صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۲۴ تير ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۳۰۴۶۳
تاریخ انتشار: ۳۸ : ۱۵ - ۲۴ تير ۱۴۰۵
فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی معاون بایدن:
مشاور امنیت ملی معاون بایدن گفت: اگر آمریکا نمی‌خواست ایران کنترل تنگه را در دست بگیرد، نباید با سندی موافقت می‌کرد که در آن آمده بود «جمهوری اسلامی ایران ترتیبات لازم را» برای عبور ایمن کشتی‌ها فراهم خواهد کرد یا اینکه «تنها برای ۶۰ روز هیچ هزینه‌ای دریافت نخواهد شد».
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

مشاور امنیت ملی معاون بایدن گفت: اگر آمریکا نمی‌خواست ایران کنترل تنگه را در دست بگیرد، نباید با سندی موافقت می‌کرد که در آن آمده بود «جمهوری اسلامی ایران ترتیبات لازم را» برای عبور ایمن کشتی‌ها فراهم خواهد کرد یا اینکه «تنها برای ۶۰ روز هیچ هزینه‌ای دریافت نخواهد شد». 

به گزارش انتخاب، فیلیپ گوردون مشاور امنیت ملی معاون بایدن نوشت:

اگر چیزی باشد، به نظرم وضعیت حتی از آنچه برخی توصیف کرده‌اند نیز بدتر است.

۱. نمی‌توان به اندازه کافی تأکید کرد که آمریکا با چه سرعت و به چه شکلی بازدارندگی خود را تضعیف و اهرم فشارش بر ایران را از دست داد. این تصمیم ترامپ برای قمار روی «تغییر حکومت» بود که ایران را به حمله به همسایگانش و بستن تنگه هرمز سوق داد و عملاً اقتصاد جهانی را در تنگنا قرار داد. این روند دیگر قابل بازگشت نیست.

۲. همچنین نمی‌توان به تیمی که تفاهم‌نامه‌ای (MoU) مبهم و ضعیف را مذاکره کرد اعتماد داشت. اگر آمریکا نمی‌خواست ایران کنترل تنگه را در دست بگیرد، نباید با سندی موافقت می‌کرد که در آن آمده بود «جمهوری اسلامی ایران ترتیبات لازم را» برای عبور ایمن کشتی‌ها فراهم خواهد کرد یا اینکه «تنها برای ۶۰ روز هیچ هزینه‌ای دریافت نخواهد شد». حملات ایران به کشتی‌ها غیرقابل قبول است، اما ناتوانی آمریکا در روشن کردن اینکه در برابر وعده کمک مالی گسترده دقیقاً چه انتظاری از ایران داشت نیز به همان اندازه مشکل‌ساز بود.

۳. اگر بن‌بست کنونی صرفاً ناشی از این بود که هر طرف تصور می‌کند طرف مقابل عقب‌نشینی خواهد کرد، باز هم وضعیت بد بود. احتمالاً ایران با توجه به سابقه ترامپ و میزان آسیبی که می‌تواند به اقتصاد آمریکا، به‌ویژه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای، وارد کند، چنین باوری دارد. اما با وجود لفاظی‌های ترامپ، بعید است خود او هم باور داشته باشد که ایران به‌زودی کوتاه خواهد آمد. همین مسئله ممکن است او را به سمت تشدید بیشتر درگیری نظامی سوق دهد و ایران نیز متقابلاً سطح تنش را افزایش دهد.

۴. درس تفاهم‌نامه شکست‌خورده این است که ایران حاضر نیست حتی در ازای امتیازات فوق‌العاده آمریکا ــ از جمله فروش بدون محدودیت نفت، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و حتی امکان دریافت عوارض از کشتی‌ها پس از ۶۰ روز ــ از کنترل تنگه هرمز صرف‌نظر کند. برای ایران، مسئله فقط درآمد نیست؛ بلکه کنترل و به‌رسمیت شناخته شدن جایگاهش است؛ ابزاری که بتواند هر زمان برای اعمال فشار در موضوعاتی مانند لبنان، مذاکرات هسته‌ای و روابط با همسایگانش از آن استفاده کند. این همان چیزی است که ترامپ به‌درستی با آن مخالف است، اما ظاهراً نمی‌تواند مانع آن شود.

۵. پیشنهادی که بر اساس آن ایران حملات خود را متوقف کند و آمریکا نیز تلاش برای توسعه مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل دریایی را کاهش دهد، بعید است کارساز باشد. ایران تنها در صورتی حاضر به توقف حملات است که کنترل واقعی را به دست آورد. از سوی دیگر، دشوار است تصور کنیم آمریکا چگونه یا چرا بتواند کشورهای حاشیه خلیج فارس را متقاعد کند از توسعه مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز صرف‌نظر کنند؛ روندی که هم‌اکنون نیز در جریان است و از نظر آنها ضروری محسوب می‌شود.

۶. در نتیجه، ترامپ پس از آنچه نویسنده آن را «گناه نخستین» می‌خواند ــ یعنی آغاز جنگی بی‌محابا، نامحبوب و غیرقانونی بر پایه این محاسبه اشتباه که لیران سقوط خواهد کرد یا توان پاسخگویی ندارد ــ اکنون گزینه‌های مطلوبی در اختیار ندارد. تشکیل ائتلافی برای دفاع از اصل آزادی کشتیرانی و مجازات ایران به دلیل حمله به همسایگانش می‌توانست راه‌حل منطقی باشد، اما عملاً ممکن نیست؛ زیرا ترامپ متحدان آمریکا را از خود رانده، خود نیز هنجارها و قوانین بین‌المللی را نقض کرده، در دیپلماسی عملکردی ضعیف داشته و حتی از سایر کشورها خواسته هزینه خروج او از بحرانی را که خود ایجاد کرده بپردازند. در نهایت، احتمالاً او ناچار خواهد شد کنترل تنگه را به ایران واگذار کند؛ تنها پرسش این است که جهان تا آن زمان چه میزان هزینه و رنج را متحمل خواهد شد.