صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

پنجشنبه - ۲۷ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۶۲۳۳۵
تاریخ انتشار: ۴۷ : ۱۱ - ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
شرق نوشت: دوستداران عزيز شبكه خبري قرن هشتم هجري قمري پيش از اين و در آخرين بخش خبري به آگاهي رسانديم كه براي پرهيز از به كارگيري جملات و عبارات طولاني از اين پس اختصارا اين شبكه را: ا. ش. ت. ق. ه. ق. مي ناميم اما عزيزاني با ما تماس گرفته و گفته اند مختصر كردن بي هزينه ترين راه است و... بنابراين از اين پس اين شبكه با عنوان اختصاري

 ش. ت. ر. ق. روي همان طول موج: تاريخ، ات ايران، دات كام. قرن هشتم! قابل دريافت خواهد بود. ضمنا از آنجايي كه اخبار ورزشي ادبي و سياسي ما دست كمي از «شترق» ندارد و حتي غالبا اخبار ما از «شترق» به مراتب شترق ترند، اين عنوان تا اطلاع ثانوي بدون تغيير خواهد ماند.در ادامه و در اين بخش خبري نگاهي مي اندازيم به تاثيرات منجمان در متوهم كردن قدرتمندان معلوم الحال و مشاركت آنها در حوادثي كه عوام هرگز به ذهنشان خطور نمي كند: امير مبارزالدين محمد چندي پيش از منجمان پرسيده بود كه به نظر شما، ما از ناحيه كدام پدرسوخته اي (البته فحش آبدارتري داده بودند كه براي بالاي 25سال هم شنيدنش ممنوع است) جانمان و تخت و تاجمان در خطر است؟ آقايان منجمان قطعا با ترس ولرز پيشگويي كرده بودند كه از طرف جواني ترك و بلندبالا«ملالتي» به شما خواهد رسيد و البته منظورشان از ملالت «ناكار كردن» و به قول مردمان چند قرن بعد «كودتا» بود كه هيچ منجمي ياراي گفتن آن را نداشت كه راست وحسيني برود سر اصل مطلب و منظور از «ملالت» را به ايشان شيرفهم كند.

البته امير مبارزالدين مثل همه قلدران تاريخ به دياري اجازه تفسير و تعبيري غير از آنچه خودش مي خواست نمي داد و اساسا كدام كاسه ليسي در تاريخ رك وراست و پوست كنده چيزي را به اربابش گفته است كه اين منجمان گفته باشند؟ خلاصه امير با شنيدن اين پيشگويي بلافاصله قدوبالاي دشمنانش در ولايات بسيار دور تر از مرزهاي قدرتش را در نظر آورد و تمام آن مشخصات را در «سلطان اويس جلاير بن امير شيخ حسن بزرگ ايلكاني» جمع ديد كه بنده خدا مطلقا در چنين فكر و خيالي نبود و اگر هم بود توصيه مي كرد كه آقاجان نگاهي هم به اطرافت بينداز شايد يكي پيدا بشود كه از ما رعناتر و بلندبالاتر باشد و دلايل بيشتري براي سربه نيست كردنت ذاشته باشد... اما امير مبارزالدين بدون آنكه نگاهي به فرزندش شاه شجاع بيندازد شال وكلاه اساسي راه افتاد و با لشكري عظيم رو به تبريز راه افتاد و مدتي در عراق (اصفهان خودمان) اقامت كرد و طي اين مدت مطابق معمول به فرزندانش، محمود و شجاع، دشنام هاي دست اول مي داد و به آنها مژده مي داد كه به زودي چشم هايشان را از كاسه بيرون خواهد آورد و خلاصه آنقدر تهديد كرد، آنقدر خود را در كور كردن شاهزاده ها مصمم نشان داد كه شاه شجاع چاره اي نديد جز آنكه پدر را كور كند كه كرد و چنان كرد كه منجمان گفته بودند ملالتي بود برابر با ذلالت و شايد هم بسيار غليظ تر از ذلالت كه به موقع تصاوير آن را به سمع ونظرتان خواهيم رساند... . منبع خبري ما به نقل از صاحب مطلع السعدين مشخصات شاهزاده شجاع الدين را چنين بيان كرده است: «شاه شجاع روي خوب و منظري محبوب داشت و فضلاي زمان از انوار فضايل او اقتباس مي نمودند و در ميدان شجاعت رستم دستان و اسفنديار دوران بود... اما ابوي خونخوار ايشان جناب امير مبارزالدين محمد به جاي اين امتيازات او را «گربه ريقونه» صدا مي كرد و برخي گفته اند كه آنقدر فحش و ناسزا نثار فرزندش و ديگران مي كرد كه كم آورده بود و اگر دوران حكومتش ادامه مي يافت چه بسا به دليل همين كم آوردن زبان نرم تري اختيار مي كرد كه خلاصه گربه ريقونه و دشمني كه خانه زاد بود شناسنامه باباجانش را بدجوري باطل كرد و فرصت تجديد نظر در ادبيات به او نداد.»اكنون به پيش بيني وضع هوا و اخبار ورزشي توجه كرده، در ادامه به برنامه آشپزي به شيوه «مغولان» توجه فرماييد.