا همه مسؤولان عالی رتبه مشهد و استان از این کوچه و وضعیت آن بازدید کرده اند؟

او در ابتدا تأکید می کند: هدف از طرح این مشکل و مسأله به هیچ عنوان زیر سؤال بردن اقدامات مسؤولان در برخورد با مقوله اعتیاد بویژه شیشه که به فراوانی و با قیمتهای بسیار ارزان در دسترس است، نمی باشد، بلکه هدف جلوگیری از افزایش تعداد به دام افتادگان و نجات معتادان فعلی می باشد.

وی در عین حال می گوید: از سوی دیگر باید گفت، به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست که مسؤولان بگویند حداکثر تلاش را برای برخورد با مسأله موادمخدر معطوف داشته اند، بلکه معتقدم هر چند اقدامهایی انجام شده است، اما تنها برخی با اراده قوی پای کار هستند.

وی می افزاید: با اطمینان قول می دهم اگر همه دست اندرکاران با عزم جدی پای کار باشند، طی 6 ماه می توان این بساط را جمع کرد.

وی با بیان اینکه با یک سرمایه گذار صحبت شده که در این منطقه پروژه اجرا کند، می گوید: با 2 تا 3 میلیارد تومان تملک خانه های این منطقه امکان پذیر است و با اجرای این پروژه این بساط جمع می شود.

به گفته وی، طبق قانون چهارم توسعه دولت باید محلات و مراکزی که تهدیدی برای امنیت و سلامت جامعه محسوب می شوند، جمع آوری کند، در حالی که دولت در این خصوص چندان فعال نبوده است و عملکرد ضعیفی دارد.

شهرداری چه کرده؟
وی در ادامه با اشاره به اقدامات شهرداری مشهد از جمله نصب المان ها و ایجاد تقاطع ها می گوید: هر چند این اقدامات خوب است، اما این پرسش مطرح است برای محلات آسیب زا (بویژه در حوزه موادمخدر) چه اقدامات فرهنگی و اجتماعی لازمی انجام شده است.

خواجی اظهار می دارد: مسؤولان بدانند اگر این قبیل محلات جمع نشوند، 10 سال دیگر 10 برابر می شود و آن وقت دیگر نمی توان کاری کرد.
وی معتقد است: متأسفانه باید گفت، این قبیل محلات با این درجه شدت تنها در مشهد وجود دارند و در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان و شیراز خبری از آن نیست و اینکه به این شکل افراد راحت در یک محله به خرید و فروش و استعمال موادمخدر مشغول باشند، وجود ندارد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
۲۱:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
از یکی از پرسنل نیروی انتظامی حاضر در صحنه درباره وضعیت این کوچه می پرسم. پاسخ می دهد: مرتب از این کوچه بازدید انجام می شود و در هر دوره طرح 30 تا 40 نفر را می بریم، اما به محض رفتن نیروها دوباره این کوچه مملو از جمعیت معتادان و فروشندگان موادمخدر بویژه شیشه می شود. !!!!!!!!!!!
ناشناس
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
خیلی دروغ قاطیش بود
آرش
|
۱۴:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
جالبه نویسنده دائما سعی در محرم و نامحرم بودن این انسانهای بی نوا دارد . دوست من این ها در مرحله اول انسان هستند و حق حداقل امکانات زندگی را دارند . اینها بیمارند نه خلافکار . اول مشکل بیماریشان را حل کنید بعد به فکر محرم و نامحرم بودنشان باشید !!!
روشن
|
۰۹:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
ناراحت نباشید انشاا... بعد از مدیریت جهان یه فکری هم برا شما میکنیم!!!!!
ناشناس
|
۰۸:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
خانه ها را جمع کنید معتادان را چه میکنید؟همینطور پخش می کنید بین مردم ؟وقتی دیدگاه یک مسئول این است چگونه میتوان امیدواربود مشکل حل شود.
یکی گفت چرا اینهمه جوانان وغیرجوانان تمایل به موادمخدر دارند؟
بهروز موحدیان
|
۰۸:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
قابل توجه آقای علم الهدی امام جمعه مشهد! که تمام نگرانیش روسری و مانتوی خانوم‌ها و فیلم‌های در حال اکران در سینماها و کوبیدن اصلاح طلب‌ها می‌‌باشد. برادر من این‌ها درد است و جامعه را به قهقرا می‌‌برد .
محامد
|
۰۷:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
خوشبختانه از مسکرات مانند شراب و آبجو خبری نیست.