صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۱۰۷۹۹
تاریخ انتشار: ۲۵ : ۱۴ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
بله، ولادیمیر پوتین، مرد قدرتمند کرملین، به استفاده از قدرت سخت روسیه علاقه‌مند شده بود. جنگ‌های پوتین در چچن، گرجستان و سوریه، و همچنین اقدامات نظامی در کریمه و شرق اوکراین، برای او موفقیت‌هایی با هزینه نسبتاً پایین به همراه داشته بود. اما حمله به دومین کشور بزرگ اروپا پس از خود روسیه، می‌توانست چشم‌اندازی بالقوه فاجعه‌بار باشد که بی‌شک باید یک استراتژیست سرد و حسابگر مانند پوتین را به تأمل وادارد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

متیو چنس، خبرنگار ارشد امور جهانی در سی‌ان‌ان نوشت: در ساعات اولیه ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، وقتی روی پشت‌بام یخ‌زده هتلی در کی‌یف ایستاده بودم، این ایده که روسیه با وجود تجمع نیروها در مرز، حمله‌ای تمام‌عیار به اوکراین آغاز کند، هنوز تقریباً غیرقابل تصور به نظر می‌رسید.

به گزارش انتخاب، بله، ولادیمیر پوتین، مرد قدرتمند کرملین، به استفاده از قدرت سخت روسیه علاقه‌مند شده بود. جنگ‌های پوتین در چچن، گرجستان و سوریه، و همچنین اقدامات نظامی در کریمه و شرق اوکراین، برای او موفقیت‌هایی با هزینه نسبتاً پایین به همراه داشته بود.

اما حمله به دومین کشور بزرگ اروپا پس از خود روسیه، می‌توانست چشم‌اندازی بالقوه فاجعه‌بار باشد که بی‌شک باید یک استراتژیست سرد و حسابگر مانند پوتین را به تأمل وادارد.

ظاهراً چنین نشد؛ این را به یاد می‌آورم وقتی که با جلیقه ضدگلوله‌ام دست‌وپنجه نرم می‌کردم و موشک‌ها بر پایتخت اوکراین می‌باریدند.

چهار سال گذشته از این درگیری، بیش از یک فرضیه نادرست را آشکار کرده است؛ از جمله باور گسترده‌ای که حتی در میان متحدان کی‌یف وجود داشت مبنی بر اینکه اوکراین آن‌قدر ضعیف و بی‌سازمان است که نمی‌تواند در برابر یک تهاجم تمام‌عیار مقاومت کند.

به همین ترتیب، اعتبار شکست‌ناپذیری که پیرامون ارتش عظیم روسیه شکل گرفته بود نیز خدشه‌دار شده است.

بر اساس پژوهش یک اندیشکده به نام مؤسسه خدمات متحد سلطنتی (RUSI)، زمانی که کرملین آنچه را «عملیات نظامی ویژه» نامید آغاز کرد، انتظار داشت نیروهایش ظرف تنها ۱۰ روز کنترل اوکراین را در دست بگیرند.

بیش از ۱۴۵۰ روز بعد، آن جدول زمانی به‌طرز ناامیدکننده‌ای ساده‌لوحانه به نظر می‌رسد و ثابت شده که یک محاسبه بنیادین اشتباه بوده است؛ اشتباهی که هزینه‌ای ویرانگر در قالب درد، ویرانی و خونریزی به همراه داشته است.

تلفات

هزینه واقعی البته در روسیه‌ای که اطلاعات در آن تحت کنترل فزاینده قرار دارد، با دقت سرکوب می‌شود. آمار رسمی تلفات به‌شدت از دید عموم پنهان نگه داشته می‌شود، هرچند برآوردهای منابع متعدد نشان‌دهنده زیان‌هایی سرسام‌آور است.

برای مثال، تازه‌ترین پژوهش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) مستقر در آمریکا، شمار کشته‌ها و زخمی‌های روسیه را از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار نزدیک به ۱.۲ میلیون نفر برآورد می‌کند.

این رقم هولناک – که البته شامل تلفات سنگین اوکراین، که بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود، نیست – از مجموع تلفات «هر قدرت بزرگی در هر جنگی از زمان جنگ جهانی دوم» بیشتر است، بنا بر گزارش CSIS.

از این برآورد، تا ۳۲۵ هزار روس طی چهار سال گذشته کشته شده‌اند؛ برای درک بهتر، این رقم سه برابر مجموع تلفات واردشده به نیروهای آمریکایی در تمام جنگ‌هایی است که واشنگتن از سال ۱۹۴۵ تاکنون در آن‌ها شرکت کرده، از جمله در میدان‌های نبرد کره، ویتنام، افغانستان و عراق.

و با ورود جنگ اوکراین به سال پنجم، این حمام خون نظامی – همان‌طور که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ مکرراً اشاره می‌کند – تنها رو به وخامت می‌رود و هر ماه که می‌گذرد افزایش می‌یابد.

باز هم، کرملین این ارقام را تأیید نکرده است، اما مقام‌های اوکراینی اخیراً مدعی شدند که تنها در ماه دسامبر ۳۵ هزار سرباز روس را کشته‌اند. هدف اعلام‌شده برنامه‌ریزان نظامی در کی‌یف اکنون این است که سربازان روس را سریع‌تر از آنکه نیروهای جدید – که فعلاً عمدتاً داوطلب هستند – آموزش ببینند و به جبهه اعزام شوند، از پای درآورند.

میخایلو فدوروف، وزیر دفاع اوکراین، در یک نشست خبری اخیر به خبرنگاران گفت: «اگر به ۵۰ هزار برسیم، خواهیم دید چه بر سر دشمن می‌آید. آن‌ها به انسان‌ها به چشم یک منبع نگاه می‌کنند و کمبودها از هم‌اکنون آشکار است.»

این جنگ، از بیش از یک جهت، به یک بازی زشتِ اعداد تبدیل شده است.

اقتصاد

هر زمان که به مسکو سفر می‌کنم – شهری که بسیاری از دوستان و همکاران اکنون آن را ترک کرده‌اند یا از آن کنار گذاشته شده‌اند – چشمگیر است که جنگ بی‌رحمانه در اوکراین تا چه اندازه دور به نظر می‌رسد.

دست‌کم در ظاهر، پایتخت پرزرق‌وبرق روسیه با فروشگاه‌ها، کافه‌ها و ترافیکش، به‌خوبی از وحشت‌های خط مقدم مصون مانده است، جز رهگیری‌های گاه‌به‌گاه پهپادهای اوکراینی که صادقانه بگویم، اندکی از شهروندان مسکو توجهی جدی به آن می‌کنند.

پس از یک شوک کوتاه ناشی از تحریم‌ها بعد از تهاجم ۲۰۲۲، هزینه‌های نظامی روسیه افزایش یافت و اقتصاد آن رونق گرفت.

روسیه که از صادرات نفت و گاز تغذیه می‌شد، پیش‌بینی‌های غرب درباره فروپاشی اقتصادی را به چالش کشید و بنا بر صندوق بین‌المللی پول، در سال ۲۰۲۵ به نهمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد و از کانادا و برزیل پیشی گرفت. این در حالی است که پیش از آغاز جنگ اوکراین در رتبه یازدهم قرار داشت.

اما نشانه‌های فزاینده‌ای از فشار مالی خزنده دیده می‌شود که با اقتصاد جنگی تحریف‌شده مرتبط است.

یکی از مشکلات، رویه روزبه‌روز پرهزینه پرداخت پاداش‌های کلان به روس‌هایی است که با پیوستن به ارتش موافقت می‌کنند، به‌علاوه پرداخت‌های حتی بزرگ‌تر در صورت کشته‌شدن در میدان نبرد.

افزون بر این، جذب نیرو برای ارتش و اولویت‌دادن به تولیدات صنایع نظامی، به آنچه یک روزنامه نزدیک به کرملین به نام «نزاویسیمایا گازتا» آن را «کمبود شدید نیروی کار» در دیگر صنایع حیاتی خوانده، منجر شده است.

شاید روسیه حتی اگر در اوکراین گرفتار و فرسوده نشده بود نیز نمی‌توانست مانع از وقوع این رویدادها شود.

اما پس از چهار سال جنگ فرسایشی که هزینه‌ای هولناک بر اوکراین تحمیل کرده است، روسیه در داخل تضعیف و در صحنه بین‌المللی کم‌اعتبارتر شده است.

آن روز روی پشت‌بام هتل در کی‌یف در فوریه ۲۰۲۲، من – مانند بسیاری دیگر – درباره احتمال صدور فرمان تهاجم تمام‌عیار به اوکراین از سوی پوتین اشتباه می‌کردم.

اما متأسفانه درباره پیامدهای فاجعه‌بار چنین اقدامی درست می‌گفتیم؛ برای اوکراینی‌ها البته، و برای روس‌ها نیز – پیش‌بینی‌ای که متأسفانه کاملاً دقیق از آب درآمد.