صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

شنبه - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۲۴۵۳۸
تاریخ انتشار: ۵۷ : ۱۱ - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
با بسته شدن تنگه هرمز بر روی کشتی های نظامی و تجاری آمریکا و همپیمانان متجاوزش (که پیشتر حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کرد)، قیمت نفت خام از محدوده ۶۰-۶۵ دلار در ژانویه ۲۰۲۶ به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه جهش کرده است. مؤسسه سرمایه‌گذاری مورگان استنلی میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را ۸۰ تا ۹۰ دلار پیش‌بینی کرده است. در بدترین سناریو (بسته ماندن تنگه هرمز تا پایان سال)، مشاور انرژی وود مکنزی هشدار داده که قیمت نفت برنت می‌تواند تا پایان ۲۰۲۶ به ۲۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود و اقتصاد جهانی ۰.۴ درصد کوچکتر شود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

حسن مقیمی اسفندآبادی؛ تحلیلگر اقتصادی: بخش نخست: چرا دولت ترامپ «مناقشه منجمد» را انتخاب کرد؟

پس از چهار ماه از آغاز تجاوز ۴۰ روزه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس علیه ایران (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، بنظر می رسد دولت ترامپ عمداً یک استراتژی «نه جنگ نه صلح» را در پیش گرفته است. در نگاه نخست، تداوم وضعیت مبهم کنونی عجیب به نظر می‌رسد؛ اما واکاوی عمیق منافع اقتصادی، سیاسی و راهبردی نشان می‌دهد که استراتژی «نه جنگ نه صلح» که «مناقشه منجمد» نامیده می شود ،یک بن‌بست منفعل و اجباری برای آمریکا نیست، بلکه یک راهبرد فعال و حساب‌شده است که منافع متعددی را برای دولت ترامپ و صنایع بزرگ آمریکا تأمین می‌کند. تحریک به تمدید آتش بس و حفظ تنش در خلیج فارس و لبنان نشان دهنده تمایل دولت ترامپ به استمرار مناقشه منجمد است. شش دسته از این منافع ترامپ را از صلح یا جنگ پرهیز داده و به سمت وضعیت نه جنگ نه صلح متمایل می کند:

۱. منافع انرژی: سود بادآورده جنگی برای طلای سیاه

با بسته شدن تنگه هرمز بر روی کشتی های نظامی و تجاری آمریکا و همپیمانان متجاوزش (که پیشتر حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کرد)، قیمت نفت خام از محدوده ۶۰-۶۵ دلار در ژانویه ۲۰۲۶ به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه جهش کرده است. مؤسسه سرمایه‌گذاری مورگان استنلی میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را ۸۰ تا ۹۰ دلار پیش‌بینی کرده است. در بدترین سناریو (بسته ماندن تنگه هرمز تا پایان سال)، مشاور انرژی وود مکنزی هشدار داده که قیمت نفت برنت می‌تواند تا پایان ۲۰۲۶ به ۲۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود و اقتصاد جهانی ۰.۴ درصد کوچکتر شود.

این شوک قیمتی، یک «سود بادآورده» تاریخی برای صنعت انرژی آمریکا ایجاد کرده است: تحلیلگران وال‌استریت برآورد کرده‌اند که صنعت پالایش آمریکا می‌تواند از این بحران ۲۴۰ میلیارد دلار سود استثنایی به دست آورد. عملکرد سهام انرژی نیز گویای این واقعیت است: در حالی که از ۱۱ بخش اصلی S&P 500 در روزهای اخیر تنها دو بخش (فناوری و انرژی) رشد کرده‌اند، بخش انرژی بیش از ۱.۹ درصد و بخش فناوری بیش از ۲.۵ درصد افزایش یافته است؛ ۹ بخش دیگر همگی در منطقه قرمز بودند. این صعود «Kشکل» – که در آن تنها صنایع بزرگ و ثروتمندترین دهک‌ها سود می‌برند – یکی از پیامدهای کلیدی مناقشه منجمد است.

بر اساس داده‌های منتشرشده در آوریل و مه ۲۰۲۶، صنعت نفت و گاز آمریکا به طور بی‌سابقه‌ای از بحران ژئوپلیتیک بهره برده است:

نزدیک شدن به خالص صادرکننده نفت خام برای اولین بار از جنگ جهانی دوم: صادرات نفت خام آمریکا در آوریل به ۵٫۲ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین رقم در هفت ماه اخیر بود. خالص واردات نفت خام به ۶۶ هزار بشکه در روز کاهش یافت که پایین‌ترین رقم ثبت‌شده از سال ۲۰۰۱ است.

صادرات نفت و گاز در برخی مناطق دو یا سه برابر شد: با مسدود شدن راه‌های تأمین خاورمیانه، خریداران آسیایی و اروپایی به سمت نفت آمریکا هجوم آوردند. صادرات نفت و گاز ایالات متحده ظرف چند هفته پس از آغاز جنگ دو برابر و در برخی مناطق سه برابر شد.

تولید نفت آمریکا به ۱۳٫۷ میلیون بشکه در روز رسیده است. شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکا با مشاهده قیمت‌های بالای نفت (نزدیک ۱۰۰ دلار در هر بشکه)، سرمایه‌گذاری در حفاری‌های جدید را از سر گرفتند و ۱۸ دکل حفاری جدید در ماه مه به مدار تولید اضافه شد.

اگر چه آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) این وضعیت را «بزرگترین بحران انرژی در تاریخ» توصیف کرده است اما بحران برای اروپا و شرق آسیاست نه برای آمریکا !! بورس آمریکا بدلیل سود هنگفت شرکتهای نفتی و هوش مصنوعی ، در هفته گذشته نسبت به روز قبل از تجاوز ، رشد قابل ملاحظه ای داشته است.

۲. صنعت دفاعی: تحلیل ذخایر و فروش فوری تسلیحات

جنگ علیه ایران دو اثر اقتصادی مثبت برای صنعت دفاعی آمریکا داشته است. 

نخست، فروش فوری تسلیحات به متحدان خاورمیانه. در ۲ مه ۲۰۲۶، وزارت امور خارجه آمریکا فروش تسلیحات اضطراری به ارزش بیش از ۸.۶ میلیارد دلار به رژیم اشغالگر قدس، قطر، کویت و امارات متحده عربی را تأیید کرد و با استناد به «وضعیت اضطراری» و دور زدن روند اداری کنگره، مجوز فروش صادر شد. این سومین بار از زمان آغاز جنگ علیه ایران است که دولت دوم ترامپ از اختیارات اضطراری برای فروش تسلیحات به خاورمیانه استفاده می‌کند.

دوم، جبران ذخایر تحلیل‌رفته پنتاگون. بر اساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، نزدیک به ۵۰ درصد از ذخایر موشک‌های پاتریوت و بیش از نیمی از ذخایر سیستم دفاعی تاد مصرف شده است. تحلیلگران مؤسسه دفاعی تخمین زده‌اند که جبران این ذخایر به سفارش‌های تسلیحاتی عظیمی نیاز دارد که میلیاردها دلار مستقیماً به جیب پیمانکاران بزرگ دفاعی مانند لاکهید مارتین، RTX و نورتروپ گرومن سرازیر خواهد شد. 

۳. وال‌استریت و بخش فناوری: رکوردها و رونق

مناقشه منجمد با حفظ «امید به صلح» و «ترس از تشدید» به طور همزمان، یک فضای منحصربه‌فرد برای بازار سهام ایجاد کرده است که در آن سرمایه‌گذاران از سناریوی صلح سود می‌برند اما قیمت نفت نیز بالا باقی می‌ماند. شاخص S&P 500 در ۲۹ مه ۲۰۲۶ ( 8 خرداد 1405 ) به رکورد تاریخی ۷,۵۸۰ واحد رسید و S&P 500 پیش‌بینی می‌شود سود هر سهم خود را در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۷ درصد افزایش دهد.

بخش فناوری و هوش مصنوعی نیز بازنده نبوده است. در روزهایی که اخبار صلح منتشر می‌شود، سرمایه‌گذاران به سمت سهام فناوری سرازیر می‌شوند. در روز ۱ ژوئن ۲۰۲۶ ( 11 خرداد 1405 ) ، اعلام ترامپ مبنی بر ادامه مذاکرات باعث شد شاخص S&P 500 و نزدک به رکوردهای تاریخی جدید صعود کنند. در همان روز، تنها دو بخش از S&P 500 رشد کردند (فناوری +۲.۵٪ و انرژی +۱.۹٪) که بار دیگر شکاف ساختاری اقتصاد آمریکا را نشان داد.

۴. کاهش هزینه‌های جنگ و به تأخیر انداختن صورتحساب‌ها

هزینه جنگ برای آمریکا تا اواسط مه 2026 ( اردیبهشت 1405 ) به بیش از ۲۹ میلیارد دلار رسیده است. پنتاگون درخواست بودجه تکمیلی ۲۰۰ میلیارد دلاری را به کاخ سفید ارسال کرده، اما کاخ سفید هنوز آن را به کنگره ارسال نکرده است، در حالی که نیروی دریایی آمریکا هشدار داده است که بودجه جنگ در ژوئیه ۲۰۲۶ ( تیرماه 1405 ) به پایان می‌رسد. برخی قانونگذاران جمهوری‌خواه حتی گمانه‌زنی می‌کنند که شاید اصلاً درخواست بودجه‌ای از سوی کاخ سفید ارائه نشود. دولت ترامپ با به تأخیر انداختن ارائه درخواست بودجه تکمیلی، ترجیح می‌دهد جنگ را «نیمه‌رها» نگه دارد و هزینه‌های کامل آن را به دولت بعدی یا کنگره آینده موکول کند. در این میان، مناقشه منجمد به او این امکان را می‌دهد که هم از منافع اقتصادی جنگ بهره ببرد و هم از بار سیاسی تصویب بودجه‌های سنگین در آستانه انتخابات فرار کند. درخواست بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری برای سال ۲۰۲۷ (افزایش ۴۲ درصدی) نیز همین الگو را دنبال می‌کند.

۵. کسب اعتبار دیپلماتیک ریاکارانه و حفظ ائتلاف

مناقشه منجمد به ترامپ امکان می‌دهد تا دو روایت متناقض را به طور همزمان پیش ببرد – از یک سو در رسانه‌های داخلی ادعای «صلح‌طلبی» و «نزدیک شدن به توافق تاریخی» می‌کند و از سوی دیگر از متحدان منطقه‌ای خود می‌خواهد سلاح بخرند و علیه ایران آماده شوند. مارکو روبیو در جلسه استماع کنگره در 12 خردادماه ( ۲ ژوئن 2026 ) اعلام کرد که ایران قبول کرده درباره ابعادی از برنامه هسته‌ای خود که پیشتر از مذاکره درباره آن خودداری می‌کرد، گفتگو کند. با این حال، هنوز تضمینی وجود ندارد که مذاکرات به توافق منجر شود.

ترامپ هم در 10 خرداد ( ۳۱ مه ۲۰۲۶) در شبکه اجتماعی خود پست کرد: «توافق مورد بحث به روشنی بیان می‌کند که ایران سلاح هسته‌ای نخواهد داشت». در حالی که ایران در بیانیه رسمی وزارت خارجه خود بار دیگر تأکید کرده است: «فعلاً هیچ مذاکره‌ای درباره جزئیات پرونده هسته‌ای انجام نشده است. در این مرحله، اولویت ما پایان دادن به جنگ است».

۶. فراهم کردن شرایط خلع سلاح نیروهای مقاومت 

جاری بودن مناقشه منجمد به آمریکا این فرصت را می‌دهد که با استفاده از تهدید و تنش مستمر ، بازسازی نظامی متحدان خود (رژیم اشغالگر قدس، عربستان، امارات، قطر، کویت و بحرین) را تسریع بخشد. فروش تسلیحات ۸.۶ میلیارد دلاری در اول ماه مه دقیقاً در همین چارچوب طراحی شده است.

از سوی دیگر، با مناقشه منجمد ، محاصره دریایی و تشدید تنش‌ها در جبهه لبنان، آمریکا تلاش می کند تا ایران نتواند توجه خود را صرف بازسازی زیرساخت‌های نظامی خود کند. اگرچه گزارش‌های اطلاعاتی ایالات متحده اعلام کرده است که ایران با وجود همه فشارها، نیروهای خود را بسیار سریع‌تر از برآوردهای اولیه بازسازی می‌کند اما ترامپ سعی دارد از وضعیت نه جنگ نه صلح سو استفاده کرده و به کشورهای منطقه برای خلع سلاح نیروهای مقاومت فشار بیاورد. از سوی دیگر با محاصره دریایی و تحریم های مکرر و جدید تلاش می کند از بازسازی توان نظامی ایران جلوگیری کند. در شرایط جنگ یا صلح امکان خلع سلاح نیروهای مقاومت در منطقه برای آمریکا فراهم نیست اما در شرایط مناقشه منجمد امکان رایزنی و تحمیل شرایط خلع سلاح آنها امکانپذیرتر خواهد بود.   

بخش دوم: وضعیت « نه جنگ نه صلح » تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟ 

اکنون این سوال مطرح است که مناقشه منجمد یا وضعیت « نه جنگ نه صلح » تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟ برای پاسخ به این سوال باید چند عامل موثر بررسی شود تا بتوان گفت مناقشه منجمد بسمت فروپاشی و انقضا می رود یا پایدار است : 

۱. شکاف وال‌استریت و خیابان اصلی: اقتصاد ناهمگن و غیرقابل تحمل

اقتصاد آمریکا ناهمگن است و به یک الگوی «Kشکل» منحرف شده است: نیمه بالایی K (وال‌استریت، شرکت‌های بزرگ فناوری و نفت و انرژی) به رکوردهای تاریخی صعود می‌کند، در حالی که نیمه پایینی K (طبقه کارگر، خانوارهای « بدون پس انداز») با بحران بی‌سابقه هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند. 

نرخ پس‌انداز شخصی ( PSR ) در آمریکا به پایین‌ترین سطح تاریخی سقوط کرده است. این نرخ در آوریل ۲۰۲۶ به 2.6 درصد کاهش یافته است و در مقایسه با رقم 4.5 درصد در ژانویه ۲۰۲۶ و نرخ 5.8 درصد در آوریل 2025 کاهش قابل توجهی داشته است. اگر استثنای ژوئن 2022 در پایان همه گیری کرونا را جدا کنیم ، نرخ پس انداز شخصی آوریل 2026 بدترین نرخ در 65 سال گذشته آمریکاست . برای درک اهمیت این موضوع باید مقایسه کرد که این نرخ در دهه 1970 بین 10 تا 13 درصد بوده است. سقوط این نرخ نشان دهنده فشار بر طبقه کارگر ، افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه هزینه سوخت و مسکن است که موجب شده تا خانوارهای کم‌درآمد مجبور شوند برای تامین هزینه‌های جاری خود، از پس‌اندازهایشان برداشت کنند و یا به بدهی‌ (کارت اعتباری، وام) روی آورند. از سوی دیگر کاهش این نرخ باعث افزایش نرخ نکول وامها شده است . مثلا نرخ نکول وام خودرو برای وام‌های با تاخیر ۹۰ روزه به بالاترین سطح تاریخی 5.6 درصد و نرخ نکول کارت اعتباری به بالاترین سطح از ۲۰۱۱ یعنی 13.1 درصد رسیده است.

نرخ تورم سالانه از ۲.۴ درصد در فوریه به ۳.۸ درصد در آوریل جهش یافته و بخش عمده آن ناشی از افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت بنزین از زمان آغاز جنگ است. شاخص احساسات مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان نیز به پایین‌ترین سطح ۴۸ سال اخیر سقوط کرده است.

برای واضحتر شدن شکاف الگوی «Kشکل» باید یادآور شد که اگر چه در وال‌استریت سود شرکت‌ها در سه ماهه اول ۲۰۲۶ به 18.4 درصد از تولید رسید که دومین رقم بالای ثبت‌شده از دهه ۱۹۴۰ است اما حدود 90 درصد سهام بازار سهام متعلق به تنها دهک اول ثروتمند آمریکایی‌ها است و بقیه مردم بهره ای از آن ندارند. 

در بخش پایین شکاف اقتصادی ، در خیابان اصلی، بین 37 تا 40 درصد جمعیت آمریکا « بدون پس انداز موثر » هستند و نه تنها سهم ناچیزی از سود وال‌استریت می‌برند، بلکه با تورم افسارگسیخته و نرخ پس‌انداز تقریباً صفر دست و پنجه نرم می‌کنند. این شکاف عمیق همان «اقتصاد K شکل» است که در نظرسنجی‌ها خود را نشان داده است. نظرسنجی یوگاو در می ۲۰۲۶ نشان داد که تنها ۱۵ درصد از آمریکایی‌ها از اعزام نیروی زمینی به ایران حمایت می‌کنند و اکثریت قریب‌به‌اتفاق آمریکایی‌ها خواهان پایان جنگ ، خواهان صلح پایدار و کاهش قیمت بنزین هستند. این شکاف بین 10 تا 15 درصد ثروتمند و 40 درصد کم درآمد عامل مهم شکننده بودن و تحمیل انقضاپذیری مناقشه منجمد در کوتاه مدت است.

۲. انتخابات میاندوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶: فشار فزاینده زمانی

مهم‌ترین عامل محدودکننده مناقشه منجمد، انتخابات میاندوره‌ای ایالات متحده در نوامبر ۲۰۲۶ است. قانونگذاران جمهوری‌خواه که در آستانه انتخابات از ترامپ ناامید شده‌اند، به شدت از جنگی که رأی‌دهندگان کلیدی ایالت‌های نوسانی (پنسیلوانیا، میشیگان، اوهایو) را از آنها دور می‌کند، وحشت دارند. کنگره هیچ مجوز رسمی برای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران صادر نکرده است و شماری از قانونگذاران دموکرات لایحه ممنوعیت تأمین مالی جنگ ایران را ارائه کرده‌اند.

با نزدیک شدن به نوامبر، ترامپ تحت فشار فزاینده‌ای برای نشان دادن «پیروزی» یا «خروج» قرار خواهد گرفت. عدم تحقق وعده‌های مکرر او مبنی بر «معامله طی هفته آینده» می‌تواند رأی‌دهندگان کلیدی را بیشتر ناامید کند.

۳. رژیم اشغالگر قدس و نتانیاهو: شریکی که جنگ می خواهد                                                      

محرک‌های اصلی بازگشت جنگ همچنان وجود دارد. تاریخ 77 ساله رژیم اشغالگر قدس نشان داده است که این رژیم بدون جنگ با دیگران از بین خواهد رفت و بنابراین هر دولت صهیونیستی برای حمله به کشورهای دیگر و یا مردم سرزمین فلسطین برنامه ریزی بلندمدت داشته است. رییس سابق موساد در کتاب اخیر خود – شمشیر آزادی – اعتراف می کند که حداقل از سال 1992 یعنی از 35 سال قبل که ایران هیچ برنامه هسته ای و موشکی نیز نداشت ، برای دو تجاوز 2025 و 2026 به ایران برنامه ریزی کرده است و در این راه از نفوذ در ایران و آمریکا برای کشاندن آمریکا به جنگ استفاده کرده است. بنیامین نتانیاهو، برخلاف منافع کوتاه‌مدت ترامپ، به شدت مخالف تداوم مناقشه منجمد است. اوضاع داخلی رژیم اشغالگر قدس و فشار ائتلاف راست‌گرای او ایجاب می‌کند که «پیروزی قاطع» بر ایران و حزب‌الله را نشان دهد. تشدید حملات رژیم اشغالگر قدس به لبنان از اواخر می و اعلام نتانیاهو مبنی بر نفوذ بیشتر به خاک لبنان و دستور حمله به اهدافی در حومه جنوبی بیروت، عملاً آتش‌بس شکننده را نقض کرد تا ترامپ را وادار به شروع مجدد جنگ کند. 

ایران نیز در واکنش، مذاکرات با آمریکا را به حالت تعلیق درآورد. تسنیم گزارش داد که تیم مذاکره‌کننده ایران «مذاکرات و تبادل متون از طریق میانجی‌ها را متوقف می‌کند» و هرگونه ازسرگیری مذاکرات منوط به توقف کامل عملیات نظامی رژیم اشغالگر قدس در غزه و لبنان و «خروج کامل از مناطق اشغال شده توسط صهیونیست‌ها در لبنان» است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز هشدار داده که «صبر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران حدی دارد» و تهدید کرده که «خط قرمزها در لبنان و غزه به معنای جنگ مستقیم است».

این بدان معناست که رژیم اشغالگر قدس در حال کشیدن آمریکا به جنگی گسترده‌تر است. تا زمانی که نتانیاهو در قدرت است – و محبوبیت پایین او در نظرسنجی‌ها انگیزه‌اش را برای «جنگ » افزایش می‌دهد – مناقشه منجمد در خطر فروپاشی دائمی توسط متحد خود آمریکا قرار دارد.

۴. فشار اروپا به عنوان «تماشاگر اصلی» مناقشه خاورمیانه

اروپا از این مناقشه بیش از آمریکا آسیب دیده است. تورم منطقه یورو در آوریل به ۳ درصد رسید و قیمت انرژی ۱۰.۹ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. بانک مرکزی اروپا مجبور به افزایش نرخ بهره شده است و با ۸۵ درصد احتمال، نرخ بهره در ژوئن ۲۰۲۶ به ۲.۲۵ درصد افزایش خواهد یافت. رشد اقتصادی منطقه یورو در سه ماهه اول ۲۰۲۶ تنها ۰.۸ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل بود.

وود مکنزی در سناریوی «تابستان طولانی» هشدار داده است که اگر تنگه هرمز تا سپتامبر عمدتاً بسته بماند، منطقه یورو ۱.۵ درصد در سال ۲۰۲۶ کوچکتر خواهد شد که از میانگین جهانی بدتر است. از این رو، رهبران اروپایی فشار فزاینده‌ای بر ترامپ وارد می‌کنند تا هر طور شده به جنگ پایان دهد. سفیران اروپایی در واشنگتن در جلسات متعدد از دولت آمریکا خواسته‌اند که برای بازگشایی تنگه هرمز اولویت قائل شود.

۵. جلوگیری از ارتقای ژئوپلیتیک چین

چین در طول مناقشه منجمد سود کلانی برده است. سهم یوآن در تجارت نفت خاورمیانه و چین در مارس ۲۰۲۶ به رکورد ۴۱ درصد رسید و سهم دلار آمریکا از حدود ۹۰ درصد به حدود ۵۲ درصد کاهش یافت. میانگین معاملات روزانه سیستم پرداخت فرامرزی چین (CIPS) در آوریل ۲۰۲۶ به رکورد ۱.۲۲ تریلیون یوآن رسید.

بنابراین، مناقشه منجمد «تار عنکبوتی» است که آمریکا را در خود گرفتار کرده و به چین فرصت می‌دهد تا از بحران سود ببرد. هر چه مناقشه منجمد بیشتر طول بکشد، فرصت بیشتری به چین می‌دهد تا «یوآن نفتی» را در خاورمیانه گسترش دهد.

۶. فروپاشی اخلاقی و مشروعیت بین‌المللی آمریکا

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که میزان عدم محبوبیت ترامپ در ماه می ۲۰۲۶ به ۶۲-۶۳ درصد رسیده است که با نارضایتی عمومی از ریچارد نیکسون در زمان رسوایی واترگیت قابل مقایسه است. در صحنه بین‌المللی، آمریکا روزبه‌روز بیشتر منزوی می‌شود. نقض آشکار قوانین بین‌المللی (حمله به ایران بدون مجوز شورای امنیت، محاصره غیرقانونی دریایی) و ناتوانی در پایان دادن به جنگ، اعتبار جهانی آمریکا را به شدت تضعیف کرده است. تارنمای شورای آتلانتیک به نقل از دیپلمات‌های ارشد اروپایی گزارش داده است که آنها «از توانایی آمریکا برای رهبری بحران‌های جهانی ناامید شده‌اند».

۷. ضرب الاجل‌های مالی و نظامی

علاوه بر موارد فوق، دو محدودیت سخت نیز وجود دارد. نخست، تهدید اتمام بودجه جنگ در ژوئیه ۲۰۲۶. پنتاگون به کنگره هشدار داده است که نیروی دریایی آمریکا از ماه ژوئیه با اتمام بودجه جنگ مواجه خواهد شد. دوم، احیای سریع توان نظامی ایران. بر اساس گزارش CNN، ایران ممکن است ظرف شش ماه توان حمله با پهپاد خود را به طور کامل بازسازی کند. پس از آن، توان بازدارندگی ایران به سطح قبل از جنگ بازخواهد گشت.

افق زمانی مناقشه منجمد

بطور خلاصه بنظر می رسد افق زمانی وضعیت غالب شاخص‌های تعیین‌کننده اصلی برای تداوم یا انقضای مناقشه منجمد به شرح زیر خواهد بود: 

خرداد و تیر 1405( ژوئن-ژوئیه ۲۰۲۶ ) هم اکنون مناقشه منجمد شکننده است زیرا تعلیق مذاکرات توسط ایران به دلیل حملات رژیم اشغالگر قدس در لبنان امکانپذیر خواهد بود هر چند توییت های ترامپ نشان دهنده تلاش او برای تمدید آتش بس و حفظ وضعیت نه جنگ نه صلح است.

مرداد و شهریور 1405 ( اوت-سپتامبر ۲۰۲۶) نقطه اوج بحران است زیرا بودجه جنگ آمریکا رو به اتمام و بازسازی توان نظامی ایران تکمیل خواهد شد.

مهر و آبان 1405 ( اکتبر-نوامبر ۲۰۲۶ ) یا زودتر نقطه فروپاشی مناقشه منجمد است زیرا تغییر انتخابات میاندوره‌ای آمریکا، فشار فزاینده اروپا و تقویت یوآن نفتی آمریکا را وادار به تغییر استراتژی خواهد کرد.

پس از آبان 1405 یا زودتر ( نوامبر ۲۰۲۶ ) بنظر می رسد آمریکا ناگزیر از صلح اجباری به سبک تهران یا آغاز جنگ مجدد خواهد بود که به تشدید قیمت نفت بالای ۱۵۰ دلار و فروپاشی اعتماد عمومی به دولت ترامپ اتفاق منجر خواهد شد.

مناقشه منجمد : پنجره زمانی باز برای آمریکا تا مهرماه 1405 ( اکتبر ۲۰۲۶)

مناقشه منجمد در کوتاه‌مدت منافع قابل‌توجهی برای دولت ترامپ و صنایع بزرگ آمریکا فراهم کرده است: قیمت بالای نفت، رونق سهام فناوری، فروش فوری تسلیحات ۸.۶ میلیارد دلاری، بازسازی نظامی متحدان خاورمیانه و مذاکره برای خلع سلاح نیروهای مقاومت.

اما این منافع با هفت عامل اصلی محدود می‌شوند که مدت زمان این وضعیت را تعیین می‌کنند: (۱) شکاف غیرقابل تحمل اقتصاد «Kشکل» و فشار تورمی، (۲) انتخابات میاندوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶، (۳) اصرار رژیم اشغالگر قدس بر تشدید جنگ و تهدید به کشاندن آمریکا به درگیری گسترده‌تر، (۴) فشار اروپا برای بازگشایی تنگه هرمز و نجات اقتصاد خود از رکود، (۵) فرصت طلایی برای چین برای گسترش «یوآن نفتی»، (۶) فروپاشی مشروعیت اخلاقی آمریکا در صحنه بین‌المللی، و (۷) ضرب الاجل‌های مالی (اتمام بودجه جنگ در ژوئیه) و نظامی.

با توجه به تجزیه و تحلیل شواهد، مناقشه منجمد حداکثر تا مهر ماه 1405 ( اکتبر ۲۰۲۶ ) برای آمریکا دوام خواهد آورد. پس از آن، آمریکا یا به سناریوی «صلح به خواست ایران» تن می دهد (با پذیرش کاهش قیمت نفت، توقف صادرات تسلیحات و تثبیت سهم ۴۰ درصدی یوآن در تجارت انرژی خاورمیانه) یا به سناریوی «تشدید جنگ» (با هدف قرار دادن مستقیم تأسیسات زیر ساخت های ایران توسط رژیم اشغالگر قدس و ورود آمریکا به جنگی زمینی پرهزینه که وال‌استریت و اقتصاد آمریکا را نابود می‌کند).

شهریور تا آبان ماه 1405 ، همزمان با شروع رقابت های انتخابات میاندوره‌ای آمریکا و فشار فزاینده رأی‌دهندگان طبقه کارگر در ایالت‌های نوسانی به نمایندگان جمهوری‌خواه، ماه‌های تعیین‌کننده تابستان و پاییز 1405 ( سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۶) ، دوره حساسی خواهد بود که سرنوشت خاورمیانه و جهان را رقم خواهد زد و تاریخچه دو تهاجم 2025 و 2026 نشان داد نتیجه کاملا به انسجام ملی مردم ایران ، توان بازدارندگی نامتقارن نیروهای نظامی ایران ، ظرفیت های دفاعی و تهاجمی جدید و رو نشده ایران در جهان ، توان مدیریت پشتیبانی اقتصادی دولت ایران ، و سرانجام توان دیپلماتیک ایران در جهان بستگی دارد.