ديپلماسي ايراني: چاکهگل، سناتور سابق آمريکايي فردي است که به گزارش بلومبرگ در صدر فهرست باراک اوباما براي تصدي پست وزير دفاع ايالات متحده قرار دارد. پيش از اين نيز شايعههايي در مورد انتخاب هگل منتشر شده بود. دو هفته قبل جاش روگين، از فارن پاليسي به اين احتمال اشاره کرده بود که شايد هگل وزير دفاع يا امور خارجه بعدي آمريکا باشد. اينک سوزان رايس، نماينده آمريکا در سازمان ملل نام خود را از فهرست کانديداها براي راهيابي به وزارت خارجه آمريکا خارج کرده و اکنون موضع هر کانديدايي پست وزير دفاع يا وزير امور خارجه آمريکا در خصوص ايران، ارزش بررسي کردن را دارد. در ارزيابي مواضع هگل در مورد ايران بايد گفت که تصاوير چندان واضح نيست. هگل مانند اوباما بر اولويت ديپلماسي در تعامل با ايران تاکيد دارد. اما در حالي که اوباما، رئيسجمهور آمريکا از مدتها پيش اعلام کرده گزينه نظامي عليه ايران، آخرين گزينه است، اظهارات هگل در اين زمينه مبهم است. وي در دوران رياست جمهوري بوش به طور علني با اقدام نظامي عليه ايران مخالفت ميکند اما به نظر ميرسد از زماني که اوباما روي کار آمده، موضع وي نيز تغيير کرده است. در اوايل سال جاري، نام هگل در کنار 5 نويسندهاي در روزنامه واشينگتن پست قرار گرفت که اقدام نظامي را گزينه اي قابل قبول توصيف ميکردند. آنها گفتند از زماني که بوش کابينه را ترک کرده، نتوانستهاند اظهار نظر روشني در مخالفت يا حمايت از گزينه نظاميپيدا کنند. اما در صورت انتخاب هگل از سوي اوباما، اظهاراتي که وي در زمان رياست جمهوري بوش عليه جنگ مطرح کرده بود، اهميت پيدا ميکند. البته اين احتمال وجود دارد که هگل از آن پس با توجه به تحولات در برنامههاي هستهاي ايران، ايده خود را تغيير داده باشد. با اين وجود وي همچنان در مصاحبههاي خود از موضعگيري روشن در اين زمينه خودداري ميکند. در زير به بخشي از آنچه هگل در گذشته در خصوص ايران گفته، اشاره ميشود: نوامبر 2005 در شوراي روابط خارجي آمريکا: هرگونه راهکار بادوام در مورد برنامههاي هستهاي ايران به مذاکره مستقيم ايالات متحده با اين کشور نياز دارد. آمريکا قادر است که در يک ديالوگ مستقيم با ايران وارد شود بدون اينکه ريسک به خطر افتادن منافع يا اهدافش وجود داشته باشد. آوريل 2006 در سفر به اسلامآباد: من ميگويم که اقدام نظاميعليه ايران يک گزينه مسئولانه و قابل پذيرش نيست. من بر اين باورم که راهکار سياسي، پاسخ اين مشکل است نه راهکار نظامي. تمامي اين موضوعات به راه حلي سياسي نياز دارند. اکتبر 2007 در نامه اي محرمانه به بوش: رئيسجمهور عزيز: من اين نامه را مينويسم تا به شما توصيه کنم گفت و گوهاي مستقيم، غير مشروط و جامع را با دولت ايران دنبال کنيد. مارس 2012 در گفت و گو با المانيتور: اين روزها کشتارهاي وسيعي وجود دارد. اين کشتارها آغاز شده است و شما نميتوانيد آن را کنترل کنيد. اين روند رو به توسعه است. آنها همواره انجام ميدهند و انجام خواهند داد. اما ما لزوما در يکي از دو گزينه محصور نشده ايم. اما ما در اين کشور گزينههاي اشتباه را دوست داريم. سپتامبر 2012 در مقاله اي براي واشينگتن پست: جنگ با ايران غير قابل اجتناب نيست اما امنيت ملي آمريکا از سوي ايران مجهز به سلاح هستهاي تهديد ميشود. سياست ما با سياست روساي جمهور آمريکا همخواني دارد که بيش از يک دهه است تمامي گزينهها شامل گزينه نظامي را براي مواجه با ايران روي ميز نگاهداشته اند. اما از آنجايي که اقدام نظامي، پيامدهاي ويژهاي براي منافع آمريکا به همراه دارد، بايد از برآورد اهداف و پيامدهاي احتمالي درک روشني داشته باشيم.