پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : گاردین نوشت: او همیشه یک قدم جلوتر بود. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶، بهعنوان یک چهره کاملاً خارج از ساختار سیاسی، به شکلی بسیار غیرمنتظره رئیسجمهور آمریکا شد و در سال ۲۰۲۴ نیز با بازگشتی شگفتانگیز بار دیگر پیروز انتخابات شد. حتی مخالفانش نیز، با اکراه، او را نابغهای سیاسی میدانستند که غریزهای کمنظیر برای بهرهبرداری از نارضایتیهای عمومی داشت؛ غریزهای که کارشناسان به اصطلاح خبره را بارها سردرگم میکرد.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: اما حالا این پرسش مطرح شده که آیا این نبوغ تاریک سیاسی، کارایی خود را از دست داده است؟
ترامپ در باتلاق یک جنگ نامحبوب گرفتار شده، بیش از حد درگیر ساختوساز بناهای یادبود در واشنگتن است و در پی یافتن سخنگوی جدیدی برای کاخ سفید است، پس از آنکه سخنگوی مطبوعاتیاش استعفا داد. اگر این رئیسجمهور ۸۰ ساله عمداً تلاش میکرد حزب جمهوریخواه را در انتخابات میاندورهای نوامبر به شکست بکشاند، مشخص نیست چه کار دیگری میتوانست انجام دهد.
چارلی سایکس، نویسنده و مجری محافظهکار، میگوید: «او همیشه غریزهای سیاسی و تقریباً خزنده برای تشخیص نظر افکار عمومی داشته که به خوبی به او خدمت کرده است. اما دیگر چندان آن را نمیبینید. دیگر توانایی او برای درک فضای سیاسی را نمیبینید. به نظر میرسد در مسائلی مثل هزینه زندگی، جنگ و حتی تصویری که از طلاکاری همهچیز و تبدیل واشنگتن به چیزی افتضاح به وجود آورده، کاملاً از واقعیت فاصله گرفته و اصلاً برایش اهمیتی ندارد.»
ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود قیمتها را کاهش دهد و آمریکا را از درگیریهای خارجی و جنگهای بیپایان دور نگه دارد. اما نتیجه برعکس شده است.
رأیدهندگان میگویند با بحران هزینه زندگی مواجهاند؛ بحرانی که تعرفههای گسترده ترامپ نیز آن را تشدید کرده است. طبق آمار دولتی، هزینه خرید مواد غذایی برای مصرف خانگی در شهرهای آمریکا از ابتدای سال ۲۰۱۹ تاکنون ۳۳ درصد افزایش یافته است.
قیمت بنزین نیز برای این مقطع از سال به رکورد تاریخی رسیده که بخشی از آن ناشی از جنگ آمریکا با ایران است؛ جنگی که بدون هیچ نشانهای از پایان ادامه دارد.
در همین هفته مشخص شد که ترامپ به دلیل احتمال وجود یک طرح ترور از سوی ایران، پس از نشست ناتو در ترکیه مجبور شده بود خودش را در یک کامیون حمل غذای پذیرایی پنهان کند و بهطور مخفیانه هواپیمای خود را تغییر دهد؛ این در حالی است که ترامپ مدعی است توان نظامی ایران را نابود کرده است.
درگیری دولت آمریکا به یک خونریزی روزانه و فرسایشی منابع تبدیل شده که در حال حاضر برآورد میشود روزانه حدود یک میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته باشد.
منتقدان معتقدند دولت ترامپ در واقع عزم ایران را تقویت کرده و برای تهران اهرم فشار جهانی فراهم آورده است؛ بهویژه از طریق تنگه هرمز.
از دید آنها، این وضعیت خیانتی به رویکرد عدم مداخلهگرایانهای است که زمینهساز ظهور ترامپ در عرصه سیاسی بود و نسلی از رأیدهندگان ناراضی را به خود جذب کرد.
کورت باردلا، تحلیلگر سیاسی و دستیار سابق کنگره، میگوید: «آنچه اکنون شاهدش هستیم، فروپاشی کامل همه چیزهایی است که دونالد ترامپ، جنبش مگا و جمهوریخواهان میگفتند نماینده آن هستند. آنها مخالف جنگهای بیپایان در خاورمیانه بودند و خودشان یک جنگ در خاورمیانه را بدون هیچ راهبردی برای خروج از آن آغاز کردند. قرار بود دیگر پول آمریکایی در خارج از کشور هزینه نشود؛ اما ما اکنون روزانه یک میلیارد دلار برای این جنگ بدون پایان هزینه میکنیم.»
با این حال، رئیسجمهور ظاهراً دغدغههای دیگری، از جنس زیباییشناسی، دارد.
ترامپ از زمان بازگشت به قدرت در سال گذشته، زمان و انرژی زیادی را صرف پروژههای عمرانی در واشنگتن کرده است؛ از جمله تالار بزرگ کاخ سفید و سکوی فرود بالگرد، یک طاق پیروزی و طرح ناموفق بازسازی حوضچه یادبود لینکلن.
باردلا اضافه میکند: «در حالی که او به این ماجراجویی در خاورمیانه ادامه میدهد؛ ماجراجوییای که باعث افزایش هزینه زندگی شده، و همزمان منابع را صرف حک کردن نام خودش روی چیزها و ساخت تالارهای رقص و بناهای یادبود برای خودش میکند، مردم آمریکا میگویند: "این دیگر چیست؟" اگر واقعاً شرایط را بهطور عینی نگاه کنید، این تنها واکنش واقعبینانهای است که میتوانید داشته باشید.»
دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ با بزرگ فکر کردن تعریف شده است؛ از گرینلند و ونزوئلا گرفته تا ایران؛ اما در عین حال با کوچک فکر کردن نیز همراه بوده است.
هیئت مدیرهای که او برای مرکز هنرهای نمایشی جان اف. کندی منصوب کرد، نام ترامپ را به نام این مجموعه اضافه کرد؛ اقدامی که یک قاضی دستور داد متوقف شود. با این حال، همین هفته هیئت مدیره رأی داد عبارت «بازسازی و نوسازیشده توسط رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ» نیز زیر تابلوی اصلی مرکز اضافه شود.
بر اساس کتاب «تغییر رژیم: درون ریاستجمهوری امپراتوری دونالد ترامپ» نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان، روزنامهنگاران نیویورکتایمز، ترامپ در دفتر بیضی با یک لوله چسب قوی دیده شده است که تلاش میکرد تزئینات طلایی را به شومینه مرمری بچسباند.
هابرمن تخمین میزند که ترامپ اکنون ۷۰ درصد فضای ذهنی خود را به پروژههای بازسازی و «بناهای یادبود برای خودش» اختصاص میدهد.
او در برنامه ویدیویی Behind the Curtain شبکه آکسیوس گفته است که خودش و سوان در ماه مارس به دیدار ترامپ در دفتر بیضی رفته بودند: «فکر میکنید در روز هفدهم جنگ، او باید نقشههای خاورمیانه یا نقشه استقرار نیروها را روی میز داشته باشد؛ چه میدانم؟ اما او این تصاویر را برمیدارد و آنها تصاویری از درختان افرا هستند و میگوید: "من دارم درختان افرا را برای کاخ سفید انتخاب میکنم. من در انتخاب درختان خوبم."»
او تأکید میکند که این نقلقول را دقیقاً به همان شکل به یاد نمیآورد، اما مضمون سخنان ترامپ همین بوده است.
اینکه رئیسجمهور بیشتر درگیر این است که ستونهای تالار بزرگش بیشتر یادآور آتن یا روم باشند و همچنین مشغول تلاشهای دیگری برای ماندگار کردن میراث خود در قالب سنگ و مرمر باشد، برای تارا ستمایر، مدیر سابق ارتباطات جمهوریخواهان در کنگره و منتقد قدیمی ترامپ، چندان تعجبآور نیست.
او میگوید: «دونالد ترامپ تمام عمرش یک خودشیفته و خودشیفته افراطی بوده است. حتی در بخش خصوصی نیز نام خودش را روی ساختمانها و تعداد زیادی از کسبوکارهای برندشده ناموفق گذاشته است؛ از استیکهای ترامپ و شرکت هواپیمایی ترامپ گرفته تا دانشگاه ترامپ، آب ترامپ و شراب ترامپ. چرا کسی تعجب میکند که او همین نوع خودشیفتگی را به دوره دوم ریاستجمهوریاش هم منتقل کرده باشد، آن هم در شرایطی که دارد پول دیگران را خرج میکند؟»
او ادامه میدهد: «مشکل این بوده که حزب جمهوریخواه به او اجازه داده از این رفتارها خلاص شود؛ به ضرر خودش. به همین دلیل است که افراد بیشتری در حلقه داخلی او نگران شدهاند که این وضعیت چه تأثیری بر انتخابات میاندورهای و کنترل کنگره خواهد گذاشت.»
در واقع، گفته میشود جمهوریخواهان در سکوت دچار وحشت شدهاند که ترامپ ممکن است باعث شود آنها مجلس نمایندگان را از دست بدهند و حتی کنترل سنا نیز در معرض خطر قرار گیرد.
یک نظرسنجی ملی دانشگاه کوئینیپیاک که اواخر ماه گذشته منتشر شد، نشان داد میزان رضایت از عملکرد ترامپ به پایینترین سطح تاریخی خود یعنی ۳۲ درصد سقوط کرده، در حالی که ۵۸ درصد از عملکرد او ناراضی بودند.
این نظرسنجی همچنین نشان داد شش نفر از هر ۱۰ آمریکایی با اقدام نظامی آمریکا در ایران مخالفاند.
رؤسای جمهور گذشته، مانند جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۶ و باراک اوباما در سال ۲۰۱۰، نیز انتخابات میاندورهای دشواری را تجربه کردند، اما تلاش کردند با حزب خود همکاری کنند تا دستکم میزان شکست را کاهش دهند.
ریک ویلسون، یکی از بنیانگذاران گروه ضدترامپ «لینکلن پراجکت»، میگوید: «در هر دو مورد، تلاشهای آنها موفق نبود؛ اما تصور کنید اگر باراک اوباما میگفت "میخواهم یک سالن بسکتبال در کاخ سفید بسازم" یا جورج بوش میگفت "میخواهم یک زمین گلف بسازم"، آن شرایط چقدر کابوسوارتر میشد.»
او ادامه میدهد: «در عوض، اکنون تصویر کاملاً متفاوتی از این کاخ سفید میبینید؛ تصویری که میگوید "ما به هیچ چیز دیگری اهمیت نمیدهیم جز تالار بزرگ و طاق و تمام این چیزهای بیاهمیتی که او میخواهد روی آنها تمرکز کند." این از نظر سیاسی تصویر بسیار بدی است و برای حزب کاملاً خطرناک است، چون آنها در حال حاضر هیچ دستاوردی برای عرضه به رأیدهندگان ندارند.»
این احساس ناخوشی سیاسی در این هفته عمیقتر شد؛ زمانی که کارولین لیویت، جوانترین فردی که تاکنون سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید بوده، اعلام کرد در پایان ماه از سمت خود کنارهگیری خواهد کرد.
توضیح رسمی این بود که این زن ۲۸ ساله میخواهد زمان بیشتری را با خانواده جوان خود بگذراند، اما زمانبندی استعفای او برای دولتی که تلاش میکند از یک بحران پس از بحران دیگر خارج شود، نامناسب بود.
برای رئیسجمهوری که تمام تصویر ذهنیاش از خودش بر پایه پیروز شدن بنا شده، درک اینکه در داخل کشور با شکست انتخاباتی و در خارج از کشور با تحقیر مواجه است، میتواند یک بحران وجودی ایجاد کند.
سایکس میگوید با اینکه دانش تاریخی ترامپ به شکل مشهور ضعیف است، او اخیراً شروع کرده به فکر کردن درباره ارواح ریاستجمهوریهایی که به دلیل اشتباهات خارجی نابود شدند.
او میگوید:«خیلی جالب است که در کتاب مگی هابرمن، ترامپ خودش را با ناپلئون، اسکندر مقدونی و سزار مقایسه میکند، اما عمیقترین ترس فعلی او این است که تبدیل به هربرت هوور یا جیمی کارتر شود.»
با این حال، ابرهای سیاسی ترامپ یک حاشیه طلایی نیز دارند.
او در نخستین سال دوره دوم ریاستجمهوریاش، به لطف داراییهای رمزارزی، منافع تجاری خارجی و کسبوکار Truth Social، حدود ۲.۲ میلیارد دلار ثروتمندتر شده است.
سایکس در پایان میگوید: «او نتوانسته هزینه زندگی را کاهش دهد، نتوانسته احترام بیشتری برای آمریکا به دست بیاورد و نتوانسته در جنگ پیروز شود؛ اما در عوض موفق شده با سوءاستفاده از مقام خود، چندین برابر ثروتمندتر و میلیاردرتر شود.»