صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۰۴ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۷۲۹۰۵
تاریخ انتشار: ۱۶ : ۱۹ - ۲۱ مرداد ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

طبیه مروت، قدس- حضرت آیت ا... العظمی صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعه است که با وجود کهولت سن، مهربانانه به پرسشهای ما پاسخ گفتند. راز میزبانی امروز شما از این مرجع عالیقدر همان سرعشقی که از مولاعلی(ع) در زندگی شیعه جاری است.

در عصری که تجمل گرایی حتی به خانه‌های شیعیان علی(ع) هم نفوذ کرده است تاسی به ساده زیستی علی بن ابیطالب(ع)، الگوی برتر برای اصلاح سبک زندگی ماست. مگر مولای ما چگونه زندگی می‌کردند که پس از 1400 سال هنوز هم باید برای رهایی از بندهای شیطان به شیوه زندگی او پناه برد؟

-زهد و ساده زیستی علوی از نکات برجسته زندگی امام اول شیعیان است. آن حضرت در عین حالی که رهبر مسلمانان و حاکم بر آنان بود، با ضعفا ترحم و با فقرا مواسات داشت. بسیار ساده بود و زندگی اش با فقیران مساوی یا کمتر از آنان بود. در خوراک و پوشاک نیز ساده زیست بود.
آنچه ما درباره امیر المؤمنین و مولی الموحدین می‌گوییم، چون قطره‌ای است در مقابل دریا و ذره‌ای است در مقابل خورشید. عقول جهانیان و زبان ستایش‌گران، کوچک‌تر و نارساتر از آن است که حق این امام همام را ادا کند.

 

آیا می‌توان از میان تمام صفات و فضایل نیکوی امیرالمؤمنین علی(ع)به یک مورد برجسته اشاره کرد؟
- اما سؤال نموده اید کدامین صفات آن حضرت برجسته است باید عرض کنم: همه صفات امیرالمؤمنین علی(ع) برجسته و ممتاز بودند، اما در پاسخ به این سؤال به یکی از ویژگی‌های برجسته آن حضرت یعنی روش زمامداری و حکومت آن بزرگوار اشاره می‌کنم. شاخص‌های زمامداری اسلامی در حکومت مولای متقیان منحصر به فرد است.
از بزرگترین و والاترین خصوصیات حضرت علی(ع)، روش حکومت و زمامداری اوست. حکومت در جامعه اسلامی سرچشمه درخشان عدالت اسلام است و از هر گونه استبداد و استثمار، پاک و منزّه می‌باشد.
حکومت علی(ع)هم نشان دهنده تمام این اصول و روشن ترین تجلی حکومت به تمام معنی انسانی و معرف حقیقی روح عدالت و مساوات اسلام بود.
علی(ع)تنها کسی بود که بعد از پیغمبر(ص)به اهداف و تعالیم اسلام آگاه بود. او آیینه تمام نمای نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌های اسلام بود. از این جهت، حکومتش نیز روشنگر مفاهیم اسلامی در حکومت وسیاست و اداره اجتماع و احترام به اصول آزادی و مساوات بود.یکی از نکات برجسته زندگی امام علی(ع) عهده داری بیشترین مسؤولیت به عنوان حاکم است.
در اسلام فردی حاکم است که مسؤولیتش از دیگران بیشتر و خطیرتر باشد. حاکم مانند برادری مهربان و خادمی دلسوز و امین، وظیفه خود را بدون منت انجام می‌دهد.

 

حاکم اسلامی علاوه بر مسؤولیت خطیر و فراوان باید در ارتباط با مردم نیز سرآمد باشد.امیرالمومنین(ع) در این بعد چگونه حاکمی بودند؟
- امام علی(ع) الگوی تکریم مردم است. حاکم باید به قدری به مردم نزدیک باشد که هر کس در هر رتبه و مقامی که باشد، ساده و بی‌پیرایه در مجلس او بنشیند و از جانب دیگران تحقیر نشود.
علی(ع) زمامداری بود که حوایج خود را شخصاً عهده‌دار می‌شد. هر گاه امام به بازار می‌رفت و کالایی می‌خرید، خودش آن را به منزل حمل می‌کرد و هنگامی که مردم درخواست می‌کردند که ما عهده دار می‌شویم می‌فرمود: «رَبُّ‏ الْعِیَالِ‏ أَحَقُّ‏ بِحَمْلِه‏»( بحار الأنوار؛ ج41، ب105، ح1)
از دیگر صفات و ویژگی‌های ایشان به عنوان حاکم اسلامی مواظبت بر بیت المال بود. گاهی اوقات در حالی که بیت المال مسلمین در اختیارش بود، شمشیر خود را در معرض فروش می‌گذارد.
آن در بحث هم نشینی با فقراء نیز سرآمد است. امام علی(ع) زمامداری بود که همواره با ضعیفان و بینوایان مصاحبت داشت و از آنها دلجویی می‌کرد و به کارها و شکایات و مظالم، شخصاً رسیدگی می‌نمود.
امام (ع) در ساده زیستی در خوراک و پوشاک نیز الگوی همان است. امام علی(ع) همیشه نان جو می‌خورد و از غذاهای لذیذ تناول نمی‌کرد. امام لباس خود را وصله می‌زد و جامه وصله دار می‌پوشید در شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 23 به نقل از ایشان آمده است که:« یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَتَذُلُّ بِهِ النَّفْسُ وَیَقْتَدی بِهِ الْمُؤْمِنُون: قلب انسان به وسیله لباس مندرس، فروتنی می‌یابد، و نفس انسان خوار می‌شود و دیگر مؤمنین نیز از این روش درس می‌گیرند».

 

از ویژگی‌های حکومتی علی(ع) دوری از مدح و ثنای مردم عنوان شده است. مصادیق تاریخی این ادعا چیست؟
-هنگامی که آن حضرت به سوی شام می‌رفت، دهقانانِ انبار ایشان را دیدند، پیاده شدند و مراسمی انجام دادند. حضرت فرمود: این چه کاری است که انجام دادید؟
گفتند: مراسمی است که با آن به امیران (زمامداران) احترام می‌کنیم.
مولا فرمود:« وَ اللهِ مَا یَنْتَفِعُ‏ بِهَذَا أُمَرَاؤُکُمْ وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی أُخْرَاکُمْ:
به خدا سوگند امیران شما از این کار (تملقات و تشریفات) سودی نمی‌برند. شما خود را در دنیا به رنج و زحمت می‌اندازید و در آخرت به این کار، شقی و بدبخت می‌شوید». (نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 37) وقتی یکی از افراد، در حالی که حضرت سوار بودند، چند قدمی به عنوان احترام، پیاده امیر مؤمنان(ع) را مشایعت کرد، این عمل بر آن حضرت گران آمد و فرمود:« اِرْجِعْ فَاِنَّ مَشْی مِثْلِکَ مَعَ مِثْلی فتنةٌ لِلْوالی وَمَذِلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ: برگرد که پیاده آمدنِ مثل تو با مثل من، برای والی فتنه و برای مؤمن، خواری و ذلت است».( همان. حکمت322)

روزی یکی از اصحاب، در مدح و ثنای آن حضرت بسیار سخن گفت مولا آن را از او نپذیرفت و به او و دیگران تذکر داد که برنامه حکومتی او، برنامه هایی که اسلام آن را منسوخ کرده است نیست، و از این مدح‌ها و سپاس‌ها، ناراحت است و دوست ندارد از کسی این ثنا خوانی‌ها را بشنود؛ زیرا خداوند در حمد و سپاس و نیایش و عظمت و کبریا، از هر کس سزاوارتر است.
از جمله، آن حضرت فرمود: با من آن گونه که با ستمکاران وجباران سخن گفته می‌شود، سخن نگویید و از من آن گونه که در حضور پادشاهان تحفظ کرده می‌شود، تحفظ نکنید (آنچه را می‌خواهید با الفاظ و عبارات عادی بیان دارید.) و تملق و چاپلوسی ننمایید و گمان نکنید که من از شنیدن سخن حق ناراحت می‌شوم.
تا به اینجا که می‌فرماید: «فَاِنَّما اَنَا واَنْتُمْ عَبیدٌ مَمْلُوکُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَیْرُهُ؛ جز این نیست که من و شما بندگان مملوکیم از برای پروردگاری که پروردگاری غیر از او نیست »(همان/ خطبه 16)

 

شیوه حکومتداری امیرالمومنین(ع) حاوی چه نکاتی است؟
- به نظرم تمام حسن روابط حکومت با جامعه در درک همین جمله است که حاکم به راستی در یابد که در بندگی، هیچ برتری بر رعایایش ندارد و همه بنده و مملوک پروردگار جهان می‌باشند.
اینجاست که همه توقعات بی جا از بین می‌رود؛ تمام تکبرها، خودخواهی‌ها، فرعونیت‌ها و فخر فروشی‌ها نابود می‌شود؛ تمام تشریفات حذف می‌گردد و وجود حاکم، الگوی تواضع و فروتنی و ادب نسبت به رعایا می‌شود و مصداق آیه کریمه «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً‏» ( قصص، آیه 83) می‌باشد و اگر رعیت هم این معنی عالی را درک کند، وجودش سرشار از عزت نفس و شرافت می‌شود و از تملق و نیایش و نسبت دادن عناوین و القاب و مدایح بی معنی، ابا می‌ورزد و به آن زمامدار علاقمند می‌شود؛ در نتیجه عالی‌ترین روابط بین جامعه و حکومت برقرار می‌گردد.