صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

چهارشنبه - ۱۹ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۸۶۳۸۵
تاریخ انتشار: ۴۰ : ۱۰ - ۱۶ آذر ۱۳۹۱
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

هادی نیلفروشان در خبرآنلاین نوشت:

 

آیا داستان جدیدی که صدا وسیما برای انتقال ضریح جدید حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به راه انداخته است، به نفع نهضت اباعبدالله (ع) و ترویج مکتب عاشورا است ویا برعکس، ترویج عوام گرایی، و نمونه بارزی از ضد تبلیغ علیه مکتب عاشورا و مصداق بارزی از بهانه دادن به دست دشمنان و معاندان اسلام عاشورایی و عاشورای حسینی است؟

نخست: جریان انتقال ضرایح ائمه مدفون در عراق از ایران حکایتی تاریخی و سابقه­دار است. به عنوان مثال ضریح قبلی حضرت اباعبدالله (ع) نیز توسط جمعی از هنرمندان و عاشقان آن حضرت در ایران ساخته شد و با تشریفاتی مشابه تشریفات کنونی و البته بدون حمایت رسانه­ای رسانه ملی به عراق منتقل گردید. در شهرهای مختلف ضریح حضرت مورد استقبال عموم طبقات مردم قرار می­گرفت و عاشقان کربلای حسینی عشق و علاقه و غم فراق و دوری خود را از آستان آن حضرت نثار کاروان حامل ضریح آن پیشوای بزرگ دین می­نمودند.


دوم: اینک اما شرایط و روزگار دیگری است. رسانه ملی هر شب با جلوات هنری گوناگون داستان انتقال ضریح سالار شهیدان را بر مناره نموده است و طبعا متولیان و دست اندرکاران این حرکت می بایست بتوانند قبل از تحریک عواطف واحساسات پاک عاشقان خالص و صدیق اباعبدالله (ع)، به پرسش­های بنیادین و مهمی که در باب این حرکت مطرح گردیده است پاسخگو باشند.


سوم: در اخبار به طور مکرر خاطر نشان می گردد که در ساخت ضریح جدید حضرت سیدالشهدا (ع) 118کیلوگرم طلا و 4600 کیلوگرم نقره به کار رفته است و این غیر ازچندین قطعه طلایی است که توسط مردم عاشق اهل بیت ( ع) برای این ضریح هدیه گردیده است. پرسش نخست من از متولیان امر دین و علمای بزرگوار و مراجع معظم تقلید آن است که اصولا مطلا کردن و زیور اندود کردن صحن و سرای حرم های شریف اهل بیت (ع) و شبیه بارگاه سلاطین نمودن عمارت مضاجع شریفه این بزرگواران چه نسبتی با سیره و سنت این بزرگان دارد؟ کدامیک از ائمه شیعه در دوران حیات خود در خانه­هایی چنین مجلل می­زیسته­اند و درب و آستان بیوتات خود را به طلا و نقره اندود کرده­اند؟ اصولا مستند قرآنی و روایی فضیلت مطلا کردن حرم اهل بیت (ع) چیست و کدام است؟ کجا و در کدام نقل معتبر، رضایت خود حضرات ائمه (ع) از این قبیل تبرج ها و اسراف ها ثابت گردیده است؟ شیعه به تبعیت از سیره کدامیک از پیشوایان خود برای حرم آنان بارگاه­هایی چنین با تجمل و پر هزینه می­سازد؟

چهارم: ممکن است گفته شود برای این موضوع مستند قرآنی و برهانی خاصی وجود ندارد، لکن از آن جهت که نشانه شدت علاقه و محبت عاشقان و محبان اهل بیت (ع) و به ویژه سید و سالار شهیدان (ع) است، علماء و مراجع بر آن صحه گذارده­اند. پرسش این است که مگر هر عمل ناصحیحی صرفا به اعتبار اینکه نشانه علاقه مردم به ائمه است قابل تجویز است؟ یادمان نرفته است اینکه در سال­های نخستین دهه 70 مقام معظم رهبری در سفری که به استان کهکیلویه و بویراحمد داشتند در سخنانی سنت قمه زنی را – که آن هم از سوی علمای سلف به نشانه علاقه به اهل بیت تجویز گردیده بود- به دلیل تبعات مذموم و آثار مخربی که برای کیان تشیع در سطح جهان فراهم می آورد، حرام اعلام نمودند.


پنجم: مدعای من آن است که نه تنها هیچ سنت و سیره معتبری بر این همه خرج کردن­های تبرج گونه برای صحن و سرای ائمه (ع) صحه نمی­گذارد بلکه این قبیل رفتارها با سنت خود ائمه (ع) مبنی بر سادگی و دور بودن از زیورهای دنیوی در تناقض اشکار است. در تعجبم که علمای بزرگوار که عمرشان را در توغل در آثار و مآثر اهل بیت (ع) گذرانده­اند چگونه بر چنین اعمال انحرافی صحه می­گذارند. اگر کسانی هستند که دوست دارند با تقدیم مال و ثروتشان عشق و علاقه خود را به پیشوایان دینشان ابراز دارند در این عشق و در این حرکت هیچ خدشه و خللی وارد نیست، اما این رسالت عالمان دین است که این عاشقان و محبان را به مسیری رهنمون سازند که خود ائمه (ع) نیز بر آن مسیر تاکید داشته و تاییدات موکد خود را در مواقع مختلف نسبت به آن ابراز داشته­اند. بگذارید صریح­تر بپرسم: در همین شهر قم و دیگر شهرهایی که در مسیر کاروان ضریح مطلای حضرت اباعبدالله (ع) قرار دارد، دهها نفر از شیعیان آن حضرت هستند که از فرط فقر و ناداری شبها سر گرسنه بر بالین می گذارند و از بیکاری و کم درآمدی به هزار و یک انحراف و اعوجاج مادی و معنوی مبتلا گشته­اند. آیا اگر خود سالار شهیدان امروز حاضر باشند به شیعیان دارا و مکنت دار خود توصیه نمی­کنند که اگر مالی دارید و می­خواهید آن را نثار من و راه من سازید، گرسنگان و ناداران شهر و دیار خود را دریابید؟ و آیا نخواهند فرمود که تا در شهر شما عاشقان منٍ حسین، گرسنه­ای و ناداری و کم سوادی و بی هنری هست که از فرط ناداری و فقر و کم سوادی و بی هنری به گناه و انحراف کشده شده است، لزومی نکرده است که مرقد مرا با 118کیلوگرم طلا مزین سازید؟


ششم: ممکن است گفته شود چرا هنگامی که دهها مقابل این مقدار طلا توسط مردم صرف هزینه­ های غیرضروری می­گردد، کسی صدایش بلند نمی­شود ولی هروقت مقداری پول خرج مواردی نظیر این می­شود، منتقدان صدایشان برمی­خیزد. پاسخ روشن است: اینجا پای دین و دینداری و دینداران مطرح است. اینجا پای شعائر دینی و کیان تشیع مطرح است. مردم اگر هزاران مقابل این مقدار طلا و جواهر را صرف هزینه­های بی­فایده نمایند، اگرچه جای تاسف است و بر عهده مسئولان است که آگاهی­های لازم را به مال­داران بدهند، اما آن اسراف، پرسش و ابهام و شبهه­ای را متوجه دین و عقاید شیعه نسبت به ائمه همام خود و دینداران و علمای دین نمی­سازد، اما اینجا پای اعتقادات بنیادین شیعه نسبت به شان و جایگاه ائمه (ع) مطرح است. باید توجه کرد که امروز و در عصری که هر خبر در هر نقطه کوری از دنیا به سرعت روی شبکه­های اجتماعی و خبری قرار می­گیرد، اعمال و افعال شیعیان و عالمان شیعه و وضوع و حال جامعه شیعی مقابل میلیونها چشم ناظر وتحلیلگر قرار دارد. ما باید بتوانیم از عقاید و شعائر و آئین­های مذهبی­مان با استدلال و برهان دفاع نماییم. آیا ناظران و قضاوت­کنندگان بیطرف، با دیدن این قبیل هزینه­های گزاف و طلاکاری­ها و تزیینات تجملاتی مقابر ائمه شیعه (ع) در کنار این همه رنج و فقر و بی آموزشی و کم سوادی و کم هنری آحاد جوامع شیعی چه قضاوتی خواهند نمود؟


هفتم: طلااندود کردن آستان سالارشهیدان چه نسبتی با راه و مکتب آن حضرت دارد؟ اصلا فرض کنیم که همه خشت­های حرم اباعبدالله (ع) را با شمش­های طلا و تمام دیوارها و سنگفرش­ها را با لایه­ای از طلا کار کردیم، آیا این قبیل تشریفات عوامانه ذره­ای به عظمت دستگاه سالار شهیدان می­افزاید؟ و آیا اگر بنای مضجع مطهر و شریف آن حضرت با معماری ساده و اثرگذار اسلامی که خالی از تجملات و تشریفات شاهانه است بنا گردد، ذره­ای از عظمت و معنویت آستان ملک پاسبان آن حضرت کاسته می­شود؟ آیا میزان واقعی ارادت جامعه شیعی به پیشوای خود با میزان کیلوگرم طلایی که تقدیم ضریحش کرده­اند باید سنجیده شود یا با میزانی که آن جامعه به اهداف و آرمانهای والای آن حضرت نزدیک شده است؟ حسین (ع) جاودانه در تاریخ، حسین عدالت و حسین قیام در برابر ظالمان و قدرتهای ضد خدایی است نه حسین دستبند و طلا و نقره. واقعا در حیرتم که چه حکمتی بزرگان دین را به سکوت در برابر این قبیل انحرافات و رشد جریان­های عوام­گرایانه به مساله اباعبدالله (ع) آنهم پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس حکومت شیعی واداشته است.


مخلص کلام آنکه من هم یک شیعه هستم و مفتخرم که حسین ابن علی (ع) سید و سالارشهیدان امام من است. اما حسینی که من میشناسم عظمت و رفعتش نه به مطلا بودن گنبدش است و نه به طلاآگین بودن ضریح مقدسش. روح حماسی حسین (ع) و روح مکتب او با این قبیل انحرافات و اعوجاجات نسبتی ندارد و از نهاد روحانیت آگاه شیعه انتظار می­رود که در برابر ترویج این قبیل اقدامات عوامانه و سطحی موضع بگیرد و ایستادگی نماید.