پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : چرا بخش زيادي از خوراك دام و طيور كشور وارداتي است؟ چرا تا دو ماه پيش قيمت پياز 60 تومان و الان 1200 تومان است و چرا اين سريال هر سال تكرار ميشود؟ دلايل نوسان قيمت و توليد برخي محصولات كشاورزي در كجاست؟
ساليان سال است كه برخي محصولات كشاورزي يك سال كم با قيمت بالا و سال ديگر فراوان و با قيمت پايين عرضه ميشود، برخي مواقع اين نوسان حتي در طي سال هم وجود دارد به طوريكه به عنوان مثال تا همين يك ماه پيش كه قيمت پياز به كيلويي 60 تومان رسيده بود، در حال حاضر به كيلويي بالاتر از 1200 تومان رسيده است.
اقتصاددانان به اين حالت عرضه و تقاضا منحني تار عنكبوتي ميگويند كه توليد از يك الگوي منطقي تبعيت نميكند و تنها قيمت سال جاري است كه ميزان توليد سال آينده را تعيين ميكند.
اگر قيمت يك محصول در سال جاري بالا باشد سال آينده با هجوم كشاورزان به كشت آن محصول، عرضه بالا ميرود و بالطبع قيمت پايين ميآيد و با فرض همين قيمت پايين، سال بعد توليد كمتر و قيمت بالاتر ميرود و همين دور تسلسل ادامه مييابد.
از سوي ديگر كم بودن صنايع تبديلي و يا نامناسب بودن پراكنش آن نيز به نوسان توليد و قيمت در بازار كمك ميكند به طوريكه اگر صنايع تبديلي يك محصول به اندازه كافي باشد زمان عرضه بيشتر با تبديل به محصولات ديگر عرضه و قيمت متعادل خواهد شد.
اما در كشور ما بخش كشاورزي بيشتر از كم بودن صنايع تبديلي از پراكنش نامناسب آن رنج ميبرد به طوري كه بسياري از صنايع در كنار قطب توليد آن محصول احداث نشدهاند و به دليل هزينه زياد حمل و نقلي كه روي دست كشاوزر ميگذارد آنها را مجبور ميكند از تحويل محصول خود به صنايع منصرف شوند.
همچنين اعمال سياست مناسب واردات و صادرات باعث تنظيم ميزان محصول و قميت در بازار خواهد شد كه از نوسانهاي عرضه و قيمت بازار جلوگيري كرده و ضمن اينكه مصرفكننده متضرر نميشود توليدكننده هم با اطمينان خاطر و با تصميم روشن ميتواند به كشت آينده اقدام كند.
در گام نخست اجراي الگوي كشت مناسب همچنان كه در قانون بهرهوري كشاورزي هم تاكيد شده ميتواند چاره ساز باشد. اين الگو بر اساس نياز كشور، اولويت محصولات استراتزيك و ضروري و با بررسي ظرفيت توليد هر استان و منطقه بايد اتخاذ و اعلام شود.
در اين حالت دولت مديريت ميكند كه كشاورز چه بكارد؟ و صد البته اين تصميم بر اساس نياز كشور گرفته ميشود كه در اقتصاد كشور هم موثر خواهد بود.
اگرچه برخي اعلام ميكنند كه دولت نميتواند با زور كشاورز را اجبار به كشت محصولي بكند، اما دولت ميتواند با اعمال مديريت مناسب، كشاورزان را به سمت كشت دلخواه دولت سوق دهد.
يارانه، تسهيلات، نهاده و قيمت خريد تضميني بالا از آن جمله است كه كشاورز را به كشت محصولات استراتژيك و ضروري سوق خواهد داد. يا در برخي كشورها دولت با تثبيت قيمت نهاده و محصول، ميزان آنرا از يكسال پيش به كشاورزان اعلام ميكند و در اين حالت كشاورز با تصميم روشن و آگاهانه به كشت سال آينده مبادرت ميكند كه اين مسئله در كشور ما هم قابل اجراست.
اما در كشور ما تصميم كشاورز در يك فضاي غبار آلود است. مبهم بودن قيمت محصول و نهاده، سياستهاي نامشخص وارداتي و صادراتي، نوسانهاي قيمت و حتي نامعلوم بودن سياستهاي حمايتي دولت، باعث ميشود كشاورز تصوير روشني از آينده كشاورزي خود نداشته باشد و بنابراين تصميم واضحي هم ندارد.
سال جاري مردم و كلا اقتصاد كشور به دليل عدم تامين خوراك دام و طيور متضرر شد، اين در حالي است كه سطح بسيار زيادي از زمينهاي كشور را با مديريت مناسب و يا حذف و كاهش محصولات غير ضروري ميتوان به كشت اين محصولات اختصاص داد.
سالانه حدود 4.5 ميليون تن خوراك دام و طيور وارد ميشود كه ميتوان با الگوي كشت مناسب آنرا در داخل توليد كرد. در حال حاضر مشكل كشاورزان براي تغيير كشت نيست بلكه درآمد محصولي كه ميكارد در مقايسه با درآمد محصولي مانند خوراك دام و طيور بيشتر است.
بنابراين دولت ميتواند با هدايت و ترغيب كشاورزان و مديريتي كه در بالا گفته شد آنها را به كشت محصولات استراتژيك، اساسي و مورد نياز سوق دهد.
دولت حاضر نميشود قيمت خريد تضميني كشاورزان را اندكي بالاتر در نظر بگيرد و يا پول آنها را به موقع پرداخت كند اما حاضر ميشود چند برابر آن را براي واردات بپردازد. از سوي ديگر داشتن برنامههاي صادرات و واردات مدون و نيز سياستهاي حمايتي مشخص از سوي دولت ميتواند ضمن تامين نيازهاي اساسي كشور، از نوسان توليد و قيمت در بازار جلوگيري كند.