پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : الكساندر
بارانكوف نيز همانند جوليان آسانژ به دولت اكوادور پناه برده است و هم
اكنون در اين كشور به سر ميبرد. او از مخالفان سرسخت دولت بلاروس است كه
فساد برخي مقامات دولتي را افشا كرده و سپس از بلاروس فرار كرده و به
اكوادور پناهنده شده است. بارانكوف يك افسر پليس و بازرس بخش مبارزه با
جرائم اقتصادي است كه در سال 2009 و پس از افشاي يك حلقه قاچاق مواد نفتي
كه مقامات بلندپايه دولت الكساندر لوكاشنكو، رييسجمهور بلاروس و نزديكان
او در آن دخيل هستند، از كشور خود فرار كرده و به اكوادور رفت. اين كشور
يكي از معدود كشورهايي است كه شهروندان بلاروسي ميتوانند بدون ويزا وارد
خاك آن شوند اما براي اقامت بلندمدت نياز به ويزا دارند.
پرونده الكساندر بارانكوف درست زماني نگاهها را به خود جلب كرده كه جوليان
آسانژ، موسس ويكي ليكس، به سفارت اكوادور در لندن پناهنده شده است.
بارانكوف از مقامات اين كشور خواسته است درخواست استرداد وي به كشورش را
قبول نكنند چراكه ميترسد در صورت بازگشت جان خود را از دست بدهد.
درباره آسانژ وضعيت مشخص است؛ زماني كه بريتانيا ميخواست او را در ارتباط
با پروندهيي كه در آن متهم به تجاوز بود به سوئد مسترد كند – و ممكن بود
او را از سوئد به كشوري ثالث يعني امريكا تحويل دهند- رافائل كورهآ،
رييسجمهور اكوادور بلافاصله مقاومت كرده و درباره درخواست تحويل او چنين
اظهار نظر كرده بود: «وقتي صحبت از حقوق بشر است، اكوادور مذاكره نميكند.»
اما درباره بارانكوف، ظاهرا اينچنين نيست و با اينكه يك قاضي اكوادوري
گفته كه او هرگز استرداد نميشود و پناهندگياش قطعي است، اما او همچنان
نگران است كه نكند اين پناهندگي پس گرفته شود و او را به مينسك پس بفرستند.
دولت بلاروس، بارانكوف را به تقلب و فساد متهم كرده است و طبق نظر دادگستري
اين كشور، او تلاش كرده از روساي شركتهاي نفتي اخاذي كند و به همين دليل
بايد هر چه زودتر به كشورش برگردانده و محاكمه شود. اما داستاني كه خود
بارانكوف روايت ميكند درست بر عكس است؛ او ميگويد يك شبكه فساد و اختلاس
اموال عمومي را كه افسران ارشد و نزديكان لوكاشنكو گردانندگان اصلي آن
هستند، افشا كرده و به همين دليل موجب خشم مينسك شده است.
آليونا كراسووسكايا كاسپروويچ، مدافع حقوق بشر و عضو سازمان غيردولتي
بلاروس، اولين كسي است كه درباره موقعيت بارانكوف هشدار داده است. به گفته
او «اين خشم مقامات بلاروس و اصرارشان براي دستگيري الكساندر ميتواند ثابت
كند كه او تهديدي براي دولت است». كاسپروويچ معتقد است بارانكوف كه
هماكنون كاملا در اينترنت فعال است، ناخواسته تبديل به يك فعال سياسي شده و
به خاطر افشاگريهاي شجاعانهاش لايق دريافت نشان اخلاق است. در سال 2010،
اكوادور بارانكوف را به مدت 55 روز به خاطر نداشتن ويزاي اقامت بلندمدت
زنداني كرد و بعد از بررسي پروندهاش، او را آزاد كرد و دادگاه اين كشور
عنوان پناهنده سياسي را به او اعطا كرد. اين دادگاه يك بار ديگر در اكتبر
سال 2011 اين تصميم را تاييد كرد.
اما دولت بلاروس كه به اين سادگيها دست بردار نيست، در ماه ژوئن دوباره
خواستار استرداد او شد. اين بار اتهام بارانكوف افشاي اسرار دولتي بود. روز
7 ژوئن 15 پليس او را در خانهاش در شمال كيتو دستگير كردند. اين اتفاق پس
از سفر لوكاشنكو به امريكاي لاتين و كيتو روي داد. لوكاشنكو و كورهآ كه
زير پرچم امريكاستيزي با هم متحدند، تفاهمنامهها و قراردادهاي همكاري
نظامي متعددي را به امضا رساندند. وكيل بارانكوف ميگويد پيش از ورود
لوكاشنكو به اكوادور، هياتي وارد اين كشور شده بود تا به طور خاص درباره
بارانكوف و پناهندگي سياسي او رايزني كند.
اين پرونده نشان ميدهد پذيرش پناهندگان سياسي از سوي اكوادور ممكن است به سبب مسائل ژئوپولتيكي محدود باشد.
وي در مصاحبهيي كه از طريق تلفن و از داخل محل زندان خود انجام داد، گفت:
«آنها مرا متهم به فساد و كلاهبرداري ميكنند. متهم كردن كسي به اين
اتهامات آسان است، زيرا كاركنان پليس، دادگاهها و دفاتر دادستاني بلاروس
همگي از نزديكان رييسجمهور و خانوادهاش هستند». بارانكوف ادامه داد: «پس
از آمدن لوكاشنكو همهچيز تغيير كرد. من ميخواهم اكوادوريها چشمهايشان
را باز كرده و شاهد باشند چه اتفاقي برايم ميافتد.»
مدافعان حقوق بشر ميگويند با توجه به سيستم قضايي و جزايي بلاروس ممكن است
بلافاصله پس از استرداد، او را شكنجه كنند و به شيوهيي غيرانساني و خشن
از او اعتراف بگيرند و حتي بدون دادگاهي عادلانه محكومش كنند. كاسپروويچ
اما معتقد است اتهامات مطرحشده عليه بارانكوف ممكن است به قيمت جانش تمام
شوند يا اينكه باعث شوند تا آخر عمر در زندان بماند. هر چند وزير خارجه
اكوادور گفته «شهروندي كه جانش در خطر است مسترد نميشود»، اما همه نگران
توافقي دير يا زود در اين باره هستند. رييسجمهور كورهآ در نهايت گفته
خودش در اين زمينه تصميمگيري خواهد كرد.
* اعتماد