پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سهیل شادی در فراز نوشت: شرایط سیاسی و منطقهای کشور به یکی از حساسترین موقعیتهای تاریخی خود رسیده است. در مسائل اقتصادی، کشور با ناترازیهای متعدد از گاز و برق و آب گرفته تا بانکی و بودجهای مواجه است و در حوزه سیاست نیز تنشهای سیاسی میان ایران و آمریکا به اوج خود رسیده است.
رابطه ایران و آمریکا از سال ۱۳۹۷ و خروج ترامپ از برجام، تبدیل به تخاصم و جنگ شده است. جنگی که از سال ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۴ در جبهه اقتصاد بود و با وقوع جنگ ۱۲ روزه به حوزه نظامی نیز گسترش پیدا کرد. کارشناسان سیاسی نظرات مختلفی از آینده این نبرد بیان میکنند، که در این گزارش اقتصادی قصد بررسی آن را نداریم، اما آنچه که میتوان به طور قطع بیان کرد؛ دیر یا زود، اما هر جنگی پایانی دارد.
شرایط فعلی کشور را شاید بتوان از جهاتی به جنگ ۸ ساله تشبیه کرد. جنگی که در ابتدا کسی تصور طولانی شدن آن را نداشت، اما ۸ سال زمان برد و به جنگی فرسایشی تبدیل شد. چند ماه قبل از آنکه جنگ به پایان برسد نیز کمتر کسی فکر تمام شدن جنگ را میکرد، اما با امضای قطعنامه ۵۹۸، همه چیز تغییر کرد.
تغییرات قیمت دلار و مسکن قبل از انقلاب
پایان هر جنگ مانند شروع آن، اثرات قابل توجهی بر کشورها به خصوص بازارهای آن میگذارد. همانطور که شروع جنگ میتواند باعث مرگ بازارها شود، پایان جنگ نیز تحولات بزرگی در بازارها برجای میگذارد. قطعنامه ۵۹۸ که به عنوان پایان جنگ ۸ ساله محسوب میشود، تاثیرات قابل تاملی بر بازارهای کشور گذاشت. در ادامه این گزارش، سعی میشود تحولات بازارها به خصوص دلار که به عنوان لنگر ذهنی تورم ایران محسوب میشود را قبل و بعد از قطعنامه ۵۹۸ بررسی کنیم.
قیمت دلار از ابتدای دهه ۴۰ شمسی که اصلاحات گسترده اقتصادی توسط علینقلی عالیخانی وزیر وقت اقتصاد کشور شروع شد، ثابت ماند و در محدوده ۷ تومان بدون تحرک باقی مانده بود. در سالهای پایانی حکومت پهلوی، علیرغم تورمی که کشور به دلیل بیماری هلندی درگیر آن شد، دولت با پولپاشی و سرکوب نرخ ارز، سعی در ثابت نگهداشتن آن داشت. پدیده ارز چند نرخی نیز در اقتصاد ایران از آن زمان سر بلند کرد و نرخ دلار رسمی کشور ۷ تومان ثابت بود، اما در بازار آزاد به ۱۰ تومان نیز رسید.
علیرغم ثبات نسبی در قیمت دلار، قیمت مسکن قبل از انقلاب با توجه به رشد شهرنشینی و شیب تند مهاجرت مردم از روستا به شهر، افزایش قابل توجهی داشت. به طوریکه در سال ۱۳۳۶ قیمت هر متر مربع مسکن در تهران ۲۷ تومان بود، اما در سال ۱۳۵۷ این عدد به حوالی هزار تومان رسیده بود. افزایش ۳۷ برابری قیمت مسکن طی ۲۱ سال که ناشی از رشد مهاجرت به شهرها، بیماری هلندی در کشور و رشد اقتصادی بود.
تغییرات بازارها قبل از امضای قطعنامه ۵۹۸
پس از انقلاب ۱۳۵۷ باوجود اینکه تغییری بزرگ در سیاست و حکمرانی کشور رقم خورده بود، اما تحول بزرگی در نرخ دلار و طلا رخ نداد. قیمت مسکن نیز شامل تغییر بزرگی نشد، اما به دلیل مهاجرت فوری برخی افراد و ثروتمندان، لاجرم قیمت خانههای خود را با کاهشهای ۲۰ الی ۵۰ درصدی به فروش رساندند و این موضوع باعث کاهش قیمت مسکن در شهرهای بزرگ شد.
قیمت دلار بعد از انقلاب و تا قبل از وقوع جنگ در سال ۱۳۵۹ با نوسانات کمی همراه است. با شروع جنگ ۸ ساله، ترمز دلار بریده شد و به سرعت شروع به رکوردزنی میکند. قیمت دلار از حوالی ۱۰ تومان به ۱۰۰ تومان در ابتدای سال ۱۳۶۷ نزدیک میشود. افزایش ۱۰ برابری طی کمتر از ۱۰ سال که شاید اصلیترین دلیل آن نیز جنگ ۸ ساله باشد.
قطعنامه ۵۹۸ در ۲۹ تیر ماه ۱۳۶۶ توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شد و عراق دو روز بعد آن را پذیرفت. ایران، اما حاضر به قبول قطعنامه نشد و طی نامهای به رئیس سازمان ملل متحد، دلایل متعددی را عنوان کرد. یک روز بعد از صدور قطعنامه، آیتالله خامنهای رئیس جمهور وقت در این رابطه اعلام کرد: «ایران هرگز این قطعنامه را که با فشار و تحت نفوذ آمریکا تهیه و تصویب شده است قبول نخواهد کرد.»
آیتالله خمینی، بینان گذار جمهوری اسلامی ایران نیز ۸ روز پس از صدور قطعنامه در ۶ مرداد ۱۳۶۶ در پیامی به مناسبت ایام حج اعلام کرد: «چیزی به پیروزی نهایی در جنگ با عراق باقی نمانده و پذیرش قطعنامه در چنین شرایطی خیانت است. اکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیدهایم صدای ناآشنای صلح طلبی از کام ستمگران و جنگ افروزان به گوش میرسد.»
پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سقوط تمام بازارها
در چنین شرایطی با افزایش تنشهای سیاسی، بازارها دچار تلاطم شدیدتری شدند. قیمت دلار که زیر ۱۰۰ تومان باقی مانده بود، از مرز ۱۰۰ تومان گذر کرد و به حرکت خود ادامه داد. حدود یک سال بعد و در تیرماه ۱۳۶۷ با تداوم جنگ و عدم پذیرش قطعنامه توسط ایران، قیمت دلار تا مرز ۱۵۰ تومان هم رسید. اما ناگهان خبری تمام بازارها را دچار دگرگونی کرد.
شامگاه ۲۷ تیر ماه ۱۳۶۷ در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران خبر پذیرش قطعنامه اعلام میشود. در این تاریخ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد: «.. و اما در مورد پذیرش قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن میدیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلًا خودداری میکنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با پذیرش قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم…»
صبح آن روز بازارها ناگهان سقوط کردند و با شتابی وحشتناک ارزش خود را از دست دادند. قیمت دلار از ۱۴۵ تومان تا ۴۰ تومان سقوط کرد. ریزشی بیش از ۷۰ درصد در دلار و به تبع آن طلا که شوک بزرگی به سرمایهگذاران این بازارها بود. ریزش بازارها تنها به دلار و طلا بسنده نکرد و به بازار ملک هم کشیده شد. قیمت ملک در کشور نیز با سقوط بزرگی مواجه و حدود یک سوم شد. یکی از سازندگان مسکن در تهران به خبرنگار فراز میگوید: «یادم میآید در شرق تهران خانهای به قیمت ۹۱ هزار تومان خریدم. اما با پذیرش قطعنامه حتی ۳۰ هزار تومان هم از من نمیخریدند. بسیاری از سازندگان به دلیل این ریزش قیمت ورشکست شدند.»
سقوط قیمتی از بازارهای دلار و طلا و مسکن به سبدخانوار هم کشیده شد. بسیاری از بازاریان در این زمان ورشکست شدند؛ چون کالاهای مورد نیاز خود را به صورت نسیه خریده بودند و اکنون که قیمت آنها سقوط کرده بود، باید با قیمتهای قبل بدهی خود را پرداخت میکردند. سقوط تاریخی قطعنامه ۵۹۸ باعث سکته برخی از مردم ورشکسته که ارزش دارایی خود را از دست دادند، شد. این اتفاق به حدی فراگیر بود که در آن زمان در بهشت زهرای تهران، یک قطعه به نام قطعه ۵۹۸ مشهور شد. البته مقداری از این ریزش بزرگ در سال ۱۳۶۸ تعدیل شد، اما به هرحال در زمان پذیرش قطعنامه سقوط بزرگی در بازارها رخ داد.
تاریخ تکرار میشود؟
تصور غالب در آنزمان درباره تورم این بود که جنگ باعث ایجاد تورم و گرانیها شده است. همانطور که امروز بخشی از مردم این تصور را دارند که تحریمهای خارجی علت تورمهای بالا و ناترازیهای متعدد در کشور است. درواقع شرایط امروز کشور را میتوان از جهاتی مشابه جنگ ۸ ساله دانست اگرچه تفاوتهایی نیز در این میان وجود دارد.
در چنین شرایطی سوالی ممکن است برای مردم ایجاد شود، واکنش بازارها پس از پایان این جنگ چندساله است. جنگی که از سال ۱۳۹۷ مجدد در عرصه اقتصاد شدت گرفت و امروز به میدان نظامی نیز کشیده شده است. دیر یا زود این جنگ طولانی هم به پایان خواهد رسید و واکنش بازارها پس از آن دیدنی خواهد بود. آیا مجدد ریزشهای بزرگی مثل قطعنامه۵۹۸ خواهیم داشت یا بازارها ریزش کمتری تجربه خواهند کرد؟ سوالاتی برای پاسخ آن باید منتظر ماند و واکنش بازارها را تماشا کرد.