صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

يکشنبه - ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۲۰۷۸۵
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۱۵ - ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
یادداشت استاد اقتصاد دانشگاه میشیگان در نیویورک تایمز:
وزارت دفاع می‌گوید درگیری با ایران تاکنون ۲۵ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان هزینه داشته است. اما این رقم هزینه واقعی را به‌طور قابل توجهی کمتر نشان می‌دهد. بر اساس محاسبات من، صورت حساب برای یک خانواده معمولی آمریکایی احتمالاً به هزاران یا حتی ده‌ها هزار دلار می‌رسد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جاستین وولفرز، استاد سیاست عمومی و اقتصاد در دانشگاه میشیگان در نیویورک تایمز نوشت: وزارت دفاع می‌گوید درگیری با ایران تاکنون ۲۵ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان هزینه داشته است. اما این رقم هزینه واقعی را به‌طور قابل توجهی کمتر نشان می‌دهد. بر اساس محاسبات من، صورت حساب برای یک خانواده معمولی آمریکایی احتمالاً به هزاران یا حتی ده‌ها هزار دلار می‌رسد.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: بله، این تخمینی با دامنه گسترده است که ناشی از گرد و غبار و ابهام ناشی از جنگ است. اما آنچه واضح است این است که پیت هگست، وزیر جنگ، در تلاش است پنهان کند که این جنگ چقدر هزینه‌بر خواهد بود.

رقم اعلامی پنتاگون فقط یک حساب محدود از هزینه‌ای است که عملیات «خشم حماسی» بر جای می‌گذارد. این رقم بهای بیش از ۲۰۰۰ موشک تاماهاک و پاتریوت که قبلاً شلیک شده‌اند، هواپیماهای جنگی که پرواز کرده‌اند و در برخی موارد سقوط کرده‌اند، و بقیه تجهیزاتی که مصرف شده است را نشان می‌دهد. این رقم هزینه واقعی جنگ — از جمله تلفات انسانی — را اندازه‌گیری نمی‌کند. راسل ووت، مدیر اداره مدیریت و بودجه، در ۱۵ آوریل به کمیته بودجه مجلس گفت: «حتی یک تخمین تقریبی هم برای شما ندارم.»

اما من دارم. از آغاز جنگ، بازارهای نفت مختل شده و اعتماد مصرف‌کننده سقوط کرده است. اقتصاد جهانی در حال نالیدن است و بودجه‌های نظامی در حال رشد هستند. بهای این آشفتگی باید بر حسب زندگی‌های برهم خورده، مشاغل ازدست‌رفته، شرکت‌های تعطیل شده (مانند: اسپیریت ایرلاینز) و درآمد و تولید ازدست‌رفته محاسبه شود. هزینه‌هایی که به‌راحتی قابل اندازه‌گیری نیستند — مرگ، ناتوانی و سلامت روان — اگر رئیس‌جمهور ترامپ نیروهایی را به ایران اعزام کند — که هنوز نمی‌توان آن را رد کرد — می‌توانند بسیار چشمگیرتر شوند.

از نفت شروع کنیم. در حالی که کاخ سفید مشتاق است به شما بگوید که بازارهای نفت به حالت عادی بازخواهند گشت، بازارهای آتی مخالف هستند. قیمت‌های آتی نفت برای پایان سال‌های ۲۰۲۶، ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ هنوز بسیار بالاتر از جایی است که قبل از شروع جنگ بودند. در واقع، قیمت آتی وست تگزاس اینترمدیت برای نوامبر ۲۰۲۶ این هفته به رکورد جدید ۸۶.۱۲ دلار در هر بشکه رسید. این احتمال وجود دارد که معامله‌گران نفت در حال قیمت‌گذاری اختلالات کوتاه‌مدت هستند. یا شاید آنها این دوره را به عنوان افزایش ریسک اختلالات آتی می‌بینند. هر یک از اینها پرهزینه خواهد بود.

افزایش ریسک ژئوپلیتیک پرهزینه است. تحقیقات اخیر اقتصاددانان فدرال رزرو، داریو کالدارا و ماتئو یاکویلو، نشان می‌دهد که افزایش ریسک ژئوپلیتیک منجر به کاهش سرمایه‌گذاری و اشتغال می‌شود و شانس فاجعه اقتصادی را به شدت افزایش می‌دهد. معیار آنها از این ریسک به شدت افزایش یافته است و تخمین‌های آنها از اثر ریسک بر اقتصاد حاکی از هزینه‌ای حدود ۲۰۰ میلیارد دلار است، با یک میلیون آمریکایی کمتر که ظرف یک سال مشغول به کار خواهند بود.

جنگ همچنین فدرال رزرو را به بن‌بست کشانده است. در ماه فوریه، بسیاری از اقتصاددانان انتظار چند کاهش نرخ بهره را در سال جاری داشتند؛ اما بازارها اکنون فکر می‌کنند این امر بعید است. اگر فدرال رزرو نرخ‌ها را افزایش دهد، ممکن است در مهار تورم ناشی از جنگ موفق شود، اما تنها با نابودی صدها هزار شغل و نزدیک کردن اقتصاد به رکود. یک تخمین منطقی — بر اساس مدل‌های خود فدرال رزرو — این است که این کار حدود ۲۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد هزینه تحمیل خواهد کرد.

وال استریت نگران است، با وجود اینکه بازار به بالاترین حد خود رسیده است. هر بار که رئیس‌جمهور موضعی جنگ‌طلبانه‌تر اتخاذ می‌کند، سهام سقوط می‌کند، که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران فکر می‌کنند این درگیری به ارزش شرکت‌های برتر آمریکایی آسیب خواهد زد. تخمین من — بر اساس حرکت قیمت نفت و شاخص S&P 500 — این است که سهام حدود ۵ درصد کمتر از مقداری است که در غیر این صورت بود، که نشان می‌دهد جنگ حدود ۳ تریلیون دلار از ارزش این شرکت‌ها را از بین برده است. (قوت کلی بازار به احتمال زیاد منعکس‌کننده نیروهای کلان اقتصادی دیگری مانند افزایش سهام هوش مصنوعی است.)

پیش‌بینی‌کنندگان حرفه‌ای مجموعه کامل پیامدهای کلان اقتصادی را محاسبه می‌کنند و اقتصاددانان گلدمن ساکس تخمین می‌زنند که رشد اقتصادی ایالات متحده در نتیجه جنگ ۰.۵ درصد کمتر خواهد بود. اگر چند سال طول بکشد تا اقتصاد به حالت عادی بازگردد، این نرخ رشد کمتر به معنای حدود ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد ازدست‌رفته است و گلدمن هشدار می‌دهد که ممکن است تقریباً دو برابر بدتر باشد.

در خارج از ایالات متحده، هم صندوق بین‌المللی پول و هم بانک جهانی پیش‌بینی‌های خود را برای اقتصاد جهانی کاهش داده‌اند و بر اثرات بسیار بزرگ‌تر در سایر کشورها تأکید کرده‌اند. فقرا و آسیب‌پذیرترین افراد جهان بیشترین سهم درآمد خود را صرف غذا و سوخت می‌کنند، بنابراین این جنگ باعث خواهد شد میلیون‌ها، شاید ده‌ها میلیون نفر، گرسنه بمانند. اینها هزینه‌هایی نیست که مردم آمریکا متحمل شوند، اما شاید وجدان آمریکایی را آزرده کند.

اگر ایران در وضع عوارض بر نفتکش‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند موفق شود، این موضوع مهم خواهد بود، اما شاید نه به دلیل واضح. عوارض یک دلاری در هر بشکه برای ما مسئله بزرگی نیست — قیمت بنزین را فقط چند سنت افزایش می‌دهد و تولیدکنندگان داخلی نفت که از این هزینه معاف هستند، می‌توانند حاشیه سود خود را افزایش دهند.

اما اگر ایران بتواند به طور مؤثر مالیاتی یک یا دو درصدی بر یک‌پنجم نفت جهان که از تنگه هرمز عبور می‌کند وضع کند، این منبع درآمدی حیاتی ایجاد می‌کند که می‌تواند برای بازسازی برنامه هسته‌ای که آقای ترامپ قصد نابودی آن را داشت، استفاده شود.

این جنگ همچنین نشان داده است که ایران — حداقل فعلاً — می‌تواند از کنترل خود بر تنگه برای گروگان گرفتن اقتصاد جهانی استفاده کند. ایالات متحده باید چند میلیارد دلار هزینه کند تا از دادن چنین اهرم فشاری به کشورهای دیگر جلوگیری کند؟

و این ما را به بزرگترین صورتحساب همه می‌رساند: هزینه‌های نظامی آینده. همانطور که ایران بیشتر برای دفاع هزینه می‌کند، سایر کشورهای خاورمیانه نیز از آن پیروی خواهند کرد، و از آنجا که متحدان (سابق؟) ما در زیر چتر امنیتی آمریکا احساس امنیت کمتری می‌کنند، آنها نیز ممکن است هزینه بیشتری کنند. نتیجه این می‌شود که اگر ایالات متحده بخواهد برتری نظامی خود را حفظ کند، هزینه بیشتری لازم خواهد بود.

این قضیه چقدر پرهزینه می‌شود؟ کاخ سفید در ابتدا نشان داد که برای جنگ با ایران به ۲۰۰ میلیارد دلار اضافی نیاز دارد. اخیراً، دولت درخواست بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری برای سال مالی ۲۰۲۷ ارائه کرد که حدود ۴۰ درصد افزایش نسبت به سال جاری دارد. این یک افزایش عظیم ۶۰۰ میلیارد دلاری است، یا تقریباً ۴۰۰۰ دلار به ازای هر خانوار.

این فقط هزینه اضافی برای سال ۲۰۲۷ است. بودجه‌های دفاعی به ندرت کاهش می‌یابند، به ویژه امروزه، با ارتشی از لابی‌گران که برای باز نگه داشتن شیرها می‌جنگند و آقای هگزت بیش از هر زمان دیگری مایل به گوش دادن است. اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم، صورتحساب حیرت‌انگیز است اما تعجب‌آور نیست.

اقتصاددانان مدتهاست می‌دانند که تنها کسر کوچکی از هزینه‌های جنگ بلافاصله در حساب‌های مخارج دولتی ظاهر می‌شود. کاری که پنتاگون انجام می‌دهد حسابداری جریان نقدی است — پیگیری دلارهایی که از خزانه خارج می‌شوند. لیندا بیلمز و جوزف استیگلیتز، اقتصاددانان، استدلال می‌کنند که با حسابداری تعهدی، زمانی که هزینه هر تعهد آتی را هنگام ایجاد آن اضافه می‌کنید، تخمین‌های بسیار متفاوت و بسیار واقعی‌تری به دست می‌آورید.

آنها تخمین زدند که جنگ عراق حدود ۳ تریلیون دلار برای ایالات متحده هزینه داشته است. سهم عظیمی از این هزینه‌ها پس از درگیری به وجود آمد، از جمله هزینه مراقبت‌های پزشکی مادام‌العمر و مزایای ناتوانی برای جانبازان، و هزینه‌های بالاتر جذب و حفظ نیرو که پس از یک جنگ خونین به دنبال دارد — همه اینها با افزایش هزینه بهره تشدید می‌شود.

تخمین پایین ۲۵ میلیارد دلاری پنتاگون توجه زیادی را به خود جلب می‌کند، اما بیشتر یک تیتر است تا یک عدد واقعی. بهترین کاری که هر اقتصاددانی در حال حاضر می‌تواند انجام دهد این است که میزان بزرگی هزینه ها را درست تشخیص دهد و محاسبات من نشان می‌دهد که جنگ با ایران صدها میلیارد دلار و بسیار محتمل است که تریلیون‌ها دلار هزینه خواهد داشت.