پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : بازتاب نوشت: دو
به دوی سختی بود و خیلی با خودم کلنجار رفتم تا سرانجام تصمیم گرفتم به
مراسمی که به دعوت نهاد ریاست جمهوری به مناسبت روز خبرنگار تهیه شده بود
بروم . شاید بخش بزرگی از این دغدغه و تردید ،انتقاداتی بود که از دیدگاه
خود نسبت به رفتار دوگانه آقای احمدینژاد و مجموعه دولت در مواجهه با
روزنامهنگاران و خبرنگاران و حمایت از این قشر میدیدم و اینکه عالی ترین
مقام اجرایی کشور اگر در مقام دفاع از رسانه و خبرنگاران دستگیر و تذکر
داده شده برآمده ؛ فقط به حمایت از گروهی برخاسته که حامی وی و دولتش
بودهاند .
آقای احمدینژاد فقط در حمایت از خبرنگاران وابسته به دولت یعنی روزنامه
ایران و خبرگزاری ایرنا و در نهایت نویسندگان وبلاگ ها و سایت های حامیاش
سخن گفته و اگر لازم شده اقداماتی انجام داده و هرگز نشنیدهایم که او
درباره توقیف روزنامههایی که در دوره معاون سابق و البته معروف وزارت
فرهنگ و ارشاد صورت گرفت، سخن بگوید و یا دغدغه دهها خبرنگاری را داشته
باشد که با هر بار توقیف، تلخترین و سخت ترین لحظات را سپری کردهاند و
هرگز هم هیچ کس سراغی از آنان و فردایشان نگرفت.
با تمام این احوال امروز راهی ساختمان مجلس قدیم شدم تا با یک تیر دو نشان
زده باشم. یکی اینکه برای اولین بار از این ساختمان پر از تاریخ دیدار کرده
باشم و همچنین ببینم دغدغه خبرنگاران در آخرین سال دولت چیست . البته همان
طور که حدس زده میشد، از بین خبرنگاران روزنامههای معروف منتقد دولت کسی
دیده نمیشد و البته نمیدانم ریاست جمهوری دعوتنامهای برای روزنامههای
اصلاحطلب نفرستاده بود یا آنان تمایلی به حضور در این مراسم نداشتند.
خلاصه هرچه بود، مراسم با سخنان چند نفری که جز
خبرگزاری مهر، بقیه حامی دولت محسوب میشدند شروع شد . تا اینکه فردی از
آقای احمدینژاد خواست فکری برای خبرنگاران دستگیر شده بکند و به عنوان
رییس جمهور، ضامن اجرای قانون "آزادی بیان" باشد و بعد شروع کرد به خواندن
فهرست بلندی از نام سایتها و وبلاگهایی که به جرم حمایت از احمدینژاد و
نقد قوه قضاییه فیلتر شده و با گردانندگان آنها نیز درگیر زندان و راهروی
دادسرا و ... شدهاند .
سپس نوبت آقای رییس جمهوری بود تا حرفهایش را بزند و این جملات زیبا و دلنشین را بگوید :
- چه اتفاقی میافتد حالا اگر انتقادی به شما شود؟
آیا با بستن روزنامهها و وبلاگها درست میشود؟ حالا فرض بگیریم کاری
کردیم که رسانهها با بسته شدن ننوشتند و مردم مشکلات را نبینند، خدا را چه
میکنید؟ او که تمام بشریت را رصد میکند. نظام جمهوری اسلامی ایران باید
پرچمدار تحمل و عدالت باشد.
- البته اگر جایی قانون زیر پا گذاشته و حقی تضعیف
شد باید بر اساس قانون برخورد شود. نمیگویم که هیچ برخوردی نشود ولی اینکه
خودمان شاکی باشیم و خودمان نیز قاضی باشیم، مثلا بگوییم فلانی به من
توهین کرده و من شاکی هستم و خودم نیز تصمیم میگیرم، درست نیست.
بعد ایشان با مطرح کردن بحث "آزادگی" با تاکید براینکه از آزادی مهمتر است، اینها را هم گفت :
- آزادگی یعنی اینکه وقتی میبینیم حتی حق مخالف ما هم تضعیف شده است، بایستیم و دفاع کنیم.
- آزادگی یعنی اینکه هر جا ظلم بود بایستیم و دفاع کنیم و فرقی نکند که ظلم
علیه چه کسی است؛ علیه بودایی است، علیه مسلمان است، علیه هندی است یا هر
فرد دیگر.
شنیدن این حرفها باعث شد تا تصمیم بگیرم من هم حرفهایی را به آقای
احمدینژاد بگویم. برای همین وقتی صحبتهایش تمام شد به سمتش رفتم و گفتم :
« آقای احمدینژاد! میخواهم مشق آزادگی کرده و دو
مورد را به شما بگویم و البته اینها را با این فرض که شما از این موارد
بیخبرید ،عنوان میکنم : اول اینکه خبردارم برخی از خبرنگارانی که در
روزنامههای اصلاح طلب مشغول به کارند، توسط وزارت .. شما مجبور به کوچ از
محل کارشان شدهاند. چرا که وزارت ... شما به مدیران مسوول این روزنامه ها
میگوید نباید فلان فرد در روزنامه شما کار کند ! و اگر عذرش را نخواهید
عواقب بدی برایتان دارد . خب این خبرنگارها باید چه کنند؟ آیا باید کاسه
گدایی به دست بگیرند ؟ یا بروند با رسانههای آن ور آب همکاری کنند ؟! اما
این خبرنگارها عاشق اینجایند، بچه همین آب و خاکند و میخواهند اینجا کار و
زندگی کنند اما وزارتخانه شما نمیگذارد ! »
به اینجا که رسیدم آقای احمدی نژاد گفت : « انقدر نگو وزارت من ، وزارت من !... » .
گفتم: « اما به هر حال وزارت .. زیر مجموعه دولت شما و عضو کابینهتان است » .
که بعد آقای احمدی نژاد جواب داد : « اگر موردی را سراغ داری بگو و اسم این خبرنگارها را به من بده .
ولی من این کار را نکردم و پاسخ دادم : نمیگویم چون این خبرنگارها
نمیدانند که من دارم این مساله را با شما مطرح میکنم و از آنجایی که
عمدتا منتقد دولت شما هستند شاید راضی نباشند اسمشان را به شما بگویم . فقط
این را گفتم که بدانید اوضاع از چه قرار است ».
درباره مورد دوم هم گفتم : علاوه بر سایتهای حامی شما
،سایتهای منتقد شما نیز توسط کمیته فیلترینگ فیلتر میشوند و همین الان که
با شما صحبت میکنم میدانم که 4 نفر به دادسرا رفتهاند بابت پروندهشان .
که آقای احمدینژاد گفت : «کمیته فیلترینگ که برای ما نیست و زیر نظر قوه قضاییه است و ما فقط آنجا نماینده داریم» .
و من گفتم :« بله اما وزن اعضای کمیته به سمت دولت است و آقای ... نیز به حمایت از دولت، آنجا خدایی میکند» !
صحبتم که به اینجا رسید ، آقای احمدی نژاد گفت : « خب یه زمانی افترایی توسط برخی سایتها به دولت زده میشود که باید بررسی شود ».
- بله! درست میگویید و باید مرجعی هم برای رسیدگی به این شکایت وجود
داشته باشد اما بحث اینجاست که پرونده این شکایتها برای برخی سایتهای
نورچشمی، خیلی زود تشکیل ، رسیدگی و در نهایت بسته میشود و سایت هم رفع
فیلتر! اما برای برخی دیگر نه !
و درحالی که صدای برخی از طولانی شدن گفتوگویمان درآمده بود و میخواستند
درباره مشکلاتشان با آقای احمدینژاد حرف بزنند ، ایشان به عنوان آخرین
جمله خطاب به من این جمله را دو بار گفت: «من و شما در یک موضع هستیم ».
وقتی از سالن مجلس قدیم بیرون آمدم ، احساس کردم شانههایم سنگینتر از
همیشه شده و هنوز هم نفهمیدهام چرا با گفتن این حرفها ، باز هم سبک نشدم
و خوشحال نیستم که امروز ، روز ماست، روز خبرنگار است...
الله اعلم