پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
مهر: علیرضا کمالی با انتشار متنی از اهالی فرهنگ و هنر خواست تا بخشی از دستمزدهای خود را به آسیب دیدگان جنگ اختصاص بدهند.
او نوشت:
«به حق نان و نمک
سالها پیش جهت ایفای نقش در یک فیلم سینمایی برای اولین بار به آبادان و خرمشهر سفر کردم. هنوز آثار جنگ بر در و دیوار آبادان نمایان بود. بنا بر علاقه شخصیام به همراه دوست عزیز آبادانی ارمنیام، «مانوک»، با پای پیاده از کوچه پسکوچههای آبادان در روزهای گرم و آغشته به بوی نفت گذر کردیم و در امتداد این سفر به خرمشهر رسیدیم.
حجم تخریب و نشانههای جنگ چنان فجیع و بیرحمانه بود که گویی ساعتی پیش وجود نجیب و محجوب خرمشهر از حضور منحوس دشمن پاک شده است. بغض راه نفسم را تنگ کرده بود و غرق در فکر، خودم را مقابل پل معروف خرمشهر دیدم. همان پل که پنج نفر از دلیرترین جوانان سلحشور ایران برای دفاع از خرمشهر با دستان خالی و بعضاً مسلّح از آن عبور کردند و عکسشان، پشت به دوربین، هنوز هم از تصاویر معروف جنگ است؛ مردانی که میرفتند تا در تالار مشاهیر شهامت و شهادت ایران جاودانه شوند. آنها هرگز بازنگشتند و ما شاید نام عزیزشان را هم نشنیده باشیم، چه رسد به اینکه بدانیم چه بر عزیزانشان گذشت و مادرانشان با داغ بر دل نشسته از فراق فرزند چه کردند.
کوتاهی از ما نیست، بلکه کار تاریخ اساساً ثبت و ضبط وقایع است، نه احساس و عواطف. همانطور که در صفحات تاریخ ایران از انواع تجاوزها به کشورمان و تعداد چشمهای از حدقه در آمده و منارههای ساختهشده از سرهای بریده یاد شده است، هیچ شرح حالی از صاحبین آن چشمها و تنهای بیسر و داغهای مانده بر دل عزیزانشان به چشم نمیخورد.
تاریخ سرزمینمان همانطور که نام اقوام و کشورهای متجاوز به ایران را نظیر مغول، ازبک، عثمانی، پرتغال، روس، انگلیس، اعراب و حزب بعث عراق، با هر نیت و قصد و توجیهی که داشتند، به عنوان متجاوزین ثبت کرد، برای نسلهای بعد و آیندگان، نام آمریکا و اسرائیل را هم در جوار این نامها ذکر خواهد کرد.
همچنین تاریخ به رسم همیشگیاش فقط تعداد قربانیان و اماکن نابود شده در جنگ کنونی را یادآور میشود و شرح حالی از مادران داغدیده، بدنهای شرحه شرحه شده از شدت انفجار، کسب و کارهای به ویرانی نشسته، پدران هراسان از تأمین مخارج زندگی، مادران آبستن که با صدای مهیب انفجار شاهد سِقط فرزندشان بودند، مردان نانآور خانواده که بیهیچ سویه سیاسی زیر بمباران شهرها جان دادند و هرگز به خانه بازنگشتند و دیگر اقسام آسیبدیدگان این جنگ نمیآورد.
الغرض
به عنوان کوچکترین و ناچیزترین عضو جامعه، از تمامی همکاران و دوستانم اعم از کارگردانان، تهیهکنندگان، هنرپیشهگان، خوانندگان، مجریان شهیر در قاب تلویزیون و دیگر اقشار هنر و فرهنگ کشور، خواهش و دعوت میکنم به نیت زنده نگاه داشتن رسم فتوت و جوانمردی که میراث نیاکانمان است، آستین بالا زده و با کسب رخصت از شاهِ جوانمردان، وارد گود پهلوانی شویم و جدا از حمایتهای معنوی و نمادین، به صورت جدی و متمرکز با پرداخت بخشی از دستمزد سال جاری و سالهای پیش رو (نه در حد امکان بلکه با دستی گشاده و طبعی بلند) از هموطنان آسیبدیده و مهجور، خانوادههای بیگناه که به ناحق قربانی شده و داغ دیدهاند، یتیمان به جامانده از این جدال نابرابر و دیگر اقشار ضعیف جامعه که در شرایط سخت اقتصادی شاید به نان شب محتاج باشند، حمایت کنیم.
باشد تا سر سوزن از حق نان و نمکی را که این سرزمین بر گردنمان دارد ادا کنیم.
خاک پای اهل جود و انصاف،
علیرضا کمالی»