پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : عضو اندیشکده شورای آتلانتیک میگوید هم حمله محدود و هم گسترده از سوی آمریکا علیه ایران، خطراتی را به همراه خواهد داشت.
به گزارش انتخاب، دنیس سیترینوویچ، عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آنچه شاهد آن هستیم، نمونهای کلاسیک از تقدم تاکتیک بر راهبرد است. دولت، قدرت نظامی را در منطقه در مقیاسی متمرکز کرده که نشاندهنده جدیت و عزم است. اما پرسش بنیادی همچنان مبهم باقی مانده است: وضعیت نهایی سیاسیِ تعریفشده چیست؟ بازدارندگی؟ یک توافق هستهای بازنگریشده؟ عقبراندن راهبردی؟ تغییر رفتار جکومت؟ بدون شفافیت درباره هدف مطلوب، آرایش نیرو در معرض آن قرار میگیرد که به جای هدفمحور بودن، خودتوجیهگر شود.»
او افزود: «این پویایی شبیه یک بازی پوکرِ پرریسک است. واشنگتن مبلغ شرط را بالا برده است - با استقرار نیرو، هشدارهای علنی و لفاظیهای تصاعدی - با این فرض که تهران، با کارتهای ضعیفتر، نهایتاً کنار خواهد کشید. اما ایران بر اساس منطق هزینههای خود عمل میکند. پس از سالها ایستادگی و پیامرسانی داخلی مبتنی بر «مقاومت»، عقبنشینی تحت فشار آشکار آمریکا، برای مشروعیت حکومت، هزینههایی دارد که ممکن است از زیانهای مادی سنگینتر باشد. در چنین شرایطی، هیچیک از طرفین بهراحتی کنار نمیکشند - نه به این دلیل که دستِ قوی دارند، بلکه چون ترک میدان از نظر سیاسی خطرناکتر از ادامه دادن است. این وضعیت یک تله ساختاری ایجاد میکند.»
سیترینوویچ گفت: «استقرار گسترده نیروها انتظاراتی ایجاد میکند - در میان متحدان، کنگره، رقبا و افکار عمومی داخلی—که این اقدامات باید به یک نتیجه سیاسی معنادار منجر شود. یک حمله محدود بعید است به تسلیم ایران پشت میز مذاکره بینجامد. یک کارزار گستردهتر، خطرات تشدید در سطح منطقهای، پیامدهای اقتصادی و اختلال در بازارهای جهانی را به همراه خواهد داشت. با این حال، بازگشت به دیپلماسی بدون دستاورد قابل مشاهده، میتواند در داخل بهعنوان عقبنشینی راهبردی چارچوببندی شود. در نتیجه، گزینهها محدودتر میشوند: اگر ایالات متحده بهطور قابلتوجهی تنش را تشدید کند، خطر یک درگیری منطقهای گستردهتر را میپذیرد. اگر اقدام محدود انجام دهد، بازده سیاسی آن ممکن است ناچیز باشد. اگر بدون دستاورد تنشزدایی کند، روایتهای مربوط به اعتبار، تیتر رسانهها را در اختیار خواهند گرفت.»
او تصریح کرد: «در همین حال، «هزینه فرصت» [سود بالقوهای که اماکن به دست آوردن آن وجود داشت اما اکنون از دست رفته است] واقعی است. ایالات متحده در یک محیط چندجبههای فعالیت میکند—اوکراین، هند-اقیانوس آرام، رقابت قدرتهای بزرگ با چین. تمرکز پایدار و تجمیع نیرو در خلیج فارس، انعطافپذیری در سایر حوزهها را محدود میکند. در هسته این وضعیت، ناهماهنگی میان انتظارات و دستاوردهای قابل تحقق قرار دارد. پیامرسانی علنی و آرایش نظامی دولت اکنون فشاری برای دستیابی به یک نتیجه چشمگیر ایجاد کرده است. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین نتیجهای با هزینهای قابل قبول دستیافتنی باشد—نه به این دلیل که ایالات متحده فاقد توانمندی است، بلکه به این دلیل که تبدیل اقدام نظامی به نتایج سیاسی پایدار ذاتاً با عدم قطعیت همراه است.»