پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
استقبال گسترده از تغییرات در هواپیمایی کیش و انتصاب یک متخصص بومی با سابقه ۲۵ سال هوانوردی به عنوان سرپرست کیش ایر ، نشان داد بازگشت مدیریت کیشایر به مدار منافع جزیره، یک مطالبه روشن و عمومی بوده است. کیشایر دارایی راهبردی کیش است و مدیریت آن باید در خدمت آینده جزیره، اعتماد مسافران و منافع کیشوندان باشد.
بازتاب مثبت این تغییرات در روزهای اخیر، از شکلگیری کمپینهای قدردانی از وزیر اقتصاد تا شنیده شدن مطالبه کیشوندان از تریبون نماز جمعه، بار دیگر ثابت کرد موضوع کیشایر نیاز به توجه ویژه داشت و مطالبه عمومی مردم جزیره و سرمایهگذاران بود. در جزیرهای که بخش مهمی از رفتوآمدها از مسیر هوایی انجام میشود و کیشایر نقش مؤثری در این چرخه دارد، مدیریت این شرکت نمیتواند از منافع واقعی کیش جدا باشد.
کیشایر نامی قدیمی و شناختهشده در صنعت حملونقل هوایی کشور است؛ شرکتی که به دلیل پیوند مستقیم با جزیره کیش، تنها یک ایرلاین نیست، بلکه بخشی از زیرساخت اقتصادی، گردشگری و ارتباطی این جزیره به شمار میرود. بیش از ۸۰ درصد رفت امدها از طریق خطوط هوایی است که حدود نیمی از آن توسط کیش ایر انجام می شود فلذا اداره چنین شرکتی باید بر پایه تعهد به منافع کیش انجام شود؛ نه بر اساس مناسبات فردی یا تلاش برای حفظ موقعیتهای مدیریتی.
در ماههای گذشته، وضعیت کیشایر با پرسشهای جدی درباره بدهی، زیان مالی، نارضایتی نیروی انسانی متخصص، چالشهای عملیاتی، کاهش اعتماد درونی و نحوه اداره شرکت همراه بوده است. واقعیت این است که کیشایر پس از سالها فعالیت موفق و سودده، در دوره اخیر با چنین وضعیتی مواجه شده و در چنین شرایطی آیا مدیریت بالادستی نباید برای اصلاح مسیر وارد میدان شود؟
درست است که سازمان خصوصی سازی متولی نظارت بر عملکرد کیش ایر بوده است و از منطقه ازاد کیش برای مدیریت این هواپیمایی سلب اختیار شده بود ولی سازمان منطقه آزاد کیش نباید نسبت به سرنوشت شرکتی که نام کیش را با خود حمل میکند و در زندگی اقتصادی جزیره اثر مستقیم دارد، بیتفاوت باشد و باید تلاش کند سو مدیریت شکل گرفته حاصل از نظارت ضعیف سازمان خصوصی جبران شود. اکنون که امکان تصمیمگیری درباره کیشایر دوباره با دستور وزیر اقتصاد در مسیر مرتبط با کیش قرار گرفته، انتظار طبیعی این است که این فرصت برای بازگرداندن شرکت به ریل تخصص، انضباط مالی، شفافیت و کارآمدی به کار گرفته شود.
با این حال، همچنان یک پرسش مهم پیش روی مخاطب قرار دارد؛ چرا تغییر یک مدیر پس از پنج سال، آن هم در شرایطی که با استقبال کیشوندان، سرمایهگذاران و فعالان بازار روبهرو شده، باید با مقاومت یک یا چند نفر محدود مواجه شود که ظاهراً تداوم وضع موجود را بر مصالح کیش ترجیح میدهند؟
تغییر مدیریت، پایان کار نیست؛ آغاز مرحله پاسخگویی و اصلاح است. باید روشن شود در دوره گذشته چه تصمیماتی گرفته شده، بدهیها چگونه شکل گرفته، چرا نارضایتی کارکنان افزایش یافته، چه بر سر نیروهای متخصص آمده، قراردادها چگونه منعقد شده و داراییهای شرکت چگونه مدیریت شده است.
یک شائبه جدی وجود دارد که کیش ایر در یک سال اخیر برخلاف نظر سازمان منطقه ازاد کیش و منافع بلند مدت کیش به شخصی خارج از صنعت هوانرودی واگذار شود و تبدیل یک شرکت سودده به یک شرکت زیان ده تحت نظارت سازمان خصوصی باید بررسی جدی سود توسط نهادهای نظارتی.
اگر تغییر یک مدیر پس از پنج سال مسئولیت، آن هم در شرایطی که درباره وضعیت مالی، منابع انسانی و عملکرد شرکت پرسشهای جدی وجود دارد، با فشار و حاشیهسازی پاسخ داده شود، معنای آن چیزی جز تلاش برای قفل کردن مسیر اصلاح نیست. جامعه کیش این پیام را نمیپذیرد که دست زدن به وضع موجود هزینه دارد؛ بهویژه وقتی آن وضع موجود با زیان، بدهی و نارضایتی همراه بوده است.
کیشایر نباید به نمونهای تبدیل شود که در آن اصلاح مدیریتی با فشار سنجیده شود، نه با کارنامه و شاخص. مسیر جدید آغاز شده و معیار آن روشن است: منافع کیش، حقوق کارکنان، اعتماد مسافران، سلامت مالی شرکت و بازگشت این ایرلاین باسابقه به جایگاهی که شایسته نام کیش است.