پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : شرق: مادر و دختري كه توسط پدر خانواده با اسيد سوزانده شده اند همچنان براي درمان خود با مشكلات مالي مواجه هستند. اين در حالي است كه متهم در بازجويي ها جرمش را انكار كرده و برادرش را عامل اسيدپاشي معرفي كرده است. زن 24ساله كه سميه نام دارد و از اهالي «نرماشير» بم است شش سال قبل با مردي به نام امير ازدواج كرد و در اين مدت صاحب دو دختر شد. فرزند بزرگ اين زن به نام نازنين اكنون چهار ساله و دختر كوچكش، رعنا 5/2ساله است.
سميه از مدتي قبل با شوهرش دچار اختلاف شده بود تا اينكه يكي از روزهاي ارديبهشت سال گذشته امير روي صورت سميه و رعنا اسيد پاشيد. در پي اين اتفاق رعنا از يك چشم نابينا شد و مادر او نيز اكنون مشكل بينايي دارد اما به دليل مشكلات مالي روند درمان آنها با كندي پيش مي رود. پدر سميه درباره اين حادثه مي گويد: «من از همان اول با ازدواج دخترم و امير مخالف بودم و سه ماه هم مقاومت كردم اما سميه عاشق امير شده بود و تهديد مي كرد اگر با ازدواج او موافقت نكنم خودش را مي كشد من هم به ناچار رضايت دادم.»
امير مردي سابقه دار بود كه به كراك و شيشه نيز اعتياد داشت. پدر سميه توضيح مي دهد: «او سر كار نمي رفت و مردم را به باغ ها مي كشاند و با تهديد چاقو و قمه از آنها زورگيري مي كرد اما ما از اين اوضاع خبر نداشتيم.» امير خيلي دخترم را اذيت مي كرد و او را كتك مي زد ولي سميه در اين باره به ما چيزي نمي گفت. فقط دو روز قبل از اسيدپاشي فهميديم دخترم و شوهرش به بم رفته اند. از سميه پرسيدم بم چه كار داشت و او گفت امير مي خواست طلاقش بدهد. من با او دعوا كردم كه چرا به ما اطلاع نداده بود.»امير بعد از مدت ها كشمكش با سميه به اين توافق رسيده بود كه از هم جدا شوند براي همين هم آن روز راهي دادگاه خانواده شدند اما در حياط دادگاه امير از تصميمي كه گرفته بود پشيمان شد. البته ماجراي طلاق توافقي پشت پرده اي هم داشت. پدر سميه مي گويد: «برادر امير به اسم علي به دخترم علاقه مند شده و به امير گفته بود بعد از طلاق آنها مي خواهد با سميه ازدواج كند اما دخترم نمي خواست اين اتفاق بيفتد.»دو روز بعد از منتفي شدن طلاق اسيدپاشي رخ داد. آن شب سميه دختر كوچكش را پيش خود خوابانده بود كه ناگهان با سوزش شديدي از خواب بيدار شد و وقتي به حياط دويد تا صورتش را بشويد متوجه شد موهايش كنده مي شود.
رعنا نيز در اين اسيدپاشي به شدت آسيب ديده بود. اين مادر و دختر كه ابتدا تصور مي شد دچار برق گرفتگي شده اند بعد از انتقال آن دو به بيمارستان پزشكان تشخيص دادند اسيدپاشي اتفاق افتاده است، بعد از آن ماموران نيروي انتظامي تحقيقات خود را آغاز و با توجه به گفته هاي سميه شوهر او را بازداشت كردند. اين مرد در بازجويي ها گفت: «من بي گناه هستم و برادرم علي اين كار را انجام داده است.»ماموران در ادامه علي را دستگير كردند اما او هم برادرش را گناهكار خطاب كرد و در نهايت در تحقيقات معلوم شد اين دو با همدستي يكديگر اسيد را تهيه كرده و روي سميه و رعنا پاشيده اند و به همين دليل هر دو بازداشت شدند.
در همان حال كه تحقيقات قضايي پيرامون اين پرونده ادامه داشت مادر و دختر نيز تحت درمان بودند اما چشم راست دختر خردسال كاملانابينا شده بود و چشم ديگر او نيز در شرايط وخيمي قرار داشت. مادر او هم در اوضاع بغرنجي به سر مي برد. پدر سميه مي گويد: «چشم راست نوه ام كامل بايد تخليه شود و برايش چشم مصنوعي بگذارند، چشم ديگر او هم به دليل اسيد تا مدتي باز مانده بود و خيلي طول كشيد تا بتواند آن را ببندد. پزشكان گفته اند سميه هم بايد هفت يا هشت بار عمل جراحي شود تا بتواند دوباره ببيند اما ما پولي براي اين عمل ها نداريم. دختر و نوه ام سه ماه در بيمارستاني در كرمان بستري بودند و تاكنون شش مرتبه هم براي درمان به تهران آمده اند و باز هم براي روز 27 ارديبهشت بايد به تهران بيايند تا ببينند چه كار مي شود برايشان انجام داد.»اين مرد ادامه مي دهد: «من يك كشاورز ساده هستم كه پنج پسر و چهار دختر دارم. بعد از اسيدپاشي نخلستان و موتور آبم را فروختم و خرج دوا و درمان دختر و نوه ام كردم. اين دو نفر و نوه ديگرم نازنين الان با من زندگي مي كنند.
هزينه درمان شان زياد است و از عهده آن برنمي آيم براي همين هم به كمك مردم احتياج دارم. دفعه قبل كه ماجراي اين دختر در روزنامه شرق چاپ شد، شنيدم خيلي ها براي كمك اعلام آمادگي كردند. از همه آنها ممنون هستم و نمي دانم به چه زباني تشكر كنم.»پدر سميه اضافه مي كند: «نوه ام شرايط بدي دارد. هر دفعه كه با قطار به تهران مي آييم بچه هاي ديگر وقتي او را مي بينند، مي ترسند.
رعنا ديگر نمي تواند دوستي داشته باشد و مثل بچه هاي ديگر بازي كند. او هميشه شب ها تا صبح از درد ناله مي كند و مي گويد صورتش مي سوزد و زنم به او رسيدگي مي كند اما كار زيادي از دست ما برنمي آيد.»اين مادر و دختر اكنون در انتظار كمك هاي مردمي هستند تا شايد بتوانند از اين دشواري ها نجات پيدا كنند. افرادي كه تمايل دارند به اين خانواده كمك كنند، مي توانند مبالغ اهدايي خود را به حساب پدر سميه به شماره 4199131578 بانك ملت نظام شهر با نام رضا مهري واريز كنند.