صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

جمعه - ۱۴ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۶۶۶۳۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ : ۱۵ - ۲۶ خرداد ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینکه  به آساني نمي‌توانيم از توجهات ويژه قرآن به تعقل، تفكر و تفقه بگذريم، پايه اجتهاد را بها دادن به عقل و تفكر می داند و تاکید می کند که در شرايط امروز اتكاي به عقل و تفقه لازمه اجتهاد است.

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت وگوی تفصیلی و مکتوب با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) درباره اجتهاد در دوره معاصر و پيشينه اجتهاد بیان می کند: تفقه و اجتهاد امروز نزديك تر از دوره‌هاي واسط به صدر اسلام باشد؛ الان حركتي را در جهت اصالت اجتهاد و عمق آن و نزديك تر شدن به عصر تشريع مي‌بينيم؛ البته در مقابل دست‌هاي زيادي در كار است تا نگذارند نتيجه مباركي كه از اين نهضت جديد انتظار داريم گرفته شود ولي اميدواريم بر شيطنت‌ها غلبه كنيم.

[B] [/B]

[B]اجتهاد در عصر بعثت هم بود[/B]

او با بیان اینکه اجتهاد در عصر بعثت هم بود ابرز تعجب می کند که هنوز بحث‌هاي طولاني مي‌شود كه در زمان پيامبر(ص) اجتهاد بود يا نبود. خداوند از مسلمانان گله مي‌كند كه چرا گروه‌هايي دنبال تفقه نمي‌روند ! مگر تفقه چه بوده است مگر غير از اين است كه عده‌اي تحقيق كنند و محتواي دين را بفهمند و به جامعه برگردند و وظيفه انبيا در آگاه كردن مردم را انجام دهند.

[B]بخشي از وظيفه انبيا تبشير و انذار بود[/B]

هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه بخشي از وظيفه انبيا تبشير و انذار بود اظهار می کند: قرآن مي‌گويد كه متفقهان بايد برگردند و مردم را انذار كنند. يعني وظيفه پيامبر را در جامعه برعهده بگيرند. مي‌دانيم كه پيامبر(ص) براي همه و در همه جا حاضر نبودند تا مردم پاسخ همه سوالات خود را از ايشان بشنوند؛ حتما افرادي بودند كه حرف‌هاي پيامبر (ص) را شنيدند آيات قرآن را مي‌ديدند و معاني آنها را مي‌فهميدند و اين معاني را به مردم منتقل مي‌كردند. در يك تامل علمي نمي‌توان غير از اين را متصور شد. فكر مي‌كنم به خاطر شدت بديهي بودن نمي‌توان درباره آن بحث جدي كرد. مطمئنا اجتهاد بود. البته در زماني كه پيامبر(ص) حضور داشتند جبرئيل مي‌آمدند و آيات قرآن دائما براي مردم نازل مي‌شد مثل زمان ما و زمان بعد از پيامبر(ص) نبوده كه احتياجات مردم پيچيده به دست بيايد. مسايل با يك يا دو واسطه گفته مي‌شد. خيلي راحت بود. ولي تحقيقا اجتهاد بود و خود پيامبر(ص) غير از وحي و الهام براساس تشخيص خودشان در مفاهيم و محتوا اجتهاد و در مصاديق با افراد متعددي مشورت مي‌كردند.

او نتیجه می  گیرد: بنابراين آن عصر ضمن اينكه عصر تشريع است را مي‌توانيم عصر اجتهاد هم به حساب بياوريم. اجتهاد بدون تشريع نمي‌شد و تشريع تنها هم نمي‌توانست متكفل همه نيازهاي فكري و عملي مردم باشد. بحث‌ها پس از رحلت پيامبر (ص) شروع شد.

[B] [/B]

[B]مشكلي كه بعد از رحلت پيامبر (ص) ايجاد شد مساله محدود شدن تدوين بود [/B]

هاشمی رفسنجانی در ادامه به بحث مرجعیت اهل بیت (ع) اشاره و بیان می کند: مشكلي كه بعد از رحلت پيامبر (ص) ايجاد شد مساله محدود شدن تدوين بود. اين مساله مشكلات زيادي را در دوره‌هاي بعد به وجود آورد. الحمدلله بعدها اين مشكل هم برطرف شد. در زمان خلفاي راشدين عده محدودي از صحابه مرجع اصلي و شاگردان آنها مراجع دسته دوم براي جامعه بودند. مردم به افرادي مثل حضرت علي (ع)، عايشه، ابن عباس، ابن مسعود، ابن ثابت و خيلي از بزرگان صحابه مراجعه مي‌كردند و احكام را از اينها مي‌گرفتند و دين خود را با فتاواي آنها تنظيم مي‌كردند.

او اظهار می کند: در همان زمان طبق روايات محكمي كه شيعه و اهل سنت نقل كرده اند نظرات علي ابن ابي طالب(ع) در بين شخصيت‌هاي بزرگ اسلامي از همه نيرومندتر و مستحكم تر بود. فقط به دو سه نكته اشاره مي‌كنم. در بين همين شخصيت‌هايي كه گفتم بعد از پيامبر (ص) جزو مراجع بودند عايشه مي‌گويد: «ان عليا اعلم الناس بالسنه» اين جمله در منابع اهل سنت است كه مي‌گويد: «همانا علي بن ابي طالب بين مردم نسبت به سنت عالمترين علما بود.» يا ابن عباس كه در آن زمان يكي از مراجع بزرگ بود مي‌گويد: «اذا حدثنا ثقه عن علي بفتيا لانعدوها» يعني اگر شخص ثقه‌اي فتوایي از حضرت علي (ع) براي ما نقل مي‌كرد روي آن مي‌ايستاديم و از آن تجاوز نمي‌كرديم.» يعني حرف آخر را در اين موارد علي ابن ابي طالب (ع) مي‌زدند. يا عمر بن خطاب خليفه دوم مي‌گويد: «اقضانا علي» 4 تمام اين موارد را از منابع اهل سنت عرض مي‌كنم و منابع شيعي خيلي وسيع تر مي‌گويد. پس بزرگاني بودند كه مرجع فكري مردم بودند. در قرن اول صحابه يا تابعين بودند. اختلافات مسلكي و مذهبي مانند قرن دوم زياد نبود. دو مدرسه حديث و راي بودند كه هركدام اشتراكاتي باهم و انتقاداتي به هم داشتند. چون دو شيوه و متد براي رسيدن به احكام و محتواي متون ديني بود.

[B]دوره حضور ائمه در شيعه شبيه دوره تشريع است؛ دوره تشريع نيست دوره تشريح و تبيين است[/B]

هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه در قرن دوم اجتهاد بين اهل سنت توسعه زيادي پيدا مي‌كند ادامه می دهد: تا آنجا كه بيش از صد مسلك فكري در شهرهاي جهان اسلام بود كه با هم درگيري فكري و بحث‌هاي طلبگي داشتند و همديگر را نقد مي‌كردند. اين شيوه حدود 200 سال يعني قرن دوم و سوم ادامه داشت و در قرن چهارم وضع جديدي ايجاد مي‌شود. مي خواهيم اين وضع جديد را با نگاه مشترك به شيعه و سني ببينيم؛ البته اين قسمتي كه عرض كردم مربوط به اهل سنت است و در بيان شيعيان مساله به گونه‌اي ديگر بود. شيعيان ائمه معصوم را مرجع اصلي مي‌دانستند؛ البته خيلي از علماي اهل سنت هم ائمه معصوم بخصوص حضرت باقر(ع) و حضرت صادق (ع) را مرجع بزرگي مي‌دانستند و به شاگردي آنها افتخار مي‌كردند ولي شيعه در مرجعيت ائمه خيلي مستحكم تر ايستاده بود. شاگردان ائمه هم مثل زمان پيامبر(ص) واسطه ايصال نظرات ائمه (ع) بودند. دوره حضور ائمه در شيعه شبيه دوره تشريع است. دوره تشريع نيست دوره تشريح و تبيين است. اما با معصوم و بعدها با وسعت زياد در شهرهاي مختلف دنياي وسيع اسلامي از شرق گرفته تا غرب و از شمال گرفته تا جنوب با شاگردان ائمه سر و كار داشتند كه در همه جا مدارس و ارتباطاتي داشتند و احكام را يا به وسيله روات صادق و يا مستقيما از ائمه (ع) مي‌گرفتند.

[B]در دوره گسترش اجتهاد بيشتر توجه به متن حديث بود[/B]

او در ادامه به بحث گسترش اجتهاد می پردازد و می گوید: در این دوره بيشتر توجه به متن حديث بود؛ البته قطعا اجتهاد بود. چون روايات صريحي داريم كه ائمه (ع) به شاگردان خود دستور مي‌دادند كه مثلا در فلان مسجد بنشينيد و براي مردم فتوا دهيد. امام باقر(ع) به ابان بن تغلب مي‌فرمايد: «اجلس في مسجد المدينه و افت للناس فاني احب ان امري في شيعتي مثلك» يا مي‌فرمايند: «ما كلياتي از اصول را به شما مي‌گوييم و شما بين مردم تفريع فروع كنيد و فروع اصول ما را استخراج كنيد و به مردم بگوييد.» قطعا در دنياي شيعه هم اجتهاد بود اما نه با تفرقه‌اي مثل فراواني اجتهاد در اهل سنت. در اهل سنت از لحاظ اجتهاد در اين دوره احكام عقلي قياسي اجتهادي و راي بيشتر است و كتاب‌هاي فقهي زيادي از آنان باقي مانده است. در اين دوره سبك شيعه همان بود كه گفتم. يعني شيعيان ضمن اجتهاد در مسايل متكي به اظهارات معصومين عمل مي‌كردند و مسايل علمي را از طريق متن روايت تبيين مي‌كردند. وقتي به اصول اربعمائه شاگردان امام صادق (ع) نگاه مي‌كنيم اين گونه مي‌فهميم.

[B]انسداد هميشه نسبي است و هيچ وقت انسداد مطلق نبوده و نخواهد بود[/B]

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: در پايان قرن سوم و شروع غيبت در شيعه و ايجاد شرايط جديد در اهل سنت وضع كاملا جديدي پيش مي‌آيد و اوضاع تقريبا معكوس مي‌شود. در اهل سنت به خاطر افراطي كه در مذاهب مختلف اجتهادي شده بود عكس العمل‌هايي از طرف حكومت‌ها اتفاق مي‌افتد. چون آنها نمي‌توانستند آزادي اجتهاد را كه گاهي آثار مهم سياسي هم در آن بود تحمل كنند. خلفا راه آن را بستند و جلوي وسعت آن را گرفتند. يعني به چهار مذهب معروف رسميت دارند و بقيه را ممنوع كردند كه ما اين دوره را دوره انسداد ـ البته انسداد هميشه نسبي است و هيچ وقت انسداد مطلق نبوده و نخواهد بود ـ مي‌شناسيم كه در تاريخ تفقه اهل سنت خيلي طولاني شد.

[B]محدثين شخصيت[/B][B]‌هاي [/B][B]بسيار بزرگواري بودند كه انصافا كارهاي بزرگي كردند[/B]

او می افزاید: برعكس شيعه كم كم از حالت حديث گويي و متن روايت گويي وارد فضاي جديدي شد كه تقريبا همين فضاي اجتهادي است كه امروز ما داريم. البته بعد از غيبت در شيعه هم دو مدرسه بود. يكي مدرسه حديث كه محدثين بودند و ديگر مدرسه فقها بود كه به شكل ديگري عمل مي‌كردند؛ مثل اخباريون و اصوليون قرون اخير زياد با هم درگير نبودند. محدثين شخصيت‌هاي بسيار بزرگواري بودند كه در ري، قم، بغداد و خيلي جاها فعاليت داشتند و كتاب‌هاي اصيل روايي كه امروزه در اختيار ماست محصول كار آنهاست. انصافاً كارهاي بزرگي كردند. فقها هم براي اينكه در عالم تشيع از لحاظ فقه و مدرسه در مقايسه با آنچه كه اهل سنت داشتند احساس حقارت مي‌شد شروع به كارهاي فقهي از نوعي كرده اند كه ما الان داريم. اگر چه علم اصول ريشه در زمان ائمه دارد ولي در اين فضا تبيين و تدوين مي‌شود و مباني اجتهاد به وجود مي‌آيد و روي عقل زياد تكيه مي‌شود.

[B]در شرايط امروز اتكاي به عقل و تفقه لازمه اجتهاد است[/B]

هاشمی رفسنجانی تاکید می کند: يكي از مسايل خيلي بزرگ ما در شرايط امروز اتكاي به عقل و تفقه مهم و لازمه اجتهاد است. مي‌دانيد كه قرآن بيش از صد بار در آيات متعدد عقلا را مدح و كساني را كه در كارهايشان تعقل ندارند مذمت و سرزنش مي‌كند.

[B]تفكر در كنار تعقل جايگاه بلندي در قرآن دارد[/B]

[B]به آساني نمي‌توانيم از توجهات ويژه قرآن به تعقل، تفكر و تفقه بگذريم[/B]

او در ادامه به تشریح پايگاه عقل در اجتهاد می پردازد و به شفقنا می گوید: تفكر در كنار تعقل جايگاه بلندي در قرآن دارد و تفقه كه خاص تر از آن دو عنوان است يعني آن دو مربوط به همه امور مي‌شوند و تفقه در مسايل فكري عقيدتي و اسلامي جنبه تخصصي پيدا مي‌كند. البته قرآن روي آن هم تكيه كرده است. به آساني نمي‌توانيم از توجهات ويژه قرآن به تعقل تفكر و تفقه بگذريم.

[B]پايه اجتهاد بها دادن به عقل و تفكر است[/B]

هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه پايه اجتهاد بها دادن به عقل و تفكر است بیان می کند:  اين سرمايه عظيم كه خداوند داده و رسالت انبيا اين بود كه «ليثروا لهم دفائن العقول» يعني انبيا آمده اند تا گنج‌هاي عقلانيت را كه در ويرانه‌ها خوابيده اند و انسان‌ها از آنها استفاده نكردند استخراج كنند.

او می افزاید: در كلمات ائمه (ع) و فقها با صراحت مي‌بينيم كه عقل را در كنار رسالت مي‌گذارند. پيامبر عقل باطن و عقل پيامبر ظاهر است يعني هم سنگ ذكر مي‌شوند. اينها تعبيرات امروزي نيست. تعبيراتي است كه در روايات ما مخصوصا در وصاياي امام كاظم (ع) به هشام آمده كه يك متن مفصل ده تا پانزده صفحه‌اي است كه هفتاد تا هشتاد درصد آن مزاياي تعقل را براي هشام تعريف مي‌كند. همين تعبير معروف «ان لله علي الناس حجتين» كه حجت عقل و حجت ظاهره كه پيامبر باشد در آن وصيت نامه آمده است يعني حضرت امام كاظم (ع) آن را تشريح مي‌كند كه پايه محكمي دارد.

[B]تدوين و گسترش فقه استدلالي[/B]

هاشمی رفسنجانی بیان می کند: بعد از عصر حضور در عصر غيبت علماي پيشتاز شيعه وارد شدند و فقه را تدوين كردند و اين نكته تاريخي خيلي جالب است كه شيخ طوسي در مقدمه كتاب شريف «مبسوط» مي‌گويد: «اين كتاب بدين خاطر تصنيف شد تا معلوم شود شيعه به بركت احاديث وارده از ائمه بتواند مسائل را استنباط كند...» اگر امروز كتاب «مبسوط» را مطالعه كنيد بعد از قرن‌ها با كتاب‌هايي كه الان علماي ما مي‌نويسند زياد تفاوت ندارد. بنابراين فقاهت به معناي مصطلح در كنار حديث در قرن چهارم در شيعه هم مورد توجه قرار گرفت.

[B]اهل سنت قرن[/B][B]‌ها [/B][B]محدود به چهار مذهب بزرگ خود بودند[/B]

او می افزاید: اهل سنت قرن‌ها محدود به چهار مذهب بزرگ خود بودند. دوره خلفا هم تمام شد و دوره بني عباس هم تمام شد و به دوره عثماني مي‌رسند كه در اين دوره اولاً روي فقه حنفي تكيه اساسي مي‌شود ثانيا اجتهاد به گونه‌اي باز مي‌شود كه مجله بسيار نيرومندي را براي قضات تهيه كرده بودند كه از فقها بودند. وقتي به آن مجله نگاه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه در بحث مسايل خيلي باز برخورد مي‌كردند. شبيه فقهاي اهل سنت امروز هستند كه اجتهاد باز و آزادانديشي دارند. البته كم كم كه عثماني‌ها ضعيف شدند دوباره در ساير جاها ساير مذاهب يعني آن چهار مذهب بعد از شكل گيري وسيع شدند. دوره انسداد آنها از اين رهگذر مي‌گذرد و به دوره انفتاح و كم‌كم به دوره نوآوري مي‌رسند. بايد دوره نوآوري آنها را به آقايان عبده و سيدجمال الدين اسدآبادي كه با هم در مصر كار مي‌كردند منسوب كرد. بعد از آن فقه اهل سنت تحول عمده‌اي پيدا مي‌كند و روشنفكراني به وجود مي‌آيند. امروز نوآوري‌هاي اهل سنت در حوزه‌هاي مختلف خيلي قابل توجه است.

شيعه هم همين اوضاع را طي كرد. بعد از آنكه فقه در زمان شيخ طوسي به اوج مي‌رسد شيخ شرايطي مثل شرايط امروز امام (ره) در جامعه پيدا مي‌كنند. مگر الان شرايط جامعه ما چگونه است اگر امام در مسايلي مطلب و نوشته‌اي داشته باشد معمولا جامعه حرف‌هاي برخلاف ايشان را نمي‌پسندند. همه سعي مي‌كنند در سخنان خود به گفتار و رفتار امام استدلال كنند.

هاشمی رفسنجانی در ادامه به دوره نوآوری و گسترش مسایل نو پیدا و اجتهاد تخصصی و متقارن و ... می پردازد که در قسمت بعدی منتشر خواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سعید بختیاری
|
۱۸:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
اقای محترم من 41سالمه وشغل ازاد دارم ویک دختر هم دارم ایا باید من دراین سن مستجر باشم .ازشما خواهش دارم به داد مردم برسین .هرچه کار میکنم میدم واسه اجاره مغازه واجاره خونه خرج خوردو خوراک هم هست .شما مجتهدین عزیز نسبت به گرفتاری من وامساال من مسعولین .فکری به حال ما بدبختا کنید وام هم بدهین مشگل ما حل میشود