هادی نیلفروشان در خبرآنلاین نوشت:
آیا داستان جدیدی که صدا وسیما برای انتقال ضریح جدید
حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به راه انداخته است، به نفع نهضت اباعبدالله
(ع) و ترویج مکتب عاشورا است ویا برعکس، ترویج عوام گرایی، و نمونه بارزی
از ضد تبلیغ علیه مکتب عاشورا و مصداق بارزی از بهانه دادن به دست دشمنان و
معاندان اسلام عاشورایی و عاشورای حسینی است؟
نخست: جریان انتقال ضرایح ائمه مدفون در عراق از ایران حکایتی تاریخی و
سابقهدار است. به عنوان مثال ضریح قبلی حضرت اباعبدالله (ع) نیز توسط جمعی
از هنرمندان و عاشقان آن حضرت در ایران ساخته شد و با تشریفاتی مشابه
تشریفات کنونی و البته بدون حمایت رسانهای رسانه ملی به عراق منتقل گردید.
در شهرهای مختلف ضریح حضرت مورد استقبال عموم طبقات مردم قرار میگرفت و
عاشقان کربلای حسینی عشق و علاقه و غم فراق و دوری خود را از آستان آن حضرت
نثار کاروان حامل ضریح آن پیشوای بزرگ دین مینمودند.
دوم: اینک اما شرایط و روزگار دیگری است. رسانه ملی هر شب با جلوات هنری
گوناگون داستان انتقال ضریح سالار شهیدان را بر مناره نموده است و طبعا
متولیان و دست اندرکاران این حرکت می بایست بتوانند قبل از تحریک عواطف
واحساسات پاک عاشقان خالص و صدیق اباعبدالله (ع)، به پرسشهای بنیادین و
مهمی که در باب این حرکت مطرح گردیده است پاسخگو باشند.
سوم: در اخبار به طور مکرر خاطر نشان می گردد که در ساخت ضریح جدید حضرت
سیدالشهدا (ع) 118کیلوگرم طلا و 4600 کیلوگرم نقره به کار رفته است و این
غیر ازچندین قطعه طلایی است که توسط مردم عاشق اهل بیت ( ع) برای این ضریح
هدیه گردیده است. پرسش نخست من از متولیان امر دین و علمای بزرگوار و مراجع
معظم تقلید آن است که اصولا مطلا کردن و زیور اندود کردن صحن و سرای حرم
های شریف اهل بیت (ع) و شبیه بارگاه سلاطین نمودن عمارت مضاجع شریفه این
بزرگواران چه نسبتی با سیره و سنت این بزرگان دارد؟ کدامیک از ائمه شیعه در
دوران حیات خود در خانههایی چنین مجلل میزیستهاند و درب و آستان بیوتات
خود را به طلا و نقره اندود کردهاند؟ اصولا مستند قرآنی و روایی فضیلت
مطلا کردن حرم اهل بیت (ع) چیست و کدام است؟ کجا و در کدام نقل معتبر،
رضایت خود حضرات ائمه (ع) از این قبیل تبرج ها و اسراف ها ثابت گردیده است؟
شیعه به تبعیت از سیره کدامیک از پیشوایان خود برای حرم آنان بارگاههایی
چنین با تجمل و پر هزینه میسازد؟
چهارم: ممکن است گفته شود برای این موضوع مستند قرآنی و
برهانی خاصی وجود ندارد، لکن از آن جهت که نشانه شدت علاقه و محبت عاشقان و
محبان اهل بیت (ع) و به ویژه سید و سالار شهیدان (ع) است، علماء و مراجع
بر آن صحه گذاردهاند. پرسش این است که مگر هر عمل ناصحیحی صرفا به اعتبار
اینکه نشانه علاقه مردم به ائمه است قابل تجویز است؟ یادمان نرفته است
اینکه در سالهای نخستین دهه 70 مقام معظم رهبری در سفری که به استان
کهکیلویه و بویراحمد داشتند در سخنانی سنت قمه زنی را – که آن هم از سوی
علمای سلف به نشانه علاقه به اهل بیت تجویز گردیده بود- به دلیل تبعات
مذموم و آثار مخربی که برای کیان تشیع در سطح جهان فراهم می آورد، حرام
اعلام نمودند.
پنجم: مدعای من آن است که نه تنها هیچ سنت و سیره معتبری بر این همه خرج
کردنهای تبرج گونه برای صحن و سرای ائمه (ع) صحه نمیگذارد بلکه این قبیل
رفتارها با سنت خود ائمه (ع) مبنی بر سادگی و دور بودن از زیورهای دنیوی در
تناقض اشکار است. در تعجبم که علمای بزرگوار که عمرشان را در توغل در آثار
و مآثر اهل بیت (ع) گذراندهاند چگونه بر چنین اعمال انحرافی صحه
میگذارند. اگر کسانی هستند که دوست دارند با تقدیم مال و ثروتشان عشق و
علاقه خود را به پیشوایان دینشان ابراز دارند در این عشق و در این حرکت هیچ
خدشه و خللی وارد نیست، اما این رسالت عالمان دین است که این عاشقان و
محبان را به مسیری رهنمون سازند که خود ائمه (ع) نیز بر آن مسیر تاکید
داشته و تاییدات موکد خود را در مواقع مختلف نسبت به آن ابراز داشتهاند.
بگذارید صریحتر بپرسم: در همین شهر قم و دیگر شهرهایی که در مسیر کاروان
ضریح مطلای حضرت اباعبدالله (ع) قرار دارد، دهها نفر از شیعیان آن حضرت
هستند که از فرط فقر و ناداری شبها سر گرسنه بر بالین می گذارند و از
بیکاری و کم درآمدی به هزار و یک انحراف و اعوجاج مادی و معنوی مبتلا
گشتهاند. آیا اگر خود سالار شهیدان امروز حاضر باشند به شیعیان دارا و
مکنت دار خود توصیه نمیکنند که اگر مالی دارید و میخواهید آن را نثار من و
راه من سازید، گرسنگان و ناداران شهر و دیار خود را دریابید؟ و آیا
نخواهند فرمود که تا در شهر شما عاشقان منٍ حسین، گرسنهای و ناداری و کم
سوادی و بی هنری هست که از فرط ناداری و فقر و کم سوادی و بی هنری به گناه و
انحراف کشده شده است، لزومی نکرده است که مرقد مرا با 118کیلوگرم طلا مزین
سازید؟
ششم: ممکن است گفته شود چرا هنگامی که دهها مقابل این مقدار طلا توسط مردم
صرف هزینه های غیرضروری میگردد، کسی صدایش بلند نمیشود ولی هروقت مقداری
پول خرج مواردی نظیر این میشود، منتقدان صدایشان برمیخیزد. پاسخ روشن
است: اینجا پای دین و دینداری و دینداران مطرح است. اینجا پای شعائر دینی و
کیان تشیع مطرح است. مردم اگر هزاران مقابل این مقدار طلا و جواهر را صرف
هزینههای بیفایده نمایند، اگرچه جای تاسف است و بر عهده مسئولان است که
آگاهیهای لازم را به مالداران بدهند، اما آن اسراف، پرسش و ابهام و
شبههای را متوجه دین و عقاید شیعه نسبت به ائمه همام خود و دینداران و
علمای دین نمیسازد، اما اینجا پای اعتقادات بنیادین شیعه نسبت به شان و
جایگاه ائمه (ع) مطرح است. باید توجه کرد که امروز و در عصری که هر خبر در
هر نقطه کوری از دنیا به سرعت روی شبکههای اجتماعی و خبری قرار میگیرد،
اعمال و افعال شیعیان و عالمان شیعه و وضوع و حال جامعه شیعی مقابل
میلیونها چشم ناظر وتحلیلگر قرار دارد. ما باید بتوانیم از عقاید و شعائر و
آئینهای مذهبیمان با استدلال و برهان دفاع نماییم. آیا ناظران و
قضاوتکنندگان بیطرف، با دیدن این قبیل هزینههای گزاف و طلاکاریها و
تزیینات تجملاتی مقابر ائمه شیعه (ع) در کنار این همه رنج و فقر و بی
آموزشی و کم سوادی و کم هنری آحاد جوامع شیعی چه قضاوتی خواهند نمود؟
هفتم: طلااندود کردن آستان سالارشهیدان چه نسبتی با راه و مکتب آن حضرت
دارد؟ اصلا فرض کنیم که همه خشتهای حرم اباعبدالله (ع) را با شمشهای طلا و
تمام دیوارها و سنگفرشها را با لایهای از طلا کار کردیم، آیا این قبیل
تشریفات عوامانه ذرهای به عظمت دستگاه سالار شهیدان میافزاید؟ و آیا اگر
بنای مضجع مطهر و شریف آن حضرت با معماری ساده و اثرگذار اسلامی که خالی از
تجملات و تشریفات شاهانه است بنا گردد، ذرهای از عظمت و معنویت آستان ملک
پاسبان آن حضرت کاسته میشود؟ آیا میزان واقعی ارادت جامعه شیعی به پیشوای
خود با میزان کیلوگرم طلایی که تقدیم ضریحش کردهاند باید سنجیده شود یا
با میزانی که آن جامعه به اهداف و آرمانهای والای آن حضرت نزدیک شده است؟
حسین (ع) جاودانه در تاریخ، حسین عدالت و حسین قیام در برابر ظالمان و
قدرتهای ضد خدایی است نه حسین دستبند و طلا و نقره. واقعا در حیرتم که چه
حکمتی بزرگان دین را به سکوت در برابر این قبیل انحرافات و رشد جریانهای
عوامگرایانه به مساله اباعبدالله (ع) آنهم پس از گذشت سی سال از پیروزی
انقلاب اسلامی و تاسیس حکومت شیعی واداشته است.
مخلص کلام آنکه من هم یک شیعه هستم و مفتخرم که حسین ابن علی (ع) سید و
سالارشهیدان امام من است. اما حسینی که من میشناسم عظمت و رفعتش نه به مطلا
بودن گنبدش است و نه به طلاآگین بودن ضریح مقدسش. روح حماسی حسین (ع) و
روح مکتب او با این قبیل انحرافات و اعوجاجات نسبتی ندارد و از نهاد
روحانیت آگاه شیعه انتظار میرود که در برابر ترویج این قبیل اقدامات
عوامانه و سطحی موضع بگیرد و ایستادگی نماید.