پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : صدا و سیما: رئیس سازمان بهینه سازی و مدیریت راهبردی انرژی گفت: به علت آسیب دیدن بخشی از ظرفیتهای گاز، بنزین و گازوئیل در دوران جنگ، صرفهجویی مردم در مصرف انرژی، بیش از پیش ضرورت دارد.
اسماعیل سقاب اصفهانی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، ظرفیتهای تولید انرژی در کشور و راههای صرفهجویی در مصرف را برای مردم تبیین کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: وضع انرژی در شرایط جنگی چطور است؟
سقاب اصفهانی: امروز در شرایط خطیری در تاریخ کشور قرار داریم. شاید خیلیها به این فکر نکنند این مقطع پیچیده و تعیین کننده تاریخ ایران، خیلی خاصی در تاریخ است که با آن مواجه هستیم.
ما با کشوری وارد نبرد شدهایم که به لحاظ جی دی پی ۱۵ مرتبه و به لحاظ بودجههای نظامی روی کاغذ ۳۰ یا ۴۰ برابر از ما بزرگتر است. تازه با فرض اینکه آمریکا به تنهایی با ما میجنگد و کشور دیگری را لحاظ نکنیم که البته قابل لحاظ هم نیستند، چون اصل قدرت در اختیار آمریکا است. اما اگر بخواهیم با معیارهای دقیق و غیراحساسی بررسی کنیم، جنگی را پشت سر گذاشتهایم که تمامیت ارضی ما سرجای خودش ماند. جنگی که دشمن گفته بود با تسلیم بی قید و شرط آمده است، تغییر نقشه ایران بود. هدف بعدی تغییر حکومت بود و الی آخر. امروز میبینیم تمامیت ارضی ما حفظ شده است. اشغال نشدهایم و انسجام داخلی ما حفظ شده است و منسجمتر شدهایم.
کارکردهای حیاتی اقتصادی ما تداوم دارد و از همه مهمتر طرف مقابل در تحمیل قدرت خودش کاملاً ناتوان بوده است. این یعنی اینکه از دشمنی که با این شرایط وارد شده به هیچکدام از اهدافش نرسیده است و این برای اولین بار در تاریخ ۲ هزار و ۵۰۰ ساله اخیر است که در جنگ با چنین قدرتی هیچکدام از اهداف محقق نشده و امروز کشور به همت مردم سرپا است. حالا ما توقعاتی داریم. توقع داریم که تحریمها برداشته شود. پولهای بلوکه شده ما برگردد. جنگ در لبنان تمام شود. کلاً داستان برعکس شده است و نشان داد آمریکایی که روی کاغذ دهها برابر قدرتمندتر از ایران است، بودجههای نظامی، هواپیماها و جنگندههای مدرن، ناوهای هواپیمابر، صدها پایگاه نظامی حوالی مرزهای ما، تحلیلگرهای غربی در اتاقهای شیشه شان میگفتند ظرف ۴۸ ساعت کار ایران ساخته است، اما یک چیزی را ندیده بودند، آن هم روح مقاومت مردم ایران است.
وقتی میدان شروع شد، برگههای سفید بودجه و آمار به یکباره رنگ باختند و آمریکا فهمید قدرت واقعی ما یعنی توانایی تحمیل اراده ما بر دشمن و قدرت واقعی فخر فروختن به اعداد و کاغذهای سفید نیست. وضعیتی که امروز داریم اینکه حتماً تاریخ در آینده مینویسد که قدرتی که در میدان آزمایش نشود، قدرت کاغذی فقط یک رویا است و ما در میدان این قدرت را به چالش کشیدهایم و نشان دادیم قدرت روی کاغذ تعیین نمیشود. قدرت در میدان تعیین میشود.
الان به وضعیتی رسیدهایم که دشمن به دنبال خروج از این معرکهای است که خودش ایجاد کرده. البته ما هنوز در کامل آماده باش هستیم، چون هر کاری از این دشمن جنایتکار برمی آید و کاملاً در وضعیت جنگی به سر میبریم. این جنگ نابرابر که ما در مقابل این دشمن قرار گرفتهایم باعث شده ما پیروزی به دست بیاوریم. نگذاریم دشمن به اهداف اش برسد. حالا ما اهدافی در میدان تعیین میکنیم. حالا ما پایان جنگ را تعیین میکنیم. این پیروزی بدون هزینه و ساده نبود، بزرگترین هزینهای که برای این پیروزی دادهایم، جان رهبر عزیزمان بود. جان فرزندان مدرسه میناب بود. جان فرماندهها و مسئولین کشور بود. جان دختران و پسران این سرزمین بود.
مهمترین آن رهبر عزیزمان بود، روزی که رهبر عزیزمان را از دست دادیم، توی دل همه ما خالی شد، همیشه در همه مشکلات و مسائل و اختلافات یاد گرفته بودیم به حضرت آقا تکیه کنیم. آن روزی که گفتند رهبرمان شهید شده، انگار تکیه گاه ما را از ما گرفتند. لحظهای در دل مان خالی شد. در میادین شهر چیزی دیدم که عجیب بود، اینکه مردم بدون اینکه کسی اعلام کند آمدند و صحنه جدیدی ایجاد کردند و به همه ما یاد دادند که به آنها تکیه کنیم. در زمانی که رهبر نداشتیم رهبری را به دست گرفتند. فارغ از نگرشها و سلایق و باورها و قومیت و زبان و تیپ و سبک زندگی شان به همدیگر تکیه کردند و اختلافها را کنار گذاشتند و به ما گفتند به ما تکیه کنید. آنجایی بود که مردم شریف ایران توانستند آن نقشه پلید دشمن را که بعد از شهادت رهبرمان فکرها در خیال خاموش داشت، نقش بر آب کنند. یعنی مردم میدانداری کردند و نقشه، نقش بر آب شد.
امروز در حوزه انرژی هم هزینههایی داریم. اصابتهایی داشتیم و در جنگ ۱۲ روزه یک ردیف از مجموعه پارس جنوبی مورد اصابت قرار گرفت. اما در جنگ رمضان آسیبهای بیشتری را دشمن وارد کرد. بخشهایی از مجتمع گازی پارس جنوبی در عسلویه مورد اصابت قرار گرفت. بخشهایی از تأسیسات پتروشیمی مورد اصابت قرار گرفت که برق و آب و اکسیژن را برای مجتمعهای پتروشیمی تأمین میکرد و این یعنی اینکه آسیبی به صنایع پتروشیمی ما وارد شد. قسمتی از ظرفیت تولید بنزین ما با مشکل مواجه شد، صنایع انرژی بر ما مثل فولاد مبارکه و فولاد خوزستان با مشکل مواجه شدند و بسیاری از صنایع دیگر.
نکته اینکه برخلاف تصویری که ساخته میشود، نه همه پالایشگاههای ما از کار افتادهاند و نه آسیب جزئی بوده است. واقعیت این است که میانه این دو مورد بوده است. واقعیت این است که بخشی از شبکه گاز و سوخت کشور آسیب دیده است و همه برای جبران این آسیب باید تلاش کنیم. این آسیب چگونه قابل جبران است؟ همانطور که مردم نقشه دشمن را در شهادت رهبر عزیزمان نقش برآب کردند، اینجا هم باید کمک کنند و این نقشه را نقش برآب کنند. دو راه وجود دارد. یکی اینکه شبانه روزی تلاش کنیم ظرفیتهای آسیب دیده را برگردانیم. این مستلزم دو چیز است. اول زمان است. بازگشتن برخی از اینها تقریباً ۲ سال طول میکشد. یک خانه معمولی آسیب ندیده، ظرفیتهای آسیب دیده بخشی از آن وارداتی است و بخشی تولید داخل. بخشی از آن تولید ابزارش طولانی است. طبیعتاً تجهیزات ایمنی و تخصصی میخواهد تا راه اندازی شود. تستهای تخصصی میخواهد و زمان میبرد و دوم بخشهای آسیب دیده، منابع مالی جدی لازم دارند که الان کشور در تأمین منابع مالی آن در مضیقه است. از روز بعد از جنگ وزارت نیرو و وزارت نفت با همه قدرت تلاش میکنند تا این ظرفیتها را برگردانند.
راه دوم اینکه مردم میانداری و به ما کمک کنند، این موضوع را با صرفه جویی جبران کنیم. در نقطهای هستیم که اگر همه منابع مالی و دسترسیها هم فراهم باشد باز هم امسال در تابستان و زمستان دوره سختی را سپری خواهیم کرد. بخاطر ظرفیتهایی که از گاز و بخشی از بنزین و گازوئیل کشور آسیب دیده، حتماً دوره سختی را سپری خواهیم کرد. حتی اگر همه منابع مالی و همه دسترسیها هم فراهم باشد. پس امسال برنامه ویژهای لازم داریم. طبیعتاً سال دیگر و سال بعد از آن هم کم کم این برنامه را لازم داریم تا اینکه این ظرفیتهای ما کامل به مدار برگردد. قبل از جنگ هم ناترازی داشتیم. حجم ناترازی ما قبل از جنگ هم کم نبوده است. حسب سیاستهایی که در گذشته مسیرهایی که در حوزه مصرف اشتباه رفتیم و میخواستیم آنها را اصلاح کنیم هم مزید بر علت شده است.
پس الان شاهد کسری هستیم و همه را تقصیر جنگ نمیاندازیم. برخی از آن تقصیر سیاستهای دولتهای گذشته بوده که این وضعیت را دچار هستیم و بخشی که در جنگ آسیب دیده، امروز روی هم جمع و باعث شده حجم این ناترازی وسیعتر شود. برای این ناترازی یک کانال تولید داریم که دولت با قدرت تلاش میکند، ظرفیتهایی که در جنگ با مشکل مواجه شدهاند را برگرداند. پالایشگاههای کوچک جدید را توسعه و تولید آنها را افزایش دهد. اما این برای امسال زیاد کارساز نیست. برای سال بعد تا حدودی، برای سال بعد از آن بیشتر. برای اینکه این اتفاق بیفتد مردم باید کمک کنند این موضوع را بتوانیم با کمک همدیگر حل کنیم.
یک مثال عددی درخصوص بنزین بزنم. روزانه ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر در کشور مصرف داریم. تولید ما حدوداً ۱۱۰ تا ۱۱۵ میلیون لیتر است. به طور طبیعی همیشه ۲۰ تا ۲۵ میلیون لیتر واردات داشتیم. یعنی یک قسمت از درآمدهای نفتی کشور را در قالب ارز میدادیم و بنزین وارد میکردیم. فارغ از اینکه آن عدد هم عدد بزرگی بوده است. یعنی قبل از جنگ ۵ میلیارد دلار عددی بوده که هزینه میکردیم بنزین وارد کنیم. به عبارتی قبل از جنگ حدوداً ۲۰ میلیون لیتر واردات داشتیم. در میانه جنگ ۵ تا ۱۰ تا از آن آسیب دیده است. چون بعضیها سریعتر به مدار برمی گردد، بعضیها دیرتر و این هم اضافه شده است. اگر بخواهیم همه ظرفیت را امسال وارد کنیم، هم هزینه زیادی دارد و هم با وضعیت منطقه واردات اینها با مشکل مواجه میشویم.
باید همه با هم پیمان ببندیم، ۱۰۵ میلیون لیتری که در کشور تولید میشود، مصرف را روی آن تنظیم کنیم. یعنی باید کاری کنیم که مصرف مان را روی تولیدمان ببندیم. مردم کمک کنند کشور را در انرژی بی نیاز از واردات کنیم. یعنی عددی که قبلاً وارد میکردیم و عددی آسیب دیده و الان باید جدید وارد کنیم این عدد را برای سایر مایحتاج زندگی مردم آزاد کنیم و مصرف سوخت کشور را روی این عدد تنظیم کنیم. این کار جهادی لازم دارد.
پس کارهای خارقالعادهای توقع نداریم. اگر این وضع را ایجاد کنیم، میتوانیم تابستان پرتنش را تبدیل به تابستان آرام کنیم. زمستان سخت را تبدیل به زمستان آسان کنیم. این چیزی است که از عهده ما برنمی آید، اما از عهده مردم برمیآید. از عهده هیچ وزارتخانه و هیچ نهاد و دستگاهی برنمیآید، اما از عهده جمع مردم برمیآید.
سخنرانان، مداحان، روحانیون، هنرمندان و ورزشکاران، همه افرادی هستند که میتوانند کمک کنند. باید اول از زندگی خودشان شروع کنند. بعضی از چهرههای مشهور نشان دهند که فلان وسیله برقی را خاموش کردهاند. فلان بازیگر در دوران جنگ میگفت که من در تهران هستم. پویشی به راه افتاد، حالا پویشی راه بیفتد که من پیاده میروم. پویشی راه بیفتد، با هم به محل کار میرویم. به لحاظ اجتماعی هم خیلی جذاب است. مثل زیست شبانهای که الان برای مردم ایجاد شده است. برخی موضوعها را میتوان انجام داد. مثلاً میشود در میدانها باشیم، بعد دو خانواده با هم با ماشین برگردیم. با هم به میدان برویم و با هم از میدان برگردیم یا حالتهای ماشینروی شبانه را کم کم جمع کنیم. پیاده به میدان بیایند و بعد هم خانوادگی برگردند.