صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

پنجشنبه - ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۰۹۵۳۴
تاریخ انتشار: ۲۷ : ۱۹ - ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
العربی الجدید تحلیل کرد؛
اما در نهایت روشن شد که در این موضوع توافقی حاصل نشده و ترامپ «اصول» شناخته‌شده نتانیاهو را نپذیرفته است. مهم‌تر آنکه فضای حاکم بر دیدار و شیوه سرد اعلام نتایج آن نشان داد که ترامپ عمداً از برجسته‌کردن این سفر خودداری کرده و نشانه‌هایی ارائه داده که بر سر این پرونده خط روشنی میان کاخ سفید ـ به‌عنوان تصمیم‌گیرنده مذاکرات ـ و متحدی که برای تغییر رویکرد رئیس‌جمهور شتاب داشت، کشیده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

العربی الجدید نوشت: پیش از دیدار روز چهارشنبه در کاخ سفید میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نشریه «جِوییش اینسایدر» که با مواضع دولت آشنایی دارد، پیش‌بینی کرده بود که «پس از این دیدار روشن خواهد شد که آیا درباره مذاکرات با ایران هم‌نظر هستند یا نه». نتانیاهو پیش از عزیمت به واشنگتن، به‌طور ضمنی به تلاش خود برای حل اختلافات با کاخ سفید اشاره کرده و گفته بود: «دیدگاه خود را درباره اصول (مناسب) این مذاکرات به رئیس‌جمهور ترامپ ارائه خواهم کرد؛ اصولی که معتقدیم نه‌تنها برای اسرائیل بلکه برای جهان اهمیت دارد.»

به گزارش سرویس بین‌الملل «اتتخاب»، در ادامه این مطلب آمده: اما در نهایت روشن شد که در این موضوع توافقی حاصل نشده و ترامپ «اصول» شناخته‌شده نتانیاهو را نپذیرفته است. مهم‌تر آنکه فضای حاکم بر دیدار و شیوه سرد اعلام نتایج آن نشان داد که ترامپ عمداً از برجسته‌کردن این سفر خودداری کرده و نشانه‌هایی ارائه داده که بر سر این پرونده خط روشنی میان کاخ سفید ـ به‌عنوان تصمیم‌گیرنده مذاکرات ـ و متحدی که برای تغییر رویکرد رئیس‌جمهور شتاب داشت، کشیده است؛ تلاشی که در نهایت بیشتر به مطالبه‌ای برای تبعیت از تصمیم کاخ سفید شباهت داشت.

 

از همان ابتدا، دولت آمریکا نسبت به این دیدار ـ که هم‌زمان با چهل‌وهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران برگزار شد ـ چندان مشتاق نبود. فضای سیاسی داخلی نیز تحت تأثیر پرونده‌های مربوط به اپستین همچنان کاخ سفید، کنگره و رسانه‌ها را درگیر کرده بود. با این حال، آنچه روشن بود این بود که ترامپ تصمیم خود را برای پیشبرد مذاکرات با تهران گرفته است. او بارها بر این موضوع تأکید کرده و معاونش، جی‌دی ونس، نیز صراحتاً اعلام کرده که اولویت، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است؛ به این معنا که تمرکز مذاکرات فعلاً باید بر موضوع هسته‌ای باشد.

همچنین، اشاره‌های دولت آمریکا به اعتراضات ایران و آمادگی برای حمایت از آن‌ها در روزهای اخیر کاهش یافته است؛ آن هم پس از دور مذاکرات در عمان و عزم دو طرف برای ادامه گفت‌وگوها. تنها سناتور لیندزی گراهام، پس از گذراندن آخر هفته در مارالاگو با ترامپ، بار دیگر به این موضوع پرداخت و خطاب به مردم ایران گفت که سخنان پیشین ترامپ مبنی بر اینکه «حمایت در راه است»، بیش از پیش تحقق خواهد یافت؛ سخنانی که بیش از هر چیز رنگ و بوی نمادین و حفظ ظاهر داشت.

 

برداشت غالب ـ یا محتمل‌ترین برداشت ـ این است که دولت ترامپ، یا دقیق‌تر بگوییم شخص ترامپ، درباره گزینه دیپلماتیک جدی است.

به نظر می‌رسد دیدار با نتانیاهو بیش از آنکه درباره «اصول» و پیشنهادهای او باشد ـ که شامل درخواست‌های شناخته‌شده‌ای چون «برچیدن برنامه هسته‌ای ایران» و محدودکردن برد موشک‌های بالستیک ایران به «حداقل ۳۰۰ کیلومتر» است ـ بر همین واقعیت تمرکز داشت. شاید به همین دلیل بود که این سفر حتی تشریفات معمول را هم نداشت: دیدار با حداقل تشریفات برگزار شد، نه استقبالی رسمی از رسانه‌ها پیش از آغاز گفت‌وگوها صورت گرفت، نه کنفرانس مطبوعاتی پس از آن برگزار شد و نه بیانیه رسمی مشترکی صادر شد. ترامپ تنها در صفحه «تروث سوشال» خود بر «ترجیح» مذاکرات با ایران تأکید کرد و گفت که این تصمیم را به نتانیاهو اطلاع داده است؛ بدون هیچ اظهارنظری از سوی نخست‌وزیر اسرائیل. چنین امری پس از دیداری در این سطح و درباره چنین موضوعی کم‌سابقه است.

در عین حال، پس از این دیدار، ترامپ به پنتاگون دستور داد برای اعزام دومین ناو هواپیمابر به منطقه خلیج فارس «آماده شود» تا در صورت لزوم اعزام شود؛ اقدامی که بنا به گزارش وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های بی‌نام، ممکن است «حدود دو هفته دیگر» عملی شود. احتمالاً این دستور بیش از آنکه نشانه تصمیمی قطعی باشد، تلاشی برای افزایش فشار بر ایران است. استقرار ناو اول به مذاکرات عمان انجامید و شاید اعزام ناو دوم نیز به تسریع توافق هسته‌ای مطلوب کمک کند.

این وضعیت پرسش‌های متعددی درباره ماهیت توافق احتمالی مطرح می‌کند: آیا ترامپ می‌تواند از نظر سیاسی توافقی شبیه به توافقی که در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد ـ حتی با محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر در غنی‌سازی ـ را تحمل کند؟ آیا ایران واقعاً به‌سوی توافقی برای توقف غنی‌سازی حرکت می‌کند، چنان‌که دولت آمریکا القا می‌کند؟ یا هر دو طرف صرفاً در حال خریدن زمان هستند؟ و آیا دولت آمریکا از مذاکرات به‌عنوان پوششی برای ایجاد بهانه جهت اقدام نظامی استفاده می‌کند، آن هم در شرایطی که فضای داخلی آمریکا تمایل چندانی به جنگ خارجی ندارد؟

پرسش‌ها فراوان است و تردیدها بیشتر. با این حال، برداشت غالب این است که دولت ترامپ ـ یا به‌طور دقیق‌تر، شخص ترامپ ـ در پیگیری گزینه دیپلماتیک جدی است. این ارزیابی با افزایش صداهایی تقویت می‌شود که هرچند به‌طور غیرمستقیم با موضع کلی اسرائیل همسو هستند، اما بر این نکته تأکید می‌کنند که «تهدید ایران تنها به مسئله هسته‌ای محدود نمی‌شود»؛ موضعی که از درخواست نتانیاهو برای گنجاندن موضوع موشک‌های بالستیک در دستور کار مذاکرات حمایت می‌کند. انتظار می‌رود با ازسرگیری مذاکرات، این لحن تشدید شود.

پرونده همچنان باز و مستعد غافلگیری است، حتی با وجود تأکید ترامپ بر مذاکرات. در نهایت، همه چیز به این بستگی دارد که آیا واشنگتن تصمیم گرفته توازن قدرت در منطقه را برهم بزند، یا معتقد است که هنوز زمان چنین اقدامی فرا نرسیده است.