صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۱۲ مرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۳۳۵۰۹
تاریخ انتشار: ۰۴ : ۲۲ - ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
حسن روحانی گفت: امام حسین جانش را فدا و نثار کرد برای اینکه مردم را از گرداب جهالت و نادانی و از سرگردانی در وادی ضلالت و گمراهی نجات بدهد. یعنی تمام کربلا پیامش، نجات مردم است. امروز هم اگر ما در جامعه مشکلاتی داریم برای همین است. باید در پناه امام حسین و خیمه امام حسین جامعهٔ ما از جهالت‌ها و گمراهی‌ها، بیشتر و بیشتر فاصله بگیرد و مسیر هدایت را انتخاب کند و در مسیر گمراهی و اشتباه نماند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر حسن روحانی، روز یکشنبه ۱۱ مرداد، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم که در آستانه اربعین حسینی برگزار شد، گفت: امام حسین(ع) جانش را فدا کرد برای اینکه مردم را از گرداب جهالت و نادانی و از سرگردانی در وادی ضلالت و گمراهی نجات بدهد. یعنی تمام کربلا، پیامش نجات مردم است. امروز هم اگر ما در جامعه مشکلاتی داریم برای همین است. باید در پناه امام حسین و خیمه امام حسین، جامعهٔ ما از جهالت‌ها و گمراهی‌ها، بیشتر و بیشتر فاصله بگیرد و مسیر هدایت را انتخاب کند و در مسیر گمراهی و اشتباه نماند.

 متن این بخش از سخنان دکتر روحانی به این شرح است:

در ایام اربعین اباعبدالله الحسین(ع) هستیم که در زیارتش در اربعین می‌خوانیم «السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ، السَّلَامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَنَجِیبِهِ. السَّلَامُ عَلَی صَفِیِّ اللَهِ وَابْنِ صَفِیِه، السلام علی الحسین المظلوم الشهید». اربعین در واقع سرآغاز یک حرکت نو بعد از عاشورا است و این حرکت نو هم اولش به دست آن صحابی باوفای پیامبر، جابر بن عبدالله انصاری انجام شد که وقتی وارد کربلا شد به غلامش عطّیه (چون جابر خیلی بینایی ضعیفی داشت یا حتی نابینا شده بود) گفت من را ببر کنار فرآت تا با آب فرات غسل کنم و بعد قدم‌ها را کوتاه برمی‌داشت به احترام قبر امام حسین، و هر چند قدمی که برمی‌داشت می‌ایستاد و می‌گفت «الله اکبر» تا رسید نزدیک قبر، به عطّیه گفت دست من را بگیر و روی قبر ابی‌ عبدالله الحسین بگذار و آن وقت خودش را انداخت روی قبر امام حسین و آنقدر گریه کرد که بی‌هوش شد و وقتی به هوش آمد، گفت «حبیبی یا حسین»، «حبیبی یا حسین»، «حبیبی یا حسین»، «حبیب لایجیبُ حبیبه».

گفت محبوب من، عزیز من، حسین من، چرا جواب من را نمی‌دهی، چرا جواب جابر را نمی‌دهی؟ بعد خودش گفت که چطور حسین جواب تو را بدهد، در حالی که بین بدن و سرش منزل‌ها فاصله است و بعد بلند شد شروع کرد به خواندن زیارت برای اصحاب امام حسین، «اَلسَّلامُ عَلَیْکم ایتها الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلّتْ بِفِنَاء الحسین و أَنَاخَتْ بِرَحْلِه، أَشْهَدُ أَنَّکَم قَدْ أَقَمْتَم الصَّلاةَ، وَآتَیْتَکم الزَّکَاةَ، وَأَمَرْتَم بِالْمَعْرُوفِ…» آن زیارت را جابر برای اصحاب امام حسین خواند.

 آخرش هم جمله مهمی اضافه کرد، گفت «والَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِ نَبِیّا لَقَد شارَکنا کُم فیما دَخَلتُم فیهِ» گفت اصحاب امام حسین! آن راهی که شما رفتید ما هم در آن راه شریک شما هستیم. ما هم در همان مسیر هستیم. عطیه گفت جابر چطور؟ ما که کربلا نبودیم، ما که فداکاری نکردیم؟ جابر گفت از پیغمبر خدا شنیدم که فرمود: «من احب قوماً حشر معهم» هر کس که کسی را دوست دارد خداوند او را با محبوبش محشور می‌کند و در کنار او قرار می‌دهد و بعد پیغمبر فرمود «و من أحب عمل قوم أشرک فی عملهم» هر کس عمل قومی را دوست دارد شریک در عمل او خواهد بود.

و ما حسین را دوست داریم و راه او را دوست داریم و اگر بودیم همان کار را می‌کردیم، من و یارانم همان کاری می‌کردیم که امام حسین و یارانش آن کار را کردند.

این نکتهٔ خیلی مهمی است که انسان در زندگی‌اش دلبسته به چه کسی باشد، قلب و روحش وابسته به چه کسی باشد؟ اگر ما دلبسته به حسین(ع) و راه حسین باشیم، به همان نتیجه می‌رسیم. در همین زیارت اربعین می‌خوانیم «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَلَالَهِ». امام حسین جانش را فدا و نثار کرد برای اینکه مردم را از گرداب جهالت و نادانی و از سرگردانی در وادی ضلالت و گمراهی نجات بدهد. یعنی تمام کربلا پیامش، نجات مردم است. امروز هم اگر ما در جامعه مشکلاتی داریم برای همین است. باید در پناه امام حسین و خیمه امام حسین جامعهٔ ما از جهالت‌ها و گمراهی‌ها، بیشتر و بیشتر فاصله بگیرد و مسیر هدایت را انتخاب کند و در مسیر گمراهی و اشتباه نماند.