پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : محمود احمدی نژاد، رئیسجمهور کشورمان در سفر استانی خود به هرمزگان، با
بیان این که برخی از اینکه به مردم ماهی 70، 80 هزار تومان میدهیم ناراحت
شده و با اجرای این طرح مخالفت کردهاند، گفت: مخالفین این طرح، تنها
محدود به این گروه نمیشوند، بلکه همه افرادی که پیش از هدفمندی، ثروتهای
بادآورده داشتهاند نیز از مخالفین این طرح هستند.
به گزارش
«تابناک»، احمدی نژاد در ادامه با بیان اینکه نوسانات بازار سکه و ارز،
ربطی به هدفمندی ندارد، گفت: نوسانات سکه و ارز؛ بازی افرادی بود که
منافعشان با اجرای هدفمندی یارانهها به خطر میافتاد.
بنابراین،
پیش از این که به جزییات امر پرداخته شود، خوب است به یک پرسش پاسخ داده
شود و آن این که منظور احمدینژاد، دقیقا از این گروه چه کسانی هستند؟ چه
گروهی هستند که به عقیده رئیس جمهور، منافعشان زیر سؤال رفته است و با حس
انتقام وارد بازار سکه و ارز شدهاند؟
دولت همواره به دنبال آن است
که گروهی را پیدا کند یا اگر پیدا نکرد، آنان را در جامعه بسازد، تا
مقصرشان بداند؛ بنابراین، گاه رکود غرب و گاه تحریمها و گاهی قاچاقچیان را
بهانه قرار میدهد، در حالی که سیاستها و حاشیهسازیهای خود و نیز
فعالیتهای قاچاقپروری از تحریمها بدتر است.
کسی مخالف دادن
یارانه به قشر ضعیف جامعه نیست، بلکه مردم مخالف کارهایی هستند که سبب شود،
قشر متوسط جامعه به پایین سقوط کرده و شکاف طبقاتی به شدت افزایش یابد. هم
اکنون در اقتصاد ایران، صاحبان سرمایه، میتوانند با کارهای غیر تولیدی
آن را به چندین برابر برسانند، حال آن که قشر متوسط و ضعیف جامعه، تنها با
گرانی و بیکاری روبهرو خواهند بود و برای همین، سرمایههای خود را روز به
روز بیارزشتر دیده و ضعیفتر میشوند.
اکنون بحث بر سر این است،
طرحی که اجرای ناقص و نادرست برخی از اصول آن، عامل افزایش بیکاری میشود،
به هیچ وجه درست نیست که بر همان روش نادرست ادامه پیدا کند، بلکه باید با
بازنگری و تأکید بر نقاط مثبت، زدودن نقاط منفی و در نظر گرفتن وضعیت
اقتصادی جامعه و وضعیت زندگی مردم، خود را کارآمدتر نشان دهد.
در
واقع کسی مخالف پرداخت 80 هزار تومان پول به مردم نیست که همواره تکرار
میشود، بلکه موضوع مهم به حداقل رساندن زیانها به مردم است که مسئولان را
به فکر فرو برده تا چارهای برای حداقل رساندن آن بیندیشند.
از
آنجا که مشکل امروز اقتصاد ایران در بلندمدت شکل گرفته، در بلندمدت نیز
درمان خواهد شد. اقتصاد ایران در این مدت، گرفتار وابستگی، ناکارآمدی و
بازدهی پایین شده است و بنابراین، باید بدانیم اگر داروی مناسبی برای درمان
خود برگزینیم، باید در بلندمدت منتظر آثار درمانی آن باشیم. پس دانستن این
نکته سبب خواهد شد، تفکر شوک درمانی را برای همیشه از ذهنها پاک کرده،
چرا که این راه نیست و در عوض «شوک ویرانی» است که رخ نمینماید.
اما
این گونه نیست، بیماری که سالها ریشههایش در اقتصاد ایران تقویت شده
است، با افزایش قیمتها (شوک) از میان برود. افزایش قیمتها بیش از آن که
به بهبودی منجر شود، به مشکلات اقتصاد ایران دامن خواهد زد و عامل تشدید
رکود تورمی خواهد شد.
هماکنون بحث بر سر این است که این وابستگی
اقتصادی بوده که سبب ناکارآمدی شده، چرا که در خلال این فرایند، سرمایههای
انسانی خود را ـ در حد کسانی که بتوانند از واردات کالاهای سرمایهای بهره
گیرند ـ کاهش دادهایم و نتیجه آن شد که فرصت کارآفرینی و خلاقیت از
اقتصاد ایران گرفته شد؛ بنابراین، هر عاملی که سبب شود، فرصتهای کارآفرینی
از اقتصاد ایران گرفته شود، سبب تشدید وابستگی و افزایش هزینهها خواهد
بود.
در این باره باید گفت، از آنجا که دولت مسئولیت حمایتهای
تولید ناکارآمد را داشت، با کسری بودجه روبهرو و نتیجه آن شد که به این
فکر بیفتد، تولید وابسته و ناکارآمد را رها کرده، تا آنها خود، خویش را
بسازند، حال آن که هیچ راهی جز تشدید وابستگی برای بخشهای تولیدی باقی
نمیماند ـ البته اگر از بین نروند ـ و این چیزی نیست، جز آنکه علت
مشکلات دیروز خود را دوچندان کردهایم؛ پس راهکار این است که حمایتهای
ناقص دولت ـ که تنها در بعد مادی خلاصه میشد ـ به حمایتهای کامل مادی و
معنوی تبدیل شود.
به این ترتیب، دولت میتواند حمایتهای معنوی را
از راه سرمایهگذاری در امر تحقیق و توسعه انجام دهد؛ این راه، راه توسعه
اقتصادی برای ایران خواهد بود و باید بدانیم که توسعه، فرایندی تدریجی و
البته تکاملی است که هر آن ما را به هدف مطلوب نزدیک و نزدیکتر میکند؛
بنابراین، اگر خود را در راهی قرار دادیم که هر آن، داشتههای خود را بیش
از پیش از دست داده و هزینههای بیشتری بر خود تحمیل کنیم، باید به مسیر
خود شک کرده و بدانیم آن راه، مسیر توسعه نیافتگی است.