صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۲۲ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۷۰۵۶۴
تاریخ انتشار: ۵۱ : ۲۲ - ۰۱ مرداد ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
 مي‌گويند شعر با فعاليت روزمره‌‌‌ي مردم ايران گره خورده است. بي‌ربط هم نمي‌‌گويند. بماند كه اين سال‌ها نفوذ شعر از گذشته كم‌تر شده است؛ اما همچنان صنف‌ها و فعاليت‌هاي كاري و ورزشي هستند كه در آن‌ها شعر از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است؛ وزش پهلواني و زور‌خانه‌يي، يكي از اين فعاليت‌هاست.

ايسنا در اين گزارش نگاهي دارد به ادبيات زور‌خانه‌يي و مرشدخواني و ارتباط آن با «شاهنامه».

نقالي‌، پرده‌خواني، ورزش‌هاي پهلواني، شالي‌كاري در شمال و ماهي‌گيري در جنوب از جمله‌ فعاليت‌هايي است كه همچنان از شعر و سروده‌هاي محلي ـ آييني و پهلواني در ضمن فعاليتش بهره مي‌برند. ورزش پهلواني ـ زور‌خانه‌يي از قديمي‌ترين اين فعاليت‌هاست كه به نقلي، قدمتش به ايران باستان برمي‌گردد. اين ورزش بستري مناسب براي انتقال سينه به سينه‌ي ادبيات پهلواني و «شاهنامه»‌ي فردوسي از دوران دور بوده و همچنان هست.

در ورزش زورخانه‌يي مرشد همه‌كاره‌ي اين فعاليت ورزشي است و يك مرشد خوب بايد صداي خوب، دانش موسيقي براي ضرب‌نوازي، حافظه‌ي خوب و شناخت دقيقي از ادبيات كهن ايران داشته باشد. ورزش پهلواني سه ركن مهم دارد؛ نخست ادبيات، ديگر آواز و سرانجام موسيقي.

محمد برجي ـ مرشد و عضو فدراسيون ورزش‌هاي پهلواني و زور‌خانه‌يي ـ از جمله مرشد‌ها و ورزشكاران پيشكسوت اين فعاليت فرهنگي ـ ورزشي است كه به قول خودش، بچه‌ی زورخانه است و از بچگی در زورخانه‌ی پدرش بوده است.

اين مرشد مي‌گويد: اصلا نفهمیدم چطور این ورزش باستانی را یاد گرفتم، زمانی گذشت یک‌باره دیدم همه‌ی مناسک ورزش زورخانه‌‌يی را یاد گرفته‌ام. زمانی که عقلم رسید، دیدم همه چیز را بلدم، از انجام این ورزش باستانی گرفته تا مرشد‌خوانی را فراگرفتم. به صورت حرفه‌‌يی از سال 1347 این کار را آغاز کردم.

اگر به زورخانه هم نرفته باشيد، لابد از تلويزيون اجراي مرشد‌ها را ديده‌ايد. مرشدها در حالي‌كه ضرب‌ مي‌زدند، معمولا در آغاز مرشدخواني سروده‌ي آغازين «شاهنامه»‌ي حكيم ابوالقاسم فردوسي را مي‌خواندند: «به نام خداوند جان و خرد/ کزين برتر انديشه برنگذرد/ خداوند نام و خداوند جاي / خداوند روزي‌ده رهنماي/ خداوند کيوان و گردان سپهر / فروزنده‌ي ماه و ناهيد و مهر». اما گويا در گذر زمان از 40 سال پيش به اين طرف‌ كم‌تر از سروده‌هاي «شاهنامه» در مرشد‌خواني‌ها استفاده مي‌شود و هرچند به گفته‌ي برجي، نسبت به سال‌هاي دهه‌ي 40 توجه ويژه‌اي به اين ورزش باستاني ايران‌زمين مي‌شود؛ اما مرشد‌ها كم‌تر «شاهنامه» مي‌خوانند.

مرشد محمد برجي مي‌گويد: به محض اين‌كه نام ورزش باستانی و پهلوانی و زورخانه‌‌يی می‌آید، همه اين انتظار را دارند كه از «شاهنامه» خوانده شود؛ اما متأسفانه در زور‌خانه‌هاي ما اين‌طور نيست و كم‌تر «شاهنامه» مي‌خوانند. در كل كم‌تر از «شاهنامه» اسمي برده مي‌شود. چرخي در زور‌خانه‌ها بزنيد، نهايت يك مرشد را ببينيد كه حماسه‌خواني و شاهنامه‌خواني انجام دهد. البته از پنديات سعدي و عطار و شعر‌هاي عارفانه هم استفاده مي‌شود؛ اما كم است.

اين مرشد كه در اجراهايش بيش‌تر از شعرهاي عرفاني فيض‌ كاشاني و حافظ مي‌خواند و شعرهاي بسياري را حفظ است، مي‌گويد، مرشد‌ها در سال‌هاي اخير كم‌تر شعر حفظ هستند و از طرفي شناخت دقيقي نسبت به ادبيات كهن فارسي ندارند. امروزه بيش‌تر در مرشدخواني‌ها، كار مرثيه‌خوان‌ها دنبال مي‌شود.

به گفته‌ي محمدرضا برجي كه دست كم 50 سال است در زور‌خانه‌هاي ايران رفت و آمد دارد، كاش امروز در مرشد‌خواني‌ها از آن شجاعت‌ها و حماسه‌‌ها با مشي حماسي و پهلواني ياد مي‌‌شد. دستگاه‌هاي آوازي ايران اين امكان را مي‌دهد كه مناقب را حماسي خواند. ما همه‌ي حماسه‌ها را رها مي‌‌كنيم و مصيبت‌نامه‌ي آن‌ها را مي‌خوانيم و گاه مانند مداح‌ها رفتار مي‌كنند. مدام بايد بگوييم تقليد نكنيد. لابد مرشد‌ها تا حدي تنبل شده‌اند و به محض اين‌كه كه مي‌بينيم مرثيه‌خواني سروده‌اي را مي‌خواند، آن را فورا در مرشد‌خواني‌هم دنبال مي‌كنيم. در گذشته اين‌طور نبود.

ادبيات و ورزش زورخانه‌‌يي به آموزه‌هاي اخلاقي و تمدن تاريخ ايران گره خورده است؛ زورخانه حدود 700 سال پیش يعني قرن هفتم خورشيدي به همت پوریای ولی به شكل امروزي بازسازي شده است. بر اساس رفتار و منش تاریخی و اسطوره‌های ایران، زورخانه در ایران تاریخی بسیار کهن‌تر دارد؛ زيرا ایرانيان از ابتدای تاریخ‌شان به پهلوانی و کشتی‌گیری و آمادگی جسمانی نیاز و علاقه داشتند.

گل‌علي گلي، از اعضاي فدراسيون ورزش‌هاي پهلواني ـ زورخانه‌‌يي و مرشد است، همچنين دانش‌آموخته‌ي زبان و ادبيات فارسي است. او مي‌گويد، ادبيات زورخانه‌‌يي بر چند شق است و شاهنامه‌خواني و نقل حماسه‌هاي «شاهنامه» و بازخواني پهلواني‌هاي اين اثر سترگ بخشي از ادبيات زور‌خانه‌‌يي است. در كنار آن همچنين شعرهايي به اصطلاح‌هاي زور‌خانه‌يي و پهلواني مي‌پردازد. در آن‌ها از سر دم و كباده حرف مي‌زنند. همچنين گود و پهلوان و سادات ديگر مقوله‌هايي است كه در اين نوع سروده‌ها بيان مي‌شود. اين‌ها در ادبيات شاعران زور‌خانه‌‌يي باب است.

گلي مي‌افزايد، يك‌سري شعرها كلاملا پهلواني است و به پهلوان‌هاي گذشته‌ي ما در «شاهنامه» مي‌پردازد؛ به پهلوان‌هايي مانند رستم، سهراب، سياوش، كاوه، آرش و پهلوان‌هاي ديگر، يا به پهلوان‌هاي نام‌دار هر دوره‌اي مي‌پردازد؛ پهلوان‌هايي مانند پورياي ولي يا زنده‌‌ياد جهان پهلوان تختي و ديگر پهلوان‌ها.

اين مرشد عنوان مي‌كند، يك‌‌دسته شعرها درباره‌‌ي پهلواني است كه به خصوصيت و ويژگي پهلواني مي‌پردازد و اين‌كه پهلوان بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد. اخلاق حسنه‌اي كه مي‌شود از آن‌ الگو ساخت. بخش ديگري از ادبيات زور‌خانه‌يي، نصايح، پندها و اندرز‌هاي شاعران است كه در ورزش زور‌خانه‌يي استفاده مي‌كنند. بخش مهم شعرهاي زور‌خانه‌‌يي به خاطر همان سجاياي اخلاقي و برجسته كردن آن سجاياي اخلاقي در ائمه‌ي اطهار (ع) است. اين سجايا در ائمه (ع)، بويژه‌ حضرت امير (ع)، به صورت كامل وجود دارد و طبيعي است كه در ادبيات زور‌خانه‌‌يي جايگاه ويژ‌ه‌اي دارد.