پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مهدی عليخانی: روز جمعه يك توافق دفاعي سهجانبه ميان سه كشور مهم منطقه يعني عربستانسعودي، تركيه و پاكستان امضا شد. بلافاصله پس از انتشار اين خبر و در تحليلهاي اوليه، دليل اصلي يا هدف اين پيمان به «نحوه مواجهه با ايران پس از هدف قرار گرفتن عربستانسعودي به عنوان ميزبان پايگاههاي امريكا در جريان جنگ رمضان» معطوف شد. پيشتر در تحليل پيامدهاي منطقهاي جنگ رمضان گفته و نوشته بودم كه برخلاف گذشته كه نظم و ترتيبات منطقهاي فقط بر ايفاي نقش بازيگران بينالمللي متمركز بود، اينبار نقش بازيگران جديد منطقهاي نيز در ترتيبات امنيتي برجسته ميشود اما نه فقط به دليل رويكرد ايران در جنگ اخير. در حال حاضر و در تحليل اوليه شايد بتوان چند زمينه كلان و مهمتر اين توافق را در كنار تحولات جنگ اخير مورد اشاره قرار داد.
نخست، رويكردهاي ايالاتمتحده در حدود ۱.۵ دهه اخير در كاهش تعهداتِ «عمليِ» امنيتي نسبت به متحدان عرب در منطقه كه زمينه بياعتمادي اعراب بهخصوص رياض به امريكاييها را دامن زد. از ماجراي سقوط حسني مبارك متحد كليدي سابق امريكا و سعودي تا ماجراي حملات به تاسيسات نفتي آرامكو در جريان جنگ يمن و پس از خروج امريكا از برجام تا تحولات جديدتر كه البته اين رويكرد فارغ از حزب و رييسجمهور حاكم در امريكا به يك راهبرد كلانتر يعني كاهش تمركز بر غرب آسيا براي افزايش توجهات به حوزه شرق آسيا برميگشت.
دوم، رفتارهاي رژيم اسراييل به ويژه از ميانه جنگ غزه كه سياست پيشين مبتني بر «موازنه» در برابر ايران با همراهي امريكا و كشورهاي محافظهكار عرب را با تصور تضعيف محور ايران (به خصوص پس از سقوط اسد، ترور سيدحسن نصرالله و برداشت تضعيف حزبالله و...) به سياست «هژموني» با هدف تسلط بر منطقه تغيير داد و اين امر حساسيت عربستان و تركيه را به شدت برانگيخت. موضع نتانياهو درباره تشكيل دولت فلسطيني در درون قلمروی عربستان! در ميانه جنگ غزه و طرح و پيگيري ايده «اسراييل بزرگ» و سپس تحولات جنگ ۱۲ روزه... احساس تهديد آنكارا و رياض از اهداف بعدي نتانياهو در صورت «تسلط بر منطقه» را بيش از گذشته كرد. باوجود فاصله نزديك حمله اسراييل به قطر با اعلام توافق دفاعي پاكستان-عربستان، اما در تحليلهاي اوليه برخي صاحبنظران در آن مقطع هم، ايران به عنوان هدف توافق دوجانبه بيشتر برجسته و به مساله تهديدات تلآويو كمتوجهي شده بود. سوم، جنگ رمضان و نوع واكنش ايران به كشورهاي عربي ميزبان پايگاههاي امريكا در منطقه نشان داد كه در درجه اول، اولويت امنيتي واشنگتن تلآويو است و نه كشورهاي عربي و دوم، اين پايگاهها و پيمانهاي امنيتي با امريكا در شرايط جنگي ناكارآمدند، اما الزاما اين نوع توافقات چه از نوع دوجانبه پاكستان-عربستان و چه توافق سهجانبهِ بسط يافته، به معني اتحادي تازه با قابليت عملياتي در برابر ايران در كوتاهمدت نيستند. البته اين موضوع براي ايران داراي پيامهاي جدي است اما در بحث ايران، به نظر ميرسد فعلا تركيه و پاكستان بيشتر افزايش بازدارندگي سعودي (رهبري عربي، اعتبار اسلامي و البته برخوردار از منابع مالي گسترده) را مدنظر دارند تا ورود به درگيري احتمالي. همچنين در اينجا، ميتوان به نقش يمن و انصارالله به عنوان يكي ديگر از زمينههاي اين پيمان اشاره داشت اما نبايد هم فراموش كرد كه پيش از درگيري اخير يمن و سعودي، تركيه و پاكستان در سال ۲۰۱۵ نيز از حاميان ائتلاف نظامي عربستان عليه انصارلله بودند، بنابراين از زمينههاي مهم اين توافق سهجانبه دفاعي، راهبرد كلان ايالاتمتحده در كاهش تعهدات «عملي» امنيتي در منطقه درقبال متحدان عرب به خصوص عربستان، تهديدات رژيم صهيونيستي براي آينده منطقه ازجمله براي تركيه، عربستان و حتي پاكستان با پيگيري راهبرد «هژموني» و نيز تعقيب ايده «اسراييل بزرگ» و سپس نحوه ايجاد بازدارندگي بهويژه براي عربستانسعودي در جنگهاي آتي منطقه ميباشند.