صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۰۸ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۷۱۲۹۰
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۰۶ - ۰۸ مرداد ۱۳۹۱
آيت‌الله دكتر مصطفي محقق‌داماد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
یك‌ صفت‌ از صفات‌ بي‌شمار خداوند اين‌ است‌ كه‌ او تنها موجودي‌ است‌ كه‌ لايسئل‌ عما يفعل‌ است‌. از او نمي‌شود بازخواست‌ كرد و كار او را به‌ نقد كشيد و درباره‌ آن‌ از او چون‌ و چرا كرد. چرا؟

براي‌ اينكه‌ خداوند مالك‌ عالم‌ است‌، خالق‌ جهان‌ است‌ و در نتيجه‌ اختياردار مطلق‌ هستي‌ است‌ و اراده‌ اوست‌ كه‌ همه‌ جا، جاري‌ و ساري‌ است‌. حتي‌ اگر مثل‌ اشعريان‌ فكر نكنيم‌ و نگوييم‌ هر چه‌ او انجام‌ دهد، عين‌ عدل‌ است‌ و هر چه‌ آن‌ خسرو كند، شيرين‌ بود و مثل‌ معتزله‌ و قدريان‌ و عدليه‌ معتقد به‌ اختيار انسان‌ و عدل‌ الهي‌ به‌ معناي‌ معتزلي‌ آن‌ باشيم‌، يعني‌ معتقد باشيم‌ كه‌ خداوند عادل‌ است‌ و اين‌ عدل، مطابق‌ عقل‌ است‌ و با عقل‌ قابل‌ درك‌ و فهم‌ است، باز هم‌ به‌ اين‌ عقيده‌ مي‌رسيم‌ كه‌ خداوند چون‌ عاقل‌ و عالم‌ است‌ و علم‌ و عقل‌ مطلق‌ است‌، او كاري‌ خلاف‌ عدل‌ نمي‌كند. اگر امري‌ و چيزي‌ بود كه‌ ما نتوانستيم‌ حكمت‌ آن‌ را درك‌ كنيم‌، اين‌ نقص‌ و ناتواني‌ عقل‌ ما است‌ نه‌ اينكه‌ او خلاف‌ عدل‌ و عقل‌ عمل‌ كرده‌ است.

پس‌ باز هم‌ از او نمي‌توان‌ بازخواست‌ كرد. اين‌ صفت‌، صفت‌ خدايي‌ است‌ علي‌الاطلاق‌. هيچ‌ موجود ديگري‌، نه‌ پيامبر(ص‌)، نه‌ ولي و نه‌ هيچ‌ موجودي‌ به‌ جز خداوند، نمي‌تواند صاحب‌ اين‌ صفت‌ باشد. حتي‌ در عرفان‌ نظري‌، آنجا كه‌ پير يا انسان‌ كامل‌ را در اين‌ مرتبه‌ مي‌نشانند و از وي‌ پرسش‌ نمي‌كنند و چون‌ و چرا نمي‌كنند، نه‌ به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ مي‌گويند او اين‌ صفت‌ را علي‌‌الاطلاق‌ داراست‌، بلكه‌ به‌ اين‌ دليل‌ مي‌گويند ‌ او تجلي‌ اراده‌ حق‌ تعالي‌ است‌. انسان‌ كامل‌، مظهر و تجلي‌ اراده‌ حق‌ است‌ و به‌ اين‌ جهت‌ در آن‌ چارچوب‌ اعتقادي‌ نمي‌توان‌ از او پرسش‌ و او را بازخواست‌ كرد و صرفا بايد از او اطاعت‌ و پيروي‌ كرد. به‌ مي ‌سجاده‌ رنگين‌ كن‌ گرت‌ پير مغان‌ گويد/ كه‌ سالك‌ بي‌خبر نبود ز راه‌ و رسم‌ منزلهااكنون‌ اگر كسي‌ مدعي‌ شد كه‌ كسي‌ نمي‌تواند از من‌ بازخواست‌ كند، اگر كسي‌ گفت‌ هيچ‌ عمل‌ و سخن‌ من‌ در بوته‌ نقد قرار نمي‌گيرد و هيچ‌ كس‌ نبايد بالاي‌ حرف‌ و سخن‌ من‌ حرفي‌ بزند، او اين‌ صفت‌ خدا را دزديده‌ است‌. دست‌اندازي‌ به‌ صفات‌ خداوند شرك‌ و طغيان‌ است‌. يكي‌ از معاني‌ طاغوت‌ هم‌ همين‌ است‌.

همه‌ كساني‌ هم‌ كه‌ اين‌ ادعاي‌ او را بپذيرند و به‌ آن‌ عمل‌ كنند، آنها نيز بي‌هيچ‌ ترديد مشركاني‌ هستند كه‌ به‌ ظاهر جامه‌ توحيد بر تن‌ دارند. مصداق‌ اين‌ شرك‌ بسياري‌ از حكومت‌هايي‌ هستند كه‌ مطابق‌ آن‌ نظريه‌ هگل‌، دولت‌ و حكومت‌ را حق‌ مطلق‌ و لايسئل‌ مي‌دانند. مهم‌ نيست‌ كه‌ اين‌ حكومت‌ نظام‌ كمونيستي‌ باشد يا يك‌ نظام‌ آريستوكراسي‌، يا يك‌ نظام‌ پادشاهي‌ و استبدادي‌، در شرق‌ باشد يا غرب، نظام‌ هيتلري‌ باشد يا نظام‌ ديني‌ و كليسايي‌. اين‌ ادعا و اين‌ رفتار، مصداق‌ دقيق‌ شرك‌ است از نظر قرآن‌ كريم‌. تقريري از درس گفتارهاي قرآني با عنوان روشنگري ديني