پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
بررسی دلایل تضاد میان اسراییل و فلسطین از گذشته تا به امروز، در تحلیل جنگ فعلی موثر است. برخی در اسراییل با نگاههای تندمذهبی به دنبال ایدههای آخرالزمانی و برای به کرسی نشاندن روایت خود به آتش جنگ دامن زدند. نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز بارها در هفته های اخیر از ادبیات دینی در سخنرانی های خود استفاده کرده است.
به جهت بررسی موضوع فوق گفتگو کردیم با رحمان قهرمانپور، کارشناس بین الملل، که در ادامه مشروح آنرا میخوانیم:
• نگاه اخر الزمانی چقدر از سیاستهای اسراییل را در بحث فلسطین شکل میدهد و همینطور حمایت آمریکا از اسراییل را تحت تاثیر قرار میدهد؟
باید در مورد این سوال به چند نکته توجه کرد. آمریکا و اسراییل روابط استراتژیک و نزدیکی دارند. لابی طرفدار اسراییل از دهه 1960 در ایجاد این روابط نقش اصلی داشته است. این روابط نافی استقلال عمل اسراییل نیست. هرجا که اسراییل بتواند به تنهایی و مستقلا عمل کند این کار را انجام می دهد حتی اگر آمریکا مخالف باشد. اما در موارد حساسی مثل برخورد با ایران و محور مقاومت که میتواند سیاست منطقه ای آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد، تل آویو معمولا سعی میکند که حمایت و رضایت آمریکا را جلب کند، زیرا نگران است که اگر چارچوب کلی سیاست منطقهای آمریکا را بهم بزند، حمایت آمریکا را در برخی موارد از دست بدهد. دلیل امر این است که بین آمریکا و اسرائیل هم مثل خیلی از کشورهای دیگر اختلافاتی وجود دارد. در حالیکه بسیاری از احزاب اسرائیل راه حل دو دولت را تمام شده می دانند و بر عادی سازی تاکید دارند، سیاست دولت بایدن تلاش برای راه حل دو دولت و توجه به ایجاد دو دولت در سرزمین های 1948 است.
احزاب راست گرا و به طو رمشخص حزب لیکود در سیاست های خودشان معمولا به توجهیات مذهبی و برگرفته از تورات رو میآورند ولی واقعیت امر این است که اینها احزاب سکولار هستند و بیشتر از آنکه مذهبی باشند، سعی می کنند از توجهیات مذهبی بهره سیاسی بگیرند و زمانکه لازم باشد مذهب را کنار می گذارند. برای اسرائیل بحث های آخرالزمانی یک ویترین است و احزاب سکولاری مثل لیکود اساسا به این شکل باورها معتقد نیستند.
• آیا نگاه اسرائیل به جنگ علیه فلسطینی ها عقیدتی و ایدئولوژیک است؟
واقعا نمیتوان گفت که جنگ اسراییل و فلسطین تا چه حد هویتی و عقیدتی و تا چه حد ناشی از منافع است. این دو در سیاست اسراییل در هم تنیده شده هستند. اسراییل یک روایت هویت رسمی دارد که ما به آن روایت هویت صهیونیستی میگوییم که در آن روایت فلسطینیها، دگر هایی هستند که مانع اصلی رهایی و سعادت ملت یهود فرض میشوند، بنابراین اسراییل مقابله با فلسطینی ها را به نوعی هویتی و ایدئولوژیک جلوه می دهد. در عین حال از منظر یک دولت-ملت مدرن، اسراییل نیازمند تثبیت مرز های خود است تا به یک قدرت بازدارنده دست پیدا کند؛ از این نظر سیاست اسراییل در مقابل فلسطین نمونهای از توسعه طلبی سرزمینی یک دولت مدرن است. اسراییل از زمان تاسیس در اکتبر1948 در چندین مرحله سرزمینهای خود را گسترش داده و بخشی از سرزمینهای فلسطینیها را به خاک خود محلق کرده است و الان هم به دنبال این است که بخشی از کرانه باختری را به خاک اسراییل محلق کند و سرزمینهای خود را گسترش دهد. ما به این فرآیند توسعهطلبی سرزمینی میگوییم.
• تضاد نگاه افراطیهای در اسراییل با نیروهای دیگر و نسل جوان آنها در چیست؟
باید توجه کنیم که در اسراییل، تضادها و شکاف ها متعددی وجود دارد، شکاف بین اعراب اسراییلی، شکاف بین اعراب سکولار و مذهبی، شکاف بین ملیگرایان یهود و جهان گرایان؛ شکاف بین اشکنازیها و سفاردیها و... نتیجتا تضاد نگاه افراطی باید مشخص شود، در ادبیات اسراییلشناسی گروه های افراطی را کسانی میدانیم که به نوعی یهودیت افراطی یا ملیگرایی یهودی افراطی یا صهیونیسم افراطی را باور دارند و طیفهای مختلف هستند. حزب تورات واحد یک حزب افراطی مذهبی است. در مقابل احزاب سکولار مانند حزب کارگر داریم. دعوا این ها بر سر برخورد با فلسطین، صلح با فلسطین، حدود و اختیارات دولت یهود که در لایحه اصلاحات قضایی آمد و مسئله دیگر دامنه به کار گیری قوانین و رسوم مذهبی در جامعه است. اینها عمدهترین اختلافاتی است که بین گروههای افراطی در اسراییل وجود دارد.
• در بحث گروه های فلسطینی، تقسیم بندی ها چگونه است؟
در مورد فلسطینی ها میتوان گفت که حماس و فتح هر کدام رویکرد متفاوتی نسبت به اسراییل دارند، فتح بر رویکرد ناسیونالیسم عربی تاکید داشت و آن را به عنوان یک مسئله ملی برای اعراب تعریف میکرد و میگفت اعراب زمانی دولت-ملت خواهند شد که تهدید اسراییل را دفع کنند. اما حماس و جهاد اسلامی که بعد از 1990 شکل گرفتند، به مسئله فلسطین از زاویه اسلام سیاسی نگاه میکنند. فرض اولیه حماس و جهاد اسلامی این است که رویکرد فتح شکست خورده و نه تنها منجر به رفع تهدید اسراییل نشده بلکه موجب این شده که فلسطینیها سرزمینهای بیشتری را به اسراییل واگذار کنند. حماس با وحدت مسلمین، فشار اسلامگرایان سیاسی و مقاومت در برابر اسراییل به مسئله فلسطین نگاه میکند، بنابراین در خود فلسطینیها هم شاهد دو نگاه متفاوت هستیم. در سالهای اخیر از شدت ملیگرایی فتح کاسته شده است. اما رویکرد حماس ناشی از اسلام سیاسی است.
• اخیرا دیده شد که تعدادی از اولترا ارتودکس ها در اسراییل با پلیس در مخالفت به حمله علیه غزه درگیر شدند؛ تفاوت اولترا ارتودکس ها با احزاب سیاسی مثل شاس و افرادی مثل بن گویر در چیست؟ و چقدر هر کدام در سیاستگذاری دولت در امور خارجی و مربوط به اراضی اشغالی نقش دارند؟
کسانیکه با پلیس اسراییل درگیر می شوند احزاب ارتکدس مذهبی نیستند، اینها یهودیان سنتی هستند که مخالف تشکیل دولت یهودی در اسراییل هستند، چرا که تشکیل دولت را بر خلاف آموزههای تورات میدانند. آن ها معتقدند تا زمان ظهور تشکیل هر دولت یهودی و به دست گرفتن قدرت توسط این دولت با آموزههای تورات در تضاد است زیرا از نظر آنها تبعید یهودیان بعد از حادثه طور سینا خواست الهی بوده و اگر دولت یهود تشیکل شود بر خلاف خواست خداوند است. اینها با الترا ارتکدسها فرق میکنند، آنها قائل به حضور در سیاست و استفاده از دولت برای پیشبرد احکام مذهبی هستند در حالیکه یهودیان سنتی مخالف تشکیل دولت اساسا چنین چیزی را قبول ندارند.