صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۱۴ تير ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۲۸۸۵۳
تاریخ انتشار: ۰۷ : ۱۸ - ۱۴ تير ۱۴۰۵
اندیشکده انگلیسی چتم هاوس:
بر فراز این مذاکرات، این احتمال واقعی سایه انداخته که شاید آنچه اکنون شکل گرفته، صرفاً صلحی دیگر در فاصله میان دو جنگ باشد. اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ایران از مذاکرات برای بازسازی توان هسته‌ای و نظامی خود استفاده می‌کند، بار دیگر به سمت تشدید تحریم‌ها یا استفاده از نیروی نظامی خواهد رفت. این خطر بیشتر هم می‌شود اگر مذاکرات از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آمریکا عبور کند و ترامپ از نظر سیاسی تقویت‌شده بیرون بیاید. در آن صورت، رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است دیگر فشار کمتری برای ثبات‌بخشی به بازار‌های انرژی احساس کند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اندیشکده انگلیسی چتم هاوس نوشت: از زمانی که آمریکا و ایران یادداشت تفاهم (MOU) پایان جنگ را امضا کردند، بخش بزرگی از بحث‌ها بر یک پرسش ساده متمرکز بوده است: چه کسی برنده شد؟ پاسخ روشنی برای این سؤال وجود ندارد.
 
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: آمریکا و اسرائیل نتوانستند برتری نظامی را به اهداف خود، یعنی تغییر حکومت یا دست‌کم وادار کردن سریع حکومت ایران به تسلیم سیاسی، تبدیل کنند.
 
در مقابل، تهران از حمله ۳۸ روزه جان سالم به در برد و نشان داد که می‌تواند فراتر از مرزهای خود هزینه تحمیل کند؛ از طریق حملات در سراسر منطقه و بستن تنگه هرمز. به این ترتیب، ایران اهرم چانه‌زنی معناداری را حفظ کرد..
 
با امضای یادداشت تفاهم، هر دو طرف امتیازاتی گرفتند. اما هیچ‌یک به اندازه‌ای دستاورد نداشت که بتواند مدعی پیروزی قاطع شود. واشنگتن مسیر بازگشایی هرمز، آرام کردن بازارهای انرژی و کاهش خطر تشدید بیشتر تنش‌های منطقه‌ای را به دست آورد. تهران نیز توقف جنگ و چشم‌انداز ازسرگیری صادرات نفت، کاهش تحریم‌ها و محافظت در برابر حملات بیشتر را به دست آورد. بنابراین، این نتیجه را بهتر است یک تساوی نابرابر توصیف کرد.
 
واشنگتن در حالی وارد مذاکرات می‌شود که برتری نظامی دارد، اما تهران همچنان آن‌قدر ظرفیت اخلال و برهم‌زدن معادلات را حفظ کرده که بتواند برخی خواسته‌های آمریکا را رد کند.
 
همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا دونالد ترامپ و ایران این توافق را پذیرفتند. اما در عین حال، از مسیر پر دست‌انداز پیش‌رو نیز خبر می‌دهد.
 
برای ترامپ، اولویت این بود که تنگه هرمز را بازگشایی کند و مانع از یک رویارویی طولانی شود؛ رویارویی‌ای که می‌توانست قیمت نفت و تورم را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا بالا ببرد. در مقابل، تهران به زمان نیاز دارد تا میزان خسارت واردشده به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای خود را ارزیابی کند، اقتصاد را تثبیت کند و خطر حملات دوباره را کاهش دهد. ایران همچنین باید صادرات نفت را احیا کند، به دارایی‌های مسدودشده دسترسی دوباره پیدا کند و پیامدهای داخلی جنگ را مدیریت کند.
 
بنابراین، هر دو طرف از دیپلماسی برای خریدن زمان استفاده می‌کنند. واشنگتن محاسبه می‌کند که فشاری که ایران تاکنون تحمل کرده، ممکن است تهران را برای پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای آماده‌تر کند. ایران نیز معتقد است نگرانی‌ها درباره هرمز، قیمت انرژی و احتمال دورهای تازه تنش ممکن است ترامپ را به ارائه امتیازات اقتصادی ترغیب کند. همان عدم توازنی که به این تساوی نابرابر منجر شد، اکنون نیز مذاکرات را شکل خواهد داد. واشنگتن با برتری نظامی وارد گفت‌وگوها می‌شود، در حالی که تهران هنوز آن‌قدر ظرفیت اخلال دارد که برخی مطالبات آمریکا را نپذیرد.
 
مذاکرات ناگزیر باید چهار موضوع به‌هم‌پیوسته را در کنار هم پیش ببرد: هرمز، آینده برنامه هسته‌ای ایران، کاهش تحریم‌ها و تضمین‌هایی که برای حفظ توافق لازم است. بازگشایی تنگه، به‌دلیل تأثیر آن بر کشتیرانی و بازارهای انرژی، فوری‌ترین موضوع است. در این زمینه، واشنگتن و کشورهای خلیج فارس خواهان تضمین‌هایی خواهند بود که تهران نتواند هر زمان مذاکرات به بن‌بست رسید، در این آبراه اخلال ایجاد کند. ایران در مقابل استدلال خواهد کرد که تا زمانی که اسرائیل آزاد باشد ایران یا حزب‌الله در لبنان را هدف قرار دهد، نمی‌تواند جریان آزاد تردد دریایی را تضمین کند یا اهرم فشار خود را کنار بگذارد.
 
دو روز تأخیر در آغاز مذاکرات در لوسرن سوئیس خود گویای همین مشکل بود. تهران مذاکرات را به تعویق انداخت، چون اصرار داشت آتش‌بس میان اسرائیل و حزب‌الله بخشی از یادداشت تفاهم باشد. ایران با این کار روشن کرد که هرمز، لبنان و تهدید حملات دوباره اسرائیل را جبهه‌هایی جدا از هم نمی‌بیند.
 
مذاکرات هسته‌ای دشوارتر خواهد بود، زیرا نتیجه جنگ در این حوزه هنوز تعیین‌تکلیف نشده است. دو طرف باید تصمیم بگیرند که آیا غنی‌سازی ایران می‌تواند ادامه یابد، چه محدودیت‌هایی بر ظرفیت باقی‌مانده تهران اعمال شود و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به چه میزان دسترسی به تأسیسات آسیب‌دیده و احتمالاً اعلام‌نشده خواهد داشت.
 
ترامپ ناچار خواهد بود هر توافق تازه‌ای را به‌عنوان توافقی بهتر از برجام ۲۰۱۵ که در دولت اوباما مذاکره شد، معرفی کند. بنابراین، توافق نهایی احتمالاً شامل تعلیق غنی‌سازی، رقیق‌سازی یا انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالا و نظام نظارتی سخت‌تر خواهد بود. اما تهران در برابر مصالحه‌هایی که آنچه را حق خود و نوعی بیمه می‌داند از آن بگیرد، مقاومت خواهد کرد.
 
کاهش تحریم‌ها نیز از این مطالبات هسته‌ای جدا نخواهد بود. ایران خواهان منافع فوری و ملموس است؛ از جمله دسترسی به دارایی‌های بلوکه‌شده، احیای کانال‌های مالی و سرمایه‌گذاری. واشنگتن نیز تمایلی نخواهد داشت پیش از آن‌که ایران امتیازات هسته‌ای قابل راستی‌آزمایی بدهد، کاهش تحریم‌های گسترده ارائه کند.
 
اما تهران هم نمی‌خواهد اهرم‌های باقی‌مانده‌اش را پیش از دریافت منافع واقعی واگذار کند.
 
مسئله اعتماد در تمام مراحل این روند حضور خواهد داشت. پس از دهه‌ها خصومت، خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و دو جنگ، عملاً پایه‌ای برای اعتماد در هیچ‌یک از دو طرف باقی نمانده است. اسرائیل نیز لایه دیگری از ابهام را اضافه می‌کند: تهران تا حدی واشنگتن را بر اساس توانایی‌اش در جلوگیری از حملات دوباره اسرائیل به حزب‌الله قضاوت خواهد کرد.
 
بر فراز این مذاکرات، این احتمال واقعی سایه انداخته که شاید آنچه اکنون شکل گرفته، صرفاً صلحی دیگر در فاصله میان دو جنگ باشد. اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ایران از مذاکرات برای بازسازی توان هسته‌ای و نظامی خود استفاده می‌کند، بار دیگر به سمت تشدید تحریم‌ها یا استفاده از نیروی نظامی خواهد رفت.
 
این خطر بیشتر هم می‌شود اگر مذاکرات از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آمریکا عبور کند و ترامپ از نظر سیاسی تقویت‌شده بیرون بیاید. در آن صورت، رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است دیگر فشار کمتری برای ثبات‌بخشی به بازارهای انرژی احساس کند. ایران نیز در این میان خواهد کوشید ابزارهای خود برای تشدید تنش را حفظ کند؛ از جمله فشار دوباره بر کشتیرانی در تنگه هرمز و فعال‌سازی جبهه‌های منطقه‌ای.
 
به همین دلایل، بعید است یک توافق جامع به‌سرعت حاصل شود. نتیجه محتمل‌تر، فرآیندی طولانی، ناهموار و مبتنی بر تمدیدها و گام‌های موقت است. ممکن است عبور و مرور کشتی‌ها از هرمز به‌تدریج از سر گرفته شود، در حالی که کارگروه‌ها همچنان روی پرونده‌های هسته‌ای و تحریم مذاکره می‌کنند. شاید تسهیلات اقتصادی محدود ارائه شود، در حالی که عملیات اسرائیل، تهدیدهای ترامپ در تروث سوشال، فشارها و باج‌گیری‌های ایران و درگیری‌های تازه در لبنان همچنان در حاشیه دیپلماسی ادامه داشته باشد. بنابراین، همان تساوی نابرابری که جنگ را پایان داد، در ماه‌های آینده نیز به شکل‌دهی پویایی‌های درگیری و مذاکره ادامه خواهد داد.