صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

يکشنبه - ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۰۹۹۱۳
تاریخ انتشار: ۲۹ : ۱۵ - ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
کوروش احمدی در گفت‌و‌گو با «انتخاب» تحلیل کرد؛
احمدی اظهار کرد: این احتمال وجود دارد که طرح موضوع برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی، بیش از آنکه بیانگر اولویت راهبردی آمریکا باشد، کارکردی تاکتیکی و مذاکراتی داشته باشد، اما حتما غنی سازی صفر برای ترامپ مهم است و با توجه به انتخابات میان دوره ای آمریکا، ممکن است نتواند از آن صرف‌نظر کند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس سیاست خارجی انتخاب: شرایط میان ایران و آمریکا بیش از پیش مبهم است. از یک سو بناست روز سه‌شنبه میان دو کشور مذاکره در ژنو ادامه یابد و از سوی دیگر ترامپ در سخنانی از تغییر نظام ایران سخن می‌گوید. در این بین مشخص نیست آیا مذاکرات می‌تواند به نتیجه برسد و باعث کاهش تنش میان دو کشور شود یا آنکه باید منتظر جنگ باشیم؟

کورش احمدی، دیپلمات پیشین، درباره این موضوع به «انتخاب» گفت: «تردیدی وجود ندارد که در روزهای اخیر لحن دونالد ترامپ قدری تندتر شده است. پیشتر در سخنان او وجوهی از خوش‌بینی دیده می‌شد؛ از جمله اینکه بیشتر بر تمایلش به توافق و اینکه ایرانی‌ها نیز تمایل به توافق دارند، تاکید داشت. اما در مواضع اخیر او چنین خوش‌بینی‌ای کمرنگ شده است. تغییر لحن او می‌تواند با فقدان نشانه ای دال بر توافق و نیز تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه، از جمله حرکت ناوگروه دیگری به سمت خاورمیانه مرتبط باشد. ایالات متحده به‌صورت تدریجی و مستمر، توان و تجهیزات نظامی خود را در اطراف آب‌های ایران افزایش داده است. در عین حال، اخباری راجع به پیشنهادی درباره تعلیق موقت غنی‌سازی به‌جای توقف کامل آن مطرح بوده است. گفته می‌شود ایران با این پیشنهاد مخالفت کرده است و همین موضوع ممکن است در تندتر شدن لحن ترامپ بی تاثیر نبوده باشد. ترامپ حتی در پاسخ به سوالی، از "تغییر رژیم به عنوان بهترین اتفاق" صحبت کرد. با این حال، در شرایط فعلی به نظر می‌رسد که با توجه به مذاکرات سه شنبه در ژنو، هدف اصلی آمریکا افزایش سطح تهدید به قصد اعمال فشار بیشتر باشد؛ هم تهدید کلامی و هم تهدید عملی از طریق تقویت نیرو در اطراف ایران».

او ادامه داد: «تاکنون نشانه‌ای از آمادگی ایران برای حرکت به سمت یک توافق خلاقانه درباره غنی‌سازی به شکلی که مورد قبول هر دو طرف باشد مشاهده نشده است. این البته همسو با موضع رسمی ایران است که همواره تاکید کرده حاضر نیست غنی‌سازی را کنار بگذارد. یکی از سناریوهای مطرح این است که تعلیق غنی‌سازی می‌تواند راه‌حلی میانه باشد؛ به این معنا که بر حق غنی‌سازی ایران تأکید شود، اما اجرای عملی آن برای مدتی مشخص تعلیق گردد. در چنین چارچوبی، اصل حق غنی‌سازی برای ایران وجود خواهد داشت و در عین حال، امکان شکل‌گیری توافقی برد-برد نیز فراهم خواهد شد. این می‌تواند راهی آبرومندانه برای عبور از بحران باشد، مقامات ما اگر چه گاه بر حق غنی‌سازی تاکید کرده اند، اما هنوز روشن نشده که آیا ممکن است با چنین تدبیری موافق باشند».

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «در طول یک سال اخیر، یعنی از زمان آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، مواضع آمریکا آشکارا تندتر شده است. ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود خواستار اصلاح برجام بود که می توانست حاکی از حفظ ساختار کلی برجام، ضمن تغییری در حواشی آن مانند تغییر در بندهای غروب و مانند باشد. اما دولت ترامپ در یک سال اخیر مبنا را بر غنی‌سازی صفر قرار داده‌است. غنی‌سازی صفر قدری مبهم است؛ نه الزاما تعلیق موقت از آن استنباط می شود نه توقف کامل؛ ضمن اینکه هر دو گزاره از آن قابل فهم است».

به گفته احمدی تا تاریخ ۱۶ ژانویه گذشته، موضوع برنامه موشکی ایران در اظهارات مقام‌های آمریکایی مطرح نبود و آنچه به‌عنوان خط قرمز در دستورالعمل ۴ فوریه ترامپ مطرح ‌شد، منع ساخت سلاح هسته‌ای و منع توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما بود. او در این راستا تشریح کرد: «در آن سند، موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌برد در چارچوب سلاح های متعارف که باید تحت تحریم باشد، مطرح بود و نه به‌عنوان یک خط قرمز. در این رابطه، مارکو روبیو نیز دو بار بر موشک‌های بالستیک قاره‌پیما تأکید ‌کرده بود. اما نتانیاهو خواستار سقف ۴۸۰ کیلومتر برای موشک های ایران شده بود. استیو ویتکاف برای اولین بار در ۱۶ ژانویه علاوه بر غنی‌سازی صفر، خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران، از لزوم وارد کردن موشکها و گروه‌های مقاومت در مذاکرات صحبت کرد. ترامپ نیز هفته قبل در گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز برای اولین بار به مسئله موشکی ایران اشاره کرد. البته این احتمال وجود دارد که طرح موضوع برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی، بیش از آنکه بیانگر اولویت راهبردی آمریکا باشد، کارکردی تاکتیکی و مذاکراتی داشته باشد.

ممکن است آمریکا این موضوعات را به‌عنوان یک حربه مذاکراتی مد نظر داشته باشد تا ایران را به پذیرش غنی‌سازی صفر راضی کند و در مقابل، از از اصرار بر برنامه موشکی صرف‌نظر کند. برای اسرائیل، مسئله موشکی اهمیت بیشتری دارد، زیرا در برد موشک‌های ایران قرار دارد؛ اما ممکن است آمریکا در مقطع کنونی این موضوع را به‌صورت مقطعی و برای افزایش فشار مطرح کند. همچنین بحث حمایت از گروه‌های محور مقاومت نیز، با توجه به کاهش توان این گروه‌ها و تحولات مقنطقه ‌ای، ممکن است بیشتر برای چانه‌زنی باشد. اما حتما غنی سازی صفر برای ترامپ مهم است و با توجه به انتخابات میان دوره ای آمریکا، ممکن است نتواند از آن صرف‌نظر کند».

احمدی در پایان گفت: «فکر نمی کنم تغییر نظام عملا در دستور کار آمریکا قرار داشته باشد و طرح این موضوع بیشتر با هدف اعمال فشار روانی و سیاسی صورت می‌گیرد. تجربه ونزوئلا نیز نشان می‌دهد که تمرکز آمریکا بیشتر بر تغییر رفتار حکومت‌هاست، نه لزوما تغییر حکومت ها. بعلاوه، تغییر رژیم بطور کلی از راه هوا ممکن نست و نیاز به اعزام نیروی زمینی دارد. در مواردی مانند عراق و افغانستان، صدها هزار نیروی نظامی اعزام شدند، اما درباره ایران چنین سناریویی مطرح نیست. اگر شایعاتی درباره اعزام نیروهای ویژه به برخی مناطق اطراف ایران نیز صحیح باشد، این حداکثر می تواند در ارتباط با عملیات نقطه ای و محدود باشد. ایران دارای چندصد هزار نیروی نظامی است و درگیری زمینی گسترده با نیروی ویژه برای آمریکا امکان‌پذیر نیست. افزون بر این، ترامپ متوجه هست که هرگونه اقدامی که به فروپاشی حکومت و بروز هرج‌ومرج گسترده منجر شود، می‌تواند بی‌ثباتی را به کل منطقه سرایت دهد و ازجمله امنیت تنگه هرمز را به خطر اندازد. به طوری که بازگرداندن شرایط منطقه به وضعیت پیشین مستلزم گرفتار شدن سربازان آمریکایی در باتلاقی دیگر و صرف هزینه های تریلیون دلاری باشد».