صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

چهارشنبه - ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۱۰۴۴۰
تاریخ انتشار: ۲۶ : ۱۹ - ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
اکونومیست:
فشار یا میانجیگری آمریکا ممکن است کمک کند. دونالد ترامپ که هرگز به خود تردید ندارد، معتقد است می‌تواند این بحران را پایان دهد: «خیلی راحت می‌توانم آن را حل کنم»، او در ۱۶ فوریه به خبرنگاران گفت. با این حال دیپلمات‌های منطقه می‌گویند رئیس‌جمهور مایل نیست در نزاعی میان دو متحد که خانواده‌اش را ثروتمند کرده‌اند دخالت کند. امارات تلاش‌های لابی‌گری خود را در واشنگتن افزایش داده است، جایی که همسویی‌اش با اسرائیل برایش حمایت به همراه دارد. لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از کارولینای جنوبی، در ۱۳ فوریه گفت: «بس کنید، عربستان سعودی.»
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اکونومیست نوشت: زبان دیپلمات‌ها مؤدبانه است. این موضوع به‌ویژه درباره کسانی که عربی صحبت می‌کنند صدق می‌کند؛ زبانی که به تعارفات و عناوین احترام‌آمیز گرایش دارد. در ماه دسامبر، وزارت خارجه عربستان سعودی بیانیه‌ای پنج‌پاراگرافی منتشر کرد که در آن چهار بار از واژه «شقیقه» («برادرانه») برای اشاره به امارات متحده عربی استفاده شده بود. این لحن برادرانه اما با موضوع بیانیه چندان همخوانی نداشت: پادشاهی عربستان تازه یک محموله تسلیحاتی اماراتی را در یمن بمباران کرده و امارات را به تهدید امنیت ملی خود متهم کرده بود.
 
به گزارش سرویس بین‌الملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: نزدیک به دو ماه بعد، دیگر کسی به چنین تعارفاتی پایبند نیست. بزرگ‌ترین قدرت‌های خلیج فارس درگیر منازعه‌ای رو به تشدید هستند. مقام‌های ارشد به‌ندرت با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. تبلیغات‌چی‌های مورد حمایت دولت‌ها برای حمله به طرف مقابل به کار گرفته شده‌اند. این دشمنی جنگ یمن را دگرگون کرده و کسب‌وکارهای فرامرزی را پیچیده‌تر ساخته است. دیپلمات‌ها و مدیران شرکت‌ها نگران‌اند که چه اتفاقی در ادامه رخ خواهد داد. برخی از تکرار بحران قطر در سال ۲۰۱۷ هراس دارند؛ زمانی که گروهی از کشورهای خلیج فارس (از جمله عربستان سعودی و امارات) به دلیل حمایت قطر از اسلام‌گرایان، این امیرنشین کوچک را تحریم کردند. احتمال آنکه اوضاع تا آن اندازه وخیم شود کم است—اما حتی یک اختلاف محدودتر نیز می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد.
 
عربستان سعودی و امارات متحده عربی دهه‌ها متحدان نزدیکی بوده‌اند. هر دو از اعضای اصلی شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، باشگاه پادشاهی‌های نفتی منطقه، و همچنین کارتل اوپک هستند. آنها سال‌ها در یمن در کنار هم علیه حوثی‌ها—شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران که در سال ۲۰۱۴ بخش بزرگی از کشور را تصرف کردند—جنگیدند. امارات پنجمین بازار بزرگ صادراتی عربستان برای کالاهاست و عربستان در رتبه نهم برای امارات قرار دارد؛ حجم تجارت دوجانبه سالانه به ۳۱ میلیارد دلار می‌رسد. پروازهای میان دبی و ریاض هفتمین مسیر بین‌المللی پرتردد جهان را تشکیل می‌دهد.
 
مانند هر دو متحدی، آنها نیز مشکلاتی داشته‌اند. منافعشان در یمن از سال ۲۰۱۸ شروع به واگرایی کرد؛ اختلاف بر سر سهمیه‌های تولید نفت در سال ۲۰۲۱ برای چند ماه اوپک را فلج کرد. با این حال رهبرانشان مشارکت دوجانبه را سنگ‌بنای امنیت خلیج فارس می‌دانستند و می‌کوشیدند اختلافات را محدود نگه دارند.
 
نقطه عطف در سال ۲۰۲۳ فرا رسید، زمانی که سودان به جنگ داخلی فرو رفت. سعودی‌ها از ارتش سودان حمایت کردند. امارات پول و سلاح در اختیار نیروهای «پشتیبانی سریع» (RSF)، شبه‌نظامی متهم به نسل‌کشی، قرار داد (امارات اذعان می‌کند در ابتدا حمایتی ارائه کرده اما انکار می‌کند که همچنان چنین می‌کند). سعودی‌ها این اقدام را دخالت خطرناک در جنگی می‌دانستند که تنها ۲۰۰ کیلومتر آن‌سوتر، آن سوی دریای سرخ، جریان داشت. اماراتی‌ها می‌گفتند ارتش تحت سلطه اسلام‌گرایان است. سپس در دسامبر، نزاع در یمن بالا گرفت؛ زمانی که «شورای انتقالی جنوب» (STC)، جدایی‌طلبان مورد حمایت امارات، به‌طور غیرمنتظره بخش بزرگی از قلمرو نیروهای مورد حمایت عربستان را تصرف کردند. سعودی‌ها شورای انتقالی را وادار به عقب‌نشینی کردند و امارات را از یمن بیرون راندند.
 
همانند همیشه در خلیج فارس، این دشمنی آمیزه‌ای از سیاست و مسائل شخصی است. عربستان از حمایت امارات از جدایی‌طلبان و شورشیان در سومالی، سودان، یمن و جاهای دیگر ناخشنود است و آن را بی‌ثبات‌کننده می‌داند. مقام‌های اماراتی پاسخ می‌دهند که بسیاری از این کشورها فقط در نام «دولت» هستند: بهتر است با جدایی‌طلبان قدرتمند متحد شد تا با دولت مرکزی شکست‌خورده. اماراتی‌ها از اسلام سیاسی بیزارند، در حالی که سعودی‌ها حاضرند برخی گروه‌های اسلام‌گرا را تحمل کنند. آنها همچنین درباره اسرائیل اختلاف نظر دارند؛ کشوری که امارات در سال ۲۰۲۰ آن را به رسمیت شناخت.
 
عربستان سعودی با ۲۰ میلیون شهروند، بزرگ‌ترین جمعیت را در میان اعضای GCC دارد، در حالی که امارات تنها یک میلیون شهروند دارد. این کشور که اقتصادش عضو گروه ۲۰ است و میزبان مقدس‌ترین اماکن اسلام محسوب می‌شود، خود را «نخست در میان برابرها» در خلیج فارس می‌بیند. ماه گذشته، یک مفسر نزدیک به دربار سلطنتی، امارات را «برادر کوچکِ سرکش» توصیف کرد. چنین سخنانی اماراتی‌ها را آزرده می‌کند؛ کشوری که اقتصادی متنوع‌تر و ارتشی توانمندتر (هرچند کوچک‌تر) دارد. آنها دیگر نمی‌خواهند در سیاست خارجی دنباله‌رو پادشاهی باشند.
 
اختلاف آنها به نبردی روایتی تبدیل شده است. مفسران در عربستان امارات را متهم می‌کنند که خدمتگزار منافع اسرائیل است، در حالی که همتایانشان ادعا می‌کنند محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، اسیر اسلام‌گرایان شده است. چند ماه پیش، انتشار چنین اظهاراتی ممکن بود به احضار از سوی پلیس بینجامد: در شرایط عادی، پادشاهی‌های خلیج فارس انتقاد از یکدیگر را تحمل نمی‌کنند. امروز به نظر می‌رسد هر دو دولت این حملات لفظی را تشویق می‌کنند.
 
دیپلمات‌هایی از چهار کشور غربی شکایت‌هایی از شرکت‌های مستقر در امارات شنیده‌اند که می‌گویند در عربستان با موانع اداری تازه‌ای روبه‌رو شده‌اند. کامیون‌ها در مرز متوقف شده‌اند؛ کارکنان نمی‌توانند ویزای تجاری سعودی دریافت کنند. در همین حال، شرکت‌های اماراتی از یک نمایشگاه بزرگ دفاعی در ریاض در همین ماه انصراف دادند. مدیران در حال تدوین برنامه‌های اضطراری‌اند در صورتی که اوضاع بدتر شود. کمتر کسی انتظار یک تحریم به سبک بحران قطر را دارد: پیوندهای اقتصادی احتمالاً آن‌قدر عمیق است که از گسست کامل جلوگیری کند. اما با این حال نگرانی وجود دارد.
 
نگرانی دیگر آن است که رقابت میان عربستان و امارات سایر درگیری‌ها را تشدید کند. این امر می‌تواند در شاخ آفریقا رخ دهد، جایی که اتیوپی (متحد امارات) و اریتره (شریک سعودی) به جنگ نزدیک به نظر می‌رسند. سعودی‌ها همچنین درباره سوریه نگران‌اند، جایی که اماراتی‌ها نسبت به احمد الشرع—جهادگرای سابقی که در سال ۲۰۲۴ پس از فروپاشی رژیم بشار اسد به قدرت رسید—تردید دارند.
 
مقام‌های سعودی می‌گویند اگر امارات از حمایت از شورشیان منطقه‌ای دست بردارد، این دشمنی پایان خواهد یافت. کمتر روشن است که اماراتی‌ها چه می‌خواهند—آنها به درخواست‌های متعدد برای اظهار نظر پاسخ نداده‌اند—اما بعید است در برابر خواسته‌های پادشاهی کوتاه بیایند. در چرخشی طنزآمیز، اکنون قطر در تلاش است میان محاصره‌کنندگان سابق خود میانجیگری کند. در ۴ فوریه، امیر این کشور با خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان و برادر ولیعهد، دیدار کرد. ده روز بعد او به ابوظبی رفت تا با محمد بن زاید، رئیس‌جمهور امارات، ملاقات کند. بحرین، مصر و ترکیه نیز در حال تلاش برای کمک به دیپلماسی هستند.
 
با این حال، تاکنون هیچ‌یک از این دیدارها پیشرفتی محسوس به همراه نداشته است. فشار یا میانجیگری آمریکا ممکن است کمک کند. دونالد ترامپ که هرگز به خود تردید ندارد، معتقد است می‌تواند این بحران را پایان دهد: «خیلی راحت می‌توانم آن را حل کنم»، او در ۱۶ فوریه به خبرنگاران گفت. با این حال دیپلمات‌های منطقه می‌گویند رئیس‌جمهور مایل نیست در نزاعی میان دو متحد که خانواده‌اش را ثروتمند کرده‌اند دخالت کند. امارات تلاش‌های لابی‌گری خود را در واشنگتن افزایش داده است، جایی که همسویی‌اش با اسرائیل برایش حمایت به همراه دارد. لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از کارولینای جنوبی، در ۱۳ فوریه گفت: «بس کنید، عربستان سعودی.»
 
در همین حال، سعودی‌ها می‌کوشند آن سوی مرز مشکل ایجاد کنند. در روزهای اخیر، حساب‌های مرتبط با عربستان در شبکه‌های اجتماعی شایعات تأییدنشده‌ای درباره سلامت شیخ محمد منتشر کرده‌اند. مفسران در پادشاهی همچنین تلاش کرده‌اند میان ابوظبی، پایتخت امارات، و رهبران شش امیرنشین دیگر این فدراسیون—که همه آنها با سیاست خارجی سخت‌گیرانه شیخ محمد موافق نیستند—اختلاف بیندازند. این تازه‌ترین بحران خلیج فارس سال‌ها در حال شکل‌گیری بوده و نشانه‌ای از پایان قریب‌الوقوع آن دیده نمی‌شود.