پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : جزیرهها فقط نقطهای روی نقشه نیستند؛ یک وضعیت سیاسی-اقتصادی شکنندهاند. محدود در خاک، محدود در منابع و بهمراتب محدودتر در راههای دسترسی. کیش طی یک دهه گذشته زیر بار انبوه تصمیمهای «بهظاهر منطقی» له شده است؛ تصمیمهایی که هر کدام جداگانه شاید قابل دفاع باشند، اما در مجموع مزیت رقابتی جزیره را بهسرعت فرسودهاند.
کیش قرار بود ویترین اقتصاد آزاد ایران باشد؛ الگویی برای جذب سرمایه، آسانسازی تجارت و ارائه تجربهای متفاوت از حکمرانی اقتصادی. اما توسعه بدون «ثبات» ممکن نیست. تغییر مدیر هر دو سال یکبار، حتی اگر طبق روال اداری باشد، پیامی روشن به بازار میفرستد: «اینجا هیچ چیز قابل پیشبینی نیست». سرمایهگذار در چنین فضایی یا فرار میکند یا افق سرمایهگذاریاش را به چند ماه تقلیل میدهد.
اجرای مالیات بر ارزش افزوده، افزایش هزینههای رسمی و سختگیریهای پیدرپی، دقیقاً همان چیزی را هدف گرفته که قرار بود مزیت مناطق آزاد باشد: کاهش اصطکاک اقتصادی. وقتی هزینه مبادله بالا میرود، جذابیت ساختاری از بین میرود. از سوی دیگر، چسباندن برچسب «قاچاق» به کل ساختار مناطق آزاد، تصویری منفی و بازدارنده در ذهن سرمایهگذاران ساخته است. در اقتصاد، گاهی «تصویر» از واقعیت کشندهتر است.
در این میان، موضوع کیشایر فقط یک پرونده شرکتی نیست؛ مسئلهای راهبردی و حیاتی است. جزیرهای که راه زمینی ندارد، حملونقل هواییاش «خدمت جانبی» نیست؛ «شاهرگ حیاتی» اقتصاد و گردشگری آن است. بدون دسترسی پایدار، ارزان و قابل پیشبینی، نه گردشگر میآید، نه سرمایهگذار میماند.
خصوصیسازی میتواند ابزار افزایش بهرهوری باشد، اما نه وقتی پای یک دارایی راهبردی در میان است. کیشایر فقط مجموعهای از هواپیما و صندلی نیست؛ ابزاری است برای تضمین دسترسی در شرایط بحران، کنترل قیمت بلیت در اوج تقاضا و پشتیبانی از معیشت ساکنان جزیره. اگر این نقش در مدل واگذاری دیده نشود، چیزی که واگذار میشود فقط یک شرکت نیست؛ بخشی از آینده توسعهای کیش است.
طی دو سال گذشته این موضوع به مطالبه جدی و فراگیر کیشوندان تبدیل شده است:
- سال گذشته بیش از ۱۰ هزار امضا
- امسال بیش از ۷ هزار امضا
در کارزارهای مردمی فریاد زدند: «کیشایر باید به کیش برگردد». چون کیش بدون کیشایر، جزیرهای بدون نفس است.
کیش امروز بیش از همیشه به یک نگاه بلندمدت و منسجم نیاز دارد. در حالی که با تغییرات مدیریتی پیاپی، سیاستهای مالیاتی جدید و فشارهای نظارتی دستوپنجه نرم میکند، در آستانه یک تصمیم سرنوشتساز دیگر قرار گرفته است. مسئله این نیست که واگذاری انجام شود یا نشود؛ مسئله این است که آیا این تصمیم در چارچوب یک «استراتژی واقعی برای آینده کیش» اتخاذ میشود یا قربانی یک ضرورت کوتاهمدت و مقطعی خواهد شد.
اقتصادهای موفق، زیرساختهای حیاتی خود را صرفاً دارایی مالی نمیبینند؛ آنها را ابزار سیاستگذاری و تضمین تداوم توسعه میدانند. در کیش، هواپیما فقط وسیله جابهجایی نیست؛ «پل هوایی» است که کل اقتصاد جزیره روی آن ایستاده. تصمیم درباره این پل، تصمیم درباره بقای مدل توسعه کیش است.
اگر هنوز میخواهیم کیش ویترین رقابتپذیری ایران باشد، باید پیش از هر چیز «ستونهای ارتباطی» خود را با نگاهی راهبردی حفظ و تقویت کنیم. وقت تنگ است.