صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۲۴ مرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۳۵۰۶۰
تاریخ انتشار: ۳۰ : ۲۰ - ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
خصوصی‌سازی، نه واگذاری هول‌هولکی؛ تجربه‌ای که نباید دوباره تکرار شود
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

این روزها بار دیگر بحث واگذاری سهام سایپا داغ شده و همان‌طور که در چند سال گذشته بارها دیده‌ایم، بخش قابل‌توجهی از این گفت‌وگوها حول یک محور می‌چرخد: هرچه سریع‌تر بنگاه از دست دولت خارج شود. اما تجربه چند دهه اخیر اقتصاد ایران نشان داده که خروج یک شرکت از تصدی‌گری دولتی، به‌خودی‌خود تضمینی برای بهبود وضعیت آن نیست. صورت‌مسئله اصلی این نیست که «آیا باید خصوصی شود یا نه»، بلکه این است که «چگونه و به چه کسی واگذار شود».

 

پرونده خصوصی‌سازی در ایران پر است از نمونه‌هایی که نشان می‌دهد صرفِ تغییر مالکیت، بدون برنامه صنعتی روشن، بدون شفافیت در ارزش‌گذاری و بدون نظارت مؤثر، می‌تواند یک بنگاه صنعتی را به‌جای احیا، به سمت افول ببرد.

 

 ارج؛ نمادی که دیگر نیست

 

یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های خصوصی‌سازی ناموفق در صنعت کشور، سرنوشت «ارج» است؛ برندی که زمانی یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لوازم‌خانگی ایران بود و برای نسل‌ها به‌عنوان یک نام معتبر صنعتی شناخته می‌شد. واگذاری این مجموعه، به‌جای آنکه با ورود سرمایه، فناوری روز و مدیریت حرفه‌ای همراه باشد، در عمل به تعطیلی خطوط تولید، از دست رفتن اشتغال و محو تدریجی برند انجامید. از اینرو ارج امروز بیشتر به‌عنوان یک هشدار در ادبیات اقتصادی کشور یاد می‌شود تا یک الگوی موفق خصوصی‌سازی.

 

این تجربه به‌تنهایی کافی است تا هر تصمیمی درباره واگذاری بنگاه‌های بزرگ صنعتی، از جمله خودروسازان، با احتیاط و پرسشگری بیشتری دنبال شود.

 

رشد فروش روی کاغذ، فشار زیان در ترازنامه

 

نمونه نزدیک‌تر و تازه‌تر را می‌توان در عملکرد اخیر یکی از خودروسازان دید؛ خودروسازی که چند سال پیش با وعده‌های بزرگ درباره احیا از طریق مدیریت بخش خصوصی، مسیر واگذاری را طی کرد. بر اساس صورت مالی سه‌ماهه منتهی به خرداد ۱۴۰۵، هرچند درآمد عملیاتی شرکت نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۲۴ درصد رشد کرده، اما بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته با شیب تندتری، حدود ۳۵ درصد، افزایش یافته است. نتیجه این شکاف، رشد ۱۳۶ درصدی زیان خالص شرکت بوده است.

 

به بیان ساده‌تر، آمارهای پرزرق‌وبرقی مثل رشد ۵۷ درصدی فروش ریالی در سال گذشته، عمدتاً بازتاب تورم بوده‌اند نه بهبود واقعی کارایی تولید؛ چرا که رشد فروش از نظر تعدادی تنها ۴ درصد بوده است. این تناقض میان روایت ‌ای «رشد» و واقعیت ترازنامه‌ای «تشدید زیان»، دقیقاً همان نکته‌ای است که در هر بحث درباره واگذاری بنگاه‌های بزرگ صنعتی باید مورد توجه قرار گیرد؛ عدد رشد فروش به‌تنهایی معیار موفقیت یک خصوصی‌سازی نیست.

 

مساله، «واگذاری» نیست؛ مساله «چه کسی و برای چه هدفی» است

 

نکته‌ای که در بسیاری از این بحث‌ها نادیده گرفته می‌شود این است که خریداران بالقوه یک بنگاه بزرگ صنعتی، همیشه با هدف توسعه صنعت وارد میدان نمی‌شوند. در شرایط فعلی که برخی از خواستگاران واگذاری سایپا و مشابه آن، بیشتر به‌دنبال گسترش قدرت انحصاری خود در زنجیره خودرو یا تأمین منافع گروهی هستند تا سرمایه‌گذاری واقعی، فشار برای «واگذاری هرچه سریع‌تر» می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

 

اگر خصوصی‌سازی به ایجاد یک بنگاه رقابتی، انتقال فناوری، توسعه محصول و افزایش بهره‌وری منجر شود، اتفاقی مثبت است. اما اگر تنها به جابه‌جایی یک دارایی بزرگ ملی از یک ساختار به ساختار دیگر بینجامد و در نهایت قدرت بیشتری در اختیار گروهی محدود از بازیگران قرار دهد، آن‌گاه باید با دقت بیشتری درباره ریسک انحصار و منافع عمومی سخن گفت.

 

خصوصی‌سازی هدف نیست، ابزار است

 

بدین جهت سرمایه ملی نه باید ارزان فروخته شود و نه برای همیشه در قفس مدیریت دولتی باقی بماند. اما میان این دو نقطه، یک مسیر درست وجود دارد و آن واگذاری شفاف، مبتنی بر ارزش‌گذاری واقعی، با انتخاب خریدارانی که برنامه صنعتی روشن دارند، نه صرفاً بیشترین توان مالی برای خرید یک دارایی بزرگ. تجربه ارج و روند اخیر ایران‌خودرو، هر دو یادآور این واقعیت‌اند که «واگذار شدن» به‌تنهایی هیچ تضمینی برای بهبود نیست؛ آنچه تضمین می‌دهد، کیفیت و شفافیت فرآیند واگذاری است.